معرفی وبلاگ
فعالییت سازمان زنان انقلاب اسلامی در پی انسجام و هماهنگی و شناسایی زنان فعال منطقه بسته به مهارت و توانمندیی انها در جهت رفع نیازمندرهای زنان ان منطقه . خواهرم بسته به نیاز فکری و روحی و مادی خود با ما هم سخن شو بهترین خوبی ها نزد زنان است امام صادق(ع) باهم شویم ،یکی شویم درمانی برای دردی شویم ............ آن لحظه اي كه زن در خانه خود مي ماند و (به امورزندگي و تربيت فرزند مي پردازد)به خدا نزديكتر است.حضرت زهرا (س)
صفحه ها
دسته
لينك سازمان زنان انقلاب
لينك عاشقان امام نقي
مرگ بر شاهين نجفي(مرتد)
جانم فداي غربتت يا امام نقي (ع)
امام من مهدي
فرهنگ الهي
گل نرگس
اس ام اس جديد
شعرهاي داريوش دوسراني
صهيون ستيزي
شيعه
مجله فيروز جاه
منتظران ظهور
ديار عشق
خدا
بهترين دوست فقط خدا
تنها عشق من خداست
شوق شهادت
سايه
سايه طلبه جوان
سايت شخصي سيد محمد انجوي نژاد
مدرسه علميه الزهرا(س) نصر تهران
☫عشق=خامنه اي☫
خانم دكتر نگار
در طلب معرفت...
گوهركمال ، حجاب برتر
ولايت عشق
غريب تر از غريب الغربا ... امام نقي (ع
غريب سامرا
بسم رب الهادي(ع)
شيدايي رهبر
وبلاگ شهيد همت
ماه نقره اي (بسم رب الشهدا)
مقتدر مظلوم
ولايت سيد علي
حامي رهبر
بسيجي بي ادعا
پايگاه اطلاع رساني استقامت
انفجار نور
ائمه اطها رو شهدا
فيض بوك
هادي نت
شهيدان زنده اند
دانلود جديد ترين مداحي
بهشت (محفل بسيجيان و رهروان شهدا
دينيست(اولين سايت اطلاع رساني ويژه مداحان)
سايت جامع مداحي
نور اسمان
سايت رسمي مداحان اهل بيت
ماه حرم ( روضه العباس)
جام تهي
ما مي توانيم
حمايت از اقتصاد و كار توليد ملي
منتظران مهدي
اخبار پيام نور
ره به ري
لینک دوستان
سايت مراجع تقليد
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1507654
تعداد نوشته ها : 3305
تعداد نظرات : 487
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

20 شهريور سال روز شهادت ايت الله مدني

 

زندگي‌نامه و آموخته‌ها:

