معرفی وبلاگ
فعالییت سازمان زنان انقلاب اسلامی در پی انسجام و هماهنگی و شناسایی زنان فعال منطقه بسته به مهارت و توانمندیی انها در جهت رفع نیازمندرهای زنان ان منطقه . خواهرم بسته به نیاز فکری و روحی و مادی خود با ما هم سخن شو بهترین خوبی ها نزد زنان است امام صادق(ع) باهم شویم ،یکی شویم درمانی برای دردی شویم ............ آن لحظه اي كه زن در خانه خود مي ماند و (به امورزندگي و تربيت فرزند مي پردازد)به خدا نزديكتر است.حضرت زهرا (س)
صفحه ها
دسته
لينك سازمان زنان انقلاب
لينك عاشقان امام نقي
مرگ بر شاهين نجفي(مرتد)
جانم فداي غربتت يا امام نقي (ع)
امام من مهدي
فرهنگ الهي
گل نرگس
اس ام اس جديد
شعرهاي داريوش دوسراني
صهيون ستيزي
شيعه
مجله فيروز جاه
منتظران ظهور
ديار عشق
خدا
بهترين دوست فقط خدا
تنها عشق من خداست
شوق شهادت
سايه
سايه طلبه جوان
سايت شخصي سيد محمد انجوي نژاد
مدرسه علميه الزهرا(س) نصر تهران
☫عشق=خامنه اي☫
خانم دكتر نگار
در طلب معرفت...
گوهركمال ، حجاب برتر
ولايت عشق
غريب تر از غريب الغربا ... امام نقي (ع
غريب سامرا
بسم رب الهادي(ع)
شيدايي رهبر
وبلاگ شهيد همت
ماه نقره اي (بسم رب الشهدا)
مقتدر مظلوم
ولايت سيد علي
حامي رهبر
بسيجي بي ادعا
پايگاه اطلاع رساني استقامت
انفجار نور
ائمه اطها رو شهدا
فيض بوك
هادي نت
شهيدان زنده اند
دانلود جديد ترين مداحي
بهشت (محفل بسيجيان و رهروان شهدا
دينيست(اولين سايت اطلاع رساني ويژه مداحان)
سايت جامع مداحي
نور اسمان
سايت رسمي مداحان اهل بيت
ماه حرم ( روضه العباس)
جام تهي
ما مي توانيم
حمايت از اقتصاد و كار توليد ملي
منتظران مهدي
اخبار پيام نور
ره به ري
لینک دوستان
سايت مراجع تقليد
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1518844
تعداد نوشته ها : 3305
تعداد نظرات : 487
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان




و فضيلت تهجد و قيام ليل و گريه و ندبه از خوف خدا و شوق او - جل جلاله - و نماز شب را اگر بخواهى، اخبار و آيات وارده در اين باب كفايت مى‏كند.
و أنا أذكر منها سطراً تذكره لمن أراد أن يتذكر.

و من مختصرى از آن احاديث را ذكر مى‏كنم تا سبب يادآورى باشد براى كسانى كه طالب آنند.


از جمله روايات درباره شب زنده دارى، روايتى است كه از امام باقر (عليه السلام) نقل شده كه فرمود:

از آنچه خداوند متعال به حضرت موسى (عليه‏ السلام) وحى كرد اين است كه فرمود: دروغ مى‏گويد كسى كه مى‏پندارد كه مرا دوست مى‏دارد و زمانى كه تاريكى شب او را در آغوش مى‏كشد از من غافل شده و مى‏خوابد؛ اى پسر عمران! اگر مشاهده كنى كسانى را كه در دل شب به خاطر من از خواب برمى‏خيزند در حالى كه من حقيقت خود را بر آنان ممثل ساخته‏ام و با من سخن مى‏گويند از روى حضور (گويا مرا مى‏بيند) هر چند من عزيزتر از آنم كه نزد كسى حضور (حسى و مادى) يابم. اى پسر عمران! ببخش براى من، از ديده‏ات اشك و از دلت خشوع و از بدنت خضوع و آن‏گاه در تاريكى‏هاى شب مرا بخوان كه خدايت را نزديك و پاسخگو خواهى يافت.



