معرفی وبلاگ
فعالییت سازمان زنان انقلاب اسلامی در پی انسجام و هماهنگی و شناسایی زنان فعال منطقه بسته به مهارت و توانمندیی انها در جهت رفع نیازمندرهای زنان ان منطقه . خواهرم بسته به نیاز فکری و روحی و مادی خود با ما هم سخن شو بهترین خوبی ها نزد زنان است امام صادق(ع) باهم شویم ،یکی شویم درمانی برای دردی شویم ............ آن لحظه اي كه زن در خانه خود مي ماند و (به امورزندگي و تربيت فرزند مي پردازد)به خدا نزديكتر است.حضرت زهرا (س)
صفحه ها
دسته
لينك سازمان زنان انقلاب
لينك عاشقان امام نقي
مرگ بر شاهين نجفي(مرتد)
جانم فداي غربتت يا امام نقي (ع)
امام من مهدي
فرهنگ الهي
گل نرگس
اس ام اس جديد
شعرهاي داريوش دوسراني
صهيون ستيزي
شيعه
مجله فيروز جاه
منتظران ظهور
ديار عشق
خدا
بهترين دوست فقط خدا
تنها عشق من خداست
شوق شهادت
سايه
سايه طلبه جوان
سايت شخصي سيد محمد انجوي نژاد
مدرسه علميه الزهرا(س) نصر تهران
☫عشق=خامنه اي☫
خانم دكتر نگار
در طلب معرفت...
گوهركمال ، حجاب برتر
ولايت عشق
غريب تر از غريب الغربا ... امام نقي (ع
غريب سامرا
بسم رب الهادي(ع)
شيدايي رهبر
وبلاگ شهيد همت
ماه نقره اي (بسم رب الشهدا)
مقتدر مظلوم
ولايت سيد علي
حامي رهبر
بسيجي بي ادعا
پايگاه اطلاع رساني استقامت
انفجار نور
ائمه اطها رو شهدا
فيض بوك
هادي نت
شهيدان زنده اند
دانلود جديد ترين مداحي
بهشت (محفل بسيجيان و رهروان شهدا
دينيست(اولين سايت اطلاع رساني ويژه مداحان)
سايت جامع مداحي
نور اسمان
سايت رسمي مداحان اهل بيت
ماه حرم ( روضه العباس)
جام تهي
ما مي توانيم
حمايت از اقتصاد و كار توليد ملي
منتظران مهدي
اخبار پيام نور
ره به ري
لینک دوستان
سايت مراجع تقليد
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1515231
تعداد نوشته ها : 3305
تعداد نظرات : 487
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان
درب مقصود






قبل نوشت : مرحوم حاج شيخ عباس قمي رحمت الله عليه در كتاب شريف مفاتيح الجنان ، چندين زيارت براي حضرت مولي الموالي ، امير المومنين علي بن ابي طالب نقل كرده است كه زيارت ششم از اين مجموعه زيارات از اهميت خاصي برخوردار بوده و مربوط به زيارت حضرت از دور و نزديك است . توصيه مي شود از اين زيارت غفلت نشود.
نكته : در اين زيارات نكات فراواني نهفته است اما در يكي از اين زيارات كه زيارت سوم مي باشد ، نكته اي توجه من را به خود جلب كرد .

در زيارت سوم ، از زبان امام صادق عليه السلام ، يكي از اوصاف حضرت اينگونه بيان شده است كه ايشان ” باب المقام ” مي باشند .

احساس مي كنم در اين ” باب المقام ” يك دنيا حرف نهفته شده است و هركسي به قدر فهم خود ، بايد از درياي اين وصف ، برداشته و مزمزه نمايد .

آنچه كه با عقل ناقص خود با كنار هم قرار دادن روايات ، از اين فراز متوجه مي شوم اينست كه :

خداوند ، تمام امور دنيا و آخرت را به پيامبر اسلام واگذار نموده و رسول گرامي اسلام ، تمام اين امور را به امير المومنين علي بن ابي طالب تفويض كرده اند .

باب المقام يعني ما هرچه كه بخواهيم در دنيا و آخرت ، حقيقت آن در دست علي بن ابي طالب است و درك اين معنا ، از اولين لحظات شروع حيات در سراي ديگر ، شروع مي شود .آنجايي كه خود امير المومنين به حارث بن همدان فرمودند :

يا حار ُ همدان ! فمن يمت يرني . هركس بميرد مرا مي بيند .

و اين كلام مولا پرده از حقيقتي عظميم بر مي دارد كه كشف معناي باب المقامي ايشان ، وقتي چشم سر باز مي شود ، از همان ابتداء ميبينيم كه در سراي عقبي نيز كسي جز علي نيست .

و هركس به سراي باقي مي رود ، از همان روز اول ،حساب كار دستش مي آيد كه همه كاره علي ابن ابيطالب عيه السلام و الصلواة است .

مرحوم حضرت امام خميني رحمت الله عليه در كتاب اربعين حديث اشاره اي بس ارزنده به اين مهم در باب معاد دارند كه علاقمندان ، جهت درك معنا ، به آن كتاب شريف مراجعه نمايند .


خلاصه ي كلام :
اگر دنيا مي خواهيم درگاه رسيدن علي بي ابي طالب است
اگر آخرت مي خواهيم درگاه رسيدن علي بن ابي طالب است .
چرا كه علي عليه السلام ” باب المقام ” يعني ” درب مقصود ” است .