آيت‌الله سيد اسدالله مدني، مجاهد خستگي‌ناپذير، امام جمعه تبريز و شهيد محراب، در 1293 در روستاي آذرشهر تبريز ديده به جهان گشود. نامش را اسدالله گذاشتند تا هنگامي كه پاي در ميدان نبرد با دشمنان خدا مي‌نهد، شيري باشد كه از هيچ چيز نهراسد و براي برپايي حكومت حق مداران از هيچ تلاشي فروگذاري نكند. او در راه پيشوايش امام علي(ع) گام نهاد و به راستي شيري بود در ميدان نبرد كه دشمن تنها راه رويارويي با او را كشتن ناجوانمردانه در محراب نماز دانست. پدرش آقا ميرعلي پارچه فروش بود. در چهار سالگي مادر و در شانزده سالگي پدر خود را از دست داد.(قيصري، ص13) در آغاز جواني براي آموختن علوم اسلامي وارد شهر قم شد و به رغم تنگناها و رنج‌هاي فراوان ناشي از درگذشت پدر و مادر، استبداد و دست نشاندگي عصر رضاخان پهلوي و سخت‌گيري بر روحانيان، به تحصيل علوم ديني همت گماشت. پس از گذراندن دوره مقدماتي در حوزه علميه قم، پاي درس آيت الله سيد محمد حجت كوه كمري و آيت الله سيد محمد تقي خوانساري حاضر شد. وي مدت چهار سال نيز در كلاس درس امام خميني(ره) حضور يافت و از درس‌هاي فلسفه، عرفان و اخلاق ايشان بهره مند گرديد. پس از مدتي، به نجف اشرف هجرت كرد و در حوزه علميه نجف اشرف در كنار تكميل تحصيلات عالي خويش، تدريس در علوم ديني را آغاز نمود؛ به دستور آيت الله سيدمحسن حكيم، به تدريس لمعه، رسايل، مكاسب و كفايه را پرداخت و در اندك زماني، در شمار استادان بنام حوزه علميه نجف جاي گرفت. شهيد مدني در نجف در درس خارج آيات بزرگوار سيد عبدالهادي شيرازي، سيدمحسن حكيم و سيد ابوالقاسم خويي شركت مي‌كرد و از چند مرجع از جمله آيت الله محسن حكيم، سيد محمد حجت كوه كمري و سيدمحمدتقي خوانساري اجازه اجتهاد دريافت نمود.(تبريزي، ص5) سرانجام، در مهر ماه 1331 با كوله‌باري از علم و فقاهت از نجف اشرف به ايران باز مي‌گردد.

 

 

بقيه در ادامه مطلب.......


تلاش و جهاد:

وی جهاد علیه حکومت محمدرضا شاه پهلوی را از شهر قم آغاز نمود، سپس به شهر زادگاهش، آذرشهر، بازگشت و در نخستین اقدام، به ستیز با بهاییت، این ابزار استکبار غرب و صهیونیسم جهانی، پرداخت. با سخنرانی های روشنگرانه، مردم را در برابر جاسوسان فرقه بهاییت بسیج کرد و با تحریم کارخانه برق که در اختیار بهاییان بود و ممنوعیت خرید و فروش با آنها، شهر مذهبی آذرشهر را از آلودگی این فرقه استعماری پاک کرد. در پی چنین کارهایی، شهربانی پهلوی او را به همدان تبعید کرد.(یاران امام، ص11) پس از بازگشت دوباره به آذرشهر در 1331، در سخنرانی‌های خود وجود کارخانه مشروب سازی و استفاده از مظاهر طاغوتی؛ مانند کلاه پهلوی را به باد انتقاد گرفت. در پی سازماندهی یک راه‌پیمایی که پس از برگزاری نماز عید فطر 1331 در اعتراض به کارخانه مشروب‌سازی در آذرشهر انجام داد، دادستان تبریز به آنجا آمد و ضمن گفتگو با آیت الله مدنی، قول داد که ظرف پانزده روز کارخانه مزبور برچیده شود، ولی پس از آن رویداد، ضمن فراخوانی مدنی به تبریز، از سوی استانداری آن شهر به وی تکلیف شد که دیگر نباید در آذرشهر بماند.(تبریزی، ص 5) آیت الله مدنی از دوران جوانی با آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی ارتباط داشت و به همین دلیل هنگامی که آیت الله مدنی می‌خواست به تبریز مسافرت کند، آیت الله کاشانی طی تلگرافی به آیت الله سید مهدی انگجی یادآور شد که هنگام ورود وی به تبریز، از او تجلیل به عمل آورد. از سوی دیگر، هنگامی که شهید سیدمجتبی نواب صفوی در نجف به فکر مبارزه با کجروی‌های احمد کسروی افتاد، آیت الله مدنی که در آن زمان از استادان حوزه نجف به‌شمار می‌رفت، برای برطرف نمودن تنگناهای مالی نواب صفوی جهت آغاز مبارزه، کتاب‌های خود را فروخت و پولش را در اختیار نواب گذاشت.(یاران امام، صص13-12) مدنی در دوران حضور در نجف، کارهای جهادگونه فراوانی انجام داد که از آن جمله می‌توان به این موردها اشاره کرد: 1. سفر به مصر در زمان فرمانروایی جمال عبدالناصر، به همراهی گروهی از علما و فضلای نجف به منظور ایجاد هماهنگی در ستیز با استعمارگران انگلیسی، 2. آماده‌سازی طلبه‌ها برای جنگ چریکی با آل سعود عربستان و نجات حجاز از چنگال پلید آنها، 3. کفن پوشیدن در راه‌پیمایی و فراخوانی مردم عراق به شرکت در آن در راستای اعتراض به عبدالکریم قاسم، حاکم وقت این کشور، در رواج مارکسیم و دروغ‌پردازی علیه اسلام. چنین اقدام‌هایی، از رویکرد سازش ناپذیر و انقلابی آن آموزگار اخلاق گواهی می‌دهد.(تبریزی، ص6) از شاگردان وی در این دوره شهید علامه سید عارف حسین حسینی، رهبر جنبش شیعیان پاکستان، بوده است.

