معرفی وبلاگ
فعالییت سازمان زنان انقلاب اسلامی در پی انسجام و هماهنگی و شناسایی زنان فعال منطقه بسته به مهارت و توانمندیی انها در جهت رفع نیازمندرهای زنان ان منطقه . خواهرم بسته به نیاز فکری و روحی و مادی خود با ما هم سخن شو بهترین خوبی ها نزد زنان است امام صادق(ع) باهم شویم ،یکی شویم درمانی برای دردی شویم ............ آن لحظه اي كه زن در خانه خود مي ماند و (به امورزندگي و تربيت فرزند مي پردازد)به خدا نزديكتر است.حضرت زهرا (س)
صفحه ها
دسته
لينك سازمان زنان انقلاب
لينك عاشقان امام نقي
مرگ بر شاهين نجفي(مرتد)
جانم فداي غربتت يا امام نقي (ع)
امام من مهدي
فرهنگ الهي
گل نرگس
اس ام اس جديد
شعرهاي داريوش دوسراني
صهيون ستيزي
شيعه
مجله فيروز جاه
منتظران ظهور
ديار عشق
خدا
بهترين دوست فقط خدا
تنها عشق من خداست
شوق شهادت
سايه
سايه طلبه جوان
سايت شخصي سيد محمد انجوي نژاد
مدرسه علميه الزهرا(س) نصر تهران
☫عشق=خامنه اي☫
خانم دكتر نگار
در طلب معرفت...
گوهركمال ، حجاب برتر
ولايت عشق
غريب تر از غريب الغربا ... امام نقي (ع
غريب سامرا
بسم رب الهادي(ع)
شيدايي رهبر
وبلاگ شهيد همت
ماه نقره اي (بسم رب الشهدا)
مقتدر مظلوم
ولايت سيد علي
حامي رهبر
بسيجي بي ادعا
پايگاه اطلاع رساني استقامت
انفجار نور
ائمه اطها رو شهدا
فيض بوك
هادي نت
شهيدان زنده اند
دانلود جديد ترين مداحي
بهشت (محفل بسيجيان و رهروان شهدا
دينيست(اولين سايت اطلاع رساني ويژه مداحان)
سايت جامع مداحي
نور اسمان
سايت رسمي مداحان اهل بيت
ماه حرم ( روضه العباس)
جام تهي
ما مي توانيم
حمايت از اقتصاد و كار توليد ملي
منتظران مهدي
اخبار پيام نور
ره به ري
لینک دوستان
سايت مراجع تقليد
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1506703
تعداد نوشته ها : 3305
تعداد نظرات : 487
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

پس از قيام مختار

مختار پس از تسلط بر كوفه و آرام كردن اوضاع اين شهر، شريح قاضى را كه به دنبال بروز فتنه در جهان اسلام، از منصب قضاى كوفه استعفا كرده و خانه نشين شده بود، به كار قضاوت برگرداند . سپاهيان مختار و به خصوص شيعيان او، با اين كار مخالفت نموده و از مختار خواستند كه وى را عزل كند. شريح نيز پس از شنيدن اين اعتراضات، خود را به بيمارى زد، در نتيجه مختار نيز كه تاب تحمل اعتراضات بسيار ياران خود را نداشت، شريح را از كار بركنار نمود و پس از برقرارى خلافت عبدالملك و تسلط او بر كوفه، شريح توسط اين خليفه مجددا به مسند قضاوت باز گردانده شد و پس از به دست گرفتن امارت كوفه توسط حجاج، وى مقام قضاى اين شهر را تثبيت نمود و شريح علاوه بر اشتغال بر اين امر، از مشاوران حجاج نيز به شمار مى‏رفت . وي حدودا در سن 120 سالگي فوت كرد.

دسته ها : محرم
جمعه سوم 9 1391 14:15

شريح و حادثه كربلا

اولين مداخله شريح در آغاز نهضت كربلا، مربوط به بيعت هفتاد تن از بزرگان كوفه همچون: حبيب‏بن مظاهر، محمدبن اشعث . ، مختار ثقفى، عمربن سعد و . . . در حضور شريح و شاهد گرفتن وى بر هوادارى آل‏على عليه السلام و دعوت از امام حسين عليه السلام براى سپردن حكومت كوفه به او بود .ولى صرف نظر از پيمان شكنى بيش‏تر اين بزرگان، خود شريح نيز به محض ورود عبيدالله به كوفه در دارالاماره او حضور يافت و بدون در نظر گرفتن تعهد بر وفادارى با آل‏على، به جرگه مخالفين آن‏ها پيوست و يكى از مشاورين درگاه عبيدالله گرديد.و عبيدالله نيز كه جهت رسيدن به مقاصد خود به حمايت اشخاصى همچون شريح قاضى - كه در ميان مردم مقدس مآب كوفه، از شخصيت ممتازى برخوردار بود - نياز داشت، از او استقبال كرد و او همان كارى كه در برابر سوء استفاده‏هاى «زياد» و پسرش عبيدالله انجام داد، تا جايى كه عبيدالله از كم‏ترين سخن او فتوايى ساخت « معروف است كه وي به دستور عبيدالله زياد، فتوا داد كه چون حسين بن علي عليه السلام بر خليفه وقت خروج كرده، دفع او بر مسلمانان واجب است.» و از آن براى بسيج مردم كوفه عليه حسين‏بن على عليه السلام استفاده كرد بر اثر همين فتوي بود كه مردم با امام خود جنگيدند و شهيدش كردند و او كه شاهد چنين سوء استفاده‏هايى از گفته خود بود، مهر سكوت بر لب نهاد و به دليل ترس، مصلحت جويى و عافيت‏طلبى خود كوچك‏ترين اعتراضى نكرد و به اين وسيله كفه ترازوى دشمن را در مقابل آل‏على سنگين‏تر نمود .


دسته ها : محرم
جمعه سوم 9 1391 14:13

تذكر حضرت علي (ع) خطاب به قاضي شريح

از مهم‏ترين قضايايى كه در آن، رفتار و عملكرد شريح توسط اميرالمؤمنين عليه السلام نكوهش شده تا جايى كه امام با نوشتن نامه‏اى به او از كار اشتباهش انتقاد نموده است، موضوع خريد خانه‏اى مجلل به قيمت 80 دينار در دوران تصدى مقام قضاوت بوده است كه شرح آن، همراه با نامه امام عليه السلام در كتاب «نهج البلاغه‏» آمده است « نامه 3 » .
به من خبر دادند كه خانه‏اي به هشتاد دينار خريده‏اي، و سندي براي آن نوشته‏اي، و گواهاني آن را امضا كرده‏اند. (شريح گفت: آري اي امير مومنان امام (ع) نگاه خشم‏آلودي به او كرد و فرمود) اي شريح! به زودي كسي به سراغت مي‏آيد كه به نوشته‏ات نگاه نمي‏كند، و از گواهانت نمي‏پرسد، تا تو را از آن خانه بيرون كرده و تنها به قبر بسپارد. اي شريح! انديشه كن كه آن خانه را با مال ديگران يا با پول حرام نخريده باشي، كه آنگاه خانه دنيا و آخرت را از دست داده‏اي. اما اگر هنگام خريد خانه، نزد من آمده بودي، براي تو سندي مي‏نوشتم كه ديگر براي خريد آن به درهمي يا بيشتر، رغبت نمي‏كردي و آن سند را چنين مي‏نوشتم: هشدار از بي‏اعتباري دنياي حرام اين خانه‏اي است كه بنده‏اي خوارشده، و مرده‏اي آماده كوچ كردن، آن را خريده، خانه‏اي از سراي غرور، كه در محله نابودشوندگان، و كوچه هلاك شدگان قرار دارد، اين خانه به چهار جهت منتهي مي‏گردد. يك سوي آن به آفتها و بلاها، سوي دوم آن به مصيبتها، و سوي سوم به هوا و هوسهاي سست‏كننده، و سوي چهارم آن به شيطان گمراه‏كننده ختم مي‏شود، و در خانه به روي شيطان گشوده است ....