جمعه دوازدهم 8 1391 12:7
اعمال عيد غدير


فضيلت اين روز:
روز هيجدهم ذى
الحجّه، يادآور روز مهمّى در تاريخ است. روزى است كه رسول خدا(صلى الله
عليه وآله) پس از انجام حج در سال دهم هجرى به هنگام مراجعت به مدينه، مردم
را در وادى «غدير» جمع كرد و فرمان خدا يعنى نصب على(عليه السلام) به
امامت و ولايت بر امّت را به آنان ابلاغ كرد. و آن جا بود كه آيه
(اَلْيَوْمَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُم، وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ
نِعْمَتى، وَ رَضيتُ لَكُمُ الاْسْلامَ دِيناً)(1) نازل شد. و خداوند با
برگزيدن على(عليه السلام) به امامت امّت، دين اسلام را كامل گردانيد و
دشمنان را نااميد و مأيوس ساخت. اين روز را بايد به حق از عظيم ترين اعياد
ناميد، همان گونه كه در روايات بر اهمّيّت فراوان اين روز و برترى آن بر
ساير اعياد تأكيد شده است.
در روايتى از امام رضا(عليه السلام) مى
خوانيم كه فرمود: «روز قيامت، چهار روز را كه زينت بسته اند به نزد عرش
الهى آورند: روز عيد اضحى (قربان) روز عيد فطر، روز جمعه و روز عيد غدير.
ولى در آن ميان، روز عيد غدير، از نظر زيبايى، مانند ماه است ميان
ستارگان».(2)
در همان روايت، از اين روز، به عنوان «عيد اكبر» ياد شده
است; روزى كه گناهان شيعيان (توبه كار) امير مؤمنان(عليه السلام) بخشيده مى
شود و اين روز، روز شادى و سرور است، روزى است كه در آن تبسّم بر چهره
مؤمنان نقش مى بندد.(3)
در روايت ديگرى آمده است كه از امام صادق(عليه
السلام) پرسيدند: آيا براى مسلمانان غير از عيد فطر و عيد اضحى (قربان) عيد
ديگرى نيز وجود دارد؟ فرمود: آرى. عيدى كه از آن دو روز، باعظمت تر و
شريفتر است، و آن روزى است كه پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)، على(عليه
السلام) را براى امامت امّت نصب فرمود و در روايت ديگر فرمود: آن روز
هيجدهم ذى الحجّه است.(4)
بهر حال، شايسته است در اين روز مسلمانان با
تشكيل مجالس جشن و سرور و مديحه سرايى و سخنرانى درباره روز عيد غدير و
مسأله امامت امّت و مناقب و فضايل امير مؤمنان(عليه السلام)، آن را گرامى
بدارند و فرزندان و جوانان و نوجوانان خود را با مسأله ولايت امير مؤمنان
على(عليه السلام) و منابع آن از كتاب و سنّت و تاريخ آشناتر سازند.

اعمال روز عيد غدير:
براى اين روز اعمال متعدّدى روايت شده است:

روزه گرفتن است كه در روايتى از امام صادق(عليه السلام) روزه در چنين روزى
برابر روزه شصت ماه شمرده شده! و در روايتى روزه روز غدير خم كفّاره شصت
سال است.(5)
2ـ مرحوم «شيخ كفعمى» در «بلدالامين» غسل اين روز را مستحب دانسته است.(6)
3ـ احسان و نيكى به برادران مؤمن.
در
روايتى از امام صادق(عليه السلام) آمده است كه فرمود: اين روز، روز عبادت
است و روز اطعام و نيكى كردن و احسان به برادران دينى است.(7)
در روايت
ديگرى امام رضا(عليه السلام) فرمود: كسى كه در اين روز، به خانواده و
برادران مؤمن خود، توسعه در رزق و بخششها و انفاق ها دهد خداوند روزى او را
زياد مى گرداند.(8)
4ـ زيارت امير مؤمنان على(عليه السلام) در اين روز بسيار بافضيلت است.
در
روايتى از ابن ابى نصر (يكى از ياران برجسته امام رضا(عليه السلام)) نقل
شده است كه حضرت به وى فرمود: هرجا كه هستى سعى كن در روز عيد غدير، خود را
به كنار قبر مطهّر اميرمؤمنان(عليه السلام)
برسانى، چراكه در اين روز
خداوند گناهان بسيارى از مردان و زنان مسلمان را مى بخشد و دو برابر كسانى
كه خداوند آنها را در ماه رمضان و شب قدر و شب عيد فطر از دوزخ آزاد مى
كند، در چنين روزى از آتش جهنّم رهايى مى دهد!(9)
براى امير
مؤمنان(عليه السلام) در اين روز زيارت هايى نقل شده است كه معروفترين آن،
زيارت معروف «امين الله» است كه در بخش زيارات (صفحه 260) گذشت و مى توان
آن را از نزديك و يا از راه دور، خطاب به اميرمؤمنان(عليه السلام) خواند و
همچنين زيارت مخصوصه اميرمؤمنان در روز عيد غدير كه در صفحه 280 گذشت.

امام رضا(عليه السلام) فرمود: در چنين روزى كه روز عيد و تبريك گفتن به
يكديگر است، مناسب است مؤمنان وقتى به يكديگر مى رسند اين جملات را
بگويند:

اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذى جَعَلَنا مِنَ الْمُتَمَسِّكينَ بِوِلايَةِ اَميرِالْمُؤْمِنينَ وَالاَْئِمَّةِ

ستايش خاص خدايى است كه قرار داد ما را از تمسك جويان به ولايت اميرمؤمنان و ساير امامان

جمعه دوازدهم 8 1391 1:29

افسران - طرح بنر :عمريست كه دم بدم علي مي گويم

پنج شنبه یازدهم 8 1391 10:53

 

 

                  نماز عيد قربان امروز در دانشگاه تهران برگزار شد

دسته ها : ذي الحجه
جمعه پنجم 8 1391 8:35

نماز عيدقربان در تهران، به امامت آيت الله امامي كاشاني

 
 
 
 
 
 
 
 
اافسران - نماز عيدقربان در تهران، به امامت آيت الله امامي كاشاني
 
اين هفته نمازجمعه اقامه نمي‌شود.
نماز عيد سعيد قربان در تهران، جمعه اين هفته به امامت آيت‌الله امامي كاشاني در دانشگاه تهران اقامه مي‌شود.
جمعه پنجم 8 1391 1:11
جمعه پنجم 8 1391 1:2
شبي كه درهاي آسمان باز است
اعمال شب و روز عيد قربان

عيد قربان، تجلي بارزترين نماد و نمود بندگي در ساحت قدسي يار و جلوه تام و تمام عبوديت در محضر ديدار است.



