معرفی وبلاگ
فعالییت سازمان زنان انقلاب اسلامی در پی انسجام و هماهنگی و شناسایی زنان فعال منطقه بسته به مهارت و توانمندیی انها در جهت رفع نیازمندرهای زنان ان منطقه . خواهرم بسته به نیاز فکری و روحی و مادی خود با ما هم سخن شو بهترین خوبی ها نزد زنان است امام صادق(ع) باهم شویم ،یکی شویم درمانی برای دردی شویم ............ آن لحظه اي كه زن در خانه خود مي ماند و (به امورزندگي و تربيت فرزند مي پردازد)به خدا نزديكتر است.حضرت زهرا (س)
صفحه ها
دسته
لينك سازمان زنان انقلاب
لينك عاشقان امام نقي
مرگ بر شاهين نجفي(مرتد)
جانم فداي غربتت يا امام نقي (ع)
امام من مهدي
فرهنگ الهي
گل نرگس
اس ام اس جديد
شعرهاي داريوش دوسراني
صهيون ستيزي
شيعه
مجله فيروز جاه
منتظران ظهور
ديار عشق
خدا
بهترين دوست فقط خدا
تنها عشق من خداست
شوق شهادت
سايه
سايه طلبه جوان
سايت شخصي سيد محمد انجوي نژاد
مدرسه علميه الزهرا(س) نصر تهران
☫عشق=خامنه اي☫
خانم دكتر نگار
در طلب معرفت...
گوهركمال ، حجاب برتر
ولايت عشق
غريب تر از غريب الغربا ... امام نقي (ع
غريب سامرا
بسم رب الهادي(ع)
شيدايي رهبر
وبلاگ شهيد همت
ماه نقره اي (بسم رب الشهدا)
مقتدر مظلوم
ولايت سيد علي
حامي رهبر
بسيجي بي ادعا
پايگاه اطلاع رساني استقامت
انفجار نور
ائمه اطها رو شهدا
فيض بوك
هادي نت
شهيدان زنده اند
دانلود جديد ترين مداحي
بهشت (محفل بسيجيان و رهروان شهدا
دينيست(اولين سايت اطلاع رساني ويژه مداحان)
سايت جامع مداحي
نور اسمان
سايت رسمي مداحان اهل بيت
ماه حرم ( روضه العباس)
جام تهي
ما مي توانيم
حمايت از اقتصاد و كار توليد ملي
منتظران مهدي
اخبار پيام نور
ره به ري
لینک دوستان
سايت مراجع تقليد
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1506735
تعداد نوشته ها : 3305
تعداد نظرات : 487
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان


از حضرت امام باقر (عليه السلام) نقل شده كه وقتي از حضرتش پرسيدند: آيا شما ميدانيد كه ليلة القدر كدام شب است؟ حضرت فرمودند: چگونه ندانيم، و حال آن كه در شب قدر فرشتگان بر گرد ما طواف مي كنند.

خداوند متعال در چهارمين آيه سوره مباركه قدر مي فرمايد: تنزّل الملائكة و الرّوح فيها بإذن ربهّم من كلّ أمرٍ. فرشتگان و روح، در آن شب به دستور پروردگارشان با هر فرماني (براي تقدير هركاري) فرود آيند.

فعل مضارع «تنّزل» دلالت بر تكرار و بقاء «ليلةالقدر» دارد، و در آيات سوم و چهارم سوره دخان نيز:

فيها يفرَق كلّ أمرٍ حكيم.1 در آن شب، هر فرماني، برحسب حكمت صادر ميشود.

دلالت بر تجدد و دوام دارد. زيرا هيأت نحوي باب «تفعّل» اگر دلالت بر پذيرش يا تكلف يا هر دو مينمايد. ظاهر اين فعلها، خبر از تفريق و تنزل امر در ليلةالقدرهاي آينده مي دهد.

اين امر كه در زمان رسول خدا (صلي الله عليه و آله) به آن حضرت نازل مي شده است، در هر شب قدر، بايد بر كسي نازل و تبيين و تحكيم يا كشف شود كه به افق نبوت نزديك و پيوسته باشد.

قبول اصل وصايت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) و امامت، ناشي از اين معني و مبتني بر همين اساس است.

هنگامي كه كسي قرآن را به عنوان كلام خدا پذيرفت به اين معني كه همه سورهها و آيات آن را پذيرفته است و يك مسلمان واقعي هم كسي است كه تسليم همه آيات قرآن باشد، پس هر مسلماني الزاماً بايد سوره قدر، و از آن سوره شب قدر، و استمرار آن را تا قيامت بپذيرد و لازمه پذيرفتن آن، آيه (تنزّل الملائكة...) كه هر فرد با ايماني ناگزير از قبول آن است، اين است كه بپذيرد كه در شب قدر فرشتهها و روح از جانب پروردگار با هر امري فرود ميآيند و اين امر يك متولي و ولي ميخواهد كه متولي و ولي آن امر باشد. اينكه خداوند در آيات سوم و چهارم سوره دخان مي فرمايد:

در آن شب هر فرماني، برحسب حكمت صادر مي شود؛ فرماني از جانب ما، و ما همواره فرستنده آن بودهايم.

دلالت بر تكرار و تجديد فرق و ارسال در آن شب دارد و به اين معنا كه آن شب، فرشتگان و روح، در هر سال، دائماً نازل ميشوند؛ پس بايد به طور مدام شخصي به عنوان «ولي» اين امر باشد كه به سوي او نازل و ارسال گردند كه او همان ولي جهان و جهانيان خواهد بود؛ و هم اوست كه اطاعتش بر همگان واجب است.

به همين سبب، هر كس ادعا كرد كه من ولي امر هستم، بايد ثابت كند كه اين امر توسط فرشتگان و رو ح بر او نازل شده و ميشوند، و چون هيچ كس جز پيامبر و اوصياء معصومينش (عليهم السلام) نميتوانند مدعي اين امر باشند و اساساً هم نيستند، بايد از اوصياء و پيامبر همواره كسي باشد كه در شب قدر توسط روح و فرشتگان از جانب يزدان هر امري بر او نازل شود.

آيه مورد بحث، يكي از مستدلترين آيات قرآن كريم بر ضرورت وجود هميشگي يك ولي امر از جانب خداست كه امين بر حفظ و اجزاء و اداء امرالهي باشد، و آن همان امام معصوم (عليه السلام) است.

و هر كس نزول پيوسته فرشتگان و روح را در شب قدر بپذيرد كه اگر به قرآن ايمان دارد بايد بپذيرد، ناگزير بايد ولي امر را هم بپذيرد وگرنه كافر به بعضي از آيات قرآن خواهد بود، كه در آن صورت چنين كسي بنابر بيان خود قرآن كريم كافر واقعي است.

چنان كه خداوند در آيات 150 و 151 سوره نساء ميفرمايد: إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَيقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً أُوْلَـئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا . كساني كه به خدا و پيامبران خدا كافر شدهاند و ميخواهند بين خدا و رسولانش جدايي اندازند و ميگويند به برخي ايمان ميآوريم و به بعضي كافر ميشويم و ميخواهند در اين ميان(بينابين) اتخاذ كنند، اينان حقا كافرند و ما براي كفركيشان عذاب خواركنندهاي مهيا كردهايم.

و ميبينيد كه خداوند، كساني را كه پارهاي از آيات خدا را بپذيرند و برخي را نپذيرند، كافر حقيقي ميداند.
بنابراين مؤمن حقيقي كسي است كه هم استمرار ليلةالقدر را تا قيامت پذيرا باشد و هم وجود حجت زمان و ولي امر، و امام معصومي كه امر الهي را دريافت ميكند و امين بر آن در جهت پاسداري، به كار بستن و اداء باشد، قبول كند؛ يعني همان بزرگواري كه در زمان وجود مقدس بقيةالله الاعظم حضرت مهدي(عج) ميباشد و به همين سبب پيامبر خاتم(صلي الله عليه و آله) بنابر آنچه شيعه و سني از آن حضرت نقل كردهاند، فرمودند: من أنكر المهدي فقد كفر.2 كسي كه وجود مهدي را انكار كند، رهسپار ديار كفر شده است.
و در كتب شيعه، از اين قبيل احاديث فراوان است، و از آن جمله، از امام صادق(عليه السلام) و آن حضرت از پدر ارجمندشان و از آن طريق از جد عاليقدرشان و از پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) نقل شده كه فرمودهاند:

القائم من ولدي اسمه إسمي و كنيته كنيتي و شمائله شمائلي و سنّته سنتي يقيم النّاس علي ملتّي و شريعتي و يدعوهم إلي كتاب الله عزّوجلّ، من أطاعه أطاعني و من عصاه عصاني، و من أنكره في غيبته فقد أنكرني، و من كذبه فقد كذّبني، و من صدّقه فقد صدّقني، إلي الله اشكو المكذّبين لى فى أمره، و الجاهدين لقولي و المضلّين لأمتّي عن طريقته و سيعلم الذين ظلموا ايّ منقلبٍ ينقلبون.3

قائم از فرزندان من است اسم او اسم من «محمد» و كنيه او، كنيه من «ابوالقاسم» و سيماي او سيماي من و سنت او سنت من است، دين و آيين و ملت و شريعت مرا در بين مردم برپا ميدارد و آنان را به كتاب خداي عزوجل فراميخواند. كسي كه او را طاعت كند، مرا پيروي كرده و كسي كه او را نافرماني كند، مرا نافرماني كرده است و كسي كه او را در دوران غيبتش انكار كند، تحقيقاً مرا انكار كرده و كسي كه او را تكذيب كند هر آينه مرا تكذيب كرده و كسي كه او را تصديق كند، هر آينه مرا تصديق كرده است. از آنها كه مرا درباره او تكذيب كرده و گفتار مرا در شأن او انكار ميكنند و امت مرا از راه او گمراه ميسازند، به خدا شكايت ميبرم. به زودي آنها كه ستم كردند و ميدانند كه بازگشتشان به كجا است و سرنوشتشان چگونه است (و چگونه در دگرگونيها مجازات ستمگريهاي خود را در دنيا و آخرت خواهند ديد).

در اين حديث شريف انكار و تكذيب امام عصر، اروحنا فداه، انكار و تكذيب پيامبر به حساب آمده است، و در نتيجه همه پيامبران را انكار كرده، كه همان رهسپاري به وادي كفر خواهد بود.

علي بن ابراهيم قمي در تفسيري درباره نزول فرشتگان و روح، در شب قدر ميگويد:

فرشتگان و روح القدس، در شب قدر، بر امام زمان (عليه السلام) نازل مي شوند و آنچه را از مقدرات سالانه بشر، نوشته اند، به او تقديم مي دارند.

و همين محدث مورد وثوق از حضرت امام باقر(عليه السلام) نقل كرده، كه وقتي از حضرتش پرسيدند: آيا شما ميدانيد كه ليلة القدر كدام شب است؟ حضرت فرمودند:

چگونه ندانيم، و حال آن كه در شب قدر فرشتگان برگرد ما طواف ميكنند.4

حضرت امام سجاد(عليه السلام)، در اين باره، ميفرمايند: همانا سال به سال در شب قدر تفسير و بيان كارها، بر ولي امر (امام زمان(عليه السلام)) فرود مي آيد.


رابطه شب قدر با حجت زمان و امام عصر (عج)
شب قدر ، قدر شب مقدرات

از حضرت امام باقر (عليه السلام) نقل شده كه وقتي از حضرتش پرسيدند: آيا شما ميدانيد كه ليلة القدر كدام شب است؟ حضرت فرمودند: چگونه ندانيم، و حال آن كه در شب قدر فرشتگان بر گرد ما طواف مي كنند.

خداوند متعال در چهارمين آيه سوره مباركه قدر مي فرمايد: تنزّل الملائكة و الرّوح فيها بإذن ربهّم من كلّ أمرٍ. فرشتگان و روح، در آن شب به دستور پروردگارشان با هر فرماني (براي تقدير هركاري) فرود آيند.

فعل مضارع «تنّزل» دلالت بر تكرار و بقاء «ليلةالقدر» دارد، و در آيات سوم و چهارم سوره دخان نيز:

فيها يفرَق كلّ أمرٍ حكيم.1 در آن شب، هر فرماني، برحسب حكمت صادر ميشود.

دلالت بر تجدد و دوام دارد. زيرا هيأت نحوي باب «تفعّل» اگر دلالت بر پذيرش يا تكلف يا هر دو مينمايد. ظاهر اين فعلها، خبر از تفريق و تنزل امر در ليلةالقدرهاي آينده مي دهد.

اين امر كه در زمان رسول خدا (صلي الله عليه و آله) به آن حضرت نازل مي شده است، در هر شب قدر، بايد بر كسي نازل و تبيين و تحكيم يا كشف شود كه به افق نبوت نزديك و پيوسته باشد.

قبول اصل وصايت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) و امامت، ناشي از اين معني و مبتني بر همين اساس است.

هنگامي كه كسي قرآن را به عنوان كلام خدا پذيرفت به اين معني كه همه سورهها و آيات آن را پذيرفته است و يك مسلمان واقعي هم كسي است كه تسليم همه آيات قرآن باشد، پس هر مسلماني الزاماً بايد سوره قدر، و از آن سوره شب قدر، و استمرار آن را تا قيامت بپذيرد و لازمه پذيرفتن آن، آيه (تنزّل الملائكة...) كه هر فرد با ايماني ناگزير از قبول آن است، اين است كه بپذيرد كه در شب قدر فرشتهها و روح از جانب پروردگار با هر امري فرود ميآيند و اين امر يك متولي و ولي ميخواهد كه متولي و ولي آن امر باشد. اينكه خداوند در آيات سوم و چهارم سوره دخان مي فرمايد:

در آن شب هر فرماني، برحسب حكمت صادر مي شود؛ فرماني از جانب ما، و ما همواره فرستنده آن بودهايم.

دلالت بر تكرار و تجديد فرق و ارسال در آن شب دارد و به اين معنا كه آن شب، فرشتگان و روح، در هر سال، دائماً نازل ميشوند؛ پس بايد به طور مدام شخصي به عنوان «ولي» اين امر باشد كه به سوي او نازل و ارسال گردند كه او همان ولي جهان و جهانيان خواهد بود؛ و هم اوست كه اطاعتش بر همگان واجب است.

به همين سبب، هر كس ادعا كرد كه من ولي امر هستم، بايد ثابت كند كه اين امر توسط فرشتگان و رو ح بر او نازل شده و ميشوند، و چون هيچ كس جز پيامبر و اوصياء معصومينش (عليهم السلام) نميتوانند مدعي اين امر باشند و اساساً هم نيستند، بايد از اوصياء و پيامبر همواره كسي باشد كه در شب قدر توسط روح و فرشتگان از جانب يزدان هر امري بر او نازل شود.

آيه مورد بحث، يكي از مستدلترين آيات قرآن كريم بر ضرورت وجود هميشگي يك ولي امر از جانب خداست كه امين بر حفظ و اجزاء و اداء امرالهي باشد، و آن همان امام معصوم (عليه السلام) است.

و هر كس نزول پيوسته فرشتگان و روح را در شب قدر بپذيرد كه اگر به قرآن ايمان دارد بايد بپذيرد، ناگزير بايد ولي امر را هم بپذيرد وگرنه كافر به بعضي از آيات قرآن خواهد بود، كه در آن صورت چنين كسي بنابر بيان خود قرآن كريم كافر واقعي است.

چنان كه خداوند در آيات 150 و 151 سوره نساء ميفرمايد: إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَيقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً أُوْلَـئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا . كساني كه به خدا و پيامبران خدا كافر شدهاند و ميخواهند بين خدا و رسولانش جدايي اندازند و ميگويند به برخي ايمان ميآوريم و به بعضي كافر ميشويم و ميخواهند در اين ميان(بينابين) اتخاذ كنند، اينان حقا كافرند و ما براي كفركيشان عذاب خواركنندهاي مهيا كردهايم.

و ميبينيد كه خداوند، كساني را كه پارهاي از آيات خدا را بپذيرند و برخي را نپذيرند، كافر حقيقي ميداند.