دسته ها : محرم
جمعه سوم 9 1391 14:11

قضاوت ميان حضرت علي(ع) و مرد نصراني توسط قاضي شريح

نمونه ديگر داستان خليفه عدالت گستر اسلام علي(ع) است. آن حضرت روزي سپرگم شده خود را نزد مردي نصراني يافت او را به نزد قاضي شريح آورد و گفت: اين سپر مال من است وآن را نزد اين شخص يافتم كه آن رانه به ايشان فروخته ام ونه بخشيده ام. شريح از مرد نصراني پرسيد: در مورد ادعاي امير المؤمنين چه پاسخي داريد؟ آن مرد گفت: اين سپر از من ودر ملك من است و امير هم نزد من دروغگو نمي باشد، قاضي بسوي علي (ع) نگاه كرد و از وي پرسيد: اي امير! آيا شاهدي هم داري؟ علي (ع) خنديد و گفت: شريح به حق رسيده و من شاهدي ندارم. و قاضي به نفع نصراني فيصله خود را صادر نمود و آن مرد سپر را گرفت ورفت و لي دوباره از راه برگشت وگفت: همانا من شهادت مي دهم كه اين فيصله و حكم پيغمبران است ؛ امير المؤمنين من را به محاكمه نزد قاضي خود مي برد و او هم به ضرر امير فيصله مي كند. من به يگانگي خدا و رسالت محمد (ص) شهادت مي دهم. اي امير المؤمنين! اين سپر مال شما است و زماني كه شما از جنگ صفين بر گشته بوديد من به دنبال لشكر شما مي آمدم و اين سپر را كه از بالاي يكي از شتر هاي شما افتاده بود؛ من برداشتم. علي(ع) به ايشان گفت: اين سپر حالا براي شما باشد و آنرا به وي بخشيد.

دسته ها : محرم
جمعه سوم 9 1391 14:6

افسران - امر به معروف در نهضت حسيني 6 و 7

دسته ها : محرم
جمعه سوم 9 1391 13:39



از به دنيا آمدن حسين هفت روز گذشته بود كه اسماء دوباره بردش پيش پيامبر (ص). پدر بزرگ براي نوزاد گوسفند قرباني كرد و هم وزن موهاي سرش نقره صدقه داد. اسماء باز هم گرية پيامبر را ديد. اين بار طاقت نياورد. نتوانست نپرسد. پرسيد: "اين گريه براي چيست؟ هم امروز و هم روز تولد؟"
گفت: "گريه مي‌كنم براي نوه ‌ام. روزي مي‌آيد كه يك عده ستمكار از بني اميه او را مي‌كشند."
-----------------
فاطمه خواب است. حسين گريه مي‌كند. يك دفعه گهواره شروع مي‌كند به تكان خوردن. صداي لالايي شنيده مي‌شود. حسين آرام مي‌گيرد. ماجرا را كه براي محمد (ص) تعريف مي‌كنند، مي‌گويد : "جبرئيل بوده، جبرئيل امين."
-----------------
خيلي دوستش داشت. خودش را از حسين و حسين را خود مي‌شمرد. روزي پيامبر روي منبر سخنراني مي‌كرد. ناگهان خطبه را قطع كرد و به ميان مسجد آمد. حسين كه زمين خورده بود را بغل گرفت و بوسيد و به نگاه‌هاي متعجب مردم گفت:
"خدا به من چنين امر فرموده!"
-----------------
پيرمرد داشت وضو مي‌گرفت. صداي دو پسر بچه را شنيد. بحث مي‌كردند كه وضوي كدام‌ شان درست است. پيرمرد توجهي نكرد. آمدند پيش او. گفتند: "ما وضو مي‌گيريم؛ شما ببينيد وضوي كداممان درست است." وضو گرفتند. صحيح و كامل. پيرمرد خنده‌اش گرفت. گفت: "وضوي هر دوتان حرف ندارد. اين منم كه با اين سن و سال اشتباهي وضو مي‌گيرم."
نقشه حسن و حسين گرفته بود.
--------------------------
پرسيد: "آن كسي كه آنجا وسط نشسته، كيست؟"
گفتند: "حسين، پسر علي."
پيش خودش گفت بروم قربه الي الله كمي به او فحش بدهم. آمد ايستاد روبرويش. تا مي‌توانست فحش داد و لعنت كرد. هم خودش را، هم پدرش را. گفت شما منافقيد، شما اسلام را خراب كرديد و از اين حرف‌ها. وقتي خسته شد دهانش را بست.
حسين گفت: "اهل شامي؟" مرد گفت: " بله". گفت:‌ "مي‌دانم. شامي‌ها اين‌طوري هستند. پس حتماً غريبي و جايي هم نداري. بيا برويم خانه ‌ي ما. مهمان ما باش. غذايي بخور. استراحتي بكن."
مرد بعداً مي ‌گفت: "دوست داشتم آن موقع زمين شكافته شود و من را ببلعد."
--------------------------
به آنهايي كه از اين و آن كمك مي‌خواستند مي‌گفت: "از كسي پول نخواهيد مگر براي فقر شديد يا پرداخت بدهي يا پرداخت ديه."
به آنهايي كه وضع مالي‌ شان خوب بود مي‌گفت: "اگر كسي از شما پول خواست حتماً به او بدهيد. او با اين كار آبروي خودش را برده، شما با رد كردنش آبروي خودتان را نبريد."
----------------------
مي‌گفتند: "اي پسر پيامبر! چرا اين قدر از خدا مي‌ترسي؟"
مي‌گفت: "فقط كسي در قيامت امنيت دارد كه در دنيا از خدا بترسد."
خودش وضو كه مي‌خواست بگيرد رنگش زرد مي‌شد، بدنش شروع مي‌كرد به لرزيدن.
--------------------------
رفتم پيش او و گفتم: "ضمانت كسي را كرده‌ام و حالا به اندازه‌ي يك ديه كامل بدهكار شده‌ام، پولش را ندارم. كمكم كنيد!" گفت: "سه سؤال مي‌پرسم. اگر يكي را جواب بدهي، يك سوم نيازت را به تو مي‌دهم، اگر دوتا، دو سوم و اگر به سه سؤالم جواب بدهي، همه بدهكاري ‌ات را مي‌دهم.
- برترين اعمال؟ گفتم: "ايمان به خدا".
- زينت آدمي؟ گفتم: "دانشي كه با بردباري همراه باشد."
- اگر نداشت؟
- ثروتي كه با جوان‌مردي همراه باشد.
- اگر نداشت؟
- فقري كه با شكيبايي همراه باشد.
- اگر اين را هم نداشت.
مكث كردم. گفتم: "بهتر است صاعقه‌ اي از آسمان بيايد و چنين آدمي را بسوزاند." خنديد. يك كيسه‌ي پول داد و يك انگشتر. صدايش هنوز در گوشم است: "جدم مي‌گفت به هر كس به اندازه معرفتش بخشش كنيد."
-----------------------
بار اولي كه به مدينه مي‌رفتم. فقير بودم و غريب. پرسيدم: "دست و دل‌بازترين آدم اين شهر كيست؟" گفتند: "حسين بن علي." دنبالش گشتم. توي مسجد پيدايش كردم. مشغول نماز بود. جلويش ايستادم. شروع كردم به شعر خواندن. في البداهه. در مدح سخاوت و بخشندگي‌اش. راه كه افتاد به سمت خانه‌اش، دنبالش رفتم و پشت در خانه‌ اش ايستادم. كمي كه گذشت دستش را از لاي در بيرون آورد. چهار هزار دينار پول ريخته بود توي عبايش، داد دستم. چند بيت شعر هم خواند، انگار شرمنده باشد. گريه‌ ام گرفت. گفت: "چرا گريه مي‌كني؟ نكند كم است؟" گفتم: "نه، گريه مي‌كنم براي اين دست ها كه چطور با اين همه بخشندگي زير خاك مي‌رود."
------------------------
غذاي هر روزمان تكه ‌اي نان خشك بود، تازه آن هم اگر پيدا مي‌شد. آن روز هم مثل هميشه. نه، مثل هميشه نبود. خجالت كشيديم دعوتش كنيم اما، دل به دريا زديم. خواستيم همراهي‌مان كند.
لبخند روي لبهايش نشست. از اسب پايين آمد. نشست كنارمان. حسين مهمان ما شد با تكه‌اي نان خشك.
--------------------------
خودش هم مي‌دانست مستحق تنبيه است. چشمش كه به شلاق افتاد، رنگ از صورتش پريد. ياد قرآن افتاد؛ از اخلاق اربابش خبر داشت. گفت: "والكاظمين الغيظ!" حسين دستش را بالا آورد: "رهايش كنيد."
- والعافين عن الناس.
- از گناهت گذشتم.
- والله يحب المحسنين.
- تو را آزاد مي‌كنم در راه خدا با دو برابر حقوق هميشگي‌ات.
-------------------
كسي حق نداشت اسم علي را بياورد مگر براي طعن و لعن و فحاشي. دستور معاويه بود. حسين بايد اسم پدر را زنده نگه مي‌داشت. اسم پسرهايش را گذاشت علي.
علي اكبر. علي اوسط. علي اصغر.
------------------
گفت: "يك وظيفه را انجام دهيد، بقيه‌ي كارها درست مي‌شود؛ امر به معروف و نهي از منكر." يادشان آورد كه قرآن علماي يهود را سرزنش كرده بود به خاطر صبرشان بر ظلم و فساد جامعه و بيشتر گفت از اوضاع زمانة خودشان. اما كيسه‌هاي پول بني اميه، گوشها را كر كرده بود.
-------------------
صبح مروان او را توي كوچه ديد. گفت: "يك نصيحتي مي‌خواهم به تو بكنم. اگر با يزيد بيعت كني هم براي دنيايت خوب است، هم براي آخرتت."
حسين گفت: "انا لله و انا اليه راجعون. آن وقت ديگر فاتحه اسلام خوانده است، با اين خليفه مگر چيزي هم از اسلام مي‌ماند؟"
--------------------
نشست سر قبر پيامبر. آمده بود خداحافظي كند. حرفهايش را كه زد خوابش برد. خواب جدش را ديد. بغلش كرد و پيشاني‌اش را بوسيد.
گفت: "حسين عزيزم! به پا خيز كه وقت وفا به پيمان است. معبودت مي‌خواهد تو را در قربانگاه ببيند."