به نقل از خبرگزاري حوزه، عيد قربان، تجلي بارزترين نماد و نمود بندگي در ساحت قدسي يار و جلوه تام و تمام عبوديت در محضر ديدار است. ابراهيم عشق, اسماعيل نفس را در مسلخ دلدادگي به شوق وصل او به تيغِ سپرد و از امتزاج شور و شعور و عشق، نهال ايمان بر‌كشيد و ابراهيم به راستي و درستي پدر ايمان نام گرفت عيد قربان مصاف ناخداي دل با شيطان نفس است كه در تارك طلايه درخشانش نام همه بندگان صالح حضرت عشق مي‌درخشد و نام ابراهيم، كه پدر ايمان است.


مبارك باد بر همگان عيد سعيد قربان.
شب دهم ماه ذي‌الحجه از شب‌هاي متبرك و از جمله چهار شبى است كه احياى آن مستحب است‏.
درهاى آسمان در اين شب باز است، شب زيارت امام حسين عليه السلام سنت است و خواندن دعاى يا دائم الفضل على البرية كه دراعمال شب جمعه وارد شده است مورد تاكيد مي باشد.‏

*روز به مسلخ بردن نفس
روز عيد قربان روز بسيار شريفى است و اعمالي براي آن وارد شده است :‏
*انجام غسل مستحب است‏ و بعضى از علما آن را واجب دانسته‏ اند.

