معرفی وبلاگ
فعالییت سازمان زنان انقلاب اسلامی در پی انسجام و هماهنگی و شناسایی زنان فعال منطقه بسته به مهارت و توانمندیی انها در جهت رفع نیازمندرهای زنان ان منطقه . خواهرم بسته به نیاز فکری و روحی و مادی خود با ما هم سخن شو بهترین خوبی ها نزد زنان است امام صادق(ع) باهم شویم ،یکی شویم درمانی برای دردی شویم ............ آن لحظه اي كه زن در خانه خود مي ماند و (به امورزندگي و تربيت فرزند مي پردازد)به خدا نزديكتر است.حضرت زهرا (س)
صفحه ها
دسته
لينك سازمان زنان انقلاب
لينك عاشقان امام نقي
مرگ بر شاهين نجفي(مرتد)
جانم فداي غربتت يا امام نقي (ع)
امام من مهدي
فرهنگ الهي
گل نرگس
اس ام اس جديد
شعرهاي داريوش دوسراني
صهيون ستيزي
شيعه
مجله فيروز جاه
منتظران ظهور
ديار عشق
خدا
بهترين دوست فقط خدا
تنها عشق من خداست
شوق شهادت
سايه
سايه طلبه جوان
سايت شخصي سيد محمد انجوي نژاد
مدرسه علميه الزهرا(س) نصر تهران
☫عشق=خامنه اي☫
خانم دكتر نگار
در طلب معرفت...
گوهركمال ، حجاب برتر
ولايت عشق
غريب تر از غريب الغربا ... امام نقي (ع
غريب سامرا
بسم رب الهادي(ع)
شيدايي رهبر
وبلاگ شهيد همت
ماه نقره اي (بسم رب الشهدا)
مقتدر مظلوم
ولايت سيد علي
حامي رهبر
بسيجي بي ادعا
پايگاه اطلاع رساني استقامت
انفجار نور
ائمه اطها رو شهدا
فيض بوك
هادي نت
شهيدان زنده اند
دانلود جديد ترين مداحي
بهشت (محفل بسيجيان و رهروان شهدا
دينيست(اولين سايت اطلاع رساني ويژه مداحان)
سايت جامع مداحي
نور اسمان
سايت رسمي مداحان اهل بيت
ماه حرم ( روضه العباس)
جام تهي
ما مي توانيم
حمايت از اقتصاد و كار توليد ملي
منتظران مهدي
اخبار پيام نور
ره به ري
لینک دوستان
سايت مراجع تقليد
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1506641
تعداد نوشته ها : 3305
تعداد نظرات : 487
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
خطبه‌ي تاريخي سيدالشهدا(ع) در سرزمين منا؛ ذيحجه سال 60/ يك ماه قبل از عاشورا

خبرنامه دانشجويان ايران: در حالي كه يكماه تا ماه محرم و سالروز قيام تاريخي عاشوراي حسيني باقي است گشتي كوتاه در تاريخ نشان مي‌دهد امام حسين عليه السلام در طول رسيدن به سرزمين كربلا جامعه اسلامي را آماده يك قيام بزرگ كرده اند.

يكي از مهترين اقدامات حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام خطبه اي است كه ايشان در جمع نخبگان مسلمين ايراد كرده اند، بازخواني خطبه سيدالشهدا عليه السلام در سرزمين منا درسي بزرگ و آموزنده براي مسلمانان در طول تاريخ است:

خطبه‏ ي مناي امام حسين (عليه السلام)

زمان: ذي حجه سال ۶۰ هجري

حضّار: بسياري از صحابي پيامبر (صلي الله عليه و آله) و تابعين و صدها تن از آگاهان امت

مخاطب: همه‎ي تاريخ تا قيامت

ترجمه: حسن رحيم پور (با اندكي ويرايش)

منبع: تحف العقول، ص ۲۳۹؛ الغدير، ج۱، ص۳۹۸؛ بحار، ج۹۷، ص۷۹.

بسم الله الرحمن الرحيم


*اي مردم، بزرگان عبرت بگيريد از موعظه­ اي كه خداوند به دوستان خود در قرآن مي‎فرمايد اگر شما خود را اولياي خدا مي‌دانيد، و اگر دين‎داريد و مخاطب قرآن هستيد، پس بي­ تفاوت نمانيد و احساس تكليف كنيد! آيا نديده­ ايد كه خداوند چند بار در قرآن به روحانيون مسيحي و يهودي به شدت حمله فرموده و آنها را توبيخ كرده است كه چرا مردان خدا در جامعه و حكومت بي­ عدالتي و فساد ديدند و سكوت كردند؟ چرا اعتراض و انتقاد نكردند؟ و فرياد نكشيند؟ و نيز فرمود: « نفرين بر كساني از بني اسرائيل كه كافر شدند. آنها كه امر به معروف و نهي از منكر نكردند، و چه بد عمل كردند.»

