معرفی وبلاگ
فعالییت سازمان زنان انقلاب اسلامی در پی انسجام و هماهنگی و شناسایی زنان فعال منطقه بسته به مهارت و توانمندیی انها در جهت رفع نیازمندرهای زنان ان منطقه . خواهرم بسته به نیاز فکری و روحی و مادی خود با ما هم سخن شو بهترین خوبی ها نزد زنان است امام صادق(ع) باهم شویم ،یکی شویم درمانی برای دردی شویم ............ آن لحظه اي كه زن در خانه خود مي ماند و (به امورزندگي و تربيت فرزند مي پردازد)به خدا نزديكتر است.حضرت زهرا (س)
صفحه ها
دسته
لينك سازمان زنان انقلاب
لينك عاشقان امام نقي
مرگ بر شاهين نجفي(مرتد)
جانم فداي غربتت يا امام نقي (ع)
امام من مهدي
فرهنگ الهي
گل نرگس
اس ام اس جديد
شعرهاي داريوش دوسراني
صهيون ستيزي
شيعه
مجله فيروز جاه
منتظران ظهور
ديار عشق
خدا
بهترين دوست فقط خدا
تنها عشق من خداست
شوق شهادت
سايه
سايه طلبه جوان
سايت شخصي سيد محمد انجوي نژاد
مدرسه علميه الزهرا(س) نصر تهران
☫عشق=خامنه اي☫
خانم دكتر نگار
در طلب معرفت...
گوهركمال ، حجاب برتر
ولايت عشق
غريب تر از غريب الغربا ... امام نقي (ع
غريب سامرا
بسم رب الهادي(ع)
شيدايي رهبر
وبلاگ شهيد همت
ماه نقره اي (بسم رب الشهدا)
مقتدر مظلوم
ولايت سيد علي
حامي رهبر
بسيجي بي ادعا
پايگاه اطلاع رساني استقامت
انفجار نور
ائمه اطها رو شهدا
فيض بوك
هادي نت
شهيدان زنده اند
دانلود جديد ترين مداحي
بهشت (محفل بسيجيان و رهروان شهدا
دينيست(اولين سايت اطلاع رساني ويژه مداحان)
سايت جامع مداحي
نور اسمان
سايت رسمي مداحان اهل بيت
ماه حرم ( روضه العباس)
جام تهي
ما مي توانيم
حمايت از اقتصاد و كار توليد ملي
منتظران مهدي
اخبار پيام نور
ره به ري
لینک دوستان
سايت مراجع تقليد
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1515290
تعداد نوشته ها : 3305
تعداد نظرات : 487
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

 

 

 

