معرفی وبلاگ
فعالییت سازمان زنان انقلاب اسلامی در پی انسجام و هماهنگی و شناسایی زنان فعال منطقه بسته به مهارت و توانمندیی انها در جهت رفع نیازمندرهای زنان ان منطقه . خواهرم بسته به نیاز فکری و روحی و مادی خود با ما هم سخن شو بهترین خوبی ها نزد زنان است امام صادق(ع) باهم شویم ،یکی شویم درمانی برای دردی شویم ............ آن لحظه اي كه زن در خانه خود مي ماند و (به امورزندگي و تربيت فرزند مي پردازد)به خدا نزديكتر است.حضرت زهرا (س)
صفحه ها
دسته
لينك سازمان زنان انقلاب
لينك عاشقان امام نقي
مرگ بر شاهين نجفي(مرتد)
جانم فداي غربتت يا امام نقي (ع)
امام من مهدي
فرهنگ الهي
گل نرگس
اس ام اس جديد
شعرهاي داريوش دوسراني
صهيون ستيزي
شيعه
مجله فيروز جاه
منتظران ظهور
ديار عشق
خدا
بهترين دوست فقط خدا
تنها عشق من خداست
شوق شهادت
سايه
سايه طلبه جوان
سايت شخصي سيد محمد انجوي نژاد
مدرسه علميه الزهرا(س) نصر تهران
☫عشق=خامنه اي☫
خانم دكتر نگار
در طلب معرفت...
گوهركمال ، حجاب برتر
ولايت عشق
غريب تر از غريب الغربا ... امام نقي (ع
غريب سامرا
بسم رب الهادي(ع)
شيدايي رهبر
وبلاگ شهيد همت
ماه نقره اي (بسم رب الشهدا)
مقتدر مظلوم
ولايت سيد علي
حامي رهبر
بسيجي بي ادعا
پايگاه اطلاع رساني استقامت
انفجار نور
ائمه اطها رو شهدا
فيض بوك
هادي نت
شهيدان زنده اند
دانلود جديد ترين مداحي
بهشت (محفل بسيجيان و رهروان شهدا
دينيست(اولين سايت اطلاع رساني ويژه مداحان)
سايت جامع مداحي
نور اسمان
سايت رسمي مداحان اهل بيت
ماه حرم ( روضه العباس)
جام تهي
ما مي توانيم
حمايت از اقتصاد و كار توليد ملي
منتظران مهدي
اخبار پيام نور
ره به ري
لینک دوستان
سايت مراجع تقليد
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1507715
تعداد نوشته ها : 3305
تعداد نظرات : 487
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان




در هياهوي زندگي لحظه اي توقف و گوش دادن به نواي الهي آيات قرآن لذتي تكرار نشدني است. در تمامي آيات بيست‌گانة ۱۶ تا ۳۵ سورة ق از صفحة ۵۱۹ ، بخش‌هايي از مسائل مربوط به معاد مطرح مي‌شوندكه بناي ما پرداختن به هفتمين‌آية اين‌صفحه است.
آية ۲۲ مي‌فرمايد: «لَقَدكُنتَ في غَفلَهٍ مِن هذا، فَكَشفنا عَنكَ غِطاءَك، فَبَصَرُكَ اليَومَ حَديد»؛ در روز قيامت، وقتي صحنه‌هاي‌كيفر و پاداش، از بهشت و جهنّم به ميان مي‌آيد، به انسان خطاب مي‌شودكه: «تو از اين‌صحنه‌كه اكنون مي‌بيني، غافل بودي. ما پردة تو را از توكنار زديم و امروز چشمت تيزبين است».