*نماز عيد است‏ به همان نحوي كه در عيد فطر بيان شده است ولي در اين روز مستحب است كه بعد از نماز از گوشت قربانى شود خورده شود.
بهترين دعاهاى اين روز دعاى چهل و هشتم صحيفه كامله سجاديه مي‌باشد كه متن دعا در ذيل مي‌آيد:
اللّهُمّ هَذَا يَوْمٌ مُبَارَكٌ مَيْمُونٌ، وَ الْمُسْلِمُونَ فِيهِ مُجْتَمِعُونَ فِي أَقْطَارِ أَرْضِكَ، يَشْهَدُ السّائِلُ مِنْهُمْ وَ الطّالِبُ وَ الرّاغِبُ وَ الرّاهِبُ وَ أَنْتَ النّاظِرُ فِي حَوَائِجِهِمْ،
فَأَسْأَلُكَ بِجُودِكَ وَ كَرَمِكَ وَ هَوَانِ مَا سَأَلْتُكَ عَلَيْكَ أَنْ تُصَلّيَ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ.
وَ أَسْأَلُكَ اللّهُمّ رَبّنَا بِأَنّ لَكَ الْمُلْكَ، وَ لَكَ الْحَمْدَ، لَا إِلَهَ إِلّا أَنْتَ، الْحَلِيمُ الْكَرِيمُ الْحَنّانُ الْمَنّانُ ذُو الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ، بَدِيعُ السّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ،
مَهْمَا قَسَمْتَ بَيْنَ عِبَادِكَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْ خَيْرٍ أَوْ عَافِيَةٍ أَوْ بَرَكَةٍ أَوْ هُدًى أَوْ عَمَلٍ بِطَاعَتِكَ، أَوْ خَيْرٍ تَمُنّ بِهِ عَلَيْهِمْ تَهْدِيهِمْ بِهِ إِلَيْكَ، أَوْ تَرْفَعُ لَهُمْ عِنْدَكَ دَرَجَةً، أَوْ تُعْطِيهِمْ بِهِ خَيْراً مِنْ خَيْرِ الدّنْيَا وَ الْ‏آخِرَةِ أَنْ تُوَفّرَ حَظّي وَ نَصِيبِي مِنْهُ.
وَ أَسْأَلُكَ اللّهُمّ بِأَنّ لَكَ الْمُلْكَ وَ الْحَمْدَ، لَا إِلَهَ إِلّا أَنْتَ، أَنْ تُصَلّيَ عَلَى مُحَمّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ حَبِيبِكَ وَ صِفْوَتِكَ وَ خِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ،
وَ عَلَى آلِ مُحَمّدٍ الْأَبْرَارِ الطّاهِرِينَ الْأَخْيَارِ صَلَاةً لَا يَقْوَى عَلَى إِحْصَائِهَا إِلّا أَنْتَ،
وَ أَنْ تُشْرِكَنَا فِي صَالِحِ مَنْ دَعَاكَ فِي هَذَا الْيَوْمِ مِنْ عِبَادِكَ الْمُؤْمِنِينَ، يَا رَبّ الْعَالَمِينَ، وَ أَنْ تَغْفِرَ لَنَا وَ لَهُمْ، إِنّكَ عَلَى كُلّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ.
اللّهُمّ إِلَيْكَ تَعَمّدْتُ بِحَاجَتِي، وَ بِكَ أَنْزَلْتُ الْيَوْمَ فَقْرِي وَ فَاقَتِي وَ مَسْكَنَتِي، وَ إِنّي بِمَغْفِرَتِكَ وَ رَحْمَتِكَ أَوْثَقُ مِنّي بِعَمَلِي، وَ لَمَغْفِرَتُكَ وَ رَحْمَتُكَ أَوْسَعُ مِنْ ذُنُوبِي،
فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمّدٍ، وَ تَوَلّ قَضَاءَ كُلّ حَاجَةٍ هِيَ لِي بِقُدْرَتِكَ عَلَيْهَا، وَ تَيْسِيرِ ذَلِكَ عَلَيْكَ، وَ بِفَقْرِي إِلَيْكَ،
وَ غِنَاكَ عَنّي، فَإِنّي لَمْ أُصِبْ خَيْراً قَطّ إِلّا مِنْكَ، وَ لَمْ يَصْرِفْ عَنّي سُوءاً قَطّ أَحَدٌ غَيْرُكَ، وَ لَا أَرْجُو لِأَمْرِ آخِرَتِي وَ دُنْيَايَ سِوَاكَ.
اللّهُمّ مَنْ تَهَيّأَ وَ تَعَبّأَ وَ أَعَدّ وَ اسْتَعَدّ لِوِفَادَةٍ إِلَى مَخْلُوقٍ رَجَاءَ رِفْدِهِ وَ نَوَافِلِهِ وَ طَلَبَ نَيْلِهِ وَ جَائِزَتِهِ، فَإِلَيْكَ يَا مَوْلَايَ كَانَتِ الْيَوْمَ تَهْيِئَتِي وَ تَعْبِئَتِي وَ إِعْدَادِي وَ اسْتِعْدَادِي رَجَاءَ عَفْوِكَ وَ رِفْدِكَ وَ طَلَبَ نَيْلِكَ وَ جَائِزَتِكَ.
اللّهُمّ فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمّدٍ، وَ لَا تُخَيّبِ الْيَوْمَ ذَلِكَ مِنْ رَجَائِي، يَا مَنْ لَا يُحْفِيهِ سَائِلٌ وَ لَا يَنْقُصُهُ نَائِلٌ،
فَإِنّي لَمْ آتِكَ ثِقَةً مِنّي بِعَمَلٍ صَالِحٍ قَدّمْتُهُ، وَ لَا شَفَاعَةِ مَخْلُوقٍ رَجَوْتُهُ إِلّا شَفَاعَةَ مُحَمّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمْ سَلَامُكَ.
أَتَيْتُكَ مُقِرّاً بِالْجُرْمِ وَ الْإِسَاءَةِ إِلَى نَفْسِي، أَتَيْتُكَ أَرْجُو عَظِيمَ عَفْوِكَ الّذِي عَفَوْتَ بِهِ عَنِ الْخَاطِئِينَ، ثُمّ لَمْ يَمْنَعْكَ طُولُ عُكُوفِهِمْ عَلَى عَظِيمِ الْجُرْمِ أَنْ عُدْتَ عَلَيْهِمْ بِالرّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ.
فَيَا مَنْ رَحْمَتُهُ وَاسِعَةٌ، وَ عَفْوُهُ عَظِيمٌ، يَا عَظِيمُ يَا عَظِيمُ، يَا كَرِيمُ يَا كَرِيمُ، صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمّدٍ وَ عُدْ عَلَيّ بِرَحْمَتِكَ وَ تَعَطّفْ عَلَيّ بِفَضْلِكَ وَ تَوَسّعْ عَلَيّ بِمَغْفِرَتِكَ.
اللّهُمّ إِنّ هَذَا الْمَقَامَ لِخُلَفَائِكَ وَ أَصْفِيَائِكَ وَ مَوَاضِعَ أُمَنَائِكَ فِي الدّرَجَةِ الرّفِيعَةِ الّتِي اخْتَصَصْتَهُمْ بِهَا قَدِ ابْتَزّوهَا، وَ أَنْتَ الْمُقَدّرُ لِذَلِكَ، لَا يُغَالَبُ أَمْرُكَ، وَ لَا يُجَاوَزُ الْمَحْتُومُ مِنْ تَدْبِيرِكَ‏
كَيْفَ شِئْتَ وَ أَنّى شِئْتَ، وَ لِمَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ غَيْرُ مُتّهَمٍ عَلَى خَلْقِكَ وَ لَا لِإِرَادَتِكَ حَتّى عَادَ صِفْوَتُكَ وَ خُلَفَاؤُكَ مَغْلُوبِينَ مَقْهُورِينَ مُبْتَزّينَ،
يَرَوْنَ حُكْمَكَ مُبَدّلًا، وَ كِتَابَكَ مَنْبُوذاً، وَ فَرَائِضَكَ مُحَرّفَةً عَنْ جِهَاتِ أَشْرَاعِكَ، وَ سُنَنَ نَبِيّكَ مَتْرُوكَةً.