آگاهي و اطلاع از اوضاع و احوال گذشته ايران نشان از آن دارد كه جامعه ما در طول تاريخ درگير هرج و مرج و هر روز بر يك نظام سياسي استوار بوده است كه در احوال مردمان چه زن و چه مرد به طور يكسان اثر گذاشته است. كشمكش ها و دست به دست شدن قدرت لطمات بزرگي بر پيكره و جامعه ايران و مردم نهاد و از آنجا كه بار اصلي چنين مصيبت هاي از جمله جنگ ها، خونريزي ها، كشتارها و تجاوزات بر دوش مردم بي دفاع بوده است طبيعي است كه براي تحمل كردن چنين فشارهايي و تطابق دادن خود با اوضاع امري عادي و در برخي مواقع ضروري بود. در اين بين و در اثر گذشت زمان بسياري از ويژگي هاي دولتهاي متخاصم كه موقتاً از سوي مردم براي تضمين حيات بدان متوسل مي شدند به امري ماندني تبديل گرديد به طوري كه تنوع عناصر فرهنگي _ اجتماعي و قومي زمامداران كه قدرت را در دست داشتند سبب ساز بسياري از معضلات اجتماعي جامعه ديروز و امروز ما ايرانيان شده است، هر چند بي-كفايتي و بي تدبيري برخي حكمرانان ايراني در گذشته اين مسئله را تشديد و يا خود مروج گونه هاي از اين عناصر و مقولات بودند را نيز نبايد ناديده گرفت. چنانچه گفته شد اوضاع نابسامان گذشته ايران، زندگي اجتماعي مردان و زنان را به طور يكسان تحت تأثير خود قرار داده است اما با نگاهي گذرا بر اسناد و مدارك بر جاي مانده از گذشته كمتر سخن از نقش آفريني و مبارزات زنان در عرصه تحولات تاريخي اجتماعي ايران به ميان آمده است در اين قسمت درصدد برآمديم نگاهي هر چند كوتاه به حضور اجتماعي اين قشر از جامعه در تاريخ داشته باشيم. در اواخر دوره ساساني با توجه به عظمت ظاهري، پايه هاي حكومت را عيش و عشرت شاهان و درباريان، طغيان سپاهيان، جنگ هاي بيهوده، فساد موبدان، تشتت و اختلاف عقايد و آراء و... فراگرفته بود كه با ظهور اسلام در شبه جزيره عربستان و هجوم اعراب به مرزهاي ايران، اوضاع كشور را از آن كه بود بدتر نمود؛ در چنين شرايطي فرار مردم وحشت زده به خصوص زنان خانواده شاهي از مقابل سيل هجوم و اعراب و ديگر دشمنان خود سبب شكل گيري افسانه هايي شد كه شخصيت اصلي آنها زنان و دختران بي دفاع بودند. شخصيت هاي چون بي بي شهربانو1 يا مهربانو نوه يزد گرد كه عامه معتقدات و رواياتي راجع به آنها و پناه برد نشان در دل كوه را سينه به سينه بازگو كردند و مي كنند، مكان-هاي كه به نام هايي چون كوه چهل دختر شيراز، چهل دختر سرخس، برج چهل دختر سمنان، بقعه چهل دختر قزوين، منار چهل دختر اصفهان و... معروفند نيز همه و همه برگرفته از روايات و نقل قول هايي است كه خصوصاً پس از حمله مغولان و نفوذ و يورش آنها به خاك و سرزمين ايران پديد آمد. بيشتر اين داستان ها و افسانه ها نشان دهنده وجود محيطي ناامن در آن روزگار خصوصاً براي زنان و دختران و در معرض خطر بودن آنها را بازگو مي كند. البته برخي مورخين و محققين وجه تسميه چهل دختران2 بر تمامي بناهاي ايران را مورد تأييد قرار نمي دهند و تعميم آن را به تمامي آثار و بناهاي تاريخي صحيح نمي دانند اما ترديدي نيست كه فرار از دست دشمناني چون مغولان و افغان ها كه به غارت اموال و به اسارت گرفتن كودكان و زنان و حتي فروختن برخي اسيران زن و حركت دادن آنها به سوي سرزمين-هايشان3 مي شد خود سبب پناه بردن زنان به كوه ها، چاه ها، برج ها و مناره ها شده است. البته در اين ميان بودند زناني كه دوش به دوش مردان و يا حتي در مواقعي به مراتب بالاتر از آنها به مقابله و مبارزه با دشمنان مي پرداختند.
در فارسنامه ناصري چنين آمده است: كه در نبرد كريم خان زند با آزادخان افغان زنان زنديه مردانگي نموده عيال و مادر وكيل و شيخ علي خان و محمدخان و جماعتي از زنديه را كه به اسارت علم خان افغان در آمده بودند را با سوهان قفل زنجير آنها را سايدند و آنها را نجات دادند و طپانچه و شمشيرهايي به آنها رساندند و آنها نيز به خيمه علم خان رفتند و او را كشتند و جنگ را به نفع خود به پايان رساندند.4 و بودند زناني فرماندار كه از قدرت سياسي زيادي برخوردار بودند؛ تركان خاتون زوجه تكش خوارزمشاه و مادر محمد خوارزمشاه يكي از زنان مقتدر، با نفوذ و مصمم كه در آن روزگار نقش بسيار مهمي در امور سياسي خوارزم ايفا كرد. هر چند جويني در نوشته هايش از او به عنوان زني ظالم، جاه طلب، آشوبگر ياد مي كند، اما برخي از جمله كارهاي او، قطع و وصل قضايا بر طبق قانون و عدل، داد مظلوم از ظالم گرفتن و... را بازگو كرده اند.5 دشمنان ما در آن زمان فقط دشمن خارجي كه مرزها را مورد تعرض قرار دهند نبودند، برخي از مدارك گوياي اين مسئله است كه نواميس مردم از دست اقوام، راهزنان و طراران خودي مورد اذيت و آزار قرار مي گرفتند و دوشيزه طغان6 بود از جمله زناني كه در مقابل اين دست افراد، ايستادگي و مقابله مي كردند. اين دختر دلاور و بي باك كه با زين و برگ سوار و يك تنه به دستجات دزدان مسلح حمله و بر آنها غلبه مي كرد او چنان زهر چشمي از حراميان مي گرفت كه هر كجا سرو گردن ماديان او و نيزه بلند و براقش نمودار مي شد كسي ياراي مقاومت و پايداري با او نداشت.7