منبع : كتاب جلوه هاي عاشقي
سند داستان ها:
منتهي الامال ج1ص337
2-بحارالانوار ج44ص198
3-موسوعةكلمات الحسين (ع)
4-سيره امام حسين (ع)ص29
5-منتهي الامال ج1ص20
6-سيره امام حسين (ع)ص32
7- سيره امام حسين (ع)ص52
8- بحارالانوار ج44ص196
9- منتهي الامال ج1ص342
10- منتهي الامال ج1ص342
11- بحارالانوار ج44ص195
12-انقلاب عاشوراص102
13-عقل سرخ ص86
14- منتهي الامال ج1ص357
15-لهوف ص90
منبع: گفتمان معنويت

دسته ها : محرم
جمعه سوم 9 1391 12:18


پيام امام زمان (عج) به شيعيانشان :

اگر شيعيان ما - كه خداوند توفيق طاعت و بندگي خويش را به آنها بدهد-در راه وفاي به عهدي كه بر دوش دارند همدل مي شدند هرگز بركت ملاقات با ما از آنها به تاخير نمي افتاد و سعادت ديدار ما به سرعت نصيب آنها مي گشت آن هم ديداري بر اساس شناختي راستين و صداقتي از جانب آنان نسبت به ما.(نامه ي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف به شيخ مفيد رحمه الله عليه-الاحتجاج ج2 ص 602)



نكته ها:



1)عهد و پيماني كه شيعيان بر دوش دارند چيست؟

مراد از عهد در اينجا بنا بر شواهد و قرائن متعدد عهد ولايت و ياري امامان است.

امام صادق (ع) فرمودند:ما همان پيمان و عهد خداييم.هر كس به عهد ما وفا كند به عهد الهي وفا كرده است و هر كس با ما پيمان بشكند با خداوند پيمان شكسته است.(الكافي ج 1 ص 221)

در زيارت آل يس به حضرت چنين سلام مي كنيم:

سلام بر تو اي پيمان الهي كه وفاي به آن را خداوند از مردم گرفته و آن را محكم و موكد گردانده است.

در زيارت حضرت صاحب الامر (عجل الله فرجه)چنين آمده است:

و اين عهد و پيمان من با توست...پس جان و مال و فرزندان و خويشان و هر آنچه پروردگارم به من داده به پيشگاهت و در تو و آرمان ها و فرمان هايت تقديم مي كنم.(مفاتيح الجنان)



2)منظور از ملاقات و ديدار در اين نامه چيست؟

مقصود آشكار شدن عمومي و ظهور است و نه فقط تشرف شخصي.زيرا پرواضح است كه چنانچه همه ي شيعيان در وفاي به عهدي كه بر دوش دارند (يعني ياري امام)همدل مي شدند مي بايستي امام با همه ي آنها ديدار كند و در اين حالت ديگر غيبت معني ندارد و حضرت ظاهر خواهند شد .(آيت الله پورسيد آقايي كارشناس مباحث مهدويت فصل نامه ي مشرق موعود شماره ي 10 ص 27)



3)رمز ظهور بر اساس نامه ي فرج چيست؟


بنابر تصريح امام (عج) رمز فرج ايشان آن است كه شيعيان در راه ياري رساندن به حضرت همه يكدل و يكصدا شده و تمام امكانات و تجهيزات خود را براي تأسيس حكومت جهاني در اختيار ايشان بگذارند بنابراين پيام حضرت اين است :

گمان نكنيد ظهور امري است صد در صد الهي كه شما در آن هيچ نقشي نداريد بلكه اين امر در انتخاب شماست.

آيات و روايات هم بر اين مطلب تاكيد دارند كه :((ما بايد بخواهيم))

خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي دهد مگر آنكه آنها خود را تغيير دهند. (رعد 11)


تفسير نمونه ج 10 ص 145:((اين جمله كه در دو مورد از قرآن با تفاوت مختصري آمده است يك قانون كلي و عمومي را بيان مي كند.قانوني سرنوشت ساز و حركت آفرين و هشدار دهنده.اين قانون كلي كه يكي از پايه هاي اساسي جهان بيني و جامعه شناسي در اسلام است به ما مي گويد: مقدرات شما قبل از هر چيز و هر كس در دست خود شماست و هر گونه تغيير و دگرگوني در خوشبختي و بد بختي اقوام در درجه ي اول به خود آنها باز مي گشت مي كند...البته ماوراي اسباب و عوامل ظاهري يك سلسله مددهاي غيبي و الطاف الهي است كه در انتظار بندگان با ايمان و پر جوش و با اخلاص است.ولي آنها را هم بي حساب به كسي نمي دهند بلكه شايستگي و آمادگي لازم است.))

تفسير نسيم حيات ج 13 ص 122:((در قرآن بارها به قانون ((ان الله لا يغير ما بقوم حتّي يغروا ما بانفسهم))اشاره كرده است.تو به همان صورتي كه در مقابل آينه قرار بگيري منعكس مي شوي.اگر آنچه در نيت و عمل خود داريد تغيير دهيد خدا مطابق همان براي شما تحول ايجاد مي كند.پس مقدرات شما قبل از هر چيز و هر كس در دست شماست .شانس و طالع و اقبال و جادو هيچ كدام پايه ندارد...سكوت مردم و بي تفاوتي آنها نسبت به ظلم هايي كه به امامان مي شد موجب گرديد كه امام صادق ها منزوي (و تنها) شوند.))

پيامبر (ص) فرمودند :امام مانند كعبه است كه مردم بايد به نزد او روند نه اينكه او به سمت مردم آيد.(بحار الانوار ج 63 ص 353)

خواجه نصير الدين طوسي (ره)مي نويسد:غيبت و نبودن او (حضرت مهدي -عجل الله تعالي فرجه الشريف) از ناحيه ي ماست.(كشف المرصاد ص 285)

سيد محمد تقي موسوي اصفهاني (ره)تصريح مي كند:مانع ظهور و آشكار شدن آن حضرت ناشي از خود مردم است... بر مردم واجب است كه موانع ظهور را بر طرف سازند تا از نور مقدسش بهرمند شوند.(مكيال المكارم ج 1 ص 21)

آيت الله بهجت(قدس سره) فرمودند: سبب غيبت امام زمان (عجل الله فرجه) خود ما هستيم.چرا دستش را بسته ايم و خانه نشينش كرده ايم؟و اجازه نمي دهيم خود را نشان دهد؟(بهارانه ص35و38)



4)بين وفاي به عهد شيعيان و ظهور امام زمان (عج) چقدر فاصله است؟

امكان ندارد بين قيام شيعيان و ظهور امام زمان فاصله بيفتد.يعني شيعيان مي توانند با همدل شدنشان در راه ياري رساندن به امام زمان (عج) همين امسال را به سال فرج تبديل كنند.