روى عن النبى (صلى‏الله عليه و آله و سلم): ان شرف المؤمن صلاته بالليل.(126)
از حضرت رسول (صلى‏الله عليه و آله و سلم) روايت شده كه فرمود: شرافت مؤمن، به نماز شب خواندن اوست.



و روى: اذا جمع الله الأولين و الآخرين نادى مناد ليقم الذين (تتجافى جنوبهم عن المضاجع يدعون ربهم خوفاً و طمعاً)(127) فيقومون و هم قليل ثم يحاسب الناس من بعدهم.(128)
روايت شده: هنگامى كه خداوند متعال اولين و آخرين را گرد آورد، نداگرى ندا مى‏دهد كسانى كه پهلوهايشان از بسترها در دل شب دور مى‏شود (و به پا مى‏خيزند و رو به درگاه خدا مى‏آورند) و پروردگار خود را با بيم و اميد مى‏خوانند پس اينك به پا خيزند كسانى كه اندك هستند، و پس از آنكه به حساب آنان رسيدگى شد، به حساب مردم رسيدگى خواهد شد.




و فى الصحيح، عنه (صلى‏الله عليه و آله و سلم): ان فى جنه عدن شجره تخرج منها خيل أبلق مسرجه بالياقوت و الزبرجد ذوات أجنحه لا تروث و لا تبول، يركبها اولياء الله فيطير بهم فى الجنه حيث شاؤا قال فيناديهم أهل الجنه: يا اخواننا، ما أنصفتمونا! ثم يقولون: ربنا بماذا نال عبادك منك هذه الكرامه الجميله دوننا؟ فيناديهم ملك من بطنان العرش: انهم كانوا يقومون الليل و كمنتم تنامون و كانوا يصومون و كنتم تأكلون و كانوا يتصدقون بمالهم لوجه الله تعالى و أنتم تبخلون و كانوا يذكرون الله كثيراً لا يفترون و كانوا يبكون من خشيه ربهم و هم مشفقون.(129)

در روايت صحيحى از رسول اكرم (صلى‏الله عليه و آله و سلم) آمده است كه فرمودند: در بهشت عدن، درختى است كه از آن اسب‏هاى ابلق (يعنى سياه و سفيد) با زين‏هايى از ياقوت و زبرجد و داراى بال‏ها بيرون مى‏آيند، نه سرگينى از آنها خارج مى‏شود و نه ادرارى. اولياء الله بر آنها سوار مى‏شوند و به هر جاى بهشت كه بخواهند به وسيله آن اسب‏ها پرواز مى‏كنند. اهل بهشت (وقتى چنين مقاماتى از آنها مشاهده مى‏كنند) خطاب‏ مى‏كنند كه اى برادران ما، اين راه انصاف نيست كه با ما در پيش گرفتيد! سپس عرض مى‏كنند: اى پروردگار ما، اين بندگانت چگونه به اين كرامت زيبا دست يافته‏اند و ما از آن محروم مانده‏ايم؟! در اين هنگام فرشته‏اى از داخل عرض ندا مى‏دهد: آنان شب زنده‏دارى مى‏كردند در حالى كه شما خوابيده بوديد؛ آنان روزه (مستحبى) مى‏گرفتند در حالى كه شما مشغول خوردن بوديد؛ آنان مال خود را به خاطر خداى تعالى صدقه مى‏دادند در حالى كه شما بخل مى‏ورزيديد؛ آنان بسيار به ياد خدا بودند و همواره ذكر خداى مى‏گفتند (در حالى كه شما در اين خصوص سستى و كوتاهى مى‏كرديد)؛ آنان از ترس و خشيت پروردگار اشك مى‏ريختند و همواره در حالت بيم به سر مى‏بردند.