آنچه تا بدين جا بيان شد مرتبه و حضور زنان از ورود اسلام به ايران و حكومت خوارزمشاهيان، حمله مغولان و افغانها و منازعات عشيره اي و قبايل ترك و لر در دوره زنديه بود. اكنون به زماني رسيده ايم كه قاجارها سركار آمده و قدرت و حكومت بر ايران را در حيطه اختيار خود در آورده اند. در اين دوره زنان نسبت به گذشته، نه به صورت انفرادي بلكه گروهي نقش هاي را در سير تحولات سياسي _ اجتماعي به يادگار گذاشتند. در اين دوره خصوصاً در دو مقطع جنبش تنباكو و جنبش مشروطيت نمايانگر حضور قشر زن در برهه هاي مهم و تاريخ ساز از اين دو حادثه مهم تاريخي است. هر چند كه به ظاهر نتايج مثبتي مستقيماً نصيب زنان نشد اما نمونه هايي گويا به عنوان شواهد و شاخص هايي براي حضور زنان در تحولات سياسي _ اجتماعي محسوب مي شود.8 آنها رفته رفته به فعاليت هاي خود بُعد وسيع تري بخشيدند و با شركت در يك سري اعتراضات، تشكيل مجامع و محافل زنانه، تأسيس مدارس دخترانه، داير كردن كلاس يادگيري سواد براي بزرگسالان، تأسيس روزنامه و... در صدد برآمدند نقش و جايگاه خود را در ايجاد تحولات اجتماعي به اثبات رسانند.
به نقل از بروگشن حضور زنان به شكل وسيع تر در محافل اجتماعي و حتي در اعتراض ها نمود پيدا كرده بود يكي از راه هاي اعتراض زنان به گراني و كمبود نان اين بود كه بر سر و روي خود گِل ماليده بودند و روبنده هاي خود را بالا زدند9
جمعيت نسوان وطن خواه نيز نمونه ديگر از اين تشكل ها بود. فعاليت هاي اجتماعي زنان براي انتشار مجله نسوان، داير كردن كلاس هاي جهت سوادآموزي، همچنين برپايي اولين نمايش (با توجه به محدوديت به سينما رفتن و برپايي نمايش براي زنان) توسط اعضاي اين انجمن نمونه اي از فعاليت هاي اين گروه بود كه در برخي موارد مشكلات و درد سرهاي نيز براي اعضاي آنها به همراه داشت. بنا به روايتي از بدرالملوك بامداد: در نخستين روز برگزاري نمايش كه اولين جلسه آن در خانه يكي از زنان جمعيت نسوان به نام نورالهدي با نور چراغ نفتي و زنبوري داير-گشت، قريب سيصد زن البته با چادر و پيچه حضور داشتند بازيگران نمايش نيز تماماً زن بودند اما پس از پرده اول نمايش، با وجود كسب اجازه محرمانه، توسط اداره نظميه نمايش بهم خورد. در آن شب بسياري از زنان از طريق پشت بام فرار كردند اما تا مدتها اوباش و بچه هاي ولگرد، بانيان جلسه را آزار و اذيت مي كردند و به كساني كه از خانه خارج مي شدند سنگ و چوب پرتاب مي كردند.10
زنان ايراني در عصر پهلوي بيشتر حالت شي بودن و در حاشيه ماندن را حفظ كردند منتها اين بار در قالبي جديد. در اين دوره با الحاق آزادي به زنان و كشف حجاب، زرورقي و هويت جديد براي زنان پديد آورد كه دست و پاي زنان را محدود به قيود جديد نمود. قيودي كه زن را به عروسكي در دست مردان خيمه شب باز در آورد. با اين وجود، طي دوران پهلوي زنان ايراني پا به پاي زنان در سراسر جهان در عرصه-هاي مختلف فعال شدند. حق انتخاب شدن، حق انتخاب كردن، مشاركت در عرصه هاي مختلف اجتماعي و تحصيل كردن از حقوقي بود كه طي اين دوران زنان كسب كردند؛ در عين حال كه پي گيري تبليغات رژيم بر شيء بودن زن مهر تأييد مي زد؛ با اين وجود طيف غالب زنان از حقوقي كه بدست آورده بودند سعي كردند به نحو احسن استفاده كنند. به هر تقدير اگر چه در عصر پهلوي زن داراي حقوقي شد كه پيش از آن بي بهره بود ولي متأسفانه در بعد ارزشي قضيه شأن و منزلت زن به گونه اي آسيب ديد و آنچنان آثار تخريب منفي اي در شخصيت آنها ايجاد كرد كه اين بينش در قشر زيادي از جامعه همچنان به چشم مي خورد.11 به تعبير امام خميني (ره) در زمان اين پدر و پسر به بانوان بيشتر ظلم شد تا به ساير اقشار.
ملاحظه مي شود با تمامي ظلم ها و تعرض هاي دشمنان در خصوص زنان و مبارزات و نقش هاي موثري كه در زمينه دستاوردهاي تاريخي داشته اند (كه در اين قسمت به گوشه اي از آن اشاره شد) اما نامي به درستي و در شأن آنها در تاريخ ذكر نشده است. شايد بتوان گفت اين عبارت كه «تاريخ را مردان ساخته اند»12 درست و بجا بوده است، زيرا لحظه اي كه زن ها در كار تدوين جهان شروع به سهيم شدن مي كنند، اين دنيا هنوز هم دنيايي است كه به مردان تعلق دارد، زيرا زمان حال، گذشته را در بر مي گيرد و در گذشته نيز تمامي تاريخ را مردان ساخته اند.