اللّهُمّ الْعَنْ أَعْدَاءَهُمْ مِنَ الْأَوّلِينَ وَ الْ‏آخِرِينَ، وَ مَنْ رَضِيَ بِفِعَالِهِمْ وَ أَشْيَاعَهُمْ وَ أَتْبَاعَهُمْ.
اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمّدٍ، إِنّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ، كَصَلَوَاتِكَ وَ بَرَكَاتِكَ وَ تَحِيّاتِكَ عَلَى أَصْفِيَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَ آلِ إِبْرَاهِيمَ، وَ عَجّلِ الْفَرَجَ وَ الرّوْحَ وَ النّصْرَةَ وَ التّمْكِينَ وَ التّأْيِيدَ لَهُمْ.
اللّهُمّ وَ اجْعَلْنِي مِنْ أَهْلِ التّوْحِيدِ وَ الْإِيمَانِ بِكَ، وَ التّصْدِيقِ بِرَسُولِكَ، وَ الْأَئِمّةِ الّذِينَ حَتَمْتَ طَاعَتَهُمْ مِمّنْ يَجْرِي ذَلِكَ بِهِ وَ عَلَى يَدَيْهِ، آمِينَ رَبّ الْعَالَمِينَ.
اللّهُمّ لَيْسَ يَرُدّ غَضَبَكَ إِلّا حِلْمُكَ، وَ لَا يَرُدّ سَخَطَكَ إِلّا عَفْوُكَ، وَ لا يُجِيرُ مِنْ عِقَابِكَ إِلّا رَحْمَتُكَ،
وَ لَا يُنْجِينِي مِنْكَ إِلّا التّضَرّعُ إِلَيْكَ وَ بَيْنَ يَدَيْكَ، فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمّدٍ، وَ هَبْ لَنَا يَا إِلَهِي مِنْ لَدُنْكَ فَرَجاً بِالْقُدْرَةِ الّتِي بِهَا تُحْيِي أَمْوَاتَ الْعِبَادِ، وَ بِهَا تَنْشُرُ مَيْتَ الْبِلَادِ.
وَ لَا تُهْلِكْنِي يَا إِلَهِي غَمّاً حَتّى تَسْتَجِيبَ لِي، وَ تُعَرّفَنِي الْإِجَابَةَ فِي دُعَائِي، وَ أَذِقْنِي طَعْمَ الْعَافِيَةِ إِلَى مُنْتَهَى أَجَلِي، وَ لَا تُشْمِتْ بِي عَدُوّي، وَ لَا تُمَكّنْهُ مِنْ عُنُقِي، وَ لَا تُسَلّطْهُ عَلَيّ‏
إِلَهِي إِنْ رَفَعْتَنِي فَمَنْ ذَا الّذِي يَضَعُنِي، وَ إِنْ وَضَعْتَنِي فَمَنْ ذَا الّذِي يَرْفَعُنِي، وَ إِنْ أَكْرَمْتَنِي فَمَنْ ذَا الّذِي يُهِينُنِي،
وَ إِنْ أَهَنْتَنِي فَمَنْ ذَا الّذِي يُكْرِمُنِي، وَ إِنْ عَذّبْتَنِي فَمَنْ ذَا الّذِي يَرْحَمُنِي، وَ إِنْ أَهْلَكْتَنِي فَمَنْ ذَا الّذِي يَعْرِضُ لَكَ فِي عَبْدِكَ، أَوْ يَسْأَلُكَ عَنْ أَمْرِهِ، وَ قَدْ عَلِمْت‏
أَنّهُ لَيْسَ فِي حُكْمِكَ ظُلْمٌ، وَ لَا فِي نَقِمَتِكَ عَجَلَةٌ، وَ إِنّمَا يَعْجَلُ مَنْ يَخَافُ الْفَوْتَ، وَ إِنّمَا يَحْتَاجُ إِلَى الظّلْمِ الضّعِيفُ، وَ قَدْ تَعَالَيْتَ يَا إِلَهِي عَنْ ذَلِكَ عُلُوّاً كَبِيراً.
اللّهُمّ صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمّدٍ، وَ لَا تَجْعَلْنِي لِلْبَلَاءِ غَرَضاً، وَ لَا لِنَقِمَتِكَ نَصَباً، وَ مَهّلْنِي، وَ نَفّسْنِي، وَ أَقِلْنِي عَثْرَتِي،
وَ لَا تَبْتَلِيَنّي بِبَلَاءٍ عَلَى أَثَرِ بَلَاءٍ، فَقَدْ تَرَى ضَعْفِي وَ قِلّةَ حِيلَتِي وَ تَضَرّعِي إِلَيْكَ.
أَعُوذُ بِكَ اللّهُمّ الْيَوْمَ مِنْ غَضَبِكَ، فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَعِذْنِي.
وَ أَسْتَجِيرُ بِكَ الْيَوْمَ مِنْ سَخَطِكَ، فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَجِرْنِي‏
وَ أَسْأَلُكَ أَمْناً مِنْ عَذَابِكَ، فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ آمِنّي.
وَ أَسْتَهْدِيكَ، فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ اهْدِنِي‏
وَ أَسْتَنْصِرُكَ، فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ انْصُرْنِي.
وَ أَسْتَرْحِمُكَ، فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ ارْحَمْنِي‏
وَ أَسْتَكْفِيكَ، فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ اكْفِنِي‏
وَ أَسْتَرْزِقُكَ، فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ ارْزُقْنِي‏
وَ أَسْتَعِينُكَ، فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَعِنّي.
وَ أَسْتَغْفِرُكَ لِمَا سَلَفَ مِنْ ذُنُوبِي، فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ اغْفِرْ لِي.
وَ أَسْتَعْصِمُكَ، فَصَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ، وَ اعْصِمْنِي، فَإِنّي لَنْ أَعُودَ لِشَيْ‏ءٍ كَرِهْتَهُ مِنّي إِنْ شِئْتَ ذَلِكَ.
يَا رَبّ يَا رَبّ، يَا حَنّانُ يَا مَنّانُ، يَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ، صَلّ عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ،
وَ اسْتَجِبْ لِي جَمِيعَ مَا سَأَلْتُكَ وَ طَلَبْتُ إِلَيْكَ وَ رَغِبْتُ فِيهِ إِلَيْكَ، وَ أَرِدْهُ وَ قَدّرْهُ وَ اقْضِهِ وَ أَمْضِهِ، وَ خِرْ لِي فِيمَا تَقْضِي مِنْهُ، وَ بَارِكْ لِي فِي ذَلِكَ،
وَ تَفَضّلْ عَلَيّ بِهِ، وَ أَسْعِدْنِي بِمَا تُعْطِينِي مِنْهُ، وَ زِدْنِي مِنْ فَضْلِكَ وَ سَعَةِ مَا عِنْدَكَ، فَإِنّكَ وَاسِعٌ كَرِيمٌ، وَ صِلْ ذَلِكَ‏
بِخَيْرِ الْ‏آخِرَةِ وَ نَعِيمِهَا، يَا أَرْحَمَ الرّاحِمِينَ. ثُمّ تَدْعُو بِمَا بَدَا لَكَ، وَ تُصَلّي عَلَى مُحَمّدٍ وَ آلِهِ أَلْفَ مَرّةٍ هَكَذَا كَانَ يَفْعَلُ عَلَيْهِ السّلَامُ.
‏و همچنين خواندن دعاى چهل و ششم‏ صحيفه سجاديه در اين روز سفارش شده است:
يَا مَنْ يَرْحَمُ مَنْ لَا يَرْحَمُهُ الْعِبَادُ وَ يَا مَنْ يَقْبَلُ مَنْ لَا تَقْبَلُهُ الْبِلَادُ وَ يَا مَنْ لَا يَحْتَقِرُ أَهْلَ الْحَاجَةِ إِلَيْهِ وَ يَا مَنْ لَا يُخَيِّبُ الْمُلِحِّينَ عَلَيْهِ. وَ يَا مَنْ لَا يَجْبَهُ بِالرَّدِّ أَهْلَ الدَّالَّةِ عَلَيْهِ وَ يَا مَنْ يَجْتَبِي صَغِيرَ مَا يُتْحَفُ بِهِ، وَ يَشْكُرُ يَسِيرَ مَا يُعْمَلُ لَهُ. وَ يَا مَنْ يَشْكُرُ عَلَى الْقَلِيلِ وَ يُجَازِي بِالْجَلِيلِ وَ يَا مَنْ يَدْنُو إِلَى مَنْ دَنَا مِنْهُ. وَ يَا مَنْ يَدْعُو إِلَى نَفْسِهِ مَنْ أَدْبَرَ عَنْهُ. وَ يَا مَنْ لَا يُغَيِّرُ النِّعْمَةَ، وَ لَا يُبَادِرُ بِالنَّقِمَةِ. وَ يَا مَنْ يُثْمِرُ الْحَسَنَةَ حَتَّى يُنْمِيَهَا، وَ يَتَجَاوَزُ عَنِ السَّيِّئَةِ حَتَّى يُعَفِّيَهَا. انْصَرَفَتِ الْآمَالُ دُونَ مَدَى كَرَمِكَ بِالْحَاجَاتِ، وَ امْتَلَأَتْ بِفَيْضِ جُودِكَ أَوْعِيَةُ الطَّلِبَاتِ، وَ تَفَسَّخَتْ دُونَ بُلُوغِ نَعْتِكَ الصِّفَاتُ، فَلَكَ الْعُلُوُّ الْأَعْلَى فَوْقَ كُلِّ عَالٍ، وَ الْجَلَالُ الْأَمْجَدُ فَوْقَ كُلِّ جَلَالٍ. كُلُّ جَلِيلٍ عِنْدَكَ صَغِيرٌ، وَ كُلُّ شَرِيفٍ فِي جَنْبِ شَرَفِكَ حَقِيرٌ، خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَيْرِكَ، وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلَّا لَكَ، وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلَّا بِكَ، وَ أَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلَّا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ بَابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِينَ، وَ جُودُكَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِينَ، وَ إِغَاثَتُكَ قَرِيبَةٌ مِنَ الْمُسْتَغِيثِينَ. لَا يَخِيبُ مِنْكَ الْآمِلُونَ، وَ لَا يَيْأَسُ مِنْ عَطَائِكَ الْمُتَعَرِّضُونَ، وَ لا يَشْقَى بِنَقِمَتِكَ الْمُسْتَغْفِرُونَ. رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاكَ، وَ حِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاكَ، عَادَتُكَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِيئِينَ، وَ سُنَّتُكَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِينَ حَتَّى لَقَدْ غَرَّتْهُمْ أَنَاتُكَ عَنِ الرُّجُوعِ، وَ صَدَّهُمْ إِمْهَالُكَ عَنِ النُّزُوعِ. وَ إِنَّمَا تَأَنَّيْتَ بِهِمْ لِيَفِيئُوا إِلَى أَمْرِكَ، وَ أَمْهَلْتَهُمْ ثِقَةً بِدَوَامِ مُلْكِكَ، فَمَنْ كَانَ مِنْ أَهْلِ السَّعَادَةِ خَتَمْتَ لَهُ بِهَا، وَ مَنْ كَانَ مِنْ أَهْلِ الشَّقَاوَةِ خَذَلْتَهُ لَهَا. كُلُّهُمْ صَائِرُونَ، إِلَى حُكْمِكَ، وَ أَمُورُهُمْ آئِلَةٌ إِلَى أَمْرِكَ، لَمْ يَهِنْ عَلَى طُولِ مُدَّتِهِمْ سُلْطَانُكَ، وَ لَمْ يَدْحَضْ لِتَرْكِ مُعَاجَلَتِهِمْ بُرْهَانُكَ. حُجَّتُكَ قَائِمَةٌ لَا تُدْحَضُ، وَ سُلْطَانُكَ ثَابِتٌ لَا يَزُولُ، فَالْوَيْلُ الدَّائِمُ لِمَنْ جَنَحَ عَنْكَ، وَ الْخَيْبَةُ الْخَاذِلَةُ لِمَنْ خَابَ مِنْكَ، وَ الشَّقَاءُ الْأَشْقَى لِمَنِ اغْتَرَّ بِكَ. مَا أَكْثَرَ تَصَرُّفَهُ فِي عَذَابِكَ، وَ مَا أَطْوَلَ تَرَدُّدَهُ فِي عِقَابِكَ، وَ مَا أَبْعَدَ غَايَتَهُ مِنَ الْفَرَجِ، وَ مَا أَقْنَطَهُ مِنْ سُهُولَةِ الْمَخْرَجِ عَدْلًا مِنْ قَضَائِكَ لَا تَجُورُ فِيهِ، وَ إِنْصَافاً مِنْ حُكْمِكَ لَا تَحِيفُ عَلَيْهِ. فَقَدْ ظَاهَرْتَ الْحُجَجَ، وَ أَبْلَيْتَ الْأَعْذَارَ، وَ قَدْ تَقَدَّمْتَ بِالْوَعِيدِ، وَ تَلَطَّفْتَ فِي التَّرْغِيبِ، وَ ضَرَبْتَ الْأَمْثَالَ، وَ أَطَلْتَ الْإِمْهَالَ، وَ أَخَّرْتَ وَ أَنْتَ مُسْتَطِيعٌ لِلمُعَاجَلَةِ، وَ تَأَنَّيْتَ وَ أَنْتَ مَلِي‏ءٌ بِالْمُبَادَرَةِ لَمْ تَكُنْ أَنَاتُكَ عَجْزاً، وَ لَا إِمْهَالُكَ وَهْناً، وَ لَا إِمْسَاكُكَ غَفْلَةً، وَ لَا انْتِظَارُكَ مُدَارَاةً، بَلْ لِتَكُونَ حُجَّتُكَ أَبْلَغَ، وَ كَرَمُكَ أَكْمَلَ، وَ إِحْسَانُكَ أَوْفَى، وَ نِعْمَتُكَ أَتَمَّ، كُلُّ ذَلِكَ كَانَ وَ لَمْ تَزَلْ، وَ هُوَ كَائِنٌ وَ لَا تَزَالُ. حُجَّتُكَ أَجَلُّ مِنْ أَنْ تُوصَفَ بِكُلِّهَا، وَ مَجْدُكَ أَرْفَعُ مِنْ أَنْ يُحَدَّ بِكُنْهِهِ، وَ نِعْمَتُكَ أَكْثَرُ مِنْ أَنْ تُحْصَى بِأَسْرِهَا، وَ إِحْسَانُكَ أَكْثَرُ مِنْ أَنْ تُشْكَرَ عَلَى أَقَلِّهِ وَ قَدْ قَصَّرَ بِيَ السُّكُوتُ عَنْ تَحْمِيدِكَ، وَ فَهَّهَنِيَ الْإِمْسَاكُ عَنْ تَمْجِيدِكَ، وَ قُصَارَايَ الْإِقْرَارُ بِالْحُسُورِ، لَا رَغْبَةً يَا إِلَهِي بَلْ عَجْزاً. فَهَا أَنَا ذَا أَؤُمُّكَ بِالْوِفَادَةِ، وَ أَسْأَلُكَ حُسْنَ الرِّفَادَةِ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اسْمَعْ نَجْوَايَ، وَ اسْتَجِبْ دُعَائِي، وَ لَا تَخْتِمْ يَوْمِي بِخَيْبَتِي، وَ لَا تَجْبَهْنِي بِالرَّدِّ فِي مَسْأَلَتِي، وَ أَكْرِمْ مِنْ عِنْدِكَ مُنْصَرَفِي، وَ إِلَيْكَ مُنْقَلَبِي، إِنَّكَ غَيْرُ ضَائِقٍ بِمَا تُرِيدُ، وَ لَا عَاجِزٍ عَمَّا تُسْأَلُ، وَ أَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ، وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيم.ِ

*براي كساني كه طالب فيض بيشتري هستند خواندن دعاى ندبه نيز سفارش شده است‏
* قربانى كردن نيز سنت مؤكد است‏.

خواندن تكبيرات
مستحب است: كسى كه در منى باشد در پايان پانزده نماز كه اولش نماز ظهر روز عيد و آخرش نماز صبح روز سيزدهم است تكبيرات خاصي بگويد و كسانى كه در ساير شهرها هستند آن را بعد از ده نماز كه از ظهر روز عيد تا صبح دوازدهم مي‌باشد، بخواند، تكبيرات طبق روايت صحيح در كافى اين است:
اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ* وَ اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ لِلَّهِ الْحَمْدُ اللَّهُ أَكْبَرُ عَلَى مَا هَدَانَا اللَّهُ أَكْبَرُ عَلَى مَا رَزَقَنَا مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ* عَلَى مَا أَبْلَانَا
تكرار اين تكبيرات بعد از عقيب نمازها به قدر امكان و خواندن بعد از نوافل‏ مستحب است .

 

جمعه پنجم 8 1391 1:1

افسران - افسران.. عيدتون مبارك... عيدي بنده: نجواي بهشتيان ....

دسته ها : ذي الحجه
پنج شنبه چهارم 8 1391 23:35

 

 

عيد سعيد قربان برهمگان مبارك

 

 

 

 

عيد بندگي

 

 

 

سلام بر ماه ذي الحجه

 

سلام بر حاجيان

 

سلام بر عيد بندگي

 

سلام بر خليل خدا

 

سلام بر اسماعيل

 

و

 

 

 

 

 

 

 

دسته ها : ذي الحجه
پنج شنبه چهارم 8 1391 21:53

سلام بر عيد قربان

آري امروز روز دهم ذي الحجه مصادف با عيد سعيد قربان مي باشد

روزي كه بندگي و عبد و عبيد بودن در برابر خدا، بر وسوسه هاي شيطاني پيروز شد.

روزي كه حضرت ابراهيم كه خليل خدا بود مورد امتحاني سخت قرار گرفت و سربلند و پيروز از آن خارج شد

روزي كه خداوند پاداش امتحان الهي خود را بر بنده اش كه خليل او بود فرستاد.

 

 

 

عيد بندگي

 

ابراهيم آشفته از خواب برخواست

تصاوير خواب از ذهنش عبور مي كرد

به فكر فرو رفت 

اين بار دومي بود كه اين خواب چون شب قبل تكرار مي گشت

روز موعود فرا رسيد

 

تصميم خود را گرفته بود.

 

 

ابراهيم و فرزندش اسماعيل هر دو در مكان تعيين شده از جانب پروردگارشان حاضر شده بودند

حال آنكه دستان حضرت اسماعيل بسته شده بود و طبق خواسته خودش پدر چشمانش را هم بسته بود

 

 

عيد بندگي

ابراهيم فرزند را مقابل پايش نشاند و با اراده راسخ و ايماني استوار چاقو را بر گلوي يگانه فرزندش، فرزندي كه پس از سال ها انتظار خداوند به او عطا فرموده بود، كشيد.

هيچ قطره خوني بر زمين نچكيد

ابراهيم بار ديگر چاقو را بر گلوي فرزندش كشيد

آري چاقو به اذن پرودگار از كار افتاده بود

اشك در چشمان ابراهيم حلقه زده بود

در اين هنگام فرشته وحي حضرت جبرائيل بر او نازل گشت در حالي كه

گوسفندي را با خود آورده بود، فرمود:

 

 

اي ابراهيم!

تو از آزمايش الهي سربلند بيرون آمدي، اكنون فرزندت را رها كن و به جاي اسماعيل اين گوسفند را كه برايت هديه فرستاديم، قرباني كن

 

پروردگارا پس از سال ها فرزندي را به پيامبر خود عطا فرمودي و با اين كه مي داني علاقه پدر و فرزند نسبت به هم چگونه است از او خواستي تا يگانه فرزندش را در راه تو قرباني كند و آن هنگام كه ديدي ابراهيم كه خليل تو بود علي رغم وسوسه هاي شيطان امر تو را اطاعت فرمود.

اين آزمون سختي بود و گوسفندي كه براي قرباني كردن فرستاده بودي پاداش اين امتحان الهي بود.

 

 

 

 

عيد بندگي

قرآن كتاب الهي ما مسلمانان سراسر پند و اندرز است

اندرز هايي كه اگر ما آن ها را سر لوحه زندگي مان قرارشان دهيم بر شيطان كه سوگند به گمراهي ما را از مدت ها پيش ياد كرده است، پيروز خواهيم شد.

پيامبران زيادي براي ترويج يكتا پرستي و هدايت بشريت از جانب خداوند مأمور و بر گزيده شدند

 

پيامبراني كه هركدام به نوبه خود سختي ها و شدايد اين رسالت بزرگ را بر عهده گرفتند

پس پروردگارا از تو مي خواهيم ياريمان كني تا از مسير هدايت و بندگي تو خارج نشويم

از تو مي خواهيم ياريمان كني تا به اين دنيا دل نبنديم

بار خدايا بايد تابع امر تو باشيم و هر آن چه را كه تو از ما خواسته ايي بر آورده سازيم

پروردگارا از تو مي خواهيم علايق دنيوي ما را از ما دور كني و اين تنها با كمك تو امكان خواهد داشت چرا كه بدون كمك و ياري تو هرگز نخواهيم توانست از امتحانات الهي تو سربلند خارج شويم

بارخدايا تو را به اين عيد بندگي سوگند مي دهيم گناهاني را كه قلبمان را تيره ساخته و ما را از مسير هدايت دور ساخته بر ما ببخشي و ما را در تمام مراحل زندگي از شر شيطان محفوظ بداري.

 



دسته ها : ذي الحجه
پنج شنبه چهارم 8 1391 21:52

حضرت امام حسين عليه السلام و عرفه

يكي از آداب روز عرفه، خواندن دعاي اين روز است كه از لبان مبارك امام حسين عليه السلام جاري شد. حضرت در اين دعا پس از حمد و ثناي خداوند متعال و ذكر نعمت هاي او، با حالت تضرع و خشوع از او مي خواهد كه:«اي خداوند، بر محمد و آل برگزيده او درود فرست و به عفو و گذشتت گناهان ما را بپوشان... براي ما اي خدا در اين شب، بهره اي از هر خيري كه ميان بندگانت قسمت مي نمايي قرار بده، به همراه نوري كه به آن هدايت فرمايي، رحمتي كه آن را بگستراني، بركتي كه آن را نازل كني، عافيتي كه مي پوشاني و روزي اي كه گسترده مي كني، اي مهربان ترين مهربانان».

پنج شنبه چهارم 8 1391 11:16

 

 

هم اكنون در صحراي عرفات 

 

 مراسم برائت از مشركين اغاز شد

دسته ها : ذي الحجه
پنج شنبه چهارم 8 1391 9:50

 

 

امروزنهم ذي الحجه  مراسم تعويض پرده خانه خدا

دسته ها : ذي الحجه
پنج شنبه چهارم 8 1391 9:18

افسران - بيت الله الحرام

اللهم الرزقنا حج بيتك الحرام

دسته ها : ذي الحجه
پنج شنبه چهارم 8 1391 9:3

روز عرفه





روز عرفه هم نهمين روز از ماه ذي الحجه است كه اعمال مخصوص خودش را دارد. حاجيان در اين روز در سرزميني نزديك شهر مكّه، در بياباني نزديك شهر مكّه به نام «عرفات» دور هم جمع مي‏شوند و خدا را عبادت مي‏كنند. روز عرفه، روز دعا و نماز و راز و نياز با خداست، روز بخشيده شدن گناهان است.در روز عرفه، حاجيان از ظهر تا بعد از غروب آفتاب، بايد در سرزمين عرفات بمانند و در آن سرزمين دعا كنند، نماز بخوانند و با خدا به راز و نياز بپردازند. بسياري از گناهان در روز عرفه بخشيده مي‏شوند...
اعمال شب و روز عرفه

اعمال شب و روز عرفه به شرح ذيل مي باشد:
الف- اعمال شب عرفه

شب نهم از شب‎هاي متبرك و شب مناجات با قاضي الحاجات است و توبه در آن شب مقبول و دعا در آن مستجاب است.و كسي كه آن شب را به عبادت بسر آورد اجر صد و هفتاد سال عبادت را دارد. براي شب عرفه چند عمل وارد شده است:

1- دعايي كه كه روايت شده هر كس آن را در شب عرفه يا در شب‎هاي جمعه بخواند خداوند او را بيامرزد:
"اَللّهُمَّ يا شاهِدَ كُلِّ نَجْوي وَ مَوْضِعَ كُلِّ شَكْوي وَ عالِمَ كُلِّ خَفِيَّةٍ وَ مُنْتَهي كُلِّ حاجَةٍ يا مُبْتَدِئاً بالنعمِ علي العِباد .... "

2- تسبