معرفی وبلاگ
فعالییت سازمان زنان انقلاب اسلامی در پی انسجام و هماهنگی و شناسایی زنان فعال منطقه بسته به مهارت و توانمندیی انها در جهت رفع نیازمندرهای زنان ان منطقه . خواهرم بسته به نیاز فکری و روحی و مادی خود با ما هم سخن شو بهترین خوبی ها نزد زنان است امام صادق(ع) باهم شویم ،یکی شویم درمانی برای دردی شویم ............ آن لحظه اي كه زن در خانه خود مي ماند و (به امورزندگي و تربيت فرزند مي پردازد)به خدا نزديكتر است.حضرت زهرا (س)
صفحه ها
دسته
لينك سازمان زنان انقلاب
لينك عاشقان امام نقي
مرگ بر شاهين نجفي(مرتد)
جانم فداي غربتت يا امام نقي (ع)
امام من مهدي
فرهنگ الهي
گل نرگس
اس ام اس جديد
شعرهاي داريوش دوسراني
صهيون ستيزي
شيعه
مجله فيروز جاه
منتظران ظهور
ديار عشق
خدا
بهترين دوست فقط خدا
تنها عشق من خداست
شوق شهادت
سايه
سايه طلبه جوان
سايت شخصي سيد محمد انجوي نژاد
مدرسه علميه الزهرا(س) نصر تهران
☫عشق=خامنه اي☫
خانم دكتر نگار
در طلب معرفت...
گوهركمال ، حجاب برتر
ولايت عشق
غريب تر از غريب الغربا ... امام نقي (ع
غريب سامرا
بسم رب الهادي(ع)
شيدايي رهبر
وبلاگ شهيد همت
ماه نقره اي (بسم رب الشهدا)
مقتدر مظلوم
ولايت سيد علي
حامي رهبر
بسيجي بي ادعا
پايگاه اطلاع رساني استقامت
انفجار نور
ائمه اطها رو شهدا
فيض بوك
هادي نت
شهيدان زنده اند
دانلود جديد ترين مداحي
بهشت (محفل بسيجيان و رهروان شهدا
دينيست(اولين سايت اطلاع رساني ويژه مداحان)
سايت جامع مداحي
نور اسمان
سايت رسمي مداحان اهل بيت
ماه حرم ( روضه العباس)
جام تهي
ما مي توانيم
حمايت از اقتصاد و كار توليد ملي
منتظران مهدي
اخبار پيام نور
ره به ري
لینک دوستان
سايت مراجع تقليد
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1513617
تعداد نوشته ها : 3305
تعداد نظرات : 487
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان



تلاش كردند تا به قول خودشان ارزش هاي دفاع مقدس را تبيين كنند نشستيم و دل سپرديم.


تلاش كردند تا به قول خودشان دستاوردهاي دفاع مقدس را تشريح كنند نشستيم و گوش كرديم.

انگشت هايشان را تاآنجاكه مي توانستند باز كردند وافتخاركردند كه خاك ايران را حتي به اندازه‌ي يك وجب هم از دست نداده اند نشستيم ونگاه كرديم.

اما نشسته بوديم وارزش‌هاي دفاع مقدس در حال تثبيت وتبيين وتحقيق وتشريح وترويج وتبليغ وبودند.

ما نشسته بوديم وخيلي ها دوست داشتندكه ما بنشينيم و به خاطرات گوش كنيم.
نشستيم و از روي مين رفتن هاي داوطلبانه از نماز شب هاي زير نور منور از وصيت نامه نوشتن هاي كنار اروند، از به خط زدن و به خدا رسيدن، از يخ زدن روي قله ي ماووت،از سوختن درسه راه شهادت، از قطعه قطعه شدن پشت خاكريز و…و…و بشنويم.

نشستن وشنيدن كارمان شده بود و چه شيرين هم بود و چه حالي داشت!درست مثل نشستن در خيمه هاي عزاداري و شنيدن مصائب وفضائل اهل البيت(ع).

******
ثمره ي جهاد نسل ايستاده فريادگر، شده بود نسل نشسته ي ياد آور.

******
و در تمام آن سال ها كه ما داشتيم عكس حاج همت و متوسليان وبروجردي وباكري و خرازي را پشت كلاسورهايمان يا روي كمدهايمان مي چسبانديم وصبح هاي سه شنبه مي‌رفتيم زيارت عاشورا با سانديس، يك نفر داشت فرياد مي زد:

"بسيجي بايد در وسط ميدان باشد تا فضيلت هاي اصلي انقلاب زنده بماند."


******
وسط ميدان ما شده بود كنج عافيتي كه با ياد شهدا تزيين شده بود و عكس هايشان و خاطراتشان وروز به روز هم خاطرات لطيف‌ترمي شد و لطيف‌تر. اينكه چطور عاشق مي شدند، چطور خواستگاري مي‌كردند ، چطور دل خانم هايشان را به دست مي آوردند ، چطور به نوزادانشان نگاه مي كردند، چطور شوخي مي كردند و…
عجب شهداي نازنين بي آزاري . شهيداني كه حتي شهرام جزايري هم حاضر بود زكات اختلاس هايشان را بدهد تا برايشان كنگره ي بزرگداشت برگزار شود.

******
گفته بود مي بيني اين را براي حجله ام گرفته ام.
قشنگ هست يا نه؟ و به قاب نگاه مي كرد، به بچه هاي كوچه ي اصغر شهيدكه شايد بيست و دو را هم پر نكرده بود و دست هايش ، دست هاي زمخت و پينه بسته اش ، به شصت ساله ها مي مانست.
اصغر كه شهيد شد، مي دانست روزي خواهد رسيد كه فقط شهداي نازنين را ياد خواهند كرد؟

آنها كه نه فرزندان پا برهنه ي جنوب شهري اند و نه بغض به قربانگاه آمده ، نه تازيانه خوردگان تاريخ تلخ و شرم آور محروميت ها و نه شمشير برهنه ي عدالت علي در برهوت ظلم و تحجر؟

شهدايي كه به نشستن فرا مي خواند و گريستن و حال ، و نه به قيام و مبارزه و قيل و قال. شهداي نازنين ، شهدايي كه مي شود برچسبشان را چسباند به داشبورد زانتيا و گاز داد تا جمكران!

******
تا آنجا كه يادم مي آيد، شهدا آنقدر ها هم كه حالا مي گويند نازنين نبودند. هميشه هم لبخند روي لبشان نبود. آنقدر مست خدا نبودند كه فقر و فساد و تبعيض از يادشان برود و آنچنان از خوف خدا غش نكرده بودند كه هيچ خوفي بر دل هيچ كس نيندازند.
تا آنجا كه يادم هست – راستي چند هزار سال پيش بود؟

- تجمل پرست ها از بسيجي ها مي ترسيدند.

مفسد ها، مال مردم خور ها، رانت خوارها، از بسيجي ها مي ترسيدند، شهدا آدم هاي ترسناكي بودند.

باور كنيد به خدا، اين قدر دوست داشتني بودن هم خوب نيست.

باور كنيد به خدا، امام حسين (ع) هم اين قدر دوست داشتني نبود. اگر نمي ترسيدند از او، كه قطعه قطعه اش نمي كردند و اسب بر پيكرش نمي‌دواندند و آب بر قبرش نمي بستند و در خيمه ها محصورش نمي كردند.

******
به روضه اش رسيديم.

حالا چقدر حال مي دهد زيارت خواندن براي شهدايي كه بعد از رفتن هم شبيه شده اند به عشقشان، به حسين (ع) كه آن بزرگ گفت: دو بار شهيد شد.



السلام عليكم يا اولياء الله و احبائه،
السلام عليكم يا اصفياء الله و اودّائه.


نويسنده: وحيد جليلي


دسته ها : دفاع مقدس
پنج شنبه ششم 7 1391 13:51
X