1- بقعه بي بي شهربانو برفراز صخره اي در ورامين آباد ري ساخته شده است كه منصوب به بي بي شهربانو (دختر يزدگرد ساساني همسر امام حسين (ع) است).
2- چهل دختران معمولاً از ابينه آرامگاهي است و روايات عاميانه اي در باب وجه تسميه آنها نقل شده است از جمله فرار چهل دختران از دست كفار و غايب شدن آنها در كوه ها، اما در بعضي از شهرهاي ايران بناهاي به نام چهل دختران وجود دارد كه نظريه و روايات وجه تسميه آن رد مي كند مانند چهل دختران شيراز و كاشان (هخدا: 838)
3- ويليام فلور؛ اختلاف تجاري ايران و هلند؛ ترجمه: ابوالقاسم سري، انتشارات توس، تهران، 1361، ص 7.
4- ميرزا حسن فساني؛ فارسنامه ناصري، تصحيح منصور رستگار فساني، انتشارات امير كبير، تهران، 1367، ص 594 و 593.
5- آن لمبتن؛ تداوم و تحول در تاريخ ميانه ي ايران؛ ترجمه يعقوب آژند، نشر ني، تهران، 1372، ص 301 و 300.
6- دوشيزه اي كه در دوره كريم خان زند زيسته و از خود رشادت هاي به نمايش گذاشته است.
7- سيد محمدعلي كشاورز صدر؛ عقاب كمازان يا كريم خان زند؛ نشر مولف، بي تا، 1369، ص 81.
8- جميله كديور؛ زن؛ انتشارات اطلاعات، تهران، 1375، ص 145.
9- هينريش بروگشن؛ سفري به دربار سلطان صاحبقران؛ ترجمه مهندس كردبچه، انتشارات اطلاعات تهران، 1367، ص 601. 10- بدرالملوك بامداد؛ زن ايراني از انقلاب مشروطيت تا انقلاب سفيد؛ نشر ابن سينا، تهران، بي تا، ص 57 و 56.
11- كديور، ص 153 تا 149.
12- سيمون دوبو وار؛ جنس دوم؛ ترجمه قاسم صنعوي، توس، تهران، 1382، ص 25

 


دسته ها :
سه شنبه سوم 5 1391 0:23
X