در زمان اقامتش در نجف، تابستان‌ها برای تبلیغ و روشنگری به ایران سفر می‌نمود: نخست حرکت تبلیغی خود را از همدان و دهکده دره مراد بیک آغاز کرد. در آنجا، با همراه نمودن مردم با خود و جلوگیری از بی‌حجابی، خرید و فروش شراب و هرگونه میگساری، آن روستا را به الگویی برای دیگر آبادی‌ها تبدیل نمود. در نهم آذر 1341 در پی تبلیغ گسترده حکومت پهلوی در برپایی همه‌پرسی فرمایشی و موافقت با طرح به اصطلاح انقلاب سفید شاه و مردم، با سخنرانی آتشین خود در مسجد جامع همدان، مردم را به همگامی با علمای قم و شرکت نکردن در نمایش‌نامه تبلیغاتی همه‌پرسی دستگاه پهلوی فراخواند. به هنگامی که امیراسدالله علم، نخست وزیر سرسپرده محمدرضا شاه، در آغاز دهة 1340 لایحه انجمن‌های ایالتی- ولایتی را که در حقیقت بهانه‌ای برای به فراموش سپردن قرآن مجید و رسمیت بخشی به فرقه‌های دست ساخته بیگانه: مانند بهاییت در ایران بود، تصویب کرد، امام بر آن اعتراض نمود و به دنبال ایشان، علمای بسیاری نیز آن را، نکوهش و حرکت امام را تایید کردند. نام شهید مدنی نیز سسسدر تلگراف ارسالی آیت‌الله آخوند ملاعلی همدانی دیده می‌شد.(دوانی، 3/128) این کوشش‌ها، ساواک را بر آن داشت تا پس از خروج وی از ایران و رفتن به نجف، بار دیگر به او اجازه ورود به کشور را ندهد.(قیصری، صص50-46) در خرداد 1342 که جنبش مردم مسلمان ایران به رهبری امام خمینی(ره) می‌رفت تا دستگاه طاغوتی محمدرضا شاه را سرنگون کند، آیت‌الله مدنی هم در نجف با تعطیل کردن کلاس درس، پشتیبانی خود را از جنبش یاد شده آشکار ساخت. پس از تبعید امام خمینی(ره) به عراق، شهید آیت الله مدنی در شمار یاران ایشان بود و در همه کارها با اخلاص از دستورهای امام(ره) پیروی می‌کرد. یکدلی و پیوند قلبی شهید مدنی و امام(ره) به‌گونه‌ای بود که هرگاه امام(ره) نمی‌توانست به امامت نماز جماعت حاضر شود، وی نماز جماعت را برگزار می‌کرد. پس از اینکه شهید مدنی در 1349 آهنگ بازگشت به کشور نمود، ساواک نتوانست جلوی ورود وی به ایران را بگیرد، اما همه برنامه‌ها، سخنرانی‌ها و دیدارهایش را زیر نظر گرفت. به دنبال آن، ساواک شماری از روحانیان از جمله آیت‌الله مدنی را ممنوع‌المنبر کرد. در گزارش 31 مرداد 1349 ساواک آمده است: «نامبرده[آیت‌الله مدنی] در همدان به نفع [امام] خمینی، فعالیت و نقش برجسته ­ای در مطرح نمودن نام ایشان به عنوان مجتهد اعلم داشته است؛ به طوری که بیش از یک سوم مردم همدان را در آن اوضاع خفقان و ترسناک، مقلد حضرت امام(ره) نموده و در هر مجلسی به تمجید از نام ایشان می‌پردازد.»(تبریزی، ص6)

