معرفی وبلاگ
فعالییت سازمان زنان انقلاب اسلامی در پی انسجام و هماهنگی و شناسایی زنان فعال منطقه بسته به مهارت و توانمندیی انها در جهت رفع نیازمندرهای زنان ان منطقه . خواهرم بسته به نیاز فکری و روحی و مادی خود با ما هم سخن شو بهترین خوبی ها نزد زنان است امام صادق(ع) باهم شویم ،یکی شویم درمانی برای دردی شویم ............ آن لحظه اي كه زن در خانه خود مي ماند و (به امورزندگي و تربيت فرزند مي پردازد)به خدا نزديكتر است.حضرت زهرا (س)
صفحه ها
دسته
لينك سازمان زنان انقلاب
لينك عاشقان امام نقي
مرگ بر شاهين نجفي(مرتد)
جانم فداي غربتت يا امام نقي (ع)
امام من مهدي
فرهنگ الهي
گل نرگس
اس ام اس جديد
شعرهاي داريوش دوسراني
صهيون ستيزي
شيعه
مجله فيروز جاه
منتظران ظهور
ديار عشق
خدا
بهترين دوست فقط خدا
تنها عشق من خداست
شوق شهادت
سايه
سايه طلبه جوان
سايت شخصي سيد محمد انجوي نژاد
مدرسه علميه الزهرا(س) نصر تهران
☫عشق=خامنه اي☫
خانم دكتر نگار
در طلب معرفت...
گوهركمال ، حجاب برتر
ولايت عشق
غريب تر از غريب الغربا ... امام نقي (ع
غريب سامرا
بسم رب الهادي(ع)
شيدايي رهبر
وبلاگ شهيد همت
ماه نقره اي (بسم رب الشهدا)
مقتدر مظلوم
ولايت سيد علي
حامي رهبر
بسيجي بي ادعا
پايگاه اطلاع رساني استقامت
انفجار نور
ائمه اطها رو شهدا
فيض بوك
هادي نت
شهيدان زنده اند
دانلود جديد ترين مداحي
بهشت (محفل بسيجيان و رهروان شهدا
دينيست(اولين سايت اطلاع رساني ويژه مداحان)
سايت جامع مداحي
نور اسمان
سايت رسمي مداحان اهل بيت
ماه حرم ( روضه العباس)
جام تهي
ما مي توانيم
حمايت از اقتصاد و كار توليد ملي
منتظران مهدي
اخبار پيام نور
ره به ري
لینک دوستان
سايت مراجع تقليد
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1507006
تعداد نوشته ها : 3305
تعداد نظرات : 487
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

 

زنان در گفتمان‌سازي جامعه نقش محوري دارند

 

به گزارش ساجده: غزاله مرادي، مدير آموزش و پرورش ناحيه يك سنندج در هفتمين نشست از سلسله ميزگردهاي انتخاباتي ايسنا كه با حضور بانوان فرهيخته استان برگزار شد، با اشاره به اينكه نامگذاري امسال شايسته اتفاقات پيشرو است، اظهارداشت: ابعاد سياسي و اقتصادي اين شعار با توجه به نقش بانوان در خانواده و بالطبع آن در اجتماع با زنان مرتبط است.

وي با اعلام اينكه اقتصاد و سياست مانند دين و سياست با هم مرتبط‌ند، افزود: بانوان با توجه به نقش مهمي كه به عنوان مادران و اركان اصلي تربيت خانواده را بر عهده دارند، در ارتباط با بحث اقتصاد نيز گرداننده سكان اقتصادي خانواده هستند و بايد مخارج خانواده را تدبير و مديريت كنند.

دسته ها :
سه شنبه هفتم 3 1392 9:46

السلام عليكَ يا ابا عَبداللهِ وَ علي الاَرواح الَّتي حَلت بفنآئِكَ عليكَ مِني سلامُ الله ابداً ما بَقيتُ وَ بقيَ الليلُ وَ النهارَوَ لاجعلهُ اللهُ اخرَ العهدِمني لزيارتكم السلامُ علي الحسين وعلي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين

دسته ها :
سه شنبه هفتم 3 1392 1:10

alavi

دانلود سخنراني استاد رائفي پور با موضوع رئيس جمهور علوي(۲ و۳ خرداد۹۲) مشهد مقدس

۲ خرداد

دانلود تصويري جلسه اول با لينك مستقيم و حجم ۱۳۹ مگابايت

************************************************

دانلود صوتي جلسه اول با لينك مستقيم و حجم ۲۸ مگابايت

مدت زمان:۹۸ دقيقه

 

۳خرداد

دانلود تصويري جلسه دوم با لينك مستقيم و حجم ۱۲۰ مگابايت

***************************************************

دانلود صوتي جلسه دوم با لينك مستقيم و حجم ۳۹ مگابايت

مدت زمان:۸۶ دقيقه

***اللهم عجل الوليك الفرج***

منبع:www.Faraghlit.com

دسته ها :
سه شنبه هفتم 3 1392 1:6
 
افسران - قليان‌هايي با طعم سرطان!
 

به گزارش ساجده: كشيدن يك يا دو بار قليان در روز فرد استفاده‌ كننده را دچار اعتياد مي‌كند، در حالي ‌كه تصور غلط جامعه اين است كه دود حاصل از قليان از آب رد مي‌شود و مواد سمي آن از بين مي‌رود.

رواج باورهاي غلط در مورد قليان بين زنان و دختران

باورهاي غلطي كه درمورد مصرف قليان در جامعه و بخصوص در بين جوانان و نوجوانان رواج يافته، باعث افزايش شيوع مصرف قليان درجامعه به‌ويژه در بين دختران و زنان شده است.

از قرن 16 به بعد تصور نادرست طريقه سالم و ايمن مصرف تنباكو به صورت استفاده از قليان مطرح شد؛ زماني كه حكيمي بنام ابوالفتح پيشنهاد كرد كه دود بايد اول از يك محفظۀ آبي بگذرد تا به شكل بي‌ضرر درآيد.

 

 

اين عقيده اوليه به منظور پوشاندن عوارض تنباكو انگيزه‌اي و هدفي خوب را دنبال مي‌كرد، اما بدون هيچگونه شواهد مبني بر كاهش بيماري باعث تصور نادرست ايمن بودن مصرف تنباكو به شكل قليان شد.

امروزه تركيبات مخصوص تنباكو كه فروخته مي‌شوند، اغلب با ميوه، عسل، شهد و بعضي گياهان با غلظت زيادي طعم‌دار شده‌اند كه جذابيت كاذب در مصرف كننده ايجاد مي‌كند.

قليان از سيگار ضرر بيشتري دارد

هر وعده قليان برابر مصرف يك پاكت سيگار بوده و قليان در هر بار مصرف دود بسيار زيادتري را در مقايسه با كشيدن يك نخ سيگار ايجاد مي‌‌كند، به صورتي كه مصرف يك نخ سيگار بين 500 سي‌سي تا يك ليتر دود توليد مي‌‌كند، اما استفاده يك بار از قليان 10 تا 20 ليتر دود توليد مي‌كند.

دود استنشاق ‌شده از قليان، نه تنها همه مواد سرطان ‌زاي دود سيگار را دارا است، بلكه مونوكسيدكربن بيشتري هم دارد و در فرهنگ جامعه ما به اين حقيقت علمي توجهي نمي‌شود.

افراد سيگاري كه به طور متداول ‌8 تا ‌12 نخ سيگار در روز مصرف مي‌كنند، به طور متوسط با ‌40 تا ‌75 پُك كه به مدت ‌5 تا ‌7 دقيقه به طول مي‌‌انجامد، حدود ‌5 تا 6 ليتر دود استنشاق مي‌‌كنند و اين در حالي ‌است كه مصرف‌كننده قليان در هر وعده مصرف كه به طور متداول ‌20 تا ‌80 دقيقه طول مي‌‌كشد، حدود ‌50 تا ‌200 پُك مي‌زند كه هر پك به طور متوسط حاوي ‌15.0 تا يك ليتر دود است.

 

 

ميزان و عمق دَم در حركت دادن آب قليان بسيار مهم است و قليان با وجود اينكه كمتر مصرف مي‌‌شود، اما حجم دودي كه از طريق آن وارد بدن مي‌‌شود، 10 تا 20 برابر دود ناشي از مصرف سيگار است.

قلياني‌ها بيشتر در معرض سرطان هستند

تحقيقات ثابت كرده است كه افراد سيگاري تا زماني كه ميزان نيكوتين دريافتي در آنها به آستانه مورد نياز براي رفع حالت وابستگي برسد، به كشيدن سيگار ادامه مي‌دهند.

پس با فرض جذب بخشي از نيكوتين موجود در دود قليان در اثر عبور آن از آب، مصرف‌‌كنندگان قليان براي رسيدن به آستانه ارضاي وابستگي، با استنشاق مقادير بسيار زيادتر دود، در معرض مقادير بيشتري مواد شيميايي سرطان‌زا و گازهاي خطرناك مثل منو‌اكسيد‌كربن قرار مي‌گيرند.

اين موضوع مصرف‌‌كنندگان قليان و اطرافيان آنها را كه در مواجهه با دود تحميلي آن قرار دارند، همانند مصرف‌كنندگان سيگار به انواع سرطان‌ها، بيماري‌هاي قلب و عروق، تنفسي و آثار سوء در دوران بارداري مبتلا خواهد كرد.

كشيدن قليان حجم تنفسي بدن را كاهش داده و مواد سمي ناشي از نوع توتون و تنباكوي قليان، سلامت افراد را با خطر روبرو مي‌كند؛ اين تركيب به ‌علت حرارت زياد، موادي را وارد بدن مي‌‌كند كه عوارض ناگواري براي انسان به ‌دنبال دارد.