دليل:
فرج امام زمان (عج)مصداق كامل امر به معروف و نهي از منكر است چون منكرات را از تمام سطح زمين پاك نموده و خوبي ها را جايگزين مي كند.زمين را پر از عدل و داد مي كند همچنان كه از ظلم و جور پر شده بود(معجم احاديث ج 7 ص 399)

حال اگر شيعيان نفرات و تجهيزات خود را (يعني آنچه بدان مهدي موعود (عج) نياز دارد) در اختيار ايشان بگذارند ولي امام قيام نكنند يا به تاخير اندازند در واقع به ادامه ي ظلم و ستم و فحشاء و ... راضي شده اند (نعوذ بالله)و چه طور ممكن است از يك امام معصوم چنين سر بزند؟!او كه فرزند حسين (ع) است كه براي امر به معروف و نهي از منكر قيام كرد!

دوباره به اين بخش از نامه توجه فرمائيد:((هرگز بركت ملاقات با ما براي آنها به تاخير نمي افتاد)) و ((سعادت ديدار ما به سرعت نصيب آنان مي گشت))!



5)اين زمينه سازي بر عهدي ي چه كساني است؟

از قسمت ((اگر شيعيان ما...)) اين بر مي آيد كه وظيفه ي مهيا كردن بستر و زمينه هاي ظهور بر دوش شيعيان است و امام زمان از ايشان چشم داشت ياري دارد نه افراد ديگري و از بين شيعيان شيعيان ايران :

آيت الله نجم الدين طبسي مي نويسند:

با اندكي دقت در سخنان معصومين (ع) به اين نتيجه مي رسيم كه آنان(معصومين) نسبت به ايران و مردم آن توجه خاصي داشتند و در موقعيت هاي مختلف از نقش آنان در ياري دين و زمينه سازي براي ظهور مهدي (عج) سخن گفته اند.(چشم اندازي به حكومت مهدي(عج) ص45 به بعد)

ابن عباس مي گويد:خدمت پيامبر(ص)از فارسيان سخن به ميان آمد.آن حضرت فرمودند:((اهل فرس از ما اهل بيت هستند)).(ذكر اصبهان ص11)

روزي اشعث به حضرت علي (ع) با اعتراض گفت:اي امير مومنان!چرا اين عجم ها (ايرانيان) پيرامون تو گرد آمده اند؟بر ما پيشي گرفته اند؟!

حضرت خشمگين شدند و در پاسخ گفتند:آيا به من فرمان مي دهيدتا آنان را از خود دور سازم؟هرگز من آنان را كنار نمي زنم تا از اهل جاهلان گردم!سوگند به خدايي كه دانه را شكافت و آفريدگان را آفريد آنان براي باز گرداندن شما به دين اسلام با شما به نبرد بر مي خيزند چنانكه شما براي اسلام آوردن در ميانشان شمشير ميكشيد.(شرح نهج البلاغه ج20 ص284)

ايرانيان در روايات به اين تعابير آمده اند:اهل فارس.عجم ها.اهل خراسان.اهل قم.اهل طالقان.اهل ري و ...

با برسي مجموع روايات به اين نتيجه مي رسيم كه در كشور ايران پيش از ظهور منجي اديان نظامي الهي و مدافع امامان معصوم (نظام فعلي) بر پا مي شود (شده است)كه مورد توجه حضرت اباصالح المهدي (ارواهنا له الفدا)است و نيز مردم ايران نقش عمده اي در قيام آن حضرت دارند (ان شاءالله هر چه سريع تر)و در اينجا به ذكر دو روايت بسنده مي كنيم...

رسول الله(ص) فرمودند:مردمي از مشرق زمين(ايران)قيام نموده و زمينه را براي قيام حضرت مهدي (عج) فراهم مي سازند.(كشف الغمه ج3 ص 267)

همچنين مي فرمايند:پرچم هاي سياهي از سمت مشرق خواهد آمد كه دل هاي آنان همانند پاره هاي آهن است .پس هر كس از حركت آنان آگاهي يافت به سوي آنان برود و با آنها بيعت كند هر چند لازم باشد كه بر روي يخ حركت كند.(بحار الانوار ج51 ص 87)

با توجه به آنچه گفته شد: (( امسال سال فرج است اگر بخواهيم ))



جمعه سوم 9 1391 11:58

---«(بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم وَ بِه ذِكرِ الحُجَّةِ بنِ الحَسَنِ العَسكَري)»---


