معرفی وبلاگ
فعالییت سازمان زنان انقلاب اسلامی در پی انسجام و هماهنگی و شناسایی زنان فعال منطقه بسته به مهارت و توانمندیی انها در جهت رفع نیازمندرهای زنان ان منطقه . خواهرم بسته به نیاز فکری و روحی و مادی خود با ما هم سخن شو بهترین خوبی ها نزد زنان است امام صادق(ع) باهم شویم ،یکی شویم درمانی برای دردی شویم ............ آن لحظه اي كه زن در خانه خود مي ماند و (به امورزندگي و تربيت فرزند مي پردازد)به خدا نزديكتر است.حضرت زهرا (س)
صفحه ها
دسته
لينك سازمان زنان انقلاب
لينك عاشقان امام نقي
مرگ بر شاهين نجفي(مرتد)
جانم فداي غربتت يا امام نقي (ع)
امام من مهدي
فرهنگ الهي
گل نرگس
اس ام اس جديد
شعرهاي داريوش دوسراني
صهيون ستيزي
شيعه
مجله فيروز جاه
منتظران ظهور
ديار عشق
خدا
بهترين دوست فقط خدا
تنها عشق من خداست
شوق شهادت
سايه
سايه طلبه جوان
سايت شخصي سيد محمد انجوي نژاد
مدرسه علميه الزهرا(س) نصر تهران
☫عشق=خامنه اي☫
خانم دكتر نگار
در طلب معرفت...
گوهركمال ، حجاب برتر
ولايت عشق
غريب تر از غريب الغربا ... امام نقي (ع
غريب سامرا
بسم رب الهادي(ع)
شيدايي رهبر
وبلاگ شهيد همت
ماه نقره اي (بسم رب الشهدا)
مقتدر مظلوم
ولايت سيد علي
حامي رهبر
بسيجي بي ادعا
پايگاه اطلاع رساني استقامت
انفجار نور
ائمه اطها رو شهدا
فيض بوك
هادي نت
شهيدان زنده اند
دانلود جديد ترين مداحي
بهشت (محفل بسيجيان و رهروان شهدا
دينيست(اولين سايت اطلاع رساني ويژه مداحان)
سايت جامع مداحي
نور اسمان
سايت رسمي مداحان اهل بيت
ماه حرم ( روضه العباس)
جام تهي
ما مي توانيم
حمايت از اقتصاد و كار توليد ملي
منتظران مهدي
اخبار پيام نور
ره به ري
لینک دوستان
سايت مراجع تقليد
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1507730
تعداد نوشته ها : 3305
تعداد نظرات : 487
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

افتاده ام به گوشه اي از رهگذارتان
اوجم دهيد تا كه شوم خاكسارتان

اصل و اصالت من از اول اصيل بود
اصلا خدا سرشته مرا از غبارتان

هرچند دورم از تو... عجيب است چون دلم
حس مي كند نشسته كناري كنارتان

چيزي براي عرضه ندارم به ساحتت
آقا دل شكسته مي آيد به كارتان؟

خرمافروش كوچه و بازار مي شوم
شايد به جرم عشق شوم سر به دارتان

اي ناشناس نيمه شب كوچه هاي شهر
يك تكه نان به ما بده از كوله بارتان

ميلش دگر به هيچ بهشتي نمي كشد
هركس نشسته كنج بهشت مزارتان

شرمنده ايم بي خبريم اي بزرگوار
از آخرين امانت تان؛ يادگارتان

جمعه بیستم 5 1391 19:47

جمعه بیستم 5 1391 19:46

جمعه بیستم 5 1391 19:15



و جبرييل امين در اسمان ها ندا سر داد

قد قتل مرتضي

 

 

 

 







 

جمعه بیستم 5 1391 19:6
خداحافظ اي كوفه اي شهر غم كه دركام من كرده اي زهر غم
خداحافظ اي سجده گاه علي كه چشم تو مانده براه علي
خداحافظ اي نخلها،چاه ها دگرنشنوي ازعلي آه ها


خدا حافظ اي روزها، روزه ها دعاها، مناجاتها، سوزها
خداحافظ اي كوچه هاي خموش نيارد علي نان و خرما به دوش
خداحافظ اي نان خشك و نمك خداحافظ اي ماجراي فدك