روى أنه كان مما ناجى الله به داود (عليه السلام): يا داود! و عليك بالاستغفار فى دلج الليل الى الأسحار، يا داود! اذا جن عليك الليل فانظر الى ارتفاع النجوم فى السماء و سبحنى و أكثر من ذكرى حتى أذكرك، يا داود! ان المتقين لا ينامون ليلهم الا بصلاتهم لى(130) و لا يقطعون نهارهم الا بذكرى، يا داود! ان العارفين كحلوا أعينهم بمرود السهر و قاموا ليلهم يسهرون، يطلبون بذلك مرضاتى، يا داود! انه من يصلى بالليل و الناس نيام يريد بذلك وجهى، فانى آمر ملائكتى: أن يستغفروا له و تشتاق اليه جنتى و يدعو له كل رطب و يابس.(131)

روايت شده كه از جمله نجواهاى خداوند متعال با حضرت داود (عليه السلام) اين بود كه فرمود: اى داود! بر تو باد به استغفار كردن در دل شب تا سحرگاهان، اى داود! زمانى كه تاريكى شب تو را در برگرفت پس نگاهى به صعود ستارگان در آسمان، بينداز و مرا تسبيح گو و بسيار به ياد من باش تا من نيز به ياد تو باشم. اى داود! همانا پارسايان، شب‏هايشان را نخوابند مگر اينكه نماز براى من به جاى آورند و روزهايشان را سپرى نكنند مگر اينكه به ياد و ذكر من مشغول باشند، اى داود! همانا عارفان سرمه شب‏زنده‏دارى را به چشم‏هايشان كشيده‏اند و شب را به بيدارى سپرى مى‏كنند و به اين وسيله خواهان خشنودى من هستند.
اى داود! همانا كسى كه در دل شب نماز گزارد در حالى كه مردم درخوابند و از اين عبادت نيز قصدش من باشم، پس به فرشتگانم امر مى‏كنم كه براى چنين كسى طلب بخشش كنند و بهشت من نيز مشتاق ديدار او خواهد بود، پس هر تر و خشكى براى او دعا خواهد كرد.



و عن ابن مسعود، قال رسول الله (صلى‏الله عليه و آله و سلم): حسب الرجل من الخيبه أن يبيت ليله لا يصلى فيها ركعتين و لا يذكر الله فيها حتى يصبح، فقيل: يا رسول الله (صلى‏الله عليه و آله و سلم)، ان فلاناً نام البارحه عن ورده حتى أصبح(132) و قال: ذلك رجل بال الشيطان فى أذنه فلم يستيقظ.(133)

از ابن مسعود روايت شده كه رسول خدا (صلى‏الله عليه و آله و سلم) فرمود: همين زيان و خسران مرد را بس كه شب را به صبح رساند و دو ركعت نماز در آن نخواند ذكر خدا ننمايد تا اينكه صبح گردد. پس عرض شد: يا رسول الله، فلانى ديشب تا صبح در خواب بود و ورد و ذكرى كه داشت از او فوت شد، پيامبر فرمود: او مردى است كه شيطان به گوش او بول كرده كه بيدار نگشته است.


و روى عنه (صلى‏الله عليه و آله و سلم): و ما نام الليل كله أحد الا بال الشيطان فى أذنيه و جاء يوم القيامه مفلساً و ما من أحد الا و له ملك يوقظه من نومه كل ليله مرتين يقول: يا عبدالله! أقعد لتذكر ربك، ففى الثالثه ان لم ينتبه يبول الشيطان فى أذنه.(134)
و از رسول اكرم (صلى‏الله عليه و آله و سلم) روايت شده كه فرمودند: هيچ‏كس تمام شب را با خواب سپرى نمى‏كند مگر اينكه شيطان در دو گوش او بول كند و روز قيامت چنين كسى مفلس و تهيدست حضور خواهد يافت و احدى نيست مگر اينكه فرشته‏اى او را هر شب دوبار بيدار مى‏نمايد و مى‏گويد: اى بنده خدا! از خواب برخيز و بنشين تا ياد و ذكر خدا نمايى و در بار سوم اگر برنخاست شيطان در گوش او بول مى‏كند.