شخص مبتلا به بيماري‌هاي مختلف ريه اگر به استعمال دخانيات و كشيدن قليان ادامه بدهد، بدون شك مبتلا به سرطان ريه و دستگاه تنفسي خواهد شد، متأسفانه به اكثر تنباكو‌هايي كه در سال‌هاي اخير به بازار آمده اسانس‌هايي اضافه مي‌‌شود كه اين اسانس‌ها علاوه بر تحريك دستگاه تنفس موجب حساسيت و آلرژي مي‌شود، بنابراين علاوه بر بيماري‌هاي ذكر شده، رينيت آلرژيك و سرفه‌هاي مزمن همراه با خلط را براي فرد به همراه دارد.

 

 

اين تصور، تصوري كاملاً غلط است، كه اگر دود قليان وارد ريه نشود و فقط از راه دهان خارج شود، آسيبي به ريه‌ها وارد نمي‌‌شود، چراكه دود از طريق مخاط دهان و حنجره جذب بدن گشته و آثار سوء خود را مي‌گذارد.

حتي در هوايي كه دود قليان آزاد مي‌‌شود، افرادي كه قليان نمي‌‌كشند و در معرض دود قرار گرفته‌اند، در طولاني‌ مدت دچار عوارض آن خواهند شد.

نيكوتين موجود در قليان منجر به تخريب حبابچه‌هاي ريه مي‌شود

برخلاف تصور عمومي كه عده‌اي معتقدند، وجود آب قليان جلوي مواد مضر و سمي آن را مي‌‌گيرد،‌ بيشتر اين مواد سمي از جمله نيكوتين و خاكستر وارد ريه مي‌شوند و به خاطر دَم‌هاي عميقي كه فرد براي جذب دود مي‌زند،‌ تخريب‌هاي جدي به حبابچه‌هاي ريه وارد مي‌شود.

همچنين به دليل مرطوب بودن راه‌هاي هوايي و مجراي خروج دود، قليان مي‌‌تواند عامل مهمي جهت رشد ميكروب‌ها و قارچ‌ها باشد و اين ميكروب‌ها و قارچ‌ها به راحتي توسط دود، وارد دستگاه تنفس شده و ايجاد عفونت‌هاي مزمن مي‌كند.

سرطان ريه،‌ سرطان لب و دهان و حنجره،‌ سرطان مري و معده،‌ لوزالمعده، كبد و سرطان روده بزرگ از عوارض بد‌خيم و زخم‌هاي گوارشي , ريفلاكس معده(برگشت اسيد معده به مري) ازجمله عوارض خوش‌خيم استفاده از سيگار و قليان هستند.

علاوه بر بيماريهاي مرتبط با تنباكو ، مصرف اشتراكي قليان مي‌تواند منجر به افزايش احتمال ميكروب سل و ويروسهايي مثل هرپس و هپاتيت شود.

سندرم تنباكو جنين مسلماٌ خطري براي زناني كه قليان هم مصرف مي‌كنند خواهد بود، اين زنان با افزايش خطر داشتن كودكاني با وزن كم هنگام تولد مواجه هستند.

بله اين است، مضرات تفريحي كه حاضر نيستيم، به خاطر حفظ سلامتي لذت كشيدن پُك‌هاي آنرا ترك كنيم.

فارس

...

.

 

دسته ها :
سه شنبه هفتم 3 1392 1:4
 
 

رسانه هاي عربي لحظاتي پيش از وقوع انفجارهاي تروريستي در مناطق مختلف بغداد خبر دادند.

به گزارش افكارنيوز، منابع خبري از انفجار خودروي بمبگذاري شده در منطقه البياع در جنوب غرب بغداد خبر دادند.

از سوي ديگر منابع امنيتي عراقي اعلام كردند: آمار انفجار خودرو بمبگذاري شده در ميدان النصر در خيابان السعدون به ۶ كشته و ۱۴ زخمي افزايش پيدا كرده است.

يك منبع امنيتي عراقي گفت: در اثر انفجار خودرو بمبگذاري شده در منطقه بغداد الجديده در جنوب شرقي بغداد يك نفر كشته و ۹ نفر ديگر زخمي شده اند.

از سوي ديگر شبكه الميادين از انفجار بمبي در پاركينگ نزديكي مرقد امام كاظم(ع) در بغداد خبر داد.

اين شبكه همچنين از انفجار بمب در بازاري در شمال بغداد خبر داد. الميادين همچنين از انفجار دو خودرو بمبگذاري شده در جنوب بغداد خبر داد كه بر اثر آن، ۵ نفر كشته و ۱۷ نفر ديگر زخمي شدند

دسته ها :
دوشنبه ششم 3 1392 20:44
 
افسران - افشاي شگرد جديد منافقين در فيس‌بوك براي انتخابات

به گزارش حوزه سياست خارجي باشگاه خبرنگاران به نقل از مؤسسه راهبردي ديده‌بان، شيوه تخليه اطلاعاتي منافقين كه پيش از اين به صورت دعوت به كار به عنوان خبرنگار صورت مي‌گرفت، اخيراً به شكل برگزاري نظرسنجي انجام مي‌شود.

بر پايه اين خبر شگرد قبلي منافقين كه در فيس‌بوك و از طريق دعوت به همكاري به عنوان خبرنگار با پوشش سايت «آژانس ايران خبر» صورت مي‌گرفت، با فعاليت دوباره اين سايت و از طريق نظرسنجي انتخاباتي پي‌گيري مي‌شود.

اين نظرسنجي‌ها كه با عنوان انتخابات صورت مي‌‌گيرد از سه طريق نظرسنجي در فيس‌بوك و شبكه‌هاي اجتماعي، سايت‌هاي خبري پوششي منافقين و تماس تلفني و پيامكي صورت مي‌گيرد.

در نظرسنجي‌هاي تلفني و پيامكي ابتدا سؤالاتي در خصوص شركت يا عدم شركت در انتخابات، احراز صلاحيت‌هاي شوراي نگهبان، نظرسنجي در خصوص كانديداها مطرح شده و در ادامه در خصوص نارضايتي از وضعيت معيشت و اقتصاد، سياست‌هاي نظام و تحصن و اعتصاب كارگران سوال مي‌شود.

بر اساس اين خبر در ارتباطات برقرار شده به منظور نظرسنجي، افرادي كه قابليت و ظرفيت فعاليت سياسي داشته باشند شناسايي شده و در پوشش خبرنگار از آنها دعوت به همكاري مي‌شود.

دسته ها :
دوشنبه ششم 3 1392 20:42
 
 

 رسولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله :

أوَّلُ مَن يَدخُلُ النّارَ أميرٌ مُتَسَلِّطٌ لَم يَعدِلْ، و ذو ثَروَةٍ مِنَ المالِ لَم يُعطِ المالَ حَقَّهُ، و فَقيرٌ فَخورٌ
نخستين كسي كه به دوزخ مي رود، زمامدار قدرتمندي است كه عدالت نورزيده و ثروتمند متمكّني است كه حقوق ماليش را نپرداخته و تهيدست فخر فروش است.

دسته ها :
دوشنبه ششم 3 1392 13:18
دسته ها :
دوشنبه ششم 3 1392 13:6

...

 

 دليل طراحي اين مطالعه، كاهش تولد نوزاد پسر در كشورهاي پيشرفته صنعتي به ويژه انگلستان بوده است.

 

 

 

دليل طراحي اين مطالعه، كاهش تولد نوزاد پسر در كشورهاي پيشرفته صنعتي به ويژه انگلستان بوده است.

 

بر اساس مطالعه اي كه به صورت مشترك توسط دانشگاه آكسفورد و اكستر در انگلستان انجام شد، مشخص گرديد در مادران بارداري كه رژيم غذايي پر كالري دارند و به صورت مداوم وعده صبحانه را مصرف مي كنند، احتمال پسردار شدن بيشتر است.

 

براي انجام اين تحقيق، رژيم غذايي 740 مادر باردار مورد بررسي قرار گرفت. نتايج نشان داد 56 درصد مادران مورد مطالعه، كالري بالايي دريافت مي كردند و نوزاد آنها پسر بود.

 

علاوه بر اين، ‪ 45  درصد از مادراني كه صاحب نوزاد دختر شدند، از سطح تغذيه پايين تري برخوردار بودند.

 

 

محققان دريافتند مادراني كه نوزاد پسر به دنيا آوردند، در هنگام بارداري و پيش از آن از مواد غذايي حاوي پتاسيم، كلسيم و ويتامين ‌هاي C ،E و B12 استفاده كرده اند.

 

دليل طراحي اين مطالعه، كاهش تولد نوزاد پسر در كشورهاي پيشرفته صنعتي به ويژه انگلستان بوده است. اين تحقيق نشان داد كه در اين كشورها مردم اغلب تمايل به رژيم غذايي كم كالري دارند.

 

شرح و نتايج اين پژوهش در نشريه بيولوژي كالج سلطنتي انگليس به چاپ رسيده است.

گردآوري : گروه سرگرمي چيستا


.//

دسته ها :
دوشنبه ششم 3 1392 1:53

...

 
جدول پخش برنامه‌هاي تبليغاتي نامزدهاي رياست جمهوري از صداوسيما
 

به گزارش هشترود روي خط ، در مراسم قرعه كشي كه با حضور نمايندگان نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري برگزار شد، جدول زمان پخش برنامه هاي تبليغي نامزدها شامل مناظره‌هاي مشترك، گفت‌وگوهاي راديويي و مستندهاي تبليغاتي آنها از شبكه هاي راديويي و تلويزيوني مشخص شد.
 
بر اساس اين گزارش، طبق قرعه‌كشي انجام‌شده، شماره ويژه هر كانديدا با حضور نماينده قانوني اش مشخص شد.
 