*خداوند علماي مسيحي، يهودي و روحانيون و آگاهان اديان قبل را نكوهش كرد، زيرا ستمگراني جلوي چشم آنها فساد مي‏ كردند و اينان مي‎ديدند و سكوت مي‎كردند و دم برنمي­ آوردند. خداوند چنين كساني را كافر خوانده و توبيخ كرده كه چرا در برابر بي­ عدالتي و تبعيض و فساد در حكومت و جامعه­ ي اسلامي ساكت هستيد و همه چيز را توجيه و ماستمالي مي‎كنيد و رد مي‎شويد؟ چرا سكوت كرده­ ايد؟ علت آن اين است كه عده­ اي از شما مي‎خواهيد كه سبيلتان را چرب كنند و عده­ اي از شما هم مي‎ترسيد كه سبيلتان را دود بدهند. عده­ اي طمع سفره داريد و سفره­ ي چرب مي‎خواهيد تا بخوريد و مي‎گوييد كه چرا خودمان را به زحمت بيندازيم و با نهي از منكر و انتقاد و اعتراض، ريسك كنيم؟ فعلا كه بساط­مان رو به راه است و عده­ اي از شما نيز مي‎ترسيد.

اما مگر در قرآن نمي‎خوانيد كه فرمود از مردم نترسيد از حاكمان و صاحبان قدرت و ثروت نيز نترسيد؛ از من بترسيد! آيا شما اين آيه را نديده­ ايد؟

آيا سوره­ ي توبه را نخوانده­ ايد كه مي‎گويد زنان و مردان مومن نسبت به يكديگر ولايت اجتماعي دارند و حق دارند در كار يكديگر دخالت بكنند؛ به اين اندازه كه يكديگر را امر به معروف و نهي از منكر كنند. خداوند اين حق و اجازه را داده است كه شما نسبت به يكديگر بي­ تفاوت نباشيد؛ بلكه حساس باشيد. اگر همين يك اصل امر به معروف و نهي از منكر يعني نظارت دائمي و انتقاد و اعتراض و تشويق به خيرات و عدالت و مبارزه در برابر ظلم و بي­ عدالتي و تبعيض اجرا بشود، بقيه­ ي فرائض و تكاليف الهي نيز اجرا مي شود؛ همين يك حكم را شما عمل بكنيد! نترسيد! دنبال دنيا نباشيد! سورچران نباشيد! اما هيهات كه شما اهل همين يك تكليف هم نيستيد.

ولي من هستم. امر به معروف و نهي از منكر، دعوت به اسلام و دين است؛ منتها دعوت زباني تنها نه، صرفا اينكه «اي مردم بياييد و مسلمان شويد!» و «اسلام خوب است» و «به بعضي شبهاتتان پاسخ بدهيم» و تمام! اما نهي از منكر با «رد مظالم و جبران همه­ ي بي­عدالتي­ هايي كه مي‏ شود» شده است؛ و نه صرفاً گفتن اينكه «عدالت خوب است» و «ظلم بد است». يعني در برابر ظلم و ستم‎هايي كه شده، ايستادن و آنها را عقب زدن. جبران بي‏ عدالتي­ها، وظيفه‏ ي عملي شماست. بايد درگير شويد و با ستمگران، چشم در چشم بايستيد و بگوييد: « نه! » بايد انتقاد و اعتراض كنيد و يقه­شان را بگيريد. تقسيم عادلانه بيت المال و اموال عمومي و توزيع عادلانه‎ي ثروت، حكم خداست. گرفتن ماليات از ثروتمندان و هزينه كردن آن به نفع فقرا، ادامه همان تكليف است. شما گروهي هستيد كه به آدم‎هاي خوب مشهوريد و عالمان دين خوانده مي‎شويد؛ به خاطر خداست كه در نزد مردم هيبت داريد و هم بزرگان و هم ضعفا از شما حساب مي‏برند.