اين يك مقاله ي تبليغاتي ايه كه مي تونيد در كوچه و بازار پخشش كنيد و بسيار مهم و ضروري است.
در 2 برگه ي آچار هم جا مي شود ، «خيانت» يك برگه و در برگ ديگر ، «غربت» پشت و اطاعت «رو»
و اينك متن ...
خدا به حق آبروي عابرو داران ، فرج را در امسال برساند.
بسم ربّ القائم
خيانت
1-امام زمان(عجّ) در نامه اي خطاب اسحاق بن يعقوب مرقوم فرمودند :
«واكثروا الدعاء بتعجيل الفرج فإنّ ذلك فرجكم» : براي تعجيل در امر فرج ، بسيار دعا كنيد كه همان فرج شماست.»
(كمال الدين و تمام النعمه ، باب 45، حديث4)
2-مرحوم آيت الله مجتهدي از علماي تهران نقل كردند :
شبي در نجف ، بعد از اتمام نماز جماعت پشت سر آيت الله شهيد مدني و خلوت شدن مسجد، ناگهان ديدم آقاي مدني شروع كرد به گريستن.چون به من اظهار لطف داشتند، به خودم جرأت دادم و از ايشان ، علّت گريه را آن هم اين طور ناگهاني پرسيدم.ايشان فرمودند:
بعد از نماز يكي به من گفت :امام زمان(عجّ) را ديده است كه به او فرموده اند:
«ببين اين شيعيان بعد از نماز بلافاصله به سراغ كارهاي خود رفتند و هيچ كدام براي فرج من دعا نكردند.»
من هم تا اين را شنيدم ، متأثّر شدم و گريستم.آيت الله مجتهدي (ره) فرمودند : بعداً متوجّه شدم امام زمان(عجّ)، اين گلايه را به خود ايشان كرده بود.
(مير مهر ، ص53)
3-مرحوم آيت الله بهجت (ره) فرمودند:
مداحي كه حال خوبي هم دارد ، به خدمت صاحب الأمر (عجّ) رسيده و آن حضرت به او فرموده است :
«بعد از صلوات بر محمّد و آل محمّد(ص) ، گفته شود :و عجّل فرجهم»
(در محضر آيت الله بهجت ، ج 3ص 60)
4- ونيز فرمودند :
كساني كه در خواب يا بيداري تشرّف حاصل نموده اند ، از آن حضرت شنيده اند كه فرموده است :
«براي تعجيل فرج من ، زياد دعا كنيد.»
(همان ،ج 1ص118)
5-همچنين فرمودند :
خود او در مسجد سهله، جمكران،در خواب يا بيداري در گوش افرادي از دوستانش بدون اين كه او را ببينند ، فرموده است :
«فرج من نزديك است ،دعا كنيد.» يا به نقلي فرموده :«فرجم نزديك شده ، دعا كنيد بدا حاصل نشود.»
(همان ،ج1ص108)
6- و باز فرمودند :
آقايي كه زياد به مسجد جمكران مي رود مي گفت : حضرت غائب (عجّ) را در مسجد جمكران ديدم ، به من فرمودند :
«به دل سوختگان ما بگو براي ما دعا كنند.» و يك مرتبه از نظرم غائب شد ، نه اين كه راه برود و كم كم از نظرم غائب شود.
(همان ، ج2ص118)
7- خطيب توانا و سخنور دانشمند ، حجت الاسلام كافي نقل كردند :
يك نفر از رفقا از يزد نامه اي به من نوشته ؛ آدم ديني خوبي است از عاشقان امام زمان(عجّ)، از رفقاي من است.در نامه چيزي نوشته كه مرا چند روزي است منقلب كرده ؛گرچه اين پيغام خيلي به علما رسيده ،به مرحوم مجلسي گفته به شيخ مرتضي انصاري گفته به مرحوم شيخ عبد الكريم حائري گفته به مرحوم آقا سيد ابوالحسن اصفهاني گفته ، به بعضي از اوتاد ديگر گفته.
اين بدنه خدا نوشته : من چهل شب چهارشنبه از يزد مي آمدم مسجد مقدّس جمكران ، توسلي و حاجتي داشتم.شب چهارشنبه ي چهلمي ، دوهفته قبل بود.در مسجد مقدس جمكران خسته بودم ، گفتم ساعتي اول شب بخوابم ، سحر بلند شوم برنامه ام را انجام بدهم.در صحن حياط هوا گرم بود، خوابيده بودم يك وقت ديدم كه از در مسجد مقدس جمكران ، يك مشت طلبه ها ريختند تو ، گفتم چه خبر است ؟ گفتند:
آقا آمده.من خوشحال دويدم رفتم جلو، آقا را ديدم ، اما نتوانستم جلو بروم. گفتم :آقا آمده اند كه آمده باشند.
حضرت فرمودند:
«برو به مردم بگو دعا كنند خدا فرجم را نزديك كند.»
به خدا قسم آي مردم دعا هايتان اثر دارد.ناله هايتان اثر دارد.خود آقا به مرحوم مجلسي فرموده:
«مجلسي به شيعه ها بگو برايم دعا كنند.»هي پيغام مي دهد ، به خدا دلش خون است.
(ملاقات با امام زمان(عجّ) در مسجد مقدس جمكران، ص158)
8-يكي از شاگردان مرحوم آيت الله بهاءالديني مي گويد :
سال هاي بسياري در قنوت نماز آيت الله بهاء الديني ، آيات نوراني قرآن كريم و دعاهاي مرسوم را مي شنيديم تا اين كه ناگهان متوجّه شديم نوع كلمات و عبارات ايشان ، تغيير يافته است.وقتي دستان خود را مقابل صورت مي گرفتند، براي حضرت مهدي(عجّ) دعا مي كردند:اللهم كن لوليك الحجة بن الحسن ، صلواتك عليه و علي آبآئه...روزي كه در محضر آقا بوديم و فرصت مناسبي فراهم شد ، از تغيير رويه ي ايشان پرسيديم ، به يك جمله بسنده كردند : «حضرت پيغام دادند در قنوت به من دعا كنيد.»
(آيت بصيرت ، ص107)
9-يكي از علماي وارسته و برجسته ي نجف به كربلا مشرّف مي شود و در حرم امام حسين(ع) به محضر امام عصر(عجّ) شرفياب مي گردد ، حضرت به او مي فرمايند :
«فلاني ببين اين جا كه دعا مستجاب است ، مردم به فكر من نيستند و براي فرج من دعا نمي كنند.»
سپس حضرت ، تصرّف ولايتي مي فرمايند و آن عالم ربّاني ، خواسته هاي مردم را مي شنود كه هر كدام براي حوائج شخصي خود دعا مي كنند.
امام مي فرمايند :
«شنيدي؟! حتي يك نفر از اين زائران نگفت : خدايا فرج مهدي را برسان.»
(مجله ي موعود ،شماره 13، مقاله ي آقاي هاشمي نژاد)
10- حاج محمّد علي فشندي تهراني مي گويد :
در مسجد جمكران قم ، اعمال را به جا آوردم و با همسرم مي آمدم.ديدم آقايي نوراني داخل صحن شده و قصد دارند طرف مسجد بروند.گفتم :اين سيّد در اين هواي گرم تابستان از راه رسيده و تشنه است.ظرف آبي به دست او دادم تا بنوشد ، پس از آن كه ظرف آب را پس داد ، گفتم :آقا شما دعا كنيد و فرج امام زمان را از خدا بخواهيد تا امر فرجش نزديك گردد. فرمود:
«شيعيان ما به اندازه ي آب خوردني ما را نمي خواهند ، اگر بخواهند دعا مي كنند و فرج ما مي رسد.»
اين را فرمود و تا نگاه كردم ، آقا را نديدم . فهميدم وجود اقدس امام زمان(عجّ) را زيارت كردم و حضرتش امر به دعا به نموده است.
(شيفتگان حضرت مهدي(عجّ) ، ج1ص155)
و تأكيدات و سفارشات همچنان ادامه دارد ...
حال به اين كلام نوراني دقت نمائيد :
ابو بصير مي گويد : از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمودند :
«هر كه از ياران ما كه يكي از برادران (ديني اش) در مورد كاري از او كمك بخواهد ، ولي او تا آن جا كه مي تواند ، در آن كوشش نكند ، به خدا و رسولش و مؤمنين خيانت كرده است.»پرسيدم مقصود شما از مؤمنين چه افرادي هستند ؟
حضرت فرمودند :«از زمان امير المؤمنين تا آخر آنان.»
(اصول كافي،كتاب ايمان و كفر،باب كسي كه براي برادر ديني خود خير انديشي نكند،حديث3)
كامل ترين و مظلوم ترين مؤمن عالَم يعني امام زمان(عجّ) با تأكيد و تكرار فراوان از ما طلب كمك و ياري نموده و دعاي زياد براي فرجش را از ما خواسته است.حال اگر كما در راه ياري امامان ، آنچه در توان داريم به كار نگيريم و روز و شبمان را با ذكر فرج منوّر نسازيم ، به تصريح امام صادق(ع) در حق خداي عزّوجلّ و رسول گراميش(ص) و ائمّه ي اطهار(ع) خيانت كرده ايم!
به خدا پناه مي برريم.
(دعاي هميشگي براي فرج را با سعي و تلاش در انجام واجبات و ترك گناهان همراه كنيم.)