مطابق قرعه‌كشي انجام‌شده، محسن رضايي با شماره 18 ، علي اكبر ولايتي با شماره 13، محمدباقر قاليباف با شماره 16، غلامعلي حداد عادل با شماره 14، محمدرضا عارف با شماره 11، محمدغرضي با شماره 17، حسن روحاني با شماره 12 و سعيد جليلي با شماره 15 شناخته شدند.

يکشنبه پنجم 3 1392 20:57

دكتر حسن عباسي و حجت الاسلام پناهيان

افسران - دكتر حسن عباسي و حجت الاسلام پناهيان
 
دسته ها :
يکشنبه پنجم 3 1392 14:20

...

 
افسران - عزاداري در حرم حضرت زينب (س) شب شهادت

سلام من به توئي كه ز جنس دريائي

توئي كه معتكف چارگوش صحرائي

توئي كه مثل بهاري ... شبيه باراني

توئي كه زلزله و رعد را مسمّائي

سلام من به قيام پر از قيامت تو

به قدّ و قامت سبز توئي كه رعنائي

سلام من به مناجات نيمه شبهايت

و بر خضوع و خشوع توئي كه والائي

توئي كه زينت هفت آسمان و اهل بهشت ...

... توئي كه صاحب دلهاي اهل دنيائي

تو مثل مريم و حوا، چو آسيه، ساره ...

... تو مثل مادر خود در عفاف يكتائي

تو سيدالشهدا (ع) را غرور ميبخشي

تو زينت علي (ع) و افتخار زهرائي

تو كوه صبري و درياي حلم و دشت وقار

تو وارث همه ي سينه هاي سينائي

تومثل چادر زهرا (س)، تو مثل هيزم و دود

پر از شراره و داغي، پر از تك و تائي

تو روضه خوان تماميِ داغهاي حسين

تو اشكريز هزاران بلاي عظمائي

توئي سكينه ي قلب سكينه و كَبْشه (*)

تو آشناي غم جانگداز ليلائي

توئي تو يكه علمدارِ بعد از عاشورا

تو پرچم ظفرت را به عرش مي سائي

هميشه روضه ي من: "واي از دل زينب"

هميشه گريه ي من بر توئي كه تنهائي

ميان مجلس نامحرمان مگو كه چه شد ..

ميان طشت طلا ... خيزران ... مگو كه چه شد ..

...

دسته ها :
يکشنبه پنجم 3 1392 10:14

.....

..

جوانان ايراني براي دفاع از حرم حضرت زينب(س) در سوريه اعلام آمادگي كنند

افسران - جوانان ايراني براي دفاع از حرم حضرت زينب(س) در سوريه اعلام آمادگي كنند

 ستاد كنگره بين‌المللي امام علي(ع) از آحاد مردم و جوانان براي حضور در مراسمي و اعلام آمادگي قلبي و عملي نسبت به حفاظت حرم حضرت زينب كبري(س) و حضرت رقيه(ع) دعوت كرد.

به گزارش سرويس فضاي مجازي خبرگزاري فارس، روزنامه روزنامه جمهوري اسلامي امروز يكشنبه 05/03/92 نوشت: روابط عمومي ستاد كنگره بين‌المللي امام علي النقي(ع) اعلام كرد با توجه به تحولات ميداني كشور سوريه و شهادت روزانه برادران ديني و مذهبي سوري - لبناني و عراقي كه از غائله صهيونيستي - وهابي در راستاي دفاع از حرم فرزندان پيامبر مكرم اسلام(ص) بخصوص حضرت زينب كبري(س) محافظت مي‌كنند، اين ستاد دومين مراسم اعلام آمادگي جوانان مسلمان با غيرت ايراني را به عنوان مدافعان حرم در شام شهادت حضرت زينب كبري(س) برگزار مي‌نمايد.

اين ستاد از آحاد مردم و جوانان براي حضور در اين مراسم و اعلام آمادگي قلبي و عملي نسبت به حفاظت حرم حضرت زينب كبري(س) و حضرت رقيه(ع) دعوت كرد.

اين مراسم امروز يكشنبه مورخ 5/3/1392 با برگزاري نماز مغرب و عشاء در حسينيه امام موسي بن جعفر(ع) واقع در ميدان خراسان آغاز مي‌شود.

....

دسته ها :
يکشنبه پنجم 3 1392 10:2

 

افسران - به علي شناختم من به خدا قسم خدا را ...

به علي شناختم من به خدا قسم خدا را ...

دسته ها :
يکشنبه پنجم 3 1392 1:19

...






هنوز پنج‏سال از تولد زينب عليها السلام نگذشته بود كه هنگامه رحلت پدر بزرگ گرامي‌اش رسول الله صلي الله عليه و آله فرا رسيد. در يكي از آن روزهاي غمبار و حادثه ساز بود كه زينب عليها السلام صبح زود براي تعبير رؤيايي كه شب قبل با ديدن آن پريشان شده و روحش ر آزار مي‏داد به كنار بستر جدش رسول اكرم صلي الله عليه و آله شتافته و عرضه داشت: اي جد بزرگوار! خواب ديدم كه در اثر وزش تند بادي، هوا تاريك شد و من از وحشت آن در پشت درخت‏بزرگي پناه گرفتم، كه ناگهان آن درخت عظيم در اثر فشار باد از جاي كنده شد . خود را به درخت ديگر رساندم كه شاخه همان درخت‏بود، اما تند باد سخت آن را نيز از جاي بركنده و با خود برد . پس از آن به شاخه‏اي ديگر از آن درخت پناه بردم، آن هم شكست . آنگاه خود را به دو شاخه باقيمانده رساندم، اما آن‏ها نيز يكي بعد از ديگري در مقابل وزش توفان از من جدا شدند و من از شدت اضطراب از خواب بيدار شدم .

با شنيدن سخنان دختر 5 ساله، اشك در چشمان پيامبر حلقه زد و فرمود: دخترم! اما آن درخت‏بزرگ من هستم كه از ميان شما مي‏روم و شاخه اول آن مادرت فاطمه عليها السلام است . شاخه دوم پدرت علي عليه السلام و دوتاي ديگر برادرانت‏حسن و حسين عليهما السلام هستند كه با رفتن آن‏ها جهان تيره و تار مي‏گردد *


پي نوشت:

زينب الكبري، ص‏34 .
منبع:
پاك‏نيا، عبد الكريم، مجله‌ي مبلغان ،مرداد 1381،

....

 

دسته ها :
شنبه چهارم 3 1392 21:29



الا بقاي شريعت ز پاسداري تو
تداوم ره عترت ز اشك جاري تو
سلام بر تو كه اسلام از تو جاويد است
فروغ مكتب عشق است يادگاري تو
تو در جهاد حسيني شريك او بودي
كه داغهاي دلت بود زخم كاري تو
شنيده گوش زمان ناله هاي جانسوزت
و ليك ديده گردون نديده زاري تو
توئي عزيز خدا و خدا كند خوارش
هر آن كسي كه سخن آورد زخواري تو
اسير دشت بلا زينب اي عقيله وحي
به صبر درس وفا داد بردباري تو
حسين و آن همه قدرت براي كرببلا
هنوزه بود نگاهش به دست ياري تو
حسين دست كرامت به سينه تو گذاشت
كه سر فرازي ات افزود و پايداري تو
ره نجات نشان داده اي به دشمن هم
زهي گذشت و شگفتا بزرگواري تو
تو خويش را سپر جان كودكان كردي
به حيرتم ز امانت نگاهداري تو
تو اي اميد دل اهل بيت يا زينب
مرا كشلانده به اينجا اميدواري تو
برند سرمه ملائك زخاك درگاهت
مؤيد آمده اينجا به خاكساري تو
دسته ها :
شنبه چهارم 3 1392 18:46
السلام عليك يا ام‌المصائب يا زينب!





سلام بر تو! سلام بر زني كه دشمن خون سرش را بر ستون‌هاي كجاوه ديد ولي تضرعش را نديد!

مگر نه ابراهيم خليل پيش از تو گريست؟ مگر نه داغ تو جگر نوح را سوزاند؟

مگر نه اسارتت آتش به جان موسي زد؟
«و بكي لمصائبها ابراهيم الخليل و نوح و موسي الكليم.»
و مگر نه خداوندي كه به شهادت حسين عاشقانه مي‌نگريست اسارت تو كوه‌هاي خشمش را لرزاند و اقيانوس آرام صبرش را متلاطم كرد؟ و غضب بسببها الرّب الجليل.



پس بگذار گريه كنم اي حامي ولايت مظلوم! همسنگر امامت معصوم! يا تالي المعصوم! و چگونه آرام بگيرم بر مصيبتي كه حتي سم‌هاي اسبان را از اشك چشمانشان تر كرد.

«و راي الناس دموع الخيل تنحدر علي حوافرها علي التحقيق...»
«السلام عليك يا من نطحت جبينها بمقدم المحمل، اذارات راس سيدالشهداء و يخرج الدّم من تحت قناعها و من محملها، بحيث يري من حول‌ها الاعداء»

اگر نديده‌ بوديم كه علي با تو دردانه خويش چه مي‌كرد، اگر نديده بوديم كه حتي براي زيارت قبر پيغمبر، حسن و حسين را- دو برادر- از پس و پيش به همراهت مي‌فرستاد و تو را شبانه راهي زيارت مي‌كرد كه مبادا چشم هيچ نامحرمي به هيأت مقدس تو بيفتد، اگر نديده بوديم اين همه را شايد بدن كبودت از زخم تازيانه‌ها اين‌گونه خاكسترمان نمي‌كرد.
و آنگاه كه بر شتر بي‌جهاز آنسان سوارت كردند اين جمله را هرگز نمي‌گفتي كه: «اخي ابالفضل، انت الذي ركبتني اذا اردت الخروج من المدينه.»
برادرم! اباالفضل به هنگام خروج از مدينه تو بودي كه مرا بر مركب بنشاني...
عمه جان! مي‌داني كه اين كلام تو با جگر ما چه كرد؟

عمه جان! زينب! چشمي بر مصيبت‌هاي شما گريه مي‌كند و چشمي بر حلم تو.