شهید مدنی در آغاز دهه 1350 و پس از درگذشت آیت الله روح الله کمالوند خرم‌آبادی، پایه‌گذار حوزه علمیه کمالیه خرم‌آباد، به آن سامان رهسپار شد. پس از مدتی، امام راحل(ره)، وی را به عنوان نماینده خود در خرم‌آباد معرفی نمود. او با دریافت وجوه شرعی و پرداخت شهریه طلبه‌ها و کمک به افراد تنگدست و بی‌سرپرست، گام‌های بلندی برای پاسخ‌گویی به نیازهای عمومی مردم منطقه برداشت. از سوی دیگر، با تبلیغ مرجعیت و توزیع توضیح المسایل و تحریرالوسیله امام(ره)، جذب روحانیان متعهد و جوانان انقلابی و سخنرانی در مدرسه علمیه کمالوند، حسینیه فاطمیه و مسجد شاه آباد، بر گستره مبارزه‌های خویش افزود. ساواک نیز که در جریان ریز و درشت‌های کارهایش قرار داشت، برای بد نام کردن وی در منطقه برنامه ریزی کرد؛ نخست با پخش شب نامه‌هایی پر از دروغ کوشید تا او را به همکاری با حکومت طاغوتی متهم سازد و به دنبال آن، با ایجاد دودستگی میان روحانیان و به میدان کشاندن روحانی نماها، زمینه را برای بیرون راندن و تبعیدش آماده کند. هر چند دامنه سخت‌گیری‌ها و آزار ساواک و تبعید او از شهری به شهر دیگر در سال‌های 1352 تا 1354 فزونی یافت، ولی سخنرانی های انقلابی و روشنگرانه آن شهید روز به روز پرخروش‌تر می‌شد و لبه تیز سخنان آن دانشمند خستگی‌ناپذیر، بر پیکر رو به نابودی حکومت شاه طاغوتی و سر سپرده استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا و صهیونیسم بُرنده‌تر می‌گشت.(همان، صص 9-7)