بحثي است در ميان علما و بزرگان دين‌كه‌آيا عالَم‌آخرت و بهشت و جهنّم، هم‌اكنون موجود است؟ يا در قيامت موجود خواهد شد؟ كه اكثراً معتقدند: بهشت و جهنّمِ‌آخرت، هم‌اكنون مخلوقند. و بعضي هم مي‌گويند: پس از برچيده شدن بساط اين‌عالمِ دنيا، مخلوق خواهند شد.
يكي از شواهد قرآني بر نظر اكثر، همين‌آية ۲۲ است. با دقّت در تعبيرات اين‌آيه، در مي‌يابيم‌ كه صحنه‌هاي عالَمِ آخرت الآن موجودند، امّا انسان نسبت به‌آنها در حال غفلت وآنها نسبت به انسان، در پشت پرده و خارج از شعاع ديدش هستند. يعني اكنون بهشت و جهنّم مخلوق و موجودند، امّا ما براثر اشتغال به‌امور دنيوي ازآنها درحال غفلتيم و بي‌خبري. الآن، آخرت محيط بر دنياست، ولي ما تماس مستقيم با آن نداريم. براي خوبان، بهشت محيط است و براي بدان، جهنّم.


از باب تشبيه، جنين‌كه در رحِم مادر است، در همان‌حال، دنيا او را در برگرفته‌است. اگرچه، خودش در دنيا نيست و در شكم مادر است و با غيرآن تماس ندارد، امّا دنيا چون محيط بر شكم مادر است و شكم مادر نيز محيط بر جنين است، بنابراين، دنيا محيط بر او و او در شكم دنياست. و از هرچه او درآن‌جا تغذيه مي‌شود، از دنيا به او مي‌رسد. وگرنه، خود شكم مادر، غذاساز نيست. مادر، از غذاها و ميوه‌هاي دنيا تغذيه مي‌شود و محصول‌آن در رحم، به جنين مي‌رسد.
وضع ما در دنيا نيز به همين‌كيفيّت است. يعني، ما هم‌اكنون‌كه در دنيا هستيم، در احاطة عالم‌آخرت مي‌باشيم و عالم‌آخرت محيط بر ماست. ما در شكم دنياييم و دنيا در شكم‌آخرت است. و تمام‌آن‌چه در دنيا ازآن ارتزاق مي‌كنيم، ازآ‌خرت به ما مي‌رسد؛ وَ إن مِن شَيءٍ إلاّ عِندَنا خَزائِنُه وَ مانُنَزِّلُهُ إلاّ بِقَدَرٍ مَعلوم؛ چيزي در عالم نيست، مگر اين‌كه خزينه‌هاي‌آن در نزد ماست وآن‌را به اندازة معيّن نازل مي‌كنيم.


ما صُلب پدر و رحم مادر را كه دو منزل سابق ما بوده‌اند، پشت سرگذارده و الحال، در منزل دنيا هستيم. وقتي‌كه از شكم اين‌دنيا زاييده شديم، به عالم برزخ‌كه هم‌اكنون محيط بر ماست، منتقل مي‌شويم. هر عالمِ لاحِق، نسبت به عالم سابقش وسيع‌تر است. شكم مادر، يك يا دو يا سه يا ده جنين مي‌تواند در خود بپروراند و ازآن بيشتر نمي‌تواند. امّا عالم دنيا شكمي داردكه چند ميليارد انسان درآن جا گرفته‌اند. شكم عالم برزخ از شكم عالم دنيا هم وسيع‌تر است. هم‌اكنون در برزخ، از حضرت‌آدم(ع) به بعد، همه جمع شده‌اند. عالم محشر نيز وسيع‌تر از عالم برزخ است. رحم مادر را با صلب پدركه بسنجيم، وسيع‌تر است. دنيا را با رحم مادركه بسنجيم، وسيع‌تر است و نسبت وسعت عالم برزخ با دنيا از تصوّر ما خارج است. تا چه برسد به وسعت عالم محشركه لايَتَناهاست.


ما يك تولّد داشته‌ايم از صلب پدر به رحم مادر. تولّد دوم، از رحم مادر به اين‌دنيا بوده و تولّد سوم ما، از رحم دنيا به عالم برزخ خواهد بود و بار ديگر از عالم برزخ به عالم محشر متولّد خواهيم شد. پس تمام اين‌عوالم از محشرگرفته تا رحم مادر، نسبت به هم محيطند. بنابراين، عالم‌آخرت از بهشت و جهنّمش، هم‌اكنون محيط بر ما مي‌باشد و ما در احاطة آخرت هستيم. ولي فعلاً اين‌محاط‌ بودن خود را احساس نمي‌كنيم تا پرده‌كنار برود و تماس مستقيم با آن‌جهان پيداكنيم. بيان قرآن بياني است عميق‌كه وَ إنَّ جَهَنَّمَ لَمُحيطَهٌ بِالكافِرين؛كافران هم‌اكنون در ميان جهنّمند و جهنّم محيط برآنهاست.