چشمي نگاه تو را گريه مي‌كند و لرزش قلب تو را بر پيكر مظلوم عريان به خاك غلطيده برادر و چشمي ديگر باز، نگاه حليمانه و عارفانه تو را و قلب استوار تو را و نيز كلام شكننده تو را به ابن‌زياد كه «ما رايت الا جميلا.» چشمي بر اين كلام تو مي‌گريد در مصيبت حسيني كه «و احزناء عليك يا اباعبدالله» و چشمي ديگر بر اين حلم تو كه «و الي‌الله المشتكي»!

كسي پيكر خون‌‌آلود برادر حسين را بر خاك نظاره كند، بي‌عمامه و عبا و رداء و اعضاي تكه‌تكه شده، و تنها جدش را به شهادت بطلبد؟ و تنها به خدا شكايت كند؟... الله‌اكبر! خواهر ببيند كه «هذا حسين بالعراء مسلوب العمامه و الرداء، مقطع الاعضاء» و ... و فقط بگويد «و الي‌الله المشتكي»!

السلام عليك ايتها البعيدة من الاوطان، السلام عليك ايتها الاسيرة في البلدان، السلام عليك ايتها المتحيّرة في خرابة شام.
سلام بر تو اي بانوي غريب دور از وطن، سلام بر تو اي اسير شهر به شهر و اي زنداني وادي به وادي، سلام بر تو اي كه در خرابه شام مسكن گزيدي. سلام بر تحير تو به هنگام ديدن سر برادر و سلام بر تسلط تو، سلام بر صبر تو و سكوت تو و فرياد تو و قنوت تو!
سلام بر تعبد تو! سلام بر آخرين كلام حسين با تو!
يا اختاه! لاتنساني في نافلة‌الليل، خواهرم در نماز شب فراموشم نكن!
سلام بر ملتمس دعاي حسين! سلام بر نمازهاي شبانه بي‌انقطاع تو! سلام بر نماز شب نشسته عاشوراي تو!

دسته ها :
شنبه چهارم 3 1392 18:41

..


حضرت زينب كبرى عليها السلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم يا ششم هجرى قمرى در شهر مدينه منوّره متولّد گرديده و جهان را به قدوم خويش مزين فرمودند.

نام مبارك آن بزرگوار زينب، و كنيه گراميشان ام الحسن و ام كلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صدّيقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولية اللّه العظمى، ناموس الكبرى، شريكة الحسين عليهالسّلام و عالمه غير معلّمه، فاضله، كامله و ... پدر بزرگوار آن حضرت، اوّلين پيشواى شيعيان حضرت اميرالمؤمنين على بن ابيطالب عليهماالسّلام، و مادر گرامى آن بزرگوار، حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه عليها مي باشد.
در آن زمان كه صديقه كبري (عليها السلام) به اين گوهر درياي عصمت و طهارت باردار بود، پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در مدينه حضور نداشتند و به سفري رهسپار بودند. هنگامي كه وجود مقدس زينب كبري (سلام الله عليها) متولد گشت، صديقه طاهره (عليها السلام) به اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمود كه چون پدرم در سفر است و در مدينه حضور ندارد، شما اين دختر را نام بگذاريد. آن حضرت فرمود: من بر پدر شما سبقت نمي گيرم، صبر نما كه به اين زودي رسول خدا باز خواهد گشت و هر نامي كه صلاح داند بر اين كودك مي نهد.
هنگامي كه سه روز گذشت، رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مراجعت نمود و و همانگونه كه رسم و سيره رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) بود، نخست، به منزل حضرت زهرا (عليها سلام ) وارد گشتند.


امام علي (عليه السلام) خدمت آن حضرت عرض كرد: يا رسول الله! خداوند متعال دختري به دخترت عطا فرموده است، نامش را معين فرماييد. فرمود: اگر چه فرزندان فاطمه اولاد من مي باشند، لكن امر ايشان با پروردگار عالم است و من منتظر وحي ميباشم. در اين حال جبرييل نازل شد عرض كرد: يا رسول الله! حق تو را سلام مي رساند و مي فرمايد: نام اين مولود را " زينب " بگذار، چرا كه اين را در لوح محفوظ نوشته ايم.
رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) قنداقه آن مولود گرامي را طلبيد و به سينه چسبانيد، ببوسيد و نامش را زينب نهاد و فرمود: به حاضرين و غايبين امت، وصيت مي نمايم كه حرمت اين دختر را پاس بدارند. همانا كه او به خديجه كبري (عليها سلام) شبيه است.

..

دسته ها :
شنبه چهارم 3 1392 17:37

 

 

هدف وهابيون از اين كار اين است كه بگويند، ولادت علي بن أبي طالب درون كعبه مسأله معجزه آسا و يا فضل و برتري نيست از همين رو هر زني مي تواند درون كعبه نوزاد خود را به دنيا آورد

به گزارش گروه فرهنگي "ره به ري" : اخبار رسيده به خبرنگار ما حاكي از آن است كه پيروان فرقه ضاله وهابيت قصد دارند با توطئه اي جديد، فضل و برتري حضرت علي عليه السلام را زير سؤال ببرند.

گفته مي شود بر اساس اين توطئه جديد و طراحي شده،‌ قرار است يك زن باردار به اصطلاح براي طواف كردن به كعبه نزديك شود،‌ و در همين هنگام وقت ولادت نوزاد وي فرا رسد، و مأموران حفاظت كعبه براي اينكه فارغ شدن اين زن باردار مقابل ديد مردم طواف كننده صورت نگريد، فورا درب كعبه را باز كنند و او را وارد كعبه كنند تا نوزاد وي درون كعبه متولد شود.

هدف وهابيون از اين كار اين است كه بگويند، ولادت علي بن أبي طالب درون كعبه مسأله معجزه آسا و يا فضل و برتري نيست از همين رو هر زني مي تواند درون كعبه نوزاد خود را به دنيا آورد.

در واقع پيروان اين فرقه منحرف كه خودشان نيز به ولادت حضرت علي عليه السلام درون كعبه اذعان دارند،‌ با اين كار تلاش مي كنند ولادت كودك ديگري درون كعبه را با حضرت علي شريك كنند تا اين حادثه را مسأله اي عادي و طبيعي جلوه دهند.

ناگفته نماند وهابيون همچنين چندي پيش تلاش كردند با پارچه مشكي رنگ كعبه،‌ شكاف و محل تولد حضرت علي عليه السلام كه ركن يماني ناميده مي شود را بپوشانند.

...

دسته ها :
شنبه چهارم 3 1392 10:36

...

ليلي جهان آرا، فرزند عبدالله جهان آرا(تيمسار بازنشسته ارتش)، كه به مناسبت ازدواج به حسين علي امير ارجمند به ليلي امير ارجمند شهرت يافت، در سال 1317 به دنيا آمد

به گزارش گروه اجتماعي "ره به ري" :

ليلي جهان آرا كه تحصيلات خود را در سال 1342 با دريافت فوق ليسانس كتابداري از دانشگاه رانگرز نيوجرسي به اتمام رسانيد، در دوران قدرت فرح ديبا صميمي ترين دوست او بود و به اين مناسبت به مشاغل متعدد و شامخ دست يافت و آخرين سمت وي عضو هيئت امناء و مدير عامل كانون پرورش فكر كودكان و نوجوانان بود.

 ساير مشاغل وي به شرح زير است: رئيس كتابخانه دانشگاه ملي، استاديار كتابداري دانشگاه تهران، رئيس كتابخانه شركت ملي نفت، عضو هيئت امناء بنياد آرشام، عضو هيئت مديره موزه علوم فنون. او از اسفند 1353 به عضو شوراي آموزش كشور منصوب شد. ليلي ارجمند و دوستي او با فرح ديبا او در دوران تحصيلات در فرانسه با فرح آشنا شد. آنها در دانشگاهي ثبت نام كردند كه استادان آن دانشگاه از كمونيست‌هاي فرانسه بودند.

در آن زمان فرح احتياج به يك دوست زيبا مثل ليلي داشت.شخصي كه آنقدر در اجتماع دوستانش منزوي بود، احتياج مبرمي به يك دختر خانم خوشگل و اجتماعي داشت كه بتواند به وسيله‌ي او وارد اجتماع شود. تا اينكه با ليلي جهان‌آرا روبه رو شد.

ليلي جهان آرا قبل از اينكه با فرح رابطه دوستي برقرار كند در دوران تحصيلش در نيوجرسي آمريكا با يك افسر اطلاعاتي كشور مجارستان كه در آمريكا مأموريت اطلاعاتي داشت و با مأمورين كا. گ. ب همكاري مي‌كرد رابطه داشت. او با تشويق دوست كمونيست مجارستاني‌اش براي نفوذ بيشتر بين دانشجويان ايراني مقيم فرانسه، رابطه‌ي دوستي با فرح ديبا برقرار كرده بود.

ليلي جهان آرا مي‌دانست كه با اعمال نفوذ و راهنمايي دوست كمونيستش مي‌تواند فرح را به طرف اشخاصي كه با دربار نزديك بودند هدايت كند. اما آنها باور نمي‌كردند كه فرح ديبا روزي بتواند حتي با وزير دربار محمدرضا پهلوي ملاقات كند. نظر مأمور اطلاعاتي كشور كمونيست مجارستان اين بود كه فرح بتواند به يكي از كارمندان سطح پايين سفارت ايران در فرانسه نزديك شود.