و روى أن البيوت التى يصلى فيها بالليل و يتلى فيها القرآن، تضى‏ء لأهل السماء كما يضى‏ء الكواكب الدرى لأهل الارض.
و روايت شده كه همانا خانه‏هايى كه در آنها نماز گزارده شود و قرآن‏ تلاوت شود، براى اهل آسمان نورافشانى مى‏كند، همانگونه كه ستاره درخشان براى اهل زمين مى‏درخشد و نورافشانى مى‏نمايد.


و انه قال فى وصيته لأميرالمؤمنين - عليهما الصلاه و السلام - و عليك بصلاه الليل (و كرر ذلك ثلاثاً).(135)
و در وصيت پيامبر به اميرالمؤمنين - عليهما الصلاه و السلام - است كه فرمود: بر تو باد به نماز شب! (اين جمله را سه بار تكرار فرمودند). (136)


و قال (صلى‏الله عليه و آله و سلم): ألا ترون الى المصلين بالليل و هم أحسن الناس وجوهاً لأنهم خلوا بالليل لله سبحانه فكساهم من نوره.(137)
پيامبر (صلى‏الله عليه و آله و سلم) فرمودند: آيا نمى‏بينيد نماز شب‏خوانان را كه چهره‏هايشان از همه مردم زيباتر و جذاب‏تر است؟ علتش آن است كه آنان شب‏ها با خداى سبحان خلوت مى‏نمايند، پس خداوند متعال هم لباس نورانى بر آنان مى‏پوشاند.



و سئل الباقر (عليه السلام) عن وقت صلاه الليل، فقال: هو الوقت الذى جاء عن جدى رسول الله (صلى‏الله عليه و آله و سلم) أنه قال: ان لله تعالى منادياً ينادى فى السحر هل من داع فأجيبه؟ هل من مستغفر فأغفر له؟ هل‏ من طالب فأعطيه؟ ثم قال: هو الوقت الذى وعد فيه يعقوب بنيه أن يستغفر لهم و هو الذى مدح فيه المستغفرين، فقال: (و المستغفرين بالأسحار(138) )؛ ان صلاه الليل فى آخره أفضل من أوله و هو وقت الاجابه و الصلاه فيه هديه المؤمن الى ربه، فأحسنوا هداياكم الى ربكم يحسن الله جوائزكم فانه لا يواظب عليها الا مؤمن صديق.(139)
از امام باقر (عليه السلام) از وقت نماز شب سؤال شد، فرمود: وقت آن همان است كه از جدم رسول خدا (صلى‏الله عليه و آله و سلم) رسيده است كه فرمودند: همانا براى خداوند متعال منادى هست كه هنگام سحر ندا مى‏دهد كه آيا دعا كننده‏اى هست تا اجابت نمايم؟ آيا استغفار كننده‏اى هست تا مورد بخشش قرار دهم؟ آيا درخواست كننده‏اى هست تا به او عطا نمايم؟ سپس فرمود: همان وقتى است كه حضرت يعقوب (عليه السلام) به فرزندانش وعده داد تا براى آنان طلب غفران و بخشش نمايد، همان وقتى است كه استغفار كنندگان در آن مورد مدح و ستايش قرار گرفته‏اند، و در سحرگاهان، استغفار مى‏نمايند .
همانا نماز شب در آخر وقت، افضل از اول وقت آن است و آن وقت اجابت دعاهاست و نماز در آن موقع، هديه مؤمن به پروردگارش است؛ پس هديه‏هاى خودتان را جهت تقديم به پيشگاه خداوند متعال، نيكو نماييد تا خداى تعالى نيز جايزه‏هاى شما را نيكو نمايد كه مواظبت بر آن نمى‏كند مگر مؤمن راستگو. .