خداحافظ اي بيت الاحزان او خداحافظ اي قبر پنهان او
خداحافظ اي بي وفادوستان خداحافظ اي آتش و ريسمان
خداحافظ اي كوچه پرزدود خداحافظ اي داغ ياس كبود

جمعه بیستم 5 1391 19:3
دو قرص نان جو و كاسه‌اي از شير و نمك ساييده شده
پس از آن كه امام از نماز مغرب فارغ شدند، سر سفره حاضر شدند
هنگامي كه چشم ايشان به غذا افتاد و خوب آن را نگريستند سر خود را با تأسف تكان داده و فرمودند :
كاسه شير را بردار و با اندكي قرص نان و نمك افطار كردند.
بيش از سه لقمه ميل نكردند و فرمودند:
دوست دارم خدايم را گرسنه ملاقات كنم.



دست در دامن مولا زد در
كه علــــي بگذر و از ما مگذر....

 

جمعه بیستم 5 1391 18:54
الهي اي فلك ديگر نگردي
اگر دور سر حيدر نگردي
الهي اي نفس بي نام مولا
اگر از سينه رفتي برنگردي


******************


يا علي ذاتت ،ثبوت قل هو الله احد
نام تو نقش نگين از امر الله الصمد
لم يلد از مادر گيتي و لم يولد چو تو
لم يكن بعد از نبي مثلت له كفوا احد
جمعه بیستم 5 1391 18:52
امام علي (ع) : اي مالك , شب هنگام كسي را در حال ِ گناه ديدي فردا به چشم ِ گناهكار به او نگاه نكن
شايد سحـر توبه كـرده باشد

.
.

اون آقايي كه شبا رد ميشد از كوچه ي ما كيسه به دوش كو !!
رد پاي پر خـراش بي خروش كـو ؟ اون آقـاي خرقه پوش كـو ؟
كجاست اون آقـا كه پينه هاي دستاش
مرهم ِدلاي ما بود؟
نفس ِسبز نيگاهش
هميشه حلال مشكلاي ما بود؟
مي شه يكبار ديگه
سر بزنه به خونه ي ما؟
بگيره نشوني از
غربت ِ بي نشوني ما؟
موهاي آقـا سفيده جوونا
كيسه رو از آقـا بگيرين
قامت آقـا خميده جوونا
كيسه رو از آقـا بگيرين

جوونا آقـا بشين
زنده كنين رسم جوونمردي رو امشب
يتيما منتظرن
زنده كنين شيوه ي شبگردي رو امشب

يتيما پشت دراي خونشون
منتظر آقـا نشستن
گوش به زنگ ِ تق تق
يه جفت صداي پا نشستن

موهاي آقـا سفيده جوونا
كيسه رو از آقـا بگيرين
قامت آقـا خميده جوونا
كيسه رو از آقـا بگيرين



جمعه بیستم 5 1391 18:50


اي ماه سر به مهر، سر از سجده برمدار
پشت سرت كسيست كه شق القمر كند . . .

جمعه بیستم 5 1391 18:49
يك عمر تماشاي دري خون آلود

يادآوري حادثه اي سرخ و كبود *

 كم كم به علي بال پريدن مي داد*

اي تيغ نيازي به حضور تو نبود

جمعه بیستم 5 1391 18:47



علي جان؛ با آنكه اميد همه هستي تو علي(ع)، بر عرش خدا قائمه هستي تو علي(ع)، آنقدر غريبي كه خدا مي داند، مظلوم‌تر از فاطمه(س) هستي تو علي(ع).

آري! امشب ديگر در كوچه‌هاى تاريك و دور افتاده شهر، صداى پايى به گوش نمي‌رسد، ديگر او نمي‌آيد، امشب چشمان بى‌رمق اطفال بى پناه تا سپيده دمان ، بر آستانه در به انتظار مى ماند. امشب سفره هاى تهى مانده از غذا، در گوشه‌هاى شهر به انتظار نشسته اند و آن كودك يتيم در كنار مادر، به اميد از راه رسيدن او لحظه شمارى ميكند.