ليلي جهان‌‌آرا حداكثر كوشش خود را مي‌كرد و از زيبايي خودش براي رسيدن به هدف استفاده مي‌كرد تا اينكه با اردشير زاهدي برخورد كردند. فرح توانست خرمراد را سوار شود و بالاخره ملكه ايران شد. ليلي امير ارجمند از دو طرف استفاده مي‌كرد. هر چه خودش مي‌توانست اخبار به دست بياورد كه آورده بود و هر چه نمي‌توانست از فرح ديبا مي‌گرفت، بعد هم تمام خبرهاي جمع‌آوري شده را به دوست كمونيست مجارستاني‌اش مي‌داد.

اين موضوع به وسيله‌ي ساواك فاش شداما شاه دستور داد كه كاري به خانم ليلي جهان‌آرا نداشته باشيدچرا كه دست فرح ديبا هم در كار بود. ليلي جهان‌آرا با دوستي و رابطه‌ي مرموز با فرح توانسته بود صاحب قدرت بزرگي در ايران شود. هر كاري دلش مي‌خواست انجام مي‌داد. فساد اخلاقي ليلي امير ارجمند جزء اولين كساني بود كه داشتن دوست دختر و دوست پسر را در ايران باب كرد .

او با اينكه يك شوهر رسمي داشت ، ولي داراي دو دوست پسر نيز بود كه گاه و بيگاه آنها را به خانه مي آورد و آنها را به شوهر خود معرفي مي كرد . با ورود ليلي امير ارجمند به دربار پهلوي ، شهوت راني ها و فساد ها به چند برابر سابق مي رسد . با ورود او به دربار باب جديدي از شهوتراني ها نيز براي محمد رضا گشوده مي شود .

تا پيش از ورود اين زن به دربار ، معمولا اكثر شهوتراني هاي محمد رضا به صورت نسبتا پنهاني انجام مي شد، اما پس از ورود امير ارجمند به دربار ، شهوت راني هاي وي در دربار شهره عام و خاص شد.حتي شايعاتي نيز مبني بر همجس گرايي شخص محمد رضا نيز به گوش مي رسيد كه اينها همه پس از ورود اين زن به دربار پهلوي و رواج شيوه هاي نا متعارف شهوتراني غربي در دربار بود.تا پيش از ورود اين زن به دربار ، معمولا اعمال خلاف عفت درباريان به صورت مخفي بود و كمتر به صورت علني مطرح مي شد و كسي به وجود اين گونه موارد پي مي برد .

...

شنبه چهارم 3 1392 10:30
دسته ها :
شنبه چهارم 3 1392 10:25



در باب زندگى اميرالمؤمنين عليه‌الصلاةوالسلام، شما يك اقيانوس را در نظر بگيريد.احاطه‌ى به همه‌ى ابعاد اين اقيانوس، در يك نگاه كه هيچ؛ در يك مطالعه‌ى طولانى هم براى يك انسان ميسر نيست. از هر طرف كه شما وارد مى‌شويد، دنيايى از عظمت مشاهده مى‌كنيد؛ درياهاى گوناگون، اعماق ژرف، موجودات آبى گوناگون و متنوع و اشكال مختلف از حيات و عجايب دريا! اگر اين بخش را رها كنيد و از بخش ديگر اين اقيانوس وارد شويد، باز همين داستان و همين ماجراست. اگر از قسمت سوم يا چهارم يا پنجم و يا دهمى وارد شويد - از هر جا كه وارد مى‌شويد - باز شگفتيهايى مشاهده مى‌كنيد. اين، يك مثال نارسا و كوچكى از شخصيت اميرالمؤمنين عليه‌الصلاة والسلام است. شما از هر طرف كه اين شخصيت را نگاه كنيد، خواهيد ديد عجايبى در آن نهفته است. اين،مبالغه نيست. اين، بازتاب عجز انسانى است كه سالهاى متمادى درباره‌ى زندگى اميرالمؤمنين عليه‌الصلاةوالسلام مطالعه كرده و اين احساس را در درون و وجود خود پيدا كرده است كه به على عليه‌السلام - اين شخصيت والا - با ابزار فهم معمولى؛ يعنى همين ذهن و عقل و حافظه و ادراكات معمولى، نمى‌شود دسترسى پيدا كرد. از هر طرف شگفتيهاست!

بيانات در خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران 12/11/1375
دسته ها :
جمعه سوم 3 1392 19:22

افسران - جزييات فتح قلعه خيبر به روايات مختلف

دليل موجهى وجود نداشته است تا يهود حجاز را (كه عرب و از نژاد عرب بودند) وادار به دشمنى با پيامبر (ص) ،دين و پيروانش كند.در آغاز طلوع فجر دولت اسلامى در آغاز هجرت پيامبر (ص) مى‏بينيم كه رسول اكرم عهدنامه‏اى مى‏نويسد كه روابط قبايل مقيم مدينه و اطراف مدينه را در آن تنظيم مى‏كند و به قبايل يهود هم حقوقى همانند حقوق مسلمانان اعطا مى‏كند.در آن عهدنامه آمده است:

 

«يهوديان و پيروان ما داراى حق هميارى و برابرى هستند،ستمى بر آنها روا نيست و نبايد مورد رفتار خصمانه واقع شوند...و يهود بنى عوف با گروندگان به اسلام يك امتند همه يهود،بردگانشان و خودشان، پيرو دين خود هستند،و مسلمانان نيز پيرو دين خود.مگر كسى كه مرتكب ظلمى و يا گناهى شود كه او جز خود را هلاك نساخته است.يهود بنى حارث،يهود بنى ساعده،يهود بنى جشم،يهود بنى الاوس، يهود بنى ثعلبه،جفنه و بنى الشطيه نيز درست همان حقوق يهود بنى عوف را دارند...يهود هزينه خود را عهده‏دار است و مسلمانان نيز مخارج خود را بر عهده دارند.و ميان ايشان در برابر كسى كه با پيروان اين نوشته بجنگد هميارى خواهد بود،و ميان آنان دوستى و صميميت و نيكى به يكديگر حاكم است نه تجاوز و گناه...» (1)

 

اين عهدنامه بحق از بهترين نوع خود در تاريخ آزادى اديان است و تنها اعلاميه‏اى‏است در اعلان حقوق بشر كه انسانيت در طول چندين قرن كه بر او گذشته نظير آن را نديده است.تصور نمى‏كنم،يهود در طول تاريخ خود،در سايه هر گونه حكومتى كه زندگى مى‏كردند،-جز در قرن حاضر!-به چنان پيمانى دست‏يافته باشند.

 

براستى كه انتظار مى‏رفت،از اين بزرگوارى پيامبر نهايت قدردانى بكنند و زير پرچم محمد (ص) در آيند و با شخصيت والاى او صميمانه رفتار كنند.بويژه در مورد دينى كه آيين يهود بدان بشارت مى‏دهد، و رسالت‏حضرت موسى را محترم شمرده است و به عنوان پيامى آسمانى مقدس و معتبر مى‏داند و چيزى از مقام آن نمى‏كاهد،بلكه نهايت تاييد را كرده و بزرگترين متمم و مكمل آن است.

 

همين يهوديان بودند كه در ابتدا با همسايه‏هاى بت‏پرست‏خود از پيامبر مورد انتظار سخن مى‏گفتند كه تورات بدان بشارت داده است (2) و آنان را به نزديكى ظهور آن حضرت تهديد مى‏كردند و خود را آماده مى‏كردند تا از پيروان او باشند.و ليكن موقعى كه پيامبر موعود ظاهر شد،و آنچه را كه مى‏خواستند خداوند در آن پيامبر نشان داد،همه چيز را نسبت‏به او فراموش كردند و در مقابل بزرگوارى و عدالت او به دشمنى برخاستند و هر نوع پيمانى را كه با او بسته بودند شكستند.

 

به هر حال،يهود شبه جزيره تصميم گرفت كه با تمام قواى خود به لشكر بت‏پرستان بپيوندد تا اين كه توده عرب،غرق در طوفان جهالت،فقر،نااميدى و بى‏قانونى خود بماند،همچنان كه قوى،ضعيف را بخورد و هيچ فردى از ساكنان آن سرزمين بر مال،جان و ناموسش امنيت نداشته باشد.براستى كه يهوديان و هم بت‏پرستان نمى‏خواستند جامعه براى حق طبيعى خود نسبت‏به اقامه دولتى قيام كند كه توده‏هاى پراكنده را متحد سازد و عدالت را در ميان توده‏ها برقرار كند و آن جامعه و ملل ديگر را متوجه آفريدگار جهان سازد،آفريدگارى كه بى‏شريك است و كسى جز او سزاوار پرستش نيست.اگر بگوييم كه خطر يهود شبه جزيره براى دولت اسلامى كمتر از خطر قبايل بت‏پرست‏با همه فزونى جمعيت‏بت‏پرستان نبوده است،سخنى درست گفته‏ايم.خواننده به ياد دارد كه دعوت كنندگان به جنگ از يهود بودند كه نزد بت‏پرستان مكه و غطفان براى جنگ مدينه رفتند و در سال پنجم هجرى بزرگترين نيروى كارآمد تا آن وقت را فراهم كردند و رودرروى مسلمانان قرار دادند و جنگ احزاب را به وجود آوردند.و هنگامى كه يهود بنى قريظه در آن جنگ ديدند خطر بت‏پرستان قوت گرفته است و دايره حضورش در پيرامون اسلام مستحكم شده است فرصت آينده را غنيمت‏شمردند و پيمان خود را با پيامبر شكستند و به دشمنان او پيوستند و در دشوارترين شرايطى كه پيامبر (ص) با آنها روبرو بود، با نفرات و ابزار به دشمن پيوستند تا ريشه خطر را از بيخ بركنند و نابود سازند.

وادي‌ خيبر جلگه وسيع حاصل¬خيزي در شمال مدينه، به فاصله سي‌و دو فرسنگي آن است كه پيش از بعثت پيامبر، ملت يهود دژهاي هفت¬گانه محكمي در آن ساخته بودند، آمار جمعيت آن¬ها بالغ بر بيست هزار بود.