*به نام دين است كه از شما حساب مي‎برند و احترام مي­گذارند و شما را بر خودشان ترجيح مي‎دهند؛ در حالي كه هيچ فضيلتي بر آنها نداريد و هيچ خدمتي به اين مردم نكرده­ ايد. و مردم مجاني براي شما احترام قائل­ اند. و شفاعت شما را مي‏پذيرند. شما به نام دين است كه اعتبار و نفوذ كلمه داريد. در خيابان‎ها مثل شاهان نام مي‏ بريد. و با هيبت و كبكبه رفتار مي‏ كنيد. به راستي، چگونه به اين احترام و اعتبار اجتماعي رسيده­ ايد؟ فقط به اين علت كه مردم از شما توقع دارند كه به حق خدا قيام كنيد. اما شما در اغلب موارد از انجام وظيفه و احقاق حق الهي كوتاهي كرده­ ايد و حق رهبران الهي را كوچك شمرده‏ ايد.

*  حق مستضعفان و طبقات محروم جامعه را تضييع كرده­ ايد. شما نسبت به حق ضعفا و محرومين كوتاه آمده­ ايد. اين حقوق را ناديده گرفته­ ايد و سكوت كرده­ ايد اما هر چيز كه فكر مي‏ كرديد حق خودتان است، مطالبه كرديد. شما هرجا حق ضعفا و مستضعفين بود، كوتاه آمديد و گفتيد: «ان شاءالله خدا در آخرت جبران مي‏ كند» اما هر جا منافع خودتان بود، آن را به شدت مطالبه كرديد و محكم ايستاديد. شما نه مالي در راه خدا بذل كرديد و نه جانتان را در راه ارزش‏ها و عدالت به خطر انداختيد و نه حاضر شديد با قوم و خويش­ها و دوستانتان به خاطر خدا و اجراي عدالت و اسلام درگير بشويد.

با همه­ ي اين كوتاهي­ ها از خدا بهشت را هم مي‎خواهيد؟! پس از همه­ ي اين عافيت‎طلبي­ها و دنيا پرستي­ها منتظريد كه در بهشت همسايه­ ي پيامبران او باشيد! در حالي كه من مي‎ترسم خداوند در همين روزها، از شما انتقام بگيرد. خداوند از شما انتقام خواهد گرفت. مقام شما از كرامات خداست؛ دستاورد خودتان نيست. شما مردان الهي و مجاهدان و عدالت­ خواهان را اكرام و احترام نمي‏ كنيد و تكليف‏ شناسان را قدر نمي‏ نهيد. حال آنكه به نام خدا در ميان مردم محترميد. مي‏ بينيد كه پيمان‏هاي خدا در اين جامعه نقض مي‏ شود و آرام نشسته­ ايد و فرياد نمي‏ زنيد؛ اما همين كه به يكي از ميثاق‏هاي پدرانتان بي­ حرمتي شود، داد و بيداد به راه مي‏ اندازيد. ميثاق خدا و پيامبر خدا زير پا گذاشته شده، شما آراميد، سكوت كرده و آن را توجيه مي‏ كنيد. حال، «ميثاق پيامبر» در اين جامعه تحقير شده است؛ لال ها، زمين‎گيران، كوران، فقرا و بي‎چاره­ ها در سرزمين‎هاي اسلامي بر روي زمين رها شده­ اند و بي­ پناهند و كسي به اينها رحم نمي‏ كند. شما به اين وظيفه­ ي ديني و الهي­تان عمل نمي‎كنيد و كسي مثل من هم كه مي‎خواهد عمل كند، كمكش نمي‏ كنيد. ميثاق خدا اين است كه بيچاره­ ها و زمين‎گيرها نبايد در شهرها گرسنه بمانند و كسي به دادشان نرسد. اين ميثاق خداست و شما خيانت كرده­ ايد. شما مدام به دنبال ماست مالي و مسامحه؛ يعني سازش با حاكميت هستيد تا خودتان امنيت داشته باشيد، ولي امنيت و حقوق مردم برايتان مهم نيست. فقط امنيت و منافع خودتان برايتان مهم است. همه­ ي اينها محرّمات الهي بود كه مي­بايست ترك مي‌‎كرديد و نكرديد.

… و انتم اعظم الناس مصيبه لما غلبتم عليه من منازل العلما لو كنتم تشعرون .ذلك بان مجاري الامور والاحكام علي ايدي العلماء بالله الامنا علي حلاله و حرامه فانتم المسلوبون تلك المنزله و ما سلبتم ذلك الا بتفرقكم عن الحق واختلافكم في السنه بعد البينه الواضحه . و لو صبرتم علي الاذي و تحملتم الموونه في ذات الله كانت امورالله عليكم ترد و عنكم تصدر و اليكم ترجع و لكنكم مكنتم الظلمه من منزلتكم واستسلمتم امورالله في ايديهم يعملون بالشبهات و يسيرون في الشهوات… فالله الحاكم فيما فيه تنازعنا والقاضي بحكمه فيما شجر بيننا.