آرى ! امشب على نمي‌آيد، كه او امشب ميهمان پيامبر است و در كنار همسر، اما بى حسن، بى حسين كه اينان نيز يتيم ماندند.

اى على ، اى على ، اى پدر، اى يار بى پناهان، امشب ديگر نخلستان‌هاى كوفه تو را در كنار خويش نمى بينند، امشب زمين از قعر وجود، از ژرفاى چاه، فريادش، ناله‌اش بر آسمان بلند است، چرا كه ديگر همناله‌اش "على" را نمى بيند.

اى على ، بگو كه امشب چه كسى مشك بيوه زنان شهر را بدوش ‍ خواهد كشيد، بگو كه امشب آن كودك بى پدر، آن دخترك يتيم ، چه كسى را در كنار خويش احساس مي‌كند، آن بيوه زن دردمند شهر، در اوج سكوت و بى ياورى ، به چه كسى پناه آورد؟

على جان؛ بگو كه ديگر محراب مسجد كوفه، جايگاه چه كسى جز تو باشد و بر سجده گاه تو، چه كسى جز تو سر بر سجده گذارد؟ آرى محرابت نيز يتيم شد و سجده گاهت نيز. و راستى، اى كاش على نرفته بود، اى كاش سياهى و ظلمت شب ، مانده بود و اي كاش تيغ سپيده نوزدهم، پرده سياه شب را ندريده بود، اى كاش على آنروز اذان نگفته بود، اى كاش على در آن سحرگاه خوابيدگان مسجد را بيدار نكرده بود، ميخواهم بگويم، بلكه فرياد بزنم كه اى كاش على به نماز نايستاده بود!

اما چه مى توان كرد و چه مي‌شود گفت؟ او، على است، فرزند ابوطالب، داماد پيامبر، پدر حسن وحسين، همسر فاطمه و عاشق الله است و شيفته شهادت، دلبسته پيوسته معبود و سر گشته دوست كه بگاه شهادت و در هنگامه راز و نياز با او، با آوائى برخاسته از دل ، با بانگى به رسائى رسا بودن ، با فريادى مايه گرفته از ژرفناى وجود، صدا برداشت كه « فزت و رب الكعبه ».

و اما اينك؛ اى على ، در شامگاهى غم انگيز، با حالتى غمگنانه، و با چشمانى غمبار و با دلهائى غمزده و در غم از دست دادنت به سوگ نشسته‌ايم، بدان كه عشق تو با هستيمان عجين گشته است و نام تو در ذره ذره وجودمان حك شده است و اينك ما با عشقى اينچنين و حالتى اندوهگين، شهادت جانگدازت را به فرزند بزرگوارت امام مهدى (عج) تسليت مي‌گوييم و از پيشگاه احديت طلوع فجر و ظهورش را مسئلت داريم.



جمعه بیستم 5 1391 18:45



براي تنهايي حضرت امير (ع)


اذان سحر را دوست دارم چون عطر نام تو را در جان‌ها مي‌پراكند.
اما سحري كه تو اذان آن را نگفته باشي، از شام بي ستاره هم سياه تر است.

اي امير!
نام بلند تو با با رويش دل‌ها همراه است.
به راستي چه شد كه زمين تحمل چشم‌هاي دور انديش تو را نداشت؟
جز‌اينكه براي هر كوردلي‌ آيينه‌اي هديه آوره بودي!

بي شك در سراشيبي شب فرو رفت، تيغ بدستي كه فرق ماهت را نشانه رفت.

اي امير با عظمت!
ديروز تو راه شيري را به ما نشان دادي!
و امروز، كودك دلم با ظرفي از شير به بالينت آمده است.
چشم‌هايت را بر ما مبند!
ما اهل كوفه نيستيم!