  پيمان شكني يهود خيبر در جنگ احزاب، و نيز دعوت از سلاطين ممالك عليه اسلام، پيامبر را بر آن داشت كه اين كانون خطر را برچيند.

 

لذا در سال هفتم هجري پپس از آن كه يامبر از حديبيه (آن جايى كه پيمان صلحى موقت را منعقد كرد) بازگشت،در حدود پانزده روز در مدينه ماند سپس فرمان داد كه مسلمانان براي تسخير آخرين مراكز يهود آماده شوند و  به جانب قلعه‏هاى خيبر رهسپار شد و فرمود: فقط كساني افتخار شركت دراين نبرد را دارند كه در صلح «حديبيه» حضور داشته‌اند. پيامبر «غيله ليثي» را جانشين خود در مدينه قرار داد، و پرچم سفيدي به دست اميرالمؤمنين (ع) داد و فرمان حركت صادر نمود.

 

در حالى كه هزار و ششصد نفر نيروى منظم آن حضرت را همراهى مى‏كردند،آنان همان افرادى بودند كه روز حديبيه با وى همراه بودند،پيامبر پس از سه روز راه،شب هنگام در اطراف دژهاى خيبر فرود آمد.

 

ساكنان قلعه‏ها بنا به عادت خود بامدادان به قصد رفتن به مزارع خود بيرون شدند ولى وقتى لشكر اسلام را ديدند سخت ترسيدند و گفتند:«محمد با لشكر!»،سپس به دژهاى خويش بازگشتند.

 

نام‌هاي دژهاي هفت‌گانه «خيبر» به قرار زير بود: ناعم، قموص، كتيبه، نسطاة، شق، وطيح، سلالم.

نخستين دژي كه از خيبر به دست ارتش اسلام افتاد، دژ «ناعم» بود. پس از آن سربازان متوجه قلعه «قموص» كه رياست آن با «ابن ابي الحقيق»‌ بود شدند. در فتح اين قلعه بود كه «صفيه»، دختر «حيي بن اخطب» كه بعدها در رديف زنان پيامبر قرار گرفت، اسير گرديد.

اين دو پيروزي بزرگ روحيه سربازان اسلام را تقويت كرد. پس از فتح قلعه‌هاي مزبور، سپاهيان اسلام به طرف دژهاي «وطيح» و «سلالم» يورش آوردند. ولي مسلمانان با مقاومت سرسختانه يهود، روبرو شدند.

جنگ خيبر براى مسلمانان جنگ سرنوشت‏بود،پيش از اين جنگ در دو جنگ گذشته مسلمانان وضع خوبى نداشتند.مسلمانان در جنگ احد به‏هزيمت رفتند و جز اندكى همه آنها از صحنه پيكار فرار كردند.در جنگ احزاب مدافع بودند.ترس دل همه را پر كرده بود (بجز كسانى كه خداوند ترس را از آنان برداشته بود).

 

پيامبر از روال جنگ خوشحال نبود،چه آن كه محاصره طول كشيده بود و كمكهاى مواد غذايى كمياب شده بود.دليل اين مطلب اين كه اينان در اين جنگ گوشتهاى خران اهلى را خوردند.اگر مدت بيشترى طول كشيده بود و امكان پيروزى بر دشمن نمى‏يافتند،مسلمانان در آينده‏اى نزديك ناچار به عقب‏نشينى و رفع حصر مى‏شدند.

در اين ايام، حالت سر درد شديدى كه گهگاه به سراغ پيامبر(صلى الله عليه وآله) مى آمد به او دست داد، به گونه اى كه يكى دو روز نتوانست از خيمه بيرون آيد، (طبق تواريخ معروف اسلامى) «ابوبكر» پرچم را به دست گرفت و با مسلمانان به سوى لشكر «يهود» تاخت، اما بى آنكه نتيجه بگيرد بازگشت، بار ديگر «عمر» پرچم را به دست گرفت و مسلمانان شديدتر از روز قبل جنگيدند، ولى بدون نتيجه بازگشتند.

 

اين خبر به گوش رسول خدا(صلى الله عليه وآله) رسيد، فرمود: اَما وَ اللّهِ لَأُعْطِيَنَّها غَداًرَجُلاً يُحِبُّ اللّهَ وَ رَسُولَهُ، وَ يُحِبُّهُ اللّهُ وَ رَسُولُهُ، يَأْخُذُها عَنْوَةً: «به خدا سوگند فردا پرچم را به دست مردى مى سپارم، كه او، خدا و پيامبرش را دوست مى دارد، و خدا و پيامبر نيز او را دوست مى دارند، او قلعه را با قدرت فتح خواهد نمود».

 

مورخان منصفي مثل ابن هشام و ابوجعفر طبري جريان فتح خيبر را در سيره خودشان آورده‌اند.

برخي معتقدند كه محمدبن مسلم خبير را فتح كرد كه مورخان آن را افسانه‌اي بيش نمي‌دانند. اين افسانه تاريخي با حديث متواتري كه از پيامبر درباره فتح خبير  توسط علي (ع) نقل شده مخالف است فرمود:

 

«حلبي» و «ابن اثير» سيره نويسان معروف مي‌گويند:

«در اين‌كه مرحب به دست علي (ع) از پاي درآمد، شكي نيست.»

 

مردم آن شب را در اين زمينه با هم صحبت مى‏كردند و از هم مى‏پرسيدند پيامبر (ص) پرچم را به چه كسى خواهد داد؟و چون صبح شد مردم گرد پيامبر جمع شدند و هر كدام اميدوار بودند كه پرچم به او داده شود،پيامبر فرمود:على بن ابى طالب كجاست؟گفتند يا رسول الله او از درد چشم رنج مى‏برد.فرمود: كسى را بفرستيد بيايد.پس على را آوردند،پيامبر آب دهان به چشمانش ماليد و دعا كرد و او شفا افت‏به طورى كه گويى اصلا دردى نداشته است.

 

پس پرچم را به على داد،و على عرض كرد يا رسول الله،آيا با آنها بجنگم تا مثل‏ما مسلمان شوند،پيامبر فرمود:پيش از جنگيدن پيكى نزد آنان بفرست و بعد آنها را به اسلام دعوت كن و آنان را از حق خداوند بر ايشان آگاه ساز.به خدا سوگند هر گاه خداوند فردى را به وسيله تو هدايت كند بهتر است از شتران سرخ‏مويى كه مال تو باشند و تو آنها را در راه خدا انفاق كنى‏» (3) .

 

على پرچم به دست لشكر را رهبرى مى‏كند.بر خلاف اصول و مقرراتى كه بايستى در جنگها مراعات شود،او پيشاپيش لشكر مى‏رود.سلمة بن اكوع مى‏گويد:«به خدا سوگند او با پرچم بيرون شد در حالى كه نفس مى‏زد و بسرعت گام برمى‏داشت.و من در پى او حركت مى‏كردم تا اينكه پرچمش را در زير آن دژ در تلى از سنگها فرو برد،يهوديى از بالاى آن دژ اطلاع يافت،گفت تو كيستى؟گفت منم على بن ابى طالب،يهودى گفت:شما برتريد اما به عنوان وحى به موسى نازل نشده است!سلمه مى‏گويد على برنگشت تا اين كه خداوند به دست وى آن دژ را فتح كرد» (4) .

 

سلمه مى‏گويد:مرحب يهودى در حالى كه رجز مى‏خواند و مبارز مى‏طلبيد به جانب على آمد پس،على ضربتى بر او وارد كرد كه سر او را شكافت و او را از پا در آورد و باعث فتح قلعه شد (5) از ابى رافع خادم رسول الله نقل شده است كه او گفت:

 

به همراه على بن ابى طالب-موقعى كه رسول خدا او را با پرچم خود گسيل داشت-بيرون رفتيم وقتى كه به نزديك قلعه رسيد،اهل آن قلعه بيرون شتافتند،على با آنان به جنگ پرداخت،مردى از يهود ضربتى بر او حواله كرد سپر على از دستش افتاد و او دست‏به درى كه نزديك دژ بود برد و آن را به جاى سپر خود به كار برد،آن در در دست وى بود تا جنگ پايان گرفت.هفت نفر كه من هم هشتمين آنها بودم سعى كرديم كه آن در را از اين رو به آن رو كنيم نتوانستيم‏» (6) .

 

براستى يورش على بر يهوديان قلعه بيش از هر چيز به تندبادى شبيه بود،يهوديان پس از آن جنگ داغ، به دنبال كشته شدن پهلوان يهود،يعنى مرحب،طولى نكشيد كه به قلعه خود پناه بردند و درب ضخيم آن را بستند.

 

طبيعى بود كه يهوديان با ورود به قلعه و بستن دربهاى آن،چاره‏اى براى دفاع از خود بينديشند چرا كه ايشان در جنگ رو در رو شكست‏خوردند،و ليكن آن كار هم چاره‏ساز آنان نشد،چه آن كه على و لشكريانش موفق به ورود به قلعه آنان شدند و آن را فتح كردند.على چگونه موفق به گشودن آن درب عظيم شد؟آيا او تنها از ديوار بالا رفت و يا لشكريانش به همراه او از ديوار به داخل قلعه وارد شدند و آن درب را از داخل باز كردند؟اين امكان دارد ولى مورخان و محدثان،تا آن جا كه من اطلاع دارم،متذكر نشده‏اند كه كسى از مسلمانان در آن جنگ با بالا رفتن از ديوار وارد دژ شده باشد.يا اين كه على با قدرتى غير عادى توانسته است در قلعه را از جاى بر كند چنان كه بعضى از روايات براى ما بازگو مى‏كنند؟آن نيز به طور جدى امكان پذير است.چه در همان روز معجزه شفاى چشمان على (ع) با آب دهان مبارك پيامبر تحقق يافت،و شايد كندن آن درب معجزه ديگرى بوده است كه در آن روز به وقوع پيوسته است.و اى بسا اين درب همان باشد كه به گفته ابو رافع هنگامى كه سپر على (ع) از دست افتاد، آن را سپر قرار داد.