بسم ربّ القائم
اطاعت
حق امام بر مردم :
ابو حمزه مي گويد از امام باقر(ع) پرسيدم : حق امام بر مردم چيست؟حضرت فرمودند :
«حق امام بر مردم آن است كه سخنش را بشنوند و از او اطاعت كنند.»
(اصول كافي ؛ كتاب الحجه ؛ باب حقوق واجب امام بر رعيت و رعيت بر امام ؛ حديث1)
امام صادق(ع) فرمودند :
«شنيدن و اطاعت كردن، در هاي خير هستند ؛ كسي كه بشنود و فرمان ببرد ،حجت و دليلي بر عليه او نيست؛ ولي كسي كه بشنود و فرمان نبرد ، حجت و عذري از او پذيرفته نخواهد شد.»
(همان، باب وجوب اطاعت از ائمّه(ع)،حديث17)
همچنين فرمودند :
«ماگروهي هستيم كه خداوند ، اطاعت از مارا واجب كرده است.»
(همان، حديث3)
نتيجه ي اطاعت كردن از ائمّه (ع) :
پيامبر اكرم(ص) فرمودند :
«هر كس دوست دارد مانند پيامبران زندگي كند و مانند شهيدان بميرد و در بهشتي كه خداوند رحمان(درختان آن را) كاشته ساكن شود ، بايد علي را دوست بدارد و با او دوستي كند و به امامان بعد از او ، اقتدا نمايد(دنباله ي روي آن ها باشد و امرشان را اطاعت كند.)زيرا آن ها عترت(خانواده ي) من هستند و از طينت(گِل) من آفريده شده اند ؛خداوندا فهم و علم مرا به آن ها روزي كن و واي بر آن ها كه از امّت من هستند و با اين امامان مخالفت مي كنند ، خداوندا شفاعت مرا به آن ها نرسان.»
(اصول كافي ؛ كتاب الحجة ؛ باب آنچه كه خدا و رسولش واجب كرده انتد از همراه بودن با ائمّه(ع)؛ حديث3)
يكي از اوامر مهم امام زمان(عجّ) :
«واكثروا الدعاء به تعجيل الفرج.»
براي زود تر واقع شدن امر فرج ، بسيار دعا كنيد.
(كمال الدين و تمام النعمه، باب 45 حديث4)
اماما ! كلامتان را شنيديم و اطاعت مي كنيم.
تمام ساعات عمرمان را معطّر به «ذكر فرج» خواهيم كرد.
هر كه را مي نگرم ، در پي يك بيمه بود شكر حق بيمه ي من ، ذكر دعاي فرج است
بسم ربّ القائم
غربت
اي عاشقان براي ظهورم دعا كنيد
روز و شبان به سوي خدا التجا كنيد
گر انتظار امر فرج مي كشيد پس
بايد كه روز و شب همه از دل نوا كنيد
آن يوسفي كه در چه غيبت بود منم
اي قافله طناب برايم رها كنيد
بگذشت عمر اشك من زار از هزار
با اشك خويش پاك زمن اشك ها كنيد
زندان غم مرا به اسارت كشيده است
اي عاشقان مرا ز اسارت رها كنيد
از مهدي غريب وطن ياد آوريد
هرگاه ياد جد غريب مرا كنيد
از من در اين زمانه نباشد غريب تر
از بحر اين غريب زمانه دعا كنيد
امروز سيل اشك بريزيد بهر من
فردا كه ظهور شد ، زجان خنده ها كنيد
«الهي ، ياد مهدي و انتظارش و ايمان به او و يقين محكم و استوار به ظهورش و دعا كردن براي او و صلوات فرستادن بر او را از ياد من مبر.»
(قسمتي از دعايي كه نائب اول امام زمان(عجّ) ، جناب عثمان بن سعيد (ره) آن را به ابو علي محمّد بن همام تعليم داد ؛ملحقات مفاتيح الجنان)
- كاري از فعّالان ظهور مشهد -
آدرس:بلوار جانباز،جانباز 13،مسجد حسيني
زمان:شنبه ها ساعت 9بعد از ظهر
تلفن پاسخگو:09153059557
«اَللهُّمَ عَجِّل فَرَجَ مَولانا اَلاِمامِ الهاديِ المَهدي اَلقائِمُ بِاَمرِك وَجعَل الفَرَجَه في هذَا السِنَةِ وَ سَهِّل مَخرَجَه وَ جَعَلَنا مِن خَيرٍ اَنصارِه ي وَ اَعوانِه ي وَ الذّابينَ عَنه وَ المُسارِعينَ اِلَيه في قَضآءِ حَوائِجِه وَالمُمتَثِلينَ لِأَوامِرِه وَالمُحامينَ عَنه وَالسّابِقينَ اِلي اِرادَتِه والمُستَشهَدينَ بَينَ يَدَيه وَ مُحِبّينِه ي وَ شيعَتِه ي»
- آماده ي ظهورش -
دسته ها : محرم
جمعه سوم 9 1391 11:50

او فقط رضاي خدا را جست و جان خويش و اهل بيت خويش و اصحاب خويش را با خداوند معامله نمود.
تحمل تشنگي و رنجهاي عاشورا و اسارت اهل بيت او براي رضاي رب العالمين بود تا مكتب و دينش زنده بماند تا جامعه گرفتار در ظلم آزاد گردد.

او خواست مسلماناني كه پيامبر و علي و فاطمه را فراموش كرده بودند دوباره برگرداند،
او ميخواست مردم اسير و برده دنيا و خواهشهاي نفساني خويش نشوند،
او ياد و خاطره معاد را زنده گردانيد،
او ميخواست مكتب توحيدي لا اله الا الله باقي بماند،
او ميخواست بيت المال مسلمانان كه در دست جنايتكاران افتاده بود و همه حيف و ميل ميشد به مسلمين بازگرداند،
او ميخواست دوباره قرآن همراه با فهم حقايق تلاوت گردد،

او ميخواست به انسانهاي جهان بفهماند كه ديندار واقعي باشند و هيچگاه در مقابل ظلم ستمگران سكوت نكنند و تنها در سايه ي آگاهي از دنيا و همنوعان خود بندگي خداوند را شايسته خويش بدانند.

 

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِ اللَّهِ

نام او، ياد او، خاطره شگفت انگيز او و داستان شگرف كربلاى او، همه و همه در طول تاريخ براى همه نسل‏ها نيروبخش، حيات آفرين، پندآموز، اميدزا و انقلاب گستر است.
به راستى كدامين ملت را ميتوان سراغ گرفت كه با روح و خون حسين همگرايى كنند و به افتخارات معنوي آن نائل نشوند ؟
خون حسين، مايه حيات‏ بخشى است كه در گذر زمان بر كالبد ملت‏ها دميده مى‏شود و آنها را به زندگى فرا مى‏خواند و حضرت سيدالشهدا(ع) زنده جاويدى است كه هر سال، دوباره شهيد مى‏شود و همگان را به يارى جبهه حق زمان خود، دعوت مى‏كند و عظمت واقعه عاشورا و قهرمانانش را متجلي مي سازد.
باشد كه با سيره و خلق وخوي او زندگيمان را رنگ الهي ببخشيم و به گونه اي دوستي با او و خاندانش را ابراز كنيم كه چگونه زيستن، چگونه مردن، و آزادگي را از او درك نموده باشيم. چرا كه شناخت هدف و سرلوحه قرار دادن آرمان هاي امام حسين(ع) سرآغاز درك آزادي و آزاد انديشي است ...

دسته ها : محرم
جمعه سوم 9 1391 11:42

افسران - امام تنها

دسته ها : محرم
جمعه سوم 9 1391 11:40

بند هشتادو هشتم

اين بند براي رفع باد سرخك خوب است

همچنين براي كسي

كه به يك مرض دائمي گرفتار شده

 و كسي كه سينه درد و گوش درد دارد

 بسيار خوب است

دسته ها : دعا
جمعه سوم 9 1391 11:34
شب دوم


صوتي:



دريافت بخش 1
[15.89 مگابايت]



دريافت بخش 2
[10.58 مگابايت]



دريافت بخش 3
[7.31 مگابايت]



دريافت بخش 4
[4.48 مگابايت]



دريافت بخش 5
[7.53 مگابايت]


دريافت بخش 6
[13.35 مگابايت]



تصويري:



دريافت بخش 1
[3.48 مگابايت]



دريافت بخش 2
[4.59 مگابايت]


دريافت بخش 3
[10.17 مگابايت]



دريافت بخش 4
[4.67 مگابايت]
دسته ها : محرم
جمعه سوم 9 1391 1:49

ديديم جاي مراسم مداحي هاي اين شبا جاش اينجا خاليه گفتم لااقل ايني كه دم دست هستش رو براي دانلود و استفاده دوستان بزارم اينجا:

دانلودهاي مراسم ده شب محرم هيئت ثارالله


شب اول محرم

صوتي:





دريافت بخش 1

[29.9 مگابايت]



دريافت بخش 2

[10.9 مگابايت]




دريافت بخش 3

[1.59 مگابايت]




دريافت بخش 4

[8.44 مگابايت]




دريافت بخش 5

[25.8 مگابايت]




دريافت بخش 6

[14.9 مگابايت]




تصويري:



دريافت بخش 1
[4.11 مگابايت]

 

دريافت بخش 2
[4.10 مگابايت]

 

دريافت بخش 3
[2.57 مگابايت]

 

دريافت بخش 4
[4.91 مگابايت]



دريافت بخش 5
[1.77 مگابايت]


دريافت بخش 6
[8.04 مگابايت]

دسته ها : محرم
جمعه سوم 9 1391 1:43

افسران - اگر شما درعرض ۸روز از مقاومت كوچك غزه شكست خورديد پس چطور حكومت حمهوري اسلامي را تهديد به جنگ و نابودي ميكنيد و براي ايران خط قرمز مي كشيد!؟

 

شائول موفازمعاون نخست وزير سابق رژيم صهيونيستي : ما در جنگ غزه شكست خورديم و جنبش حماس پيروز شد.
صهيونيستها بعد از ۸ روز جنگ بدون آنكه دستاوردي براي آنان داشته باشد با خفت و خواري تن به شكست داده و به خانه هايشان باز گشتند .
اينكه پايه هاي اين رژيم جعلي سست شده و در حال ويران شدن است يك حقيقت است زيرا همين رژيم در جنگ ۶ روزه سال ۱۹۶۷ كه در واقع يك نيم روز بيشتر طول نكشيد و به واسطه نفوذ اطلاعاتي و