جمعه بیستم 5 1391 18:44


از زبان دشمن

بزرگي و بزرگواري اميرمؤمنان علي عليه السلام ، بديهي و كتمان ناپذير است و در قرآن كريم نيز آيات متعددي در اين باره وجود دارد. جالب اينجاست كه دشمنانش نيز اين شخصيت بزرگ را ستوده اند. معاويه، دشمن سرسخت آن حضرت، پس از شنيدن خبر شهادت امام علي عليه السلام گفت: «كسي را از دست دادند كه منبع دانش، برتري و نيكي بود و مقام برجسته اي داشت. نمي دانيد اسلام، چه شخصيت دانشور، فضيلت گستر، پرسابقه و درخشنده اي را از دست داد.» اين در حالي است كه ميزان دشمني معاويه با آن حضرت، بر هيچ كس پوشيده نيست.

جمعه بیستم 5 1391 18:39

مدارا با اسير

بي ترديد، فتوت و مردانگي، از ويژگي هاي اخلاقي است كه بسيار مورد توجه و تأكيد قرآن و آموزه هاي تربيتي پيشوايان معصوم عليهم السلام قرار گرفته است. دامنه اين مردانگي در مورد آن بزرگواران چنان گسترده است كه حتي گاه بر سر دشمنان دين نيز سايه افكنده است. يكي از جلوه هاي تاريخي و ماندگار اخلاق اسلامي، مسئله برخورد اميرمؤمنان علي عليه السلام با ابن ملجم مرادي است. در تاريخ آمده است كه امام علي عليه السلام فرمود: «او اسير شماست، به او نيكي كنيد. محلي را كه در آن زنداني است، وسيع قرار دهيد. اگر من زنده ماندم، او را خواهم كشت يا اگر مايل بودم، خواهمش بخشيد. اگر مُردم، او را يك ضربت بزنيد، همان گونه كه بر من ضربت زده است.» اين وصيت را شهريار شعر ايران زمين، اين گونه به نظم آورده است:
به جز از علي عليه السلام كه گويد به پسر كه قاتل من
چو اسير توست اكنون، به اسير كن مدارا
 
 
 
 
جمعه بیستم 5 1391 18:34

از هدايت به ضلالت

امام علي عليه السلام ، مقام امامت و پيشوايي امت اسلامي را بر عهده داشت. در كتاب شريف نهج البلاغه، به جايگاه رهبري و نيز وظايف حاكم جامعه ديني اشاره شده است. مبارزه با فساد و رهبران فاسد، بهره وري از دانش، بينش و مديريت همراه با پيشينه درخشان و دارا بودن صفاتي چون مردم دوستي، خودسازي، هوشياري، قاطعيت، هماهنگي در گفتار و كردار و دردمندي، از جمله نكاتي است كه مورد توجه امام علي عليه السلام قرار گرفته است. با اين عقيده، اميرمؤمنان پس از آنكه در مسجد كوفه هدف قرار گرفت، خطاب به ابن ملجم فرمود: «آيا من براي تو امام بدي بودم كه با من اين گونه رفتار كردي؟ آيا بر تو مهربان نبودم؟ آيا بيش از ديگران به تو عنايت نكردم؟ آيا عطايت را زياد نكردم؟ زيرا اميد داشتم كه از گمراهي رهايي يابي و به هدايت رهنمون شوي».

 
 
 
 
جمعه بیستم 5 1391 18:32

نوزده رمضان، از منظري ديگر

فاجعه نوزده رمضان سال چهلم هجري را از زبان ابن ملجم مرادي مي توان اين گونه بيان كرد: علي عليه السلام وارد مسجد شد و پس از آنكه با خداي خويش راز و نياز كرد، راه پشت بام مسجد را در پيش گرفت و با نداي بلند، آواز اذان سر داد. آن گاه با صداي محبت آميزش مرا براي نماز بيدار كرد. سپس در محراب به نماز ايستاد. لحظات سخت و سنگيني بود. همين كه علي عليه السلام سر از سجده برداشت، بلافاصله شمشيرم را بالاي سر بردم و با تمام قوا آن را فرود آوردم و درست بر جايي زدم كه عمر و بن عبدود در جنگ خندق بر سر علي عليه السلام ضربه زده بود. اين ضربت تا سجده گاهش را شكافت و خون فواره زد، ولي علي عليه السلام فقط ندا در داد: «به خداي كعبه رستگار شدم».