 

هنگامى كه على وارد قلعه يهوديان شد توان دفاعى آنان تمام شده بود. ديگر ممكن نبود پس از شكست نخستين در جنگ رو در روى دومى طرفى ببندند. البته آن دژ به دست مسلمانان فتح شد در حالى كه هنوز آخر لشكر به اولش نپيوسته بود!

 

پس از آن قلعه،ديگر قلعه‏هاى خيبر به دنبال آن و پس از سقوط دژ ناعم سقوط كردند به طورى كه نزديك بود تمام منطقه خيبر از آن دولت اسلامى شود.

پس از فتح خيبر، يهوديان تقاضا كردند در سرزمين خيبر سكني گزينند اما نيمي از درآمد آن را به مسلمانان بپردازند و پيامبر آن را پذيرفت.

 

-------------------

1-حيات محمد،نوشته محمد حسين هيكل،ص 222.

 

2-در سفر تثنيه فصل 18:«براى آنان (اسرائيليها) پيامبرى از ميان برادرانشان،عرب (چون اسماعيل پدر عرب برادر اسحاق پدر اسرائيليهاست) مانند تو (مثل موسى در اين كه او صاحب شريعت تازه‏اى است) بر مى‏انگيزم،و سخنم را در دهان او قرار مى‏دهم (پس از پيش خود سخن نمى‏گويد بلكه عين كلمات خدا را به زبان مى‏آورد.و اين است امتياز قرآن) پس به آنچه من توصيه مى‏كنم او بدان توصيه مى‏كند و هر انسانى كه سخن مرا گوش ندهد،سخنى را كه پيامبر به نام من به زبان مى‏آورد،من مؤاخذه مى‏كنم.

 

3-صحيح بخارى ج 5 ص 171 و صحيح مسلم ج 15 ص 178-179.

 

4-سيره ابن هشام،ج 2 ص 335.

 

5-مستدرك حاكم ج 3 ص 28-29.

 

6-سيره ابن هشام،ج 2 ص 335.


دسته ها :
جمعه سوم 3 1392 18:2

..

افسران - ...نادِ عليّاً مَظهَرَ العَجائِبِ تَجِدهُ عَوناً لَكَ في النَّوائِبِ ...!!! (به همراه ترجمه )
 
از براي ناد علي (ع) هفتصد خاصيت ذكر كرده اند و در تمام مهمات آنرا موثر دانسته اند و طريقه ختم ناد علي كبير آنست كه اگر كسي را مهمي عظيم پيش آيد ناد علي (ع) را 7 نوبت به نيت آن مهم بخواند البته برآورده خواهد شد . اگر بعد از نماز صبح به نيت مال و ثروت ، روزي 9 بار بخواني ثروتمند گردي . اگر جهت اداي قرض 15 روز و روزي 22 مرتبه بخواني قرضت ادا ميگردد . اگر كسي اين دعا را با خود داشته باشد از شر جميع حيوانات و جن و انس محفوظ باشد .
و دعا اين است : بِسمِ الله الرحمن الرحيم نادِ عليّاً مَظهَرَ العَجائِبِ تَجِدهُ عَوناً لَكَ في النَّوائِبِ لي إلَي اللهِ حاجَتي وَ عَلَيهِ مُعَوَّلي كُلَّما أمَرتَهُ وَ رَمَيتَ مُنقَضي في ظِلِّ اللهِ وَ يُضلِلِ اللهُ لي أدعُوكَ كُّلِّ هَمٍّ وَ غَمٍّ سَيَنجَلَي بِعَظَمَتِكَ يا اللهُ يا اللهُ يا اللهُ بِنُبُوَّتِكَ يا مُحَمَّدُ يا مُحَمَّدُ يا مُحَمَّدُ بِوِلايَتِكَ يا عَلِيُّ يا عَلِيُّ يا عَلِيُّ، اَدرِكني بِحَقِّ لُطفِكَ الخَفِيِّ، اللهُ اَكبَرُ اَنَا مِن شَرِّ اَعدائِكَ بَريءٌ بَريءٌ بَريءٌ، اللهُ صَمَدي مِن عِندِكَ مَدَدِي و عَلَيكَ مُعتَمَدي بِحَقِّ اِيّاكَ نَعبُدُ و اِيّاكَ نَستَعينُ يا اَبَا الغَيثِ اَغِثني يا اَبَا الحَسَنَينِ اَدرِكني يا سَيفَ اللهِ اَدرِكني يا حُجَّةَ اللهِ اَدرِكني يا وَلِيَّ اللهِ اَدرِكني بِحَقِّ لُطفِكَ الخَفِيِّ يا قَهّارُ تَقَهَّرتَ بِالقَهرِ و القَهرُ في قَهرِ قَهرِكَ يا قَهّارُ يا قاهِرَ العَدُوِّ يا والِيَ الوَلِيّ يا مَظهَرَ العَجائِب يا مُرتَضي عَلِيّ رَمَيتَ مَن بَغي عَلَيَّ بِسَهمِ اللهِ وَ سَيفِ القاتِلِ اُفَوِّضُ اَمري اِلَي اللهِ اِنَّ اللهَ بَصيرٌ بِالعِبادِ وَ اِلهُكُم إلهٌ واحِدٌ لا إلهَ إلّا هُوَ الرَّحمنُ الرَّحيم، أدرِكني يا غِياثَ المُستَغيثينَ يا دَليلَ المُتَحَيِّرينَ يا أمانَ الخائِفينَ يا مُعينَ المُتَوَكِّلينَ يا راحِمَ المَساكينَ يا إلهَ العالَمينَ بِرَحمَتِكَ وَ صَلَّي اللهُ عَلي سَيِّدنا مُحَمَّدٍ وآلِهِ أجمَعينَ وَ الحَمدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمين
ترجمه دعاي نادعلي بخوان علي را كه مظهر صفات عجيبه است . تا ياري كننده تو باشد در سختي ها اين بنده پيوسته به خدا نيازمند است . و من در امورم به او تكيه كرده ام و امور گذشته و اينده ام را به او وا مي گذارم براي رفع هر ناراحتي تو را مي خوانم . تا مشكل حل و مسائل روشن گردد قسم به بزرگيت اي خدا و به پيامبريت اي محمد و به ولايت تو اي علي اي علي اي علي مرا در ياب بحق لطف پنهانت . الله اكبر و من از شر دشمنانت بيزاري مي جويم . خداي بي نياز از سوي تو ياري مي شم و بر تو اعتماد دارم به حق اياك نعبد و اياك نستعين . اي پدر كمك اي پدر حسنين مرا در ياب اي شمشير خدا اي در خدا , اي حجت خدا ,اي ولي خدامرا در ياب . به حق لطف پنهانت اي غالب و غلبه كننده,اي دوست دوست خدا اي مظهر صفات عجيبه اي علي يقين دارم هركه بخواهد ظلم نمايد تو به شمشير كشنده او را از پاي در مي اوري من تمام امورم را به تو واگذارمي كنم . بدرستي او بصير بر بندگان است فرمايد : خداي شما خداي واحد است و غير از او خدايي نيست و بخشنده و مهربان . مرا در ياب اي فرياد رس فرياد خواهان اي راهنماي سر گردانان اي امان ده تر سندگان اي ياري دهنده پناه آورندگان اي رحم كننده بر فقرا اي خدا به رحمتت مرا در ياب و درود فرست بر محمد و ال او و ستايش براي جهانيان است و بس ...
برگرفته از كتاب ارتباط با خدا ترجمه: الهي قمشه اي
...
دسته ها :
جمعه سوم 3 1392 16:46

بسم الله الرحمن الرحيم

وقتي خدا به مظلوميت علي قسم مي خورد!




آيه ي سيزدهم:

آيه ي قبلي آيات سوره عصر بود كه با اين عنوان نوشتم:

« قسم به عصر ، عصر ظهور »

تا حالا شايد خيلي شنيده باشيد و شايد خودتون هم اين كارو كرده باشيد كه ظلم و جنايت و ستم رو به تاريكي و عدل و انصاف و مروت رو به نور و روشنائي تشبيه كرده باشيد.

تشبيه زيبائيه.

وقتي همه جا رو ظلم بگيره ، انگار هوا تاريك شده و چشم نمي تونه جلو خودشو ببينه و هر لحظه ممكنه تو چاله يا چاه بيفته و يا از مسير منحرف بشه.

اما وقتي جامعه پر از عدالت باشه و انصاف و مروت حكم فرما باشه ، همه جا روشنه و چشم مي تونه تا جائي كه توان داره جلو خودشو ببينه.

خدا هم از اين تشبيه استفاده كرده:

« وَ الَّيْلِ إِذَا يَغْشىَ‏ ، وَ النهََّارِ إِذَا تجَلّى‏ »[۱]

« سوگند به شب آن گاه كه (خورشيد و روى زمين و فضا را) فرو پوشد. و سوگند به روز آن گاه كه تجلّى و ظهور كند.»

محمد بن مسلم مي گويد:

از امام صادق عليه السلام پرسيدم معناي آيه ي :« و الليل اذا يغشي » چيست؟

ايشان فرمودند:

منظور از ليل ( شب ) در اين آيه همان دوران ظلمي است كه حق حضرت علي عليه السلام در آن غصب شد و حضرت هم صبر كرد تا حكومت غاصبانه ي آن ها تمام شود.

پرسيدم معناي آيه ي : « و النهار اذا تجلي » چيست؟

ايشان فرمودند:

منظور از نهار ( روز و روشنائي ) در اين آيه قائم ما اهل بيت ( عليهم السلام ) ، امام زمان عجل الله تعالي فرجه است.