لو رفتن برنامه جمال عبدالناصر، جنگنده هاي اسرائيل توانستند به سرعت ۳۰۰ هواپيماي نظامي مصر را يكجا روي زمين نابود كنند و ترس و وحشت را در دل عربها وارد كنند اما اين بار در مقابل غزه اي كه داراي امكانات كم اما روحيه اي بالا بودند آنهم در ۸ روز ر تسليم فرود مي آورند .
ما نمي گوييم اسرائيل چند ماه يا سال ديگر از بين مي رود اما شكست در ۸ روز نشانه آن است كه شمارش معكوس براي نابودي اين رژيم شروع شده است .
سران اين رژيم كه سالها جمهوري اسلامي را تهديد به جنگ مي كنند نتوانستند از پس غزه بر بيايند و از يك جمعيت كوچك و ضعيف شكست خوردند . اين بار اسرائيل نمي دانست جبهه مقاومت اسلامي در محور غزه داراي موشك هاي فجري است كه خواهند توانست از گنبد آهنين عبور كنند و نيز داراي پدافند اسقاط جنگنده ها و حمله به ناوهاي جنگي ارتش صهيونيستي است .
شيشه امنيت و مصونيت تل آويو اين بار فرو ريخت. زيرا از سال ۱۹۴۸ هيچ كشوري (جز يك مورد) حتي جمال عبدالناصر نتوانسته بودند به تل آويو حمله كنند و تل آويو دست نخورده باقي مانده بود ، اما اين بار موشكهاي فجر قلب تل آويو را نشانه گرفته بطوريكه نتانياهو از ترس اين موشكها به سوراخ موش پناه مي برد ! جمهوري اسلامي ايران نقش بسيار تعيين كننده اي در سرنوشت ملتهاي جهان داشته و خواهد داشت . جمهوري اسلامي به تمام جهانيان ثابت كرد كه ميشود در برابر زياده خواهيهاي زورگويان جهان ايستادگي كرد و اگر اراده كنند حتي با دستان خالي هم ستمگران را نابود كرد .
حسن عصفور نويسنده و تحليلگر برجسته فلسطيني ميگويد :بدون ايران تهديد تل آويو و اجبار ساكنانش به خزيدن در درون پناهگاههاي زير زميني همچون موشهاي ترسو، توسط توان موشكي مقاومت در نوار غزه غيرممكن بود. حتي حزب الله نيز در جنگ 33 روزه به تل آويو دسترسي نداشت و حداكثر به شهر حيفا مي رسيد. اما قدرت موشكي امروز فلسطين، تحول بي نظير در معادله قدرت است. فخر و غرور امروز ما در فلسطين با حمايت ايران به دست آمده است.
ايران امروز مايع فخر و غرور توان نظامي فلسطيني ها است. ايران مستحق قدرداني است و اين قدرداني خصوصا با هرموشكي كه به سوي اشغالگران شليك مي شود و رهبران آنها را وادار مي كند قبل از شهروندانشان به درون پناهگاهها بخزند بيشتر هم بايد بشود.
و الان نتانياهو بايد براي جهانيان توضيح بدهد كه اگر شما در عرض ۸ روز از مقاومت كوچك غزه شكست خورديد پس چطور حكومت حمهوري اسلامي را تهديد به جنگ و نابودي ميكرديد و براي ايران خط قرمز مي كشيديد ؟

دسته ها :
جمعه سوم 9 1391 1:38

افسران - پيروزي غزه

دسته ها :
جمعه سوم 9 1391 1:36

و اينك امشب ....

پدر

پسر

عشق

مهر و وفا

محبت پدري

علي اكبر

حسين

علي جان تو اذان بگو

 

اي شبح پيامبر

اي نور ديده من

علي اكبر اماده جنگ شد

مي گويند كه او اولين نفر از بني هاشم بود

به جنگ رفت

چه زيبا نبرد كرد

عطش بر او غلبه كرد

به سمت پدر امد

پدر

اب

عطش

و دوباره ميدان

جنگ با دشمن خدا

اين بار علي اكبر ......

بر روي اسب افتاد

وخون جلوي چشمان اسب را گرفت

اسب راه را گم كرد

و اسب به جاي خيمه به سمت دشمن تاخت

واي من

واي من

علي اكبر ......

ولدي علي

حسين خودرا به بالاي سر علي اكبر رساند

ولدي علي

خواست بدن بي جان علي را به خيمه بياورد

اما ...........

شايد اين جا بود كه فرمود

جوانان بني هاشم بياييد

بدن علي اكبر تكه تكه شده بود

خواهر به دادش رسيد

بدن را در عبا جمع كرد

واي برمن

واي بر من

 

دسته ها : محرم
پنج شنبه دوم 9 1391 20:6

افسران - قساوت قلب تا چه حد .... ؟

 

مي گفت با خانم و بچه نوزادم از سفر مشهد برمي گشتيم كه توي راه بنزين تموم كردم و پياده شدم كنار جاده از ماشين هاي در حال عبور كمك خواستم ولي زماني گذشت و كسي نمي ايستاد ...
يه وقت ديدم خانمم به شيشه ماشين مي زنه . رفتم ، گفت من يه پيشنهاد دارم ... بچه رو بگير توي بغلت و كمك بخواه . همين كار رو كردم و بچه چند ماهه رو گرفتم و ايستادم كنار جاده مدت كمي نگذشته بود كه چند تا ماشين ايستادند و همشون مي خواستند كمك كنند و مي گفتند چه كمكي مي تونن بكنن.
ياد اون لحظه اي افتادم كه آقا امام حسين (ع) قنداقه حضرت علي اصغر رو آورد تا به لشكر كفار بگه به اين نوزاد آب بديد....
يا حسين ...
اين مطلب رو مداح مراسم ديشب مهديه تهران از قول يكي از دوستانش تعريف كرد و ولوله اي در جمعيت انداخت و داغ همه زنده شد از عزاي حسين عليه السلام
التماس دعا

دسته ها : محرم
پنج شنبه دوم 9 1391 13:51

افسران - "عـــــــاشقي ... "

يكشب دلم بهانه كرببلا گرفت
قلبم شكست و دور و برش را خدا گرفت
پس پا شدم به نيت روضه ،كه ناگهان
ديدم بهشت آمد و دست مرا گرفت
اي زائري كه مي روي آهسته تر برو!
شوق غم حسين ،مرا هم فرا گرفت
اذن دخول خواندم و وارد شدم ولي
ديدم بهشت ،گوشه اي ازعرش جا گرفت
در مجلسي كه جاي رسولان وحي بود
هر كس نشست خلوت غار حرا گرفت
روضه شروع شد ؛همه ي عرش گريه كرد
حتي خدا دلش زغم كربلا گرفت
بالاي عرش منبري از نور چيده شد
اقراء؛ كه هر كه خواند دلش ارتقا گرفت
از بين شاعران درش محتشم كه خواند
از دست هاي سبز پيمبر عبا گرفت
شاعر نوشت بيتي و از دست مادري
يكشب براي هيئت خود كربلا گرفت
آن سركه روي دامن معراج جاي داشت
آخر چه شد جا به سر نيزه ها گرفت

دسته ها : محرم
پنج شنبه دوم 9 1391 13:44
وقت وداع فصل بهاران بگو "حسين"
در لحظه هاي بارش باران بگو "حسين"

هرجا دلت گرفت كمي محتشم بخوان
هي در ميان گريه بگو جان، بگو "حسين"

كشتي شكست خورده كه ديدي به كارزار
در خاك و خون تپيده به ميدان بگو "حسين"

از نام گرم او دل برف آب مي رود
در سردسير سخت زمستان بگو "حسين"

تغيير كرده است لغتنامه هايمان
زين پس به جاي واژه عطشان بگو "حسين"

روضه بخوان كه لحظه ي طغيان چشم ما
همپاي چشمه هاي خروشان بگو "حسين"

ديدي اگر كه جسم قمر زير آفتاب
مانده سه روز بين بيابان بگو "حسين"

ديدي اگر كه جامه ي يوسف ربوده اند
افتاده بين معركه عريان بگو "حسين"

ديدي اگر كه قاري قرآن سرش شكست
از سنگ قوم دشمن قرآن بگو "حسين"
***ميلاد حسني***
دسته ها : محرم
پنج شنبه دوم 9 1391 13:40

افسران - «خدا چيه؟ چه شكليه؟ خانمه يا آقاست..»