 
 
 
 
 
جمعه بیستم 5 1391 18:31

مدعيان حق و حق كشي

مسجد كوفه در نوزدهم ماه رمضان سال چهلم، محلي بود كه پرده از چهره مسلمان نمايان برداشته شد. خوارج باقي مانده از جنگ نهروان، نورانيت خورشيد را نمي ديدند و حق و باطل را به گونه اي يكسان در تاريكي مي پنداشتند و تنها خود را مسلمان مي دانستند. به تعبير امام خميني رحمه الله ، آنهايي كه حضرت اميرمؤمنان علي عليه السلام را در محراب عبادت كشتند، مدعي اسلام بودند و با اسم اسلام، با اسلام جنگيدند. ايشان در جاي ديگر، از عده اي ياد مي كند كه پيشاني شان از شدت طول سجده پينه بسته بود، ولي حق را كشتند. اين مسئله و شهادت امام علي عليه السلام ، گواه مظلوميت و غربت آن امام همام است.

 
 
 
 
 
جمعه بیستم 5 1391 18:30

سبك بار و بي قرار

انسان ها از مرگ گريزانند و از گرفتاري در چنگال آن هراسي هميشگي دارند. اسلام، بزرگاني را به جوامع بشري معرفي كرد كه نه تنها از مرگ نمي ترسيدند، بلكه آن را به بازي مي گرفتند. برجسته ترين شخص در سبك باري و در عين حال بي قراري درباره مرگ در راه خدا، اميرمؤمنان علي عليه السلام بود. صحنه هاي فراواني در زندگي امام علي عليه السلام پديد آمد كه شاهدي بر اين معناست. براي نمونه، در جريان هجرت پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله ، در بستر ايشان خوابيد و در واقع، در آغوش خطر آرميد. در جنگ بدر، نه تنها دلاوران قريش را به خاك انداخت، بلكه پشت ترس را نيز به خاك كشاند. در جنگ احد، بيش از هفتاد زخم برداشت، ولي پايداري اش، به اسلام و مسلمانان قوّت بخشيد. از همه پرمعناتر اينكه، براي تأمين هزينه ازدواجش، زره خود را فروخت؛ زيرا به تعبير پيامبر اسلام، به آن نياز نداشت. آن انتظار و اين بي قراري، درسحرگاه نوزدهم رمضان به وصال انجاميد.

 
 
 
 
 
جمعه بیستم 5 1391 18:28

از صحنه كارزار تا ديدار پروردگار

به طور معمول، در اسلام، جهاد آنجا معنا پيدا مي كند كه به مرزهاي اسلامي حمله شده و جامعه اسلامي يا بخشي از آن مورد تهديد قرار گرفته باشد. جنگ هايي كه در زمان پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله و امام علي عليه السلام رخ داد، چنين بود. در عين حال، اگر جنگي شكل مي گرفت و آتشي شعله ور مي شد، سردار و سپهسالار آن و امير جنگاوران و سربازان اسلام، كسي جز شير خدا، حضرت علي عليه السلام نبود. ايشان در شب آخر عمر سراسر جهاد و تلاش خويش و در فرداي فاجعه نوزدهم رمضان، خطاب به دخترش مي فرمايد: «دخترم! من تمام عمرم را در معركه ها و صحنه هاي كارزار گذرانده و با پهلوانان و شجاعان نامي مبارزه ها كرده ام. چه بسيار يك تنه بر صفوف دشمن حمله برده و بزرگان رزم جوي عرب را به خاك و خون افكنده ام. ترسي از چنين اتفاقات ندارم، ولي امشب احساس مي كنم ديدار حق فرا رسيده است».
 
 
 
 
 
جمعه بیستم 5 1391 18:26

اوج جنايت بشري

حادثه اي كه به شهادت امام علي عليه السلام انجاميد، يكي از بزرگ ترين جنايت هاي بشري است؛ زيرا ابن ملجم مرادي، هيچ آزاري از امام نديده بود. اميرمؤمنان علي عليه السلام براي او سرا پا مهر و محبت و خير و بركت بود، چنان كه براي ديگران.
اين فاجعه، به بدنامي برنامه ريزان و عامل آن انجاميد و براي امام علي عليه السلام ، حياتي بود بالاتر از حيات دنيوي. حادثه مسجد كوفه و واكنش امام، نمايشگر اوج انسانيت و جلوه اي از نمايش عدل علوي در تاريخ بشري است. نوزدهم رمضان سال چهلم هجري، شاهد مظلوميت علي عليه السلام و اوج بندگي برترين انسان عصر پس از پيامبر بود.

 
 
 
 
 
جمعه بیستم 5 1391 18:24

از خلافت تا شهادت

حضرت علي عليه السلام بر آن بود تا آنجا كه مي شود، در پاسداري از اسلام و ارزش هاي آن تلاش كند و در اين راه، افزون بر آيات قرآن، سيره پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله نيز به عنوان الگوي عملي مورد توجه آن حضرت قرار داشت. بنابراين، در مسئله خلافت نيز همين معنا مورد توجه قرار گرفت و دوران كوتاه رهبري سياسي جامعه اسلامي، نماد برجسته اي شد از شيوه حكومت علوي. مدت اين خلافت و پايان آن را خوارزمي، از نويسندگان اهل سنت، در كتاب مناقب خود چنين آورده است:«مدت خلافت علي عليه السلام چهار سال و ده ماه بود كه به دست ابن ملجم مرادي به شمشير مضروب شد و اين حادثه شوم، قبل از ورود به دهه سوم ماه رمضان روي داد».

 
 
 
 
 
جمعه بیستم 5 1391 18:23

چشم انتظار ديدار پروردگار

در فرهنگ اسلامي، شهادت، هدف نيست، بلكه ابزار ايستادگي و پايداري در برابر تهاجم دشمنان دين است. هرگاه بستر ايثار و از خودگذشتگي فراهم شد، شهادت نيز پديدار مي شود. شهادت، وسيله اي است كه در پيشگاه حضرت دوست، مقام و منزلت ويژه اي دارد و جايگاهي است براي ابراز تعبد و اخلاص در بندگي، و براي شهيد شدن، چه كسي والاتر از امام موحدان، حضرت علي عليه السلام . انسان كاملي كه به شهادت عشق مي ورزيد و واژه شهادت برايش نشاط آفرين بود.
در نامه 62 نهج البلاغه از زبان امام علي عليه السلام آمده است كه من مشتاق ملاقات پروردگارم. آن حضرت، بهترين مرگ ها را كشته شدن در راه خدا مي دانست و سوگند ياد كرده بود كه هزار ضربه شمشير بر من، آسان تر از مرگ در بستر در غير بندگي خداست.
نوزده رمضان، سكوي پرواز ظاهري امام علي عليه السلام تا بي كران ها، زمان جدايي از خلق و رسيدن به محبوب واقعي بود.

 
 
 
 
 
جمعه بیستم 5 1391 18:22
امام علي عليه السلام ؛ تجسم عدالت


بررسي نهج البلاغه نشان مي دهد كه از ديدگاه امام علي عليه السلام ، عدالت در رأس ارزش هاي اسلامي قرار دارد و تمامي ارزش ها به عدالت بازمي گردد. در ارزيابي، مديريت و قضاوت، عدالت، شرط اصلي است. با اين حال، تجسّم عدالت، وجود مبارك خود امام علي عليه السلام بود. اين معنا در سخن معروف توماس كارلايل، فيلسوف انگليسي آمده است كه گفت: «امام علي؛ ما را جز اين نرسد كه او را دوست بداريم و به او عشق ورزيم. در كوفه ناگهان به حيله كشته شد و شدت عدالتش موجب اين جنايت گشت.» به سخن كارلايل مي توان اين جمله را افزود كه در واقع، پافشاري امام علي عليه السلام بر اجراي احكام و پيروي از سيره پيامبر اسلام و پرهيز از انحراف در اداره حكومت، زمينه ساز توطئه بر ضد آن حضرت شد.

 
 
 
 
 
جمعه بیستم 5 1391 18:21



طبيبا وامكن زخم سرم را

مسوزان قلب زينب دخترم را

ببند آنگونه زخمم را كه در قبر

نبيند فاطمه زخم سرم را

در و ديوار مسجد هست‏شاهد

كه من گفتم اذان آخرم را

وداع زندگي را گفتم آنروز

كه زد در كوچه قنفذ همسرم را

----


امام علي(ع)، بي كرانه‏ترين شكوه خلقت است كه تا ابد، تلألؤ نورش روشنايي بخش هستي است.