ايشان وقتي ظهور كرده و قيام كنند ، دولت نور و روشنائيشان بر دولت باطل غلبه كرده و عالم را فرامي گيرد.

سپس امام عليه السلام به محمد بن مسلم فرمودند:

( از اين تفسير تعجب نكن ) خداوند در قرآن با مثل ها و تشبيه ها سخن مي گويد و چون اولين مخاطبش ما اهل بيت و انبياء هستيم ، به خاطر همين اين اسرار را غير از ما نمي دانند.

عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عليه السلام‏ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ اللَّيْلِ‏ إِذا يَغْشى‏ قَالَ اللَّيْلُ فِي هَذَا الْمَوْضِعِ فُلَانٌ غَشِيَ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فِي دَوْلَتِهِ الَّتِي جَرَتْ لَهُ عَلَيْهِ- وَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام يَصْبِرُ فِي دَوْلَتِهِمْ حَتَّى تَنْقَضِيَ، قَالَ: وَ النَّهارِ إِذا تَجَلَّى‏ قَالَ النَّهَارُ هُوَ الْقَائِمُ عليه السلام مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ، إِذَا قَامَ غَلَبَ دَوْلَتُهُ الْبَاطِلَ- وَ الْقُرْآنُ ضُرِبَ فِيهِ الْأَمْثَالُ لِلنَّاسِ- وَ خَاطَبَ اللَّهُ نَبِيَّهُ بِهِ وَ نَحْنُ، فَلَيْسَ يَعْلَمُهُ غَيْرُنَا.»[۲]

نكته ي جالبي كه اين حديث بهش اشاره مي كنه اينه:

خدا از دوران مظلوميت علي عليه السلام به شب ياد كرده و به مظلوميت علي قسم مي خوره !

و تو خود حديث مفصل خوان از اين مجمل.

دعاي همه مان همينه:

خدايا شب تيره و تار پر از ظلم مارا با نور وجود مبارك حضرت حجت نور باران كن.

آمين.

[۱]. ليل ، ۱ و ۲ .

[۲]. تفسير القمي ؛ ج‏۲ ؛ ص۴۲۵ .

http://razva.ir/1391/01/18/%D9%88%D9...8%D8%B1%D8%AF/
دسته ها :
پنج شنبه دوم 3 1392 12:38
 




ليله اسري بي الي السما لم اجد بابا ولا حجابا ولا شجرا و لا ورقه ولا قمره الا مكتوب عليها علي علي وان اسم علي مكتوب علي كل شي

رسول الله ميفرمايند:

شبي كه به آسمانها رفتم دري و پرده اي و درختي و برگي و ميوه اي نديدم مگر اينكه بر روي آن نوشته شده باشد" علي علي " و همانا نام علي بر همه چيز نوشته شده است

منبع:كتاب القطره-ج۱-ص۲۴۴

پس مالك هست كه نامش بر همه چيز حك شده است...
دسته ها :
پنج شنبه دوم 3 1392 12:35
و خداوند علي(عليه السلام) را آفريد ...




... جمعه بود، و سيزدهم ماه رجب از سال دهم قبل از بعثت. جهان با لحظه حساس تاريخ خود، هنوز ده سال فاصله داشت، بايد اين لحظه حساس با بعثت رسول خدا تكوين يابد و نقطه عطفي در تاريخ بشريت بوجود آورد. نقطه اي كه دنياي كهنه و فرسوده را از دنياي جديدش جدا كند. خداوند در تدارك مقدمات اين جهش تاريخي بود.


جهان به سوي سرنوشت خود به پيش مي رفت. سرنوشتي كه قلم قضاي الهي تحولي درخشان بر آن ترسيم كرده بود. بنا بود اين تحول با دست تواناي پيغمبر بنيان گذاري شود، و در عين حال مردي نيرومند لازم بود كه اين تحول را جاودان سازد.
مردي كه با اصول و فروع كليات و جزئيات اين تحول را در وجود خويش تجسم دهد.
مردي كه اين صلاحيت و شايستگي را داشته باشد كه بگويد: "من قرآن ناطقم".


قرآن برنامه تحول بود و خدا آن را از آسمان بر محمد (ص) فرو فرستاد ولي خاصيت روح بشر اين است كه بيش از آنچه كه اسير گوش است، اسير چشم است، شنيدني ها در مزاج روحي بشر اثرمي كنند، ولي ديدني ها اثري بيشتر و قاطع تر دارند.
پيغمبر با زبان قرآن تحول را بيان كرد و اين كه مردي لازم است كه قرآن را در وجود خويش تجسم دهد تا مردم آن را كه شنيده اند ببينند. قرآن از عدالت سخن مي گفت. و اين علي است كه بايد اين عدالت را در همان سطحي كه خدا خواسته، در وجود خويش تجسم دهد؛ بايد جهان و جهانيان، اصولي را كه اسلام براي مردم بيان داشته، در سيماي زندگي علي به صورتي زنده و برجسته مشاهده كنند.




آن روز، جمعه بود، و عرب جمعه را احترام مي كرد و نيز ماه رجب را. بت هاي كعبه در اين ماه و مخصوصاً در روزهاي جمعه اين ماه مشتري بيشتري داشتند.
و آن روز نيز كه روز جمعه سيزدهم ماه رجب بود در اطراف خانه كعبه ازدحام عجيبي برپا بود. در اين جمع تنها يك زن بود كه به جاي عبادت بت، خدا را عبادت مي كرد، شرك و كفر بر روحش سايه نينداخته بود. او دين حنيف داشت، همان دين جدش ابراهيم خليل الرحمن، و او نيز در اطراف خانه خدا طواف مي كرد، و از خدا مي خواست تا وضع حملش را آسان كند.


او فاطمه دختر اسد بن هاشم بود و فرزندي را به بار داشت. و تقدير چنين بود كه اين فرزند تولدي مبارك و استثنايي داشته باشد... تولد در خانه خدا...
فاطمه با خدا راز و نياز مي كرد. ناگهان در خود احساس دردي شديد كرد، دردي كه فاطمه آن را به خوبي مي شناخت، آخر اين پنجمين حمل او بود، او قبلاً چهار بار ديگر اين درد را در خود احساس كرده بود. فاطمه مضطرب و پريشان شد، او در ميان جمعيت غوطه مي خورد و طواف مي كرد، پس از اين احساس از طواف باز ايستاد ولي موج جمعيت او را به اين سو و آن سو مي كشاند. و درد هر لحظه شديدتر و شديدتر مي شد.



چه مي دانست كه خدا چه سرنوشت افتخار آميزي براي او و نوزادش رقم زده است.
فاطمه به دنبال پناهگاهي مي گشت، مأمني كه او را از چشم مردم پنهان كند، و سرانجام آغوش گشوده كعبه را در برابر خود ديد. فاطمه قدم به درون خانه كعبه گذارد.و اين تقدير الهي بود كه مرد خدا در خانه خدا قدم به صحنه حيات پر افتخار خود بگذارد.
نامش را علي نهادندآ؛ و با علي، موجودي ديگر نيز موجوديت گرفت، موجودي عزيز، گرانبها و بس كمياب. همان چيزي كه بايد راز سعادت جامعه ها را در آن جست، و در آن هنگام جوامع سخت از آن نهي شده بودند، جهان، "عدل" را نه مي فهميد و نه مي شناخت. ميلاد علي با تولدي ديگر همراه بود؛ تولد عدل...




دسته ها :
پنج شنبه دوم 3 1392 12:32



هنگام ولادت مولاى متّقيان علىّ عليه السلام ، عمر پربركت پيامبر خدا عليه السلام حدود سى سال بوده است ؛ و آن حضرت دستور داد كه گهواره اين مولود عزيز را كنار رختخواب ايشان قرار دهند تا شخصا از وى نگه دارى و مواظبت نمايد.
و حضرت رسول صلوات اللّه عليه اين نوزاد گرامى را روى سينه خود مى خوابانيد و برايش سخن هاى مناسب مطرح مى نمود.

. علل الشّرايع : ص 56، معانى الا خبار: ص 62، كشف اليقين : ص 31، أ مالى صدوق : ص 80.

پنج شنبه دوم 3 1392 12:28
دسته ها :
پنج شنبه دوم 3 1392 12:19
مِنّتِ زلف تو دارم كه گرفتارم كرد
گوهر مهر تو اينگونه خريدارم كرد

كافري بيش نبودم عَلَوي ام كردي
نفس عشق شما بود كه بيدارم كرد





مومنين به وسيله تو رستگار شوند



پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم مي فرمايد وقتي علي (عليه السلام) را در بغل گرفتم علي بن ابيطالب شروع به خواندن همان قرآني نمود كه خداوند بعدها بر من نازل كرد... اميرالمؤمنين (عليه السلام) سينه را صاف نمود و از اول سوره مؤمنين شروع به خواندن كرد تا آيه 11 آن سوره؛ بعد پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم خطاب به علي (عليه السلام) فرمود:
قد افلحوابك، انت والله اميرهم، تميرهم من علمك فيمتارون، و انت دليلهم و بك تهيدون...؛ مومنان به وسيله تو رستگار شوند. بخدا قسم تو امير آنها هستي. از علوم خود به مؤمنان توشه مي دهي و آنان استفاده مي برند.
به خدا قسم تو راهنماي مؤمنان هستي، و بوسيله تو هدايت مي شوند. بخدا قسم تو جانشين و وزير و داماد مني. تو ياور دين من و اداكننده قرضهاي من و همسرم دخترم و پدر دو نوه ام و خليفه من در امتم هستي. خوشا به حال كسي كه تابع تو باشد و تو را دوست بدارد، و واي بر كسي كه عصيان تو را نمايد و با تو دشمني كند.
به خدا قسم دوست نمي دارد تو را مگر سعادتمند و دشمن نمي دارد.
تو را مگر شقاوتمند.


پنج شنبه دوم 3 1392 12:18
X