معرفی وبلاگ
فعالییت سازمان زنان انقلاب اسلامی در پی انسجام و هماهنگی و شناسایی زنان فعال منطقه بسته به مهارت و توانمندیی انها در جهت رفع نیازمندرهای زنان ان منطقه . خواهرم بسته به نیاز فکری و روحی و مادی خود با ما هم سخن شو بهترین خوبی ها نزد زنان است امام صادق(ع) باهم شویم ،یکی شویم درمانی برای دردی شویم ............ آن لحظه اي كه زن در خانه خود مي ماند و (به امورزندگي و تربيت فرزند مي پردازد)به خدا نزديكتر است.حضرت زهرا (س)
صفحه ها
دسته
لينك سازمان زنان انقلاب
لينك عاشقان امام نقي
مرگ بر شاهين نجفي(مرتد)
جانم فداي غربتت يا امام نقي (ع)
امام من مهدي
فرهنگ الهي
گل نرگس
اس ام اس جديد
شعرهاي داريوش دوسراني
صهيون ستيزي
شيعه
مجله فيروز جاه
منتظران ظهور
ديار عشق
خدا
بهترين دوست فقط خدا
تنها عشق من خداست
شوق شهادت
سايه
سايه طلبه جوان
سايت شخصي سيد محمد انجوي نژاد
مدرسه علميه الزهرا(س) نصر تهران
☫عشق=خامنه اي☫
خانم دكتر نگار
در طلب معرفت...
گوهركمال ، حجاب برتر
ولايت عشق
غريب تر از غريب الغربا ... امام نقي (ع
غريب سامرا
بسم رب الهادي(ع)
شيدايي رهبر
وبلاگ شهيد همت
ماه نقره اي (بسم رب الشهدا)
مقتدر مظلوم
ولايت سيد علي
حامي رهبر
بسيجي بي ادعا
پايگاه اطلاع رساني استقامت
انفجار نور
ائمه اطها رو شهدا
فيض بوك
هادي نت
شهيدان زنده اند
دانلود جديد ترين مداحي
بهشت (محفل بسيجيان و رهروان شهدا
دينيست(اولين سايت اطلاع رساني ويژه مداحان)
سايت جامع مداحي
نور اسمان
سايت رسمي مداحان اهل بيت
ماه حرم ( روضه العباس)
جام تهي
ما مي توانيم
حمايت از اقتصاد و كار توليد ملي
منتظران مهدي
اخبار پيام نور
ره به ري
لینک دوستان
سايت مراجع تقليد
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1507662
تعداد نوشته ها : 3305
تعداد نظرات : 487
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان




دريا به دريا، موج غم از سينه خالي مي‏كنم
صحرا به صحرا با غمت، آشفته حالي مي‏كنم

با نغمه هاي نوحه ‏گر، هم‏رنگ باران مي‏شوم
ياد از نگاه عاشقت، ياد از زلالي مي‏كنم!

تا بشنوم يك پاسخي، از داغ بي‏پايان تو
هر جمله از بغض گلويم را، سئوالي مي‏كنم

آه، اي تمام تنهايي! اي تمام غربت!
آيا كسي از ژرفاي غريبي‏ات آگاه شد؟
آيا كسي غريبانه‏ هاي اندوهت را شناخت؟

آيا كسي پي به راز نگاهت برد؛
آن گاه كه عطر حضورت را فوج فوج دشمن،
در ميان گرفته بود و چون گل،
در احاطه چشماني خوارتر از خار،
درس مهر و عاطفه، به آسمان و زمين مي‏ آموختي؟

انگار، آستان كبريايي خانه ‏ات،
دانشگاه احساس فرشتگان بود؛
فرشتگاني كه عاشق شدن را از تو آموختند
و با تو، عشق الهي را تجربه كردند؛
عشقي كه تو را در حصار تنهايي
دور از وطن و تحت نظر قرار داده بود،

عشقي كه تمام موجودات را وادار مي‏كرد،
تا به ارتفاع نگاهت سجده،
و ژرفاي شكوهت را در عرش، جستجو كنند.

مولاي من! اگر آفتاب مي‏درخشد، به نام توست!
اگر ماه مي‏دمد، به احترام توست!

اگر گل مي‏خندد، اگر آبشار مي‏رقصد
و اگر پرنده مي‏خواند،
به خاطر تو و عشق آسماني توست
كه جلوه جاوداني حيات را به تماشا گذاشته است!

... آن روز، تن رنجوري كه داغ غربت بر دل،
خستگي‏هايش را پشت سر مي‏گذاشت،
در بهار جواني، به تجربه خزان نشست
و همسايگي عرش را برگزيد؛
مردي كه كوردلان «بني عباس»،
به آفتاب جمالش رشك مي‏بردند؛
كوردلاني كه با چهره‏ه اي سياه،
انديشه‏ هاي سياه، دست‏هاي سياه
و جامه ‏هاي سياه، جهل مجسّم تاريخ بودند؛
جهلي كه حتي «بوجهل و بولهب» را شگفت‏ زده مي‏كرد!

آن روز، نگاه تاريخ، شاهد غربت امامي بود،
كه هم‏چون جدش، امام موسي كاظم عليه‏ السلام ، تشييع مي‏شد؛
امام غريبي كه تنهايي‏اش را آسمان،
هيچ‏گاه فراموش نخواهد كرد!

امام غريبي كه تنها فرشتگان الهي،
پرستارانِ خلوت رنجوريش بودند!

اَلسَّلامُ عَليْكَ يا وَليَّ النِّعَم؛
السلام عليكَ يا هاديَ الْاُمَمْ؛
السلام عَليك يا سَفينَةُ الْحِلْم؛
السلام عليك يا اَبَا الاِمامِ الْمُنْتَظَر؛




يکشنبه اول 11 1391 1:4
X