و روى أنه تعالى أوحى الى بعض الصديقين أن لى عباداً من عبادى يحبوننى فأحبهم و يشتاقون الى فأشتاق اليهم و يذكروننى و أذكرهم و ينظرون الى و أنظر اليهم وان حذوت طريقهم أحببتك و ان عدلت عنهم مقتك قال: يا رب و ما علامتهم؟ قال: يراعون الظلال بالنهار كما يراعى الراعى الشفيق غنمه و يحنون الى غروب الشمس كما يحن الطير الى و كره عند غنمه و يحنون الى غروب الشمس كما يحن الطير الى و كره عند الغروب فاذا جنهم الليل و اختلط الظلام و فرشت الفروش و نصبت الأسره و خلا كل حبيب بحبيبه نصبوا الى أقدامهم و افترشوا الى وجوههم و ناجونى بكلامى و تملقوا الى بانعامى فبين صارخ و باك و متأوه و شاك و بين قاعد و قائم و راكع و ساجد بعينى ما يتحملون من أجلى و بسمعى ما يشتكون من حبى أول ما اعطيهم ثلاث: أقذف من نورى فى قلوبهم فيخبرون عنى كما أخبر عنهم؛ و الثانيه: لو كانت السموات و الأرض و ما فيها فى موازينهم لأستقللتها لهم؛ و الثالثه: أقبل بوجهى عليهم فترى من أقبلت بوجهى عليه يعلم أحد ما أريد أن أعطيه؟

روايت شده كه خداوند متعال به يكى از صديقان، وحى فرمود كه مرا بندگانى است كه از ميان بندگانم كه آنان مرا دوست مى‏دارند و مشتاق من‏اند و من هم مشتاق آنان هستم، آنان به ياد من‏اند و من نيز به ياد آنان، ايشان به من مى‏نگرند و من هم به آنها؛ و اگر تو قدم در راه آنان نهادى، من دوستدار تو خواهم بود. اگر از راه آنها عدول نمايى، تو را دشمن خواهم داشت.
آن بنده خدا عرض كرد: پروردگارا، نشان آنها چيست؟ فرمود: همان‏گونه كه چوپان مهربان به دنبال گله خود است، آنان نيز تمام روز به دنبال سايه‏ها هستند تا ببينند كى روز به پايان مى‏رسد و به غروب آفتاب آن‏چنان علاقه‏مندند كه پرنده به هنگام غروب به آشيانه خود؛ پس چون شب آنان را فرا گرفت، و تاريكى‏ها درهم آميخت و بسترها گسترده شد و تختخواب‏ها آماده گشت و هر دوستى با دوست خود خلوت گزيد؛ در اين هنگام آنان قدم‏هاى خود را در پيشگاه من راست مى‏نمايند و سرپا مى‏ايستند و صورت‏هايشان را به سوى من فرش زمين مى‏نمايند و با كلام من با خود من مناجات مى‏كنند و چاپلوسى و تملق مى‏گويند با انعام من، گاهى ناله مى‏كنند و گاهى اشك جارى مى‏سازند و اگاهى آه سوزناك مى‏كشند و گاهى شكوه و شكايت مى‏نمايند، آنان در طول شب يا نشسته‏اند يا ايستاده؛ و يا در ركوع‏اند و يا سجود؛ من مشاهده مى‏كنم كه آنان به خاطر من چه مى‏كشند! و مى‏شنوم كه چه شكايت‏ها از عشق من مى‏نمايند! نخستين چيزى كه به آنان عطا مى‏كنم سه عنايت است: از نور خودم به دل‏هايشان مى‏اندازم تا با آن نور از من آگاه گردند همان‏طور كه من از آنان آگاه هستم و دوم آنكه اگر آسمان‏ها و زمين و آنچه كه در زمين است در ترازوى اعمال آنان قرار گيرد، من آنها را براى آنان كم و ناچيز مى‏شمارم؛ و سوم آنكه من روياروى آنان مى‏شوم، اگر من با كسى رويارو شدم به نظرت كسى مى‏داند كه من چه مى‏خواهم به او عنايت كنم؟