دسته ها :
پنج شنبه دوم 9 1391 13:28

افسران - يا لثارات الحسين (عليه السلام)

من برايت پدرم پس تو برايم پسري
چه مبارك پسري و چه مبارك پدري

ياد شب هاي مناجات حسن مي افتم
مي وزد از سر زلف تو نسيم سحري

همه گشتيم ولي نيست به اندازه ي تو
نه كلاه خوودي و نه يك زره اي نه سپري

من از آنجا كه به موسايي ات ايمان دارم
مي فرستم به سوي قوم تو را يك نفري

بي سبب نيست حرم پشت سرت راه افتاد
نيست ممكن بروي و دل ما را نبري

قاسمم را به روي زين بگذار عبّاسم
قمري را به روي دست گرفته قمري

نوعروست كه نشد موي تو را شانه كند
عاقبت گيسويت افتاد به دست دگري

......

دسته ها : محرم
پنج شنبه دوم 9 1391 11:7

افسران - فقط به عشق ارباب (تصوير متحرك)

دسته ها : محرم
پنج شنبه دوم 9 1391 11:5

ujhnk


صوتي:

دريافت بخش 1

[21.34 مگابايت]



دريافت بخش 2

[12.32 مگابايت]



دريافت بخش 3

[6.69 مگابايت]



دريافت بخش 4

[9.31 مگابايت]



دريافت بخش 5

[10.61 مگابايت]



دريافت بخش 6

[2.71 مگابايت]

دسته ها : محرم
پنج شنبه دوم 9 1391 9:14

بند هشتادو هفت

اين بند مخصوص قولنج است

اگر زياد قوليج مي شويد

اي بند را بخوانيد

دسته ها : دعا
پنج شنبه دوم 9 1391 9:7

و اينك امشب .....

كودك شش ماهه

عطش

مادر بي تاب

عطش

عمه بي نوا

عطش

نازدانه هاي اهل بيت

عطش

مي داني يعني چه ؟

شش ماه

شير خوار

 

شب عطش

راه فرات بسته شد .

نه تنها فاطمه بلكه اهل اسمان دل شكسته شدند

اب بر ال بني  هاشم حرام شد

مهريه مادر

اب

اب

اب

دشمن

خيمه

حرم

گريه .......گريه ............

گريه....و باز هم گريه

زن ها و بچه ها .....

گريه .......اب ...عطش

و او تلظي مي كرد

چون ماهي ها. لب ها را بازو بسته مي كرد .

شايد براي اب . يك قطره بسش بود

اما سنگدلان نشنيدن ........

حرمله.........سفيدي گلو

عظيم ترين مصيبت براي امام حسين(ع)

دست هارا زير گردنش گرفت

و ان خون هارا به اسمان پاشيد

حتي يك قطره از خونش به زمين نچكيد همه به اسمان رفت

 

شايد ان يك مشت همه خون علي اصغر بود

دسته ها : محرم
چهارشنبه اول 9 1391 23:40

افسران - والپيپر/ ظهر ِ عاشورا

 

َالسَّلامُ عَلَي الرَّضيـعِ الصَّغيرِ ، سلام بر آن شير خوارِ كوچـك

اگر دين نداريد، لااقل آزاد باشيد
«يا شيعَةَ آلِ أَبي سُفْيانَ
إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دينٌ وَ كُنْتُمْ لا تَخافُونَ الْمَعادَ فَكُونُوا أَحْرارًا في دُنْياكُم وَ ارْجِعُوا إِلي أَحْسابِكُمْ إِنْ كُنْتُم عَرَبًا كَما تَزْعَمُونَ.»:
اي پيروان خاندان ابوسفيان! اگر دين نداريد و از روز قيامت نميترسيد لااقلّ در زندگي دنياتان آزادمرد باشيد، و اگر خود را عرب ميپنداريد به نياكان خود بينديشيد.

دسته ها : محرم
چهارشنبه اول 9 1391 18:19

افسران - آيا ميدانيد لفظ "روضه خواني" از كجا آمد؟

كتاب معروفي است به نام روضة الشهدا كه نويسنده آن ملا حسين كاشفي است. اولين كتابي كه در مرثيه به فارسي نوشته شده است، همين كتاب است كه در پانصد سال پيش نوشته شده است. قبل از اين كتاب، مردم به منابع اصلي مراجعه مي كردند. شيخ مفيد رضوان الله عليه، كتاب متقن ارشاد را نوشته است. ما اگر به ارشاد شيخ مفيد خودمان مراجعه كنيم احتياج به جاي ديگر نداريم. از تواريخ اهل تسنن هم، طبري، ابن اثير، يعقوبي و ابن عساكر و خوارزمي نوشته اند. من نمي دانم اين بي انصاف چه كرده است. وقتي كه من اين كتاب را خواندم ديدم حتي اسم ها جعلي است! يعني در اصحاب امام حسين اسم هايي را ذكر مي كند كه اصلا وجود نداشته، در معرفي دشمن نام هايي را مي گويد كه همه جعلي است. داستان ها را به شكل افسانه در آورده است.
چون كتاب روضة الشهدا اولين كتاب به زبان فارسي است كه نوشته شد، مرثيه خوانها كه اغلب بي سواد بودند و به كتابهاي عربي مراجعه نمي كردند همين كتاب را مي گرفتند و در مجالس از رو مي خواندند. اين است كه امروزه مجالس عزاداري امام حسين را روضه خواني مي گوييم. در زمان امام حسين و حضرت صادق و امام حسن عسكري كه روضه خواني نمي گفتند و بعد در زمان سيد مرتضي و خواجه نصيرالدين طوسي هم روضه خواني نمي گفتند. از پانصد سال پيش به اين طرف اسمش روضه خواني شده، روضه خواني يعني خواندن كتاب روضة الشهدا، خواندن همان كتاب پر از دروغ. از وقتي كه اين كتاب به دست مردم افتاد، كسي تاريخ واقعي امام حسين را مطالعه نكرد.

منبع:حماسه حسيني-شهيدمطهري-صفحه54

دسته ها : محرم
چهارشنبه اول 9 1391 17:37

افسران - عكسي كه جهان را تكان داد....

دسته ها :
چهارشنبه اول 9 1391 17:35

افسران - و آنگاه كه آسمان سياه شد ...

ولادت امام حسين (عليه السلام)، در شب سوم ماه شعبان سال چهارم هجري، و به روايتي روز پنجم آن واقع شده است. برخي نيز مي گويند در اواخر ماه ربيع الاول سال سوم هجري بوده است.
چون حسين متولد شد، جبرئيل با هزار فرشته براي تهنيت بر رسول خدا (صلي‏اللّه‏عليه ‏وآله) مشرف شدند و فاطمه زهرا (سلام‏اللّه‏عليها) فرزند خود را نزد پدر آورد. آن حضرت از ديدن او شادمان شد و او را حسين ناميد.
چون امام حسين (عليه السلام) دو ساله شد، سفري براي پيغمبر (صلي‏اللّه‏عليه ‏وآله) پيش آمد. در بين راه ناگهان آن حضرت ايستاد و فرمود: "انا لله وانا اليه راجعون" و اشك از ديدگانش سرازير شد. علّت گريه را سوال كردند، فرمود: اينك جبرئيل به من از زميني كه نزديك شط فرات و نام آن "كربلا" است خبر مي دهد. فرزندم حسين پسر فاطمه (سلام‏اللّه‏عليها) را در آن سرزمين مي كشند.

دسته ها : محرم
چهارشنبه اول 9 1391 17:29
شب هفتم


صوتي:


دريافت بخش 1

[21.78 مگابايت]






دريافت بخش 2

[10.14 مگابايت]






دريافت بخش 3

[10.55 مگابايت]






دريافت بخش 4

[15.63 مگابايت]






دريافت بخش 5

[3.47 مگابايت]





دسته ها : محرم
چهارشنبه اول 9 1391 12:15
X