سخنرانی‌های شهید مدنی در سالگرد قیام 15 خرداد 1342 و برانگیختن مردم به جهاد، دعوت از روحانیت خرم‌آباد به اعتصاب و روشنگری پس از فاجعه مدرسه فیضیه قم در دوم فروردین 1342 و در آخر، برگزاری نماز عید فطر 1354 خرم آباد که در آن آیت الله مدنی ضمن جداسازی مقلدان امام(ره)، به بیان فتوای ایشان درباره زکات فطره پرداخت، ساواک را از جایگاه مردمی وی بیشتر آگاه ساخت؛ تا جایی که در پی آن آیت‌الله مدنی بار دیگر به مدت سه سال به تبعید در شهر نورآباد ممسنی استان فارس محکوم شد. ساواک گستاخانه وی را، دستگیر و جهت آزار آن روحانی پارسا در مسیر راه از پخش موسیقی‌های زننده استفاده کرد.(یاران امام، صص27- 22) آیت الله مدنی در تبعید نیز به پیکار و جهاد خود ادامه می دهد و با حفظ ارتباط با نیروهای انقلابی خرم آباد، آنان را به ادامه پیکار فرا می خواند.(تبریزی، ص10) در شهر نورآباد ممسنی استان فارس هم مردم چون شمعی به دور وی جمع شدند؛ به‌گونه‌ای بود که از دیگر شهرهای استان فارس مردم نزد وی می‌آمدند و پیام امام و انقلاب را دریافت می‌نمودند. از این رو، در پایان سال دوم تبعید، محل تبعیدش به شهر گنبد کاووس در شمال ایران تغییر کرد، اما پدید آمدن پایگاه مردمی نیرومندش، بار دیگر زمینه جابه‌جایی او را از گنبد کاووس فراهم آورد. آیت الله مدنی از آنجا به بندر کنگان در استان بوشهر در جنوب ایران فرستاده شد، اما پس از سه هفته و با پافشاری مردم شهرستان دیر، راهی آنجا گردید و با استقبال باشکوهی در دیر روبه‌رو شد. ناگزیر باز هم مکان تبعید وی را تغییر دادند و از سوم مرداد 1357، شهر مهاباد در شمال غرب ایران، میزبان بعدی شهید محراب گردید.(همان، ص11) آیت الله مدنی پس از ورود به مهاباد، پایگاه جدیدی برای مبارزه پی‌ریزی می کند و این بار با شعار «وحدت برادران اهل تسنن و تشیع»، آنان را به همکاری و همیاری فرا می خواند. پیکار آیت‌الله مدنی در افشای سیاست های حکومت پهلوی دوم و مهره‌های وابسته به آن؛ همچون شیخ عزالدین حسینی، آخوند دربار شاه، باعث گشت که شماری از جوانان مهاباد به خانه عزالدین بتازند و ضمن ابراز تنفر، شیشه‌های خانه او را به عنوان اعتراض بشکنند. عزالدین حسینی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با گروهک‌های ضدانقلاب کردستان به همکاری برخاست و سرانجام به دامن صدام حسین، حاکم وقت عراق، پناه برد.

دو هفته پیش از پایان یافتن دوران تبعید در مهاباد، آیت الله مدنی در زمانی که سخت‌گیری‌های ساواک اندکی فروکش کرده بود، به شهر قم رفت و پس از مدت کوتاهی، با دعوت مردم و علمای تبریز، راهی آن سرزمین شد و سفری نیز به زادگاه خود، آذر شهر، نمود. شهید مدنی در تبریز در کنار شهید آیت الله سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی و روحانیت مبارز تبریز، پیکارشان را علیه حکومت ستمشاهی و وابستگان و فریب‌خورگان شرقزده و غربزده آنها ادامه می‌دهند. مسجد شهیدی تبریز و بیت وی به پایگاه انقلابیان مسلمان این شهر تبدیل می شود؛ چنان که در گزارش ساواک آمده است: «وی در نخستین جلسه در خانه خود، درس مبارزه با دشمن یعنی استقامت را عنوان می نماید.»(همان) حضور وی در تبریز چندان به درازا نینجامید و با نخستین سخنرانی آتشین خود که علیه حکومت پهلوی ایراد کرد، شبانه، دستگیر و روانه همدان شد. در گزارش ساواک تبریز درباره وی چنین آمده است: «نامبرده بالا[آیت الله مدنی] از وعاظ افراطی و مخالف می باشد و به علت طرفداری از [امام] خمینی و اظهار مطالب خلاف مصالح کشور، از همدان به مهاباد تبعید گردیده، مدت تبعید وی اخیراً به اتمام رسیده. آقای میرزامحمدعلی قاضی طباطبایی و میرحسین انگجی از طرق عبدالحمید بنایی[باقری] که از روحانیون تبریز می باشند، نامه ای جهت نامبرده نوشته و از وی دعوت کرده اند که در تبریز اقامت نماید.» ساواک در تحلیل خود یادآور شده بود که ماندن وی در تبریز، به هیچ وجه به مصلحت نبوده و موجب خیزش‌های محلی خواهد شد. آیت‌الله مدنی با اوج‌گیری انقلاب اسلامی و با زمزمه بازگشت امام خمینی از پاریس به خاک میهن و بسته شدن فرودگاه‌ها، از جمله علمایی بود که در اعتراض به این اقدام، در مسجد دانشگاه تهران متحصن شدند. در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی، یکی از برگ‌های درخشان مقاومت را مردم همدان به رهبری آیت الله مدنی رقم زدند؛ زمانی که در بیست و دوم بهمن 1357، لشکر 81 زرهی کرمانشاه فرمان یافته بود برای سرکوب مردم به سمت تهران حرکت کند، مردم همدان در حالی که کفن پوشیده بودند و آیت الله مدنی را در صف اول خود می ­دیدند، تنها با بیل و کلنگ به رویارویی با تانک ها پرداختند و توانستند تا با دادن تنها یک شهید، تانک‌ها را متوقف سازند.(همان، ص12)