 

جمعه بیستم 5 1391 18:19


جملات عاشق علي عليه السلام صعصعة بن صوحان
وي در حالي كه يك دست بر قلب خود گذاشته بود و با دست ديگر خاك بر سر مي‌پاشيد، مي‌گفت:
«مرگ و شهادت گوارايت باد! كه تولدت پاك و شكيبايي‌ات نيرومند و جهادت بزرگ بود. بر انديشه‌ات دست يافتي و تجارتت سودمند گشت. بر آفريننده‌ات وارد گشتي و او تو را با خوشي پذيرفت و ملائكه‌اش به گردت جمع شدند. در همسايگي پيغمبر جاي‌گزين گشتي و خداوند تو را در قرب خويش جاي داد و به درجة برادرت مصطفي رسيدي و از كاسه لبريزش آشاميدي... .


ميسر نگردد به كس اين سعادت
به كعبه ولادت به مسجد شهادت

جمعه بیستم 5 1391 18:17


اين كوچه ها مهتاب بارانند، با تو
آرامش ماقبل طوفانند، با تو

از "حمد" تا "والناس" را مرغان شبخوان
در چارده تحرير مي خوانند، با تو

"انا اليه راجعون" مي ريزد از شب
آيات رحمان رو به پايانند، با تو

اين قوم خواب آلود، غير از نارفيقي
رفتار و كرداري نمي دانند، با تو

شرح غدير و شام هجرت يادشان رفت
هرچه محمد(ص) نهي كرد، آنند با تو

در چلچراغ شام نه، در شمع كوفه
عدل و مروت با تو تابانند، با تو

حالا كه داري مي روي مسجد، ملائك
"فزت و رب الكعبه" مي خوانند، با تو

جمعه بیستم 5 1391 15:11
جمعه بیستم 5 1391 15:7
نردبان دلم شكسته است
................ميشود برايم كمي دعا كني؟؟
................ يا اگر خدا اجازه ميدهد كمي به جاي من خدا خدا كني؟؟
راستش دلم مثل يك نماز بين راه! خسته و شكسته است
........................ميشود براي بيقراري دلم سفارشي به آن عزيز باوفا كني؟

 

جمعه بیستم 5 1391 15:2
 
كعبه خلوتگه اسرار فراوان عليست
بيت حق جلوه‎گر از روي درخشان عليست



در جهان مرد عمل باش و علي را بشناس
كه ترازوي عمل كفه و ميزان عليست



اي كج انديش مكن غصب خلافت زيرا
به خدا بعد نبي سلطنت از آن عليست



روز محشر كه گذرنامه جنت طلبي
آن گذرنامه به امضاء و به فرمان عليست



دادگاهي كه به فرداي قيامت برپاست
حكم حكم علي و محكمه ديوان عليست



كشتن "مرحب" و بگرفتن خيبر در كف
خاطرات خوش ديباچه دوران عليست



دور شو اي پسر "عبدود" از ديده‎ي او
كه شجاعان عرب پشه به ميدان عليست



اين حسيني كه رئيس الشهدايش خوانند
با خبر باش كه شاگرد دبستان عليست



گرچه اين ديده ز ديدار نجف محروم است
در عوض ريزه‎خور سفره احسان عليست



 

جمعه بیستم 5 1391 14:53
ياران علي ميگفتند: در جبهه ها هرگاه علي را گم ميكرديم
براي پيدا كردن او ؛ مي رفتيم
در انجائي كه دشمن بيشتر ضربه خورده ؛
درانجائي كه خطر بيشتر در كمين است ؛
در انجائي كه شيرازه و صفوف دشمن بيشتر درهم ريخته
ودرانجائيكه دشمن بيشتر كشته داده است ؛
همانجا علي را پيدا ميكرديم
پس هركس بيشتر به دشمن دين صدمه ميرساند ؛ او به علي نزديكتر است
وهركس كمتر به دشمن دين ضربه ميرساند ؛ او از علي دورتر است

جمعه بیستم 5 1391 14:46
X