آري؛ انسان‌هاي بريده از خدا و فرورفتة در لجن‌زار شهوت و غفلت، همين‌الآن درآتش بريدگي از خدا مي‌سوزند، امّا فعلاً احساس درد و سوختن نمي‌كنند! چرا؟ براي اين‌كه فعلاً مُبَرِّدات و مُخَدِّراتي از خارج به جانشان مي‌رسد وآب موقّتي به‌آتش جانشان مي‌پاشد. وآن‌مخدّرات عبارت است از: سرگرم بودن به شهوات از خواب و خوراك و انس با زن و فرزند و اشتغال به‌كسب وكار.كه موقّتاً آب به اين‌آتش مي‌پاشند و حالت تخدير وآرامشي به‌وجود مي‌آورند. امّا اين مبرّدات و مخدّرات، تدريجاً رو به زوال مي‌گذارند و قواي جواني و نيروهاي بدني،كم‌كم ضعيف مي‌شوند. هر چه اين بدن و قواي بدني، ضعيف‌تر مي‌شوند،آن‌آتش دروني زنده‌تر و سوزنده‌تر مي‌گردد.گاه به‌گاه به يادگذشته‌هايش مي‌افتد و حال ندامت و پشيماني، در درونش پيدا مي‌شود و از توجّه به تهي‌دستي وكم‌بهرگي ازگنجينة بر باد رفتة عمرش،آتش حسرت، از درونش شعله مي‌كشد و ناله‌هاي جان‌سوز سر مي‌دهد تا روز مرگ فرا مي‌رسد.آن‌روز است‌كه به‌كلّي، اين مبرّدات و مخدّرات رابطه‌اش با او قطع مي‌شود و مي‌بيند ديگر نه خوابي، نه خوراكي، نه بستر نرمي، نه زن و فرزندي، نه دوستي و رفيقي، نه‌كنار دريا و استخر شنايي، نه مجلّه و سينمايي! همين‌چيزهايي‌كه يك عمر،آنها را به‌جاي خدا پناهگاه خودش قرار داده‌بود و هر وقت،آتش غصّه و غم، از دلش شعله مي‌كشيد، خودش را به دامن يكي ازآنها مي‌افكند و با آب موقّت،آن‌آتش خود را خاموش مي‌ساخت، الآن‌كه مرده‌است، همه از او بريده‌اند و ديگر، هيچ‌كدام ازآنها به فريادش نمي‌رسند و نفعي به حالش ندارند. درآن‌لحظه است‌كه‌آتش از خدا بريدگي‌كه يك عمر در جانش بود، امّا زير اين‌آب‌هاي موقّت سر فرو برده و خاموش بود، دفعتاً سر برآورده و شعله مي‌كشد؛ إنَّها تَرمي بِشَرَرٍكَالقَصر،كَأنَّهُ جِمالَتٌ صُفر؛ جرقّه‌هايي از خود پرتاب مي‌كند مانند يك قصر، همچون‌شتران زردرنگ. اين‌آتش ديگر خاموش‌شدن ندارد؛ نارُ اللهِ الموقَدَه، اَلَّتي تَطَّلِعُ عَلَي الأفئِدَه؛ آتش خدا افروخته‌اي است‌كه از دل‌ها سر مي‌زند؛ اَلَّذي يَصلَي النّارَ الكُبري.
قرآن از اين‌آتش تعبير به‌آتش خدا وآتش‌ كبري مي‌كند. يعني‌آتشي‌كه بريدگي از خدا آن‌ را افروخته و بزرگ‌ترين آتش است و بزرگ‌تر ازآن تصوّر نمي‌شود.



منبع: شبستان



دسته ها : مذهبي
شنبه سیم 10 1391 12:41
X