علي بن ابراهيم قمي در تفسيري درباره نزول فرشتگان و روح، در شب قدر مي گويد: فرشتگان و روح القدس، در شب قدر، بر امام زمان (عليه السلام) نازل مي شوند و آنچه را از مقدرات سالانه بشر، نوشته اند، به او تقديم مي دارند

بنابراين مؤمن حقيقي كسي است كه هم استمرار ليلةالقدر را تا قيامت پذيرا باشد و هم وجود حجت زمان و ولي امر، و امام معصومي كه امر الهي را دريافت ميكند و امين بر آن در جهت پاسداري، به كار بستن و اداء باشد، قبول كند؛ يعني همان بزرگواري كه در زمان وجود مقدس بقيةالله الاعظم حضرت مهدي(عج) ميباشد و به همين سبب پيامبر خاتم(صلي الله عليه و آله) بنابر آنچه شيعه و سني از آن حضرت نقل كردهاند، فرمودند: من أنكر المهدي فقد كفر.2 كسي كه وجود مهدي را انكار كند، رهسپار ديار كفر شده است.
شب قدر

و در كتب شيعه، از اين قبيل احاديث فراوان است، و از آن جمله، از امام صادق(عليه السلام) و آن حضرت از پدر ارجمندشان و از آن طريق از جد عاليقدرشان و از پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) نقل شده كه فرمودهاند:

القائم من ولدي اسمه إسمي و كنيته كنيتي و شمائله شمائلي و سنّته سنتي يقيم النّاس علي ملتّي و شريعتي و يدعوهم إلي كتاب الله عزّوجلّ، من أطاعه أطاعني و من عصاه عصاني، و من أنكره في غيبته فقد أنكرني، و من كذبه فقد كذّبني، و من صدّقه فقد صدّقني، إلي الله اشكو المكذّبين لى فى أمره، و الجاهدين لقولي و المضلّين لأمتّي عن طريقته و سيعلم الذين ظلموا ايّ منقلبٍ ينقلبون.3

قائم از فرزندان من است اسم او اسم من «محمد» و كنيه او، كنيه من «ابوالقاسم» و سيماي او سيماي من و سنت او سنت من است، دين و آيين و ملت و شريعت مرا در بين مردم برپا ميدارد و آنان را به كتاب خداي عزوجل فراميخواند. كسي كه او را طاعت كند، مرا پيروي كرده و كسي كه او را نافرماني كند، مرا نافرماني كرده است و كسي كه او را در دوران غيبتش انكار كند، تحقيقاً مرا انكار كرده و كسي كه او را تكذيب كند هر آينه مرا تكذيب كرده و كسي كه او را تصديق كند، هر آينه مرا تصديق كرده است. از آنها كه مرا درباره او تكذيب كرده و گفتار مرا در شأن او انكار ميكنند و امت مرا از راه او گمراه ميسازند، به خدا شكايت ميبرم. به زودي آنها كه ستم كردند و ميدانند كه بازگشتشان به كجا است و سرنوشتشان چگونه است (و چگونه در دگرگونيها مجازات ستمگريهاي خود را در دنيا و آخرت خواهند ديد).

در اين حديث شريف انكار و تكذيب امام عصر، اروحنا فداه، انكار و تكذيب پيامبر به حساب آمده است، و در نتيجه همه پيامبران را انكار كرده، كه همان رهسپاري به وادي كفر خواهد بود.

علي بن ابراهيم قمي در تفسيري درباره نزول فرشتگان و روح، در شب قدر ميگويد:

فرشتگان و روح القدس، در شب قدر، بر امام زمان (عليه السلام) نازل مي شوند و آنچه را از مقدرات سالانه بشر، نوشته اند، به او تقديم مي دارند.

و همين محدث مورد وثوق از حضرت امام باقر(عليه السلام) نقل كرده، كه وقتي از حضرتش پرسيدند: آيا شما ميدانيد كه ليلة القدر كدام شب است؟ حضرت فرمودند:

چگونه ندانيم، و حال آن كه در شب قدر فرشتگان برگرد ما طواف ميكنند.4

حضرت امام سجاد(عليه السلام)، در اين باره، ميفرمايند: همانا سال به سال در شب قدر تفسير و بيان كارها، بر ولي امر (امام زمان(عليه السلام)) فرود مي آيد.
حضرت محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) مي فرمايد: قائم از فرزندان من است اسم او اسم من «محمد» و كنيه او، كنيه من «ابوالقاسم» و سيماي او سيماي من و سنت او سنت من است، دين و آيين و ملت و شريعت مرا در بين مردم برپا ميدارد و آنان را به كتاب خداي عزوجل فراميخواند. كسي كه او را طاعت كند، مرا پيروي كرده و كسي كه او را نافرماني كند، مرا نافرماني كرده است و كسي كه او را در دوران غيبتش انكار كند، تحقيقاً مرا انكار كرده و كسي كه او را تكذيب كند هر آينه مرا تكذيب كرده و كسي كه او را تصديق كند، هر آينه مرا تصديق كرده است.

