معرفی وبلاگ
فعالییت سازمان زنان انقلاب اسلامی در پی انسجام و هماهنگی و شناسایی زنان فعال منطقه بسته به مهارت و توانمندیی انها در جهت رفع نیازمندرهای زنان ان منطقه . خواهرم بسته به نیاز فکری و روحی و مادی خود با ما هم سخن شو بهترین خوبی ها نزد زنان است امام صادق(ع) باهم شویم ،یکی شویم درمانی برای دردی شویم ............ آن لحظه اي كه زن در خانه خود مي ماند و (به امورزندگي و تربيت فرزند مي پردازد)به خدا نزديكتر است.حضرت زهرا (س)
صفحه ها
دسته
لينك سازمان زنان انقلاب
لينك عاشقان امام نقي
مرگ بر شاهين نجفي(مرتد)
جانم فداي غربتت يا امام نقي (ع)
امام من مهدي
فرهنگ الهي
گل نرگس
اس ام اس جديد
شعرهاي داريوش دوسراني
صهيون ستيزي
شيعه
مجله فيروز جاه
منتظران ظهور
ديار عشق
خدا
بهترين دوست فقط خدا
تنها عشق من خداست
شوق شهادت
سايه
سايه طلبه جوان
سايت شخصي سيد محمد انجوي نژاد
مدرسه علميه الزهرا(س) نصر تهران
☫عشق=خامنه اي☫
خانم دكتر نگار
در طلب معرفت...
گوهركمال ، حجاب برتر
ولايت عشق
غريب تر از غريب الغربا ... امام نقي (ع
غريب سامرا
بسم رب الهادي(ع)
شيدايي رهبر
وبلاگ شهيد همت
ماه نقره اي (بسم رب الشهدا)
مقتدر مظلوم
ولايت سيد علي
حامي رهبر
بسيجي بي ادعا
پايگاه اطلاع رساني استقامت
انفجار نور
ائمه اطها رو شهدا
فيض بوك
هادي نت
شهيدان زنده اند
دانلود جديد ترين مداحي
بهشت (محفل بسيجيان و رهروان شهدا
دينيست(اولين سايت اطلاع رساني ويژه مداحان)
سايت جامع مداحي
نور اسمان
سايت رسمي مداحان اهل بيت
ماه حرم ( روضه العباس)
جام تهي
ما مي توانيم
حمايت از اقتصاد و كار توليد ملي
منتظران مهدي
اخبار پيام نور
ره به ري
لینک دوستان
سايت مراجع تقليد
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1506093
تعداد نوشته ها : 3305
تعداد نظرات : 487
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

 

فاطمه عليهاالسلام مخزن اسرار پيامبر


حارثة بن قدامه از سلمان از عمار از حضرت فاطمه عليهاالسلام مطلبى را نقل كرده كه نشان مى دهد كه سينه زهرا عليهاالسلام در بردارنده چه علوم و اسرارى از پدرش رسول خدا صلى الله عليه و آله بوده كه امير مؤ منان عليه السلام را به حيرت در آورده بود.
روايت شده است روزى عمار به سلمان فارسى گفت :
آيا مى خواهى چيز عجيبى را از فاطمه عليهاالسلام برايت نقل كنم ؟
سلمان گفت : گفتم آرى ، نقل كن . اى عمار! او گفت : روزى على عليه السلام را ديدم كه بر فاطمه عليهاالسلام وارد شد. تا چشم فاطمه عليهاالسلام به على عليه السلام افتاد، فرياد زد: على جان ! نزديك شو تا درباره آنچه كه گذشته و آنچه خواهد شد و آنچه كه اتفاق نمى افتد تا روز قيامت برايت بگويم .
عمار گفت : ديدم كه امير مؤ منان آرام آرام به عقب برگشت و من هم با برگشتن على عليه السلام به عقب برگشتم . آن حضرت آمد تا بر پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شد.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: يا اباالحسن ! پيش بيا. همين كه در محضر پيامبر صلى الله عليه و آله نشست ، فرمود: تو مرا خبر مى دهى يا من تو را خبر دهم ؟
على عليه السلام فرمود: شنيدن حديث از شما بهتر است اى رسول خدا. حضرت فرمود: بر فاطمه عليهاالسلام داخل شدى و به تو چنين و چنان گفت و همان دم برگشتى . على عليه السلام فرمود: آيا نور فاطمه عليهاالسلام از نور ما است ؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: آيا نمى دانى ؟ پس على عليه السلام به سجده افتاده خدا را شكر كرد. عمار گفت : پس امير مؤ منان عليه السلام از محضر پيامبر صلى الله عليه و آله خارج شده و بر فاطمه عليهاالسلام وارد شد و من همراهش وارد شدم . فاطمه عليهاالسلام فرمود: گويا خدمت پدرم رفتى و آنچه را كه به تو گفته بودم ، به عرضش رساندى .
فرمود: آرى ، فاطمه جان
.فاطمه عليهاالسلام فرمود: بدان اى اباالحسن ! خداوند نور مرا خلق كرد در حالى كه او را تسبيح مى گفت و اين نور را به درختى از درختان بهشت سپرد و اين درخت بر اثر نور من نورافشانى مى كرد تا اين كه پدرم در وقت معراج ، وارد بهشت شد، خداوند همان وقت بر دل پدرم انداخت تا ميوه اى از همان درخت بچيند و تناول كند، سپس ‍ اين نور را به مادرم سپرد كه مرا به دنيا آورد و من از همان نور مى باشم ... .(
عيدن المعجزات ، ص 54 و بحار، ج 43، ص 8)


سه شنبه دوم 8 1391 23:46
X