پس از پیروزی انقلاب:

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357، آیت‌الله مدنی، این یار دیرینه امام و سرباز خستگی‌ناپذیر انقلاب، به نمایندگی مردم همدان به مجلس خبرگان بررسی قانون اساسی راه یافت و در تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر پایه مکتب اسلام در کنار بزرگانی؛ همچون شهید آیت‌الله دکتر سیدمحمد حسینی بهشتی، شهید آیت‌الله سیدعبدالحسین دستغیب، شهید آیت‌الله محمد صدوقی بسیار کوشید. در پی آشفتگی اوضاع همدان، به فرمان امام خمینی(ره) برای سر و سامان دادن به آنجا و پایان‌بخشیدن به گرفتاری‌ها در 21 مهرماه 1358 بار دیگر به آن شهر رفت.(گلشن ابرار، ج2، ص850) در10 آبان 1358 پس از شهادت آیت‌الله قاضی طباطبایی، نخستین شهید محراب و امام جمعه تبریز، با حکم امام خمینی(ره) به امامت جمعه آن شهر گماشته شد. در رویارویی و ستیز با گروهک‌های ضدانقلاب، ملی‌گرا و منافقین، شهید مدنی به همراه بزرگان و شهیدان محراب؛ چون آیت‌الله قاضی طباطبایی، شهید آیت‌الله عطاالله اشرفی اصفهانی، آیت‌الله محمد صدوقی و آیت‌الله دستغیب از پیشگامان به شمار می‌آمدند.(یاران امام، صص 35-32) شهید مدنی، علاوه بر سخنرانی ­های روشنگرانه، آثار ارزنده‌ای از خود در همدان بر جای گذاشت که می‌توان به پایه‌ریزی مدرسه دینی در دهکده دره مراد بیک، مدرسه علمیه همدان، موسسه مهدیه، صندوق تعاون و امور اجتماعی همدان و دبیرستان ملی ملایر اشاره نمود. آیت الله مدنی پس از برگزیده شدن به سمت امام جمعه شهر تبریز از سوی امام خمینی(ره) و نمایندگی ولی‌فقیه در استان آذربایجان، با حزب خلق مسلمان که جریان‌های ضد انقلاب زیر پوشش آن به ستیز با انقلاب اسلامی برخاسته بودند و نیز سازمان مجاهدین خلق ایران دست به گریبان می- گردد، اما با پایداری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، هوشیاری مردم آذربایجان و کوشش شبانه‌روزیش، فتنه و آشوب حزب خلق مسلمان شکست می‌خورد؛ حزب یاد شده که توانسته بود صدا و سیما و اداره‌های دولتی تبریز را به چنگ درآورد، با تیراندازی به سوی مردم می‌خواست فرش قرمزی هم برای بیگانگان بگستراند، ولی با ایستادگی آن شهید و مردم دلاور آذربایجان برای همیشه به زباله‌دان تاریخ سپرده شد.

شهادت:

در بیستم شهریور 1360، پس از به جا آوردن نماز جمعه در میدان نماز تبریز، منافقی کوردل در برابر چشمان شماری از افراد شهربانی که رهسپار جبهه‌های جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بودند، با منفجر کردن نارنجکی، آیت الله مدنی را به همراه سه تن دیگر به شهادت رساند. به دنبال شهادت آیت‌الله مدنی، این امام جمعه انقلابی و پارسا، استان آذربایجان در سوگ وی به ماتم نشست. در 21 شهریور، جنازه آن شهید با شکوه هرچه بیشتر در میان اندوه فراوان مردم در حالی که فریاد می‌زدند: «آمریکا، آمریکا، با خون وضو می‌گیریم، سازش نمی‌پذیریم»، در تبریز و قم تشییع گردید و در قم در کنار حرم مطهر حضرت معصومه(س) به خاک سپرده شد. پس از شهادت آیت‌الله مدنی، بی‌درنگ آیت‌الله علی مشکینی از سوی امام خمینی(ره) به امامت نماز جمعه تبریز برگزیده شد.(بسطامی،11/5/1389)

ویژگی های اخلاقی:

شهید مدنی؛ چون سالکی به سیر و سلوک مشغول بود؛ همچون عارفان واصل، در زهد و پارسایی زبانزد همگان بود. او صالحی بود که مصلح بیدارگری گردید؛ خود ساخته ای که در جامعه سازی و دگرگون کردن محیط، نقش بنیادی داشت. شهید مدنی در تقویت روحیه رزمندگان اسلام نقش به سزایی داشت و با حضور در کنار سربازان و پاسداران اسلام و شرکت در مجلس‌های نیایش آنان، مشوقی برای رزمندگان بود تا دفاع مقدس خود را با استکبار جهانی به پیروزی نهایی برساند. به پاکی و پرهیزکاری اهمیت ویژه ای می داد و پیروزی بر دشمنان و طاغوتیان زمان را در گرو خودسازی می دانست. داشتن قدرت گیرایی و محبوبیت در میان مردم و علما از ویژگی های وی بود. نماز جمعه را به عنوان یکی از مهمترین سنگرهای انقلاب پاس می‌داشت. گاهی نیمه های شب متوجه صدای ناله وی می شدند، می دیدند که شهید در خلوتگاه با خدای خود راز و نیاز می‌کند. دختر آن شهید در مورد نیایش‌های نیمه شب وی چنین می گوید: «دعاهایی را انتخاب می کرد که در آن ذکر دنیا کمتر بود؛ ذکر بهشت کمتر بود. دعایی را می خواند که در آنها نزدیکی به حق و رضایت حق بود و به آنها سخت پایبند بود و عمل می کرد. همین‌ها، او را به جایی رسانده بودند که دیگر نه بخل، نه کینه و نه حسد در او وجود نداشت.»(تبریزی، ص 14) هنگامی که سخن از رستاخیز به میان می‌آمد، چنان می‌گریست گویی همه قیامت را می‌بیند. از استادان برجسته حوزه علمیه نجف به‌شمار می رفت، اما از سر فروتنی هیچ گاه اجتهادش را مطرح نکرد؛ این در حالی بود که امام(ره)، وی را «سید العلما الاعلام» می شناختند. با وجود امام، خود را مقلد چنان مرجع کاملی می دانست و این موضوع را در گفته‌های خود به‌طور خصوصی و عمومی بارها مطرح می کرد. در برابر ولایت امام چون مریدی فرمانبردار بود؛ او امام را [نماد] اسلام، مجسم و ولایت فقیه را با همه وجودش پذیرفته بود. با اشرافی‌گری در ستیز بود، امانتدار خوبی برای دارایی های مردم به شمار می‌رفت و گرچه از شهرهای بزرگ ایران وجوه شرعی را می‌پذیرفت، اما هیچ گاه از آنها در راه زندگی شخصیش استفاده نمی‌کرد.