و روى عن بعض العابدين يقول: رأيت فى منامى كأنى على شاطى‏ء نهر يجرى بالمسك الأذفر و على حافيته شجر من اللؤلؤ و قصب الذهب و اذا بجوار مزينات لا بسات ثياب السندس كان وجوههن الأقمار و هن يقلن: سبحان المسبح بكل لسان سبحانه، سبحان الموجود فى كل مكان سبحانه، سبحان الدائم فى كل الأزمان سبحانه، فقلت من أنتن؟ فقلن:
‏ ذرانا اله الناس رب محمد يناجون رب العالمين الههم ‏ لقوم على الأطراف بالليل قوم و تجرى همول(140) القوم و الناس نوم
‏ فقلت: بخ بخ لهؤلاء القوم من هم؟!
فقلن: هؤلاء المتهجدون بالليل بتلاوه القرآن و الذاكرون الله كثيراً فى السر و الاعلان، المنفقين المستغفرين بالأسحار.(141)

يكى از عابدها مى‏گويد: به خواب ديدم كه گويا در كنار نهرى هستم كه مشك خوشبو در آن جارى است و در دو طرف آن نهر، درختى از لؤلؤ و نى‏هاى طلايى روييده بود. و ناگهان كنيزانى ديدم كه خود را با زيور آراسته‏اند و لباس‏هايى از جنس سندس و حرير دربركرده‏اند و صورت‏هايشان مانند ماه مى‏درخشد و مى‏گويند: منزه است خدايى كه به هر زبان تسبيح گفته شده است، منزه و پاك است او؛ منزه است خدايى كه در همه جا هست، پاك است او؛ منزه است خدايى كه در هر زمانى‏ جاويدان است، پاك است او.
گفتم شما كى هستيد؟ آن كنيزان گفتند:
خداى مردم و پروردگار محمد (صلى‏الله عليه و آله و سلم) ما را براى مردمى آفريده است كه شب‏ها به پا مى‏خيزند و با پروردگار جهانيان و خداى خودشان به مناجات مى‏پردازند در حالى كه مردم در خواب‏اند، اشك از ديدگان اين شب‏زنده‏داران جارى است.
گفتم: خوشا به سعادت آنان! اين قوم چه كسانى‏اند؟ گفتند كسانى هستند كه در دل شب با تلاوت كردن قرآن به تهجد مى‏پردازند و خداوند را در عيان و نهان بسيار ياد مى‏كنند و انفاق كنندگان و استغفاركنندگان در هنگام سحر هستند.






فانظر يا أخى الى ماورد فى أن لله تعالى ملكاً يقال له الداعى فاذا دخل شهر رجب ينادى هذا الملك كل ليله منه الى الصباح: طوبى للذاكرين، طوبى للطائعين، يقول الله تعالى: أنا جليس من جالسنى، مطيع من أطاعنى و غافر من استغفرنى .(142)
اى برادر، خوب دقت كن در روايتى كه مى‏گويد: براى خداى تعالى فرشته‏اى است كه او را داعى گويند و چون ماه رجب فرا مى‏رسد اين فرشته هر شب تا صبح ندا مى‏دهد كه: خوشا به حال آنان كه به ياد خدا هستند و خوشا به حال كسانى كه فرمانبردار اويند، خداى تعالى مى‏فرمايد: من همنشين كسى هستم كه با من همنشين باشد، اجابت كننده كسى هستم كه اطاعت كننده من باشد و آمرزنده كسى هستم كه از من طلب آمرزش و غفران نمايد

دسته ها : نماز
سه شنبه بیست و ششم 10 1391 22:5
X