* شما مي­بايست اين ستمگران و فاسدان را نهي از منكر مي كرديد و نكرديد، و مصيبتتان از همه بالاتر است. چون عالم به دين و اصحاب پيامبر بوديد و چشم مردم به شما بود و شما را نماينده­ ي اسلام مي دانستند. مجراي حكومت و مديريت و رهبري جامعه بايد به دست علماي الهي باشد كه امين بر حلال و حرام خداوند هستند، اما شما كاري كرديد كه اين مقام را از علما گرفتند و موفق شدند حكومت را منحرف كنند، زيرا شما زير پرچم حق متحد نشديد و پراكنده و متفرق شديد و در سنت الهي اختلاف كرديد با اين كه همه چيز روشن بود. اگر حاضر بوديد زير بار شكنجه و توهين، مخالفت كنيد و در راه خدا رنج ببريد، حكومت در دست صالحان بود، اما شما در برابر بي­ عدالتي و ستمگران، تمكين و امور الهي و حكومت را به اينان تسليم كرديد، حال آنكه آنان به شبهات عمل مي­كنند و طبق شهوات خود حكومت مي­كنند و دين را از حكومت تفكيك كردند. فرار شما از مرگ، اينان را بر جامعه مسلط كردند، شما به زندگي دنيايي چسبيده­ ايد و حاضر نيستيد از آن جدا شويد. اما بدانيد كه هر كس در راه خدا كشته نشود، عاقبت مي­ميرد. آيا گمان مي­كنيد اگر شهيد نشويد تا ابد زنده مي­ مانيد؟ اما اگر شهيد نشويد، مدتي بعد با ذلت مي­ ميريد. شما از دنيا دست بر نمي­داريد، اما دنيا از شما دست برمي­دارد. پس اي علماي الهي، تا دير نشده جانتان را در خطر بياندازيد و از حيثيتتان در راه دين و ارزشها مايه بگذاريد و فداكاري كنيد! شما اين ضعفا و مستضعفين و فقرا و محرومين را دست‎بسته تحويل دستگاه ظالم داده­ ايد. گروه‎ هايي از مردم، برده­ ي اينان شده­ اند و مثل برده­ هاي مقهور و شكست خورده، زير دست و پاي آنان له مي‎شوند. عده­ اي نان شب‎شان را نمي­توانند تهيه كنند. در هر شهري عده­ اي را گماشته­ اند كه افكار عمومي را بسازند و به مردم دروغ بگويند. مردم نمي‎توانند دستي را كه به سمتشان ميآيد تا به آنها زور بگويد، عقب بزنند و از خود دفاع كنند. شما همه­ ي اين صحنه­ ها را مي‎ديديد و كاري نمي‎كرديد. اينان عده­ اي ستمگر و صاحبان قدرت­ اند كه عليه ضعفا و محرومين، بسيار خشن عمل مي­ كنند و به روش غير اسلامي حكومت مي­ كنند و متاسفانه بي‎چون و چرا هم اطاعت مي­ شوند. در حالي كه نه خدا را مي­ شناسند و نه آخرت را قبول دارند. تعجب مي­كنم از شما كه اين زمين زير پاي ظالمان صاف و پهن است، عده­ اي باج‎بگير، حكم مي‎رانند، و كارگزاران حكومت هم بويي از عاطفه و انسانيت و مهرباني نبرده‎اند و شما هم باز ساكتيد.

اللهم انك تعلم انه لم يكن ما كان منا تنافسا في سلطان و لا التماسا من فضول الحطام و لكن لنري المعالم من دينك و نظهر الاصلاح في بلادك ويامن المظلومون من عبادك و يعمل بفرائضك و سننك و احكامك . فان لم تنصرونا و تنصفونا قوي الظلمه عليكم و عملوا في اطفاء نور نبيكم . و حسبناالله و عليه توكلنا و اليه انبنا و اليه المصير

*خدايا تو مي­داني كه قيام ما له­له زدن براي رسيدن به سلطنت، تنافس در قدرت و گدايي دنيا و شهرت نيست، بلكه تنها براي برپاكردن نشانه­ هاي دين تو قيام كرديم. (علامت‏هاي راهنمايي و تابلوهاي راه را انداخته­ اند و من مي‎خواهم دوباره اين تابلوها را برپاكنم.) قيام براي اين است كه مردم گيج و گمراه شده­ اند و بايد آگاه شوند و بايد خونمان را به صورت اين خواب‎زده‏ ها بپاشيم تا بيدار شوند…


جمعه بیست و هشتم 7 1391 23:30
X