شهید در دیدگاه بزرگان:

امام خمینی(ره) به مناسبت شهادت آیت الله مدنی پیامی به این شرح فرستاد: «سید بزرگوار، عالم عادل عالیقدر و معلم اخلاق و معنویات، حجت الاسلام و المسلمین شهید عظیم الشان مرحوم حاج سید اسدالله مدنی(رضی)؛ همچون جد بزرگوارش در محراب عبادت به دست منافقی شقی به شهادت رسید. اگر با به شهادت رسیدن مولای متقیان، اسلام محو و مسلمانان نابود شدند، شهادت امثال فرزند عزیزش شهید مدنی هم آرزوی منافقان را برآورده خواهد کرد. اگر خوارج سیاه بخت از شهادت ولی الله الاعظم طرفی بستند و به حکومت رسیدند، این گروهک های خائن نیز به آمال خبیث خود که سقوط حکومت اسلام و برقراری حکومت آمریکایی است، می رسند. آنان، لعنت خدا، رسول و ننگ ابدی را برای خود و اینان، عذاب ابدی خدا و نفرت و لعنت قادر متعال و امت اسلام را برای خود، هم پیمانان و اربابان خونخوار خویش به بار آوردند.» (صحیفه نور، ج9، ص56)

شهید آیت الله مدنی از دیدگاه آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، این‌گونه توصیف شده است: «ایشان با طبقه روشنفکر می نشست، جذبشان می کرد؛ با طبقه عوام می نشست، جذبشان می کرد؛ با طلبه می‌نشست، همین طور: یعنی عالم ناطق و مبین؛ کسی بود که می توانست آن ذخیره ای را که از نور و معرفت و علم در وجود او، در روح او، در دل پاک و نورانی او جمع شده بود، به راحتی به مخاطب خودش انتقال دهد ... . عالم اهل مبارزه و با دید سیاسی و بینش سیاسی بود.(تبریزی، ص3) شهید مدنی با شجاعت و دلاوری در راه برپایی حق مبارزه کرد و به دیگران آموخت که در راه مبارزه با دشمن نباید هیچ هراسی به دل راه داد و از هیچ تلاشی نیز فروگذاری نکرد.»

منابع:

  1. بسطامی، رضا، زندگی و مبارزات آیت الله مدنی، کانون اینترنتی هابیلیان، 11/5/1389.
  2. 2.   تبریزی، قاسم، مروری بر حیات علمی و مبارزاتی شهید آیت‌الله سیداسدالله مدنی، ماهنامه شاهد یاران، ش57، تهران: شاهد، مرداد 1389.
  3. 3.      دوانی، علی، نهضت روحانیون مبارز ایران، ج 3، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377.
  4. 4.      صحیفه نور، ج 9، چ اول، تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1372.
  5. 5.      قیصری، مهدی، محراب در شقایق؛ حیات و سیره دومین شهید محراب، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1384.
  6. 6.      گلشن ابرار، گروهی از پژوهشگران حوزه علمیه قم(پژوهشکده باقرالعلوم)، ج 2، قم: نشر معروف، 1385.
  7. 7.   یاران امام به روایت اسناد ساواک(شهید آیت الله سید اسدالله مدنی)، تهران: مرکز برسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1377.تطاهراتی که بعد از برگزاری نماز ، در اولین سخنرانی کارخانه مشروب سازی و اتفادهری در قم و آیت الله خوانساری اجازه اجتهاد دریا

 

 

دسته ها : مناسبت ها
يکشنبه نوزدهم 6 1391 23:32
X