و نيز آن حضرت(عليه السلام) فرمودهاند: اي گروه شيعه، با سوره «انا انزلناه في ليلة القدر» با مخالفين امامت ائمه معصومين(عليهم السلام) مخاصمه و مباحثه (و اتمام حجت) كنيد تا كامياب و پيروز شويد، به خدا كه آن سوره، پس از پيغمبر اكرم(صلي الله عليه و آله) حجت خداي تبارك و تعالي است بر مردم، و آن سوره آقاي دين شماست و نهايت دانش و آگاهي ماست. اي گروه شيعه، با «حم و الكتاب المبين؛ انا انزلناه في ليلة مباركة اناكنا منذرين» مخاصمه و مناظره كنيد، زيرا اين آيات مخصوص واليان امر امامت بعداز پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) است.

همچنين از رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) نقل شده است، كه به اصحابشان فرموده اند:

به شب قدر ايمان بياوريد، زيرا آن شب براي علي بن ابيطالب(عليه السلام) و يازده نفر از فرزندان او پس از من خواهد بود.

از آنچه كه نگارش يافت، استفاده ميشود كه شب قدر تا قيامت باقي است و در هر شب قدر هم ولي امر و صاحب امري هست كه آن امر را دريافت دارد، كه در زمان ما صاحب آن امر صاحب بزرگوار ما حضرت حجةبن الحسن المهدي، ارواحنا فدا، است و براي آن كه بهتر بدانيم كه ليلةالقدر بيانگر مقام شامخ ولايت اهل بيت (عليهم السلام) و امامت آنان تا روز رستاخيز ميباشد. حديثي را هم كه در بخش فضيلتهاي حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) است، ملاحظه ميكنيم كه در آن به طور كنايه از آن بانوي عظيم القدر تعبير به ليلةالقدر شده است و آن در تفسير فرات بن ابراهيم از حضرت صادق(عليه السلام) نقل شده كه فرمودهاند:

«ما قرآن را در شب قدر فرو فرستاديم»، «شب قدر» فاطمه و «قدر» خداست، پس كسي كه فاطمه (سلام الله عليها) را آنگونه كه بايد، بشناسد، شب قدر را درك كرده است.

و اين اشاره به مقام ولايت آن بانوي معصوم (سلام الله عليها) نيز دارد.

و از طرفي، همانگونه كه در شب قدر امر حق بر امام به حق فرود ميآيد، نزول گاه نور پاك امامان معصوم (عليهم السلام) نيز وجود مقدس فاطمه زهرا(سلام الله عليها) است؛ كه حقيقتاً هر كس آن بانو را شناخت و به عظمت مقام فرزندان معصومش و همسر مظلوم و معصومش پيبرد، شب قدر را درك كرده است.


تنظيم: هدهدي- گروه دين و انديشه تبيان

1. سوره دخان (44)، آيه 4.

2. علامه مجلسي، بحارالأنوار، ج 51، ص 51؛ منتخب الاثر، فصل 10، ب 1، جز 1 ، ص 492.

3. علامه مجلسي، همان، ج 51، ص 73؛ منتخب الاثر، فصل2، ب 3، ح4 ، ص 183.

4. تفسير القمي، ص 731؛ علامه مجلسي، همان، ج 97، ص 14، جز 23.

برگرفته از: تحقيقي درباره ليلةالقدر و رابطه آن با امام عصر، ارواحنافداه، صص 149 ـ 132، با تلخيص.

علي اكبر رضواني، ماهنامه موعود شماره 57

يکشنبه بیست و دوم 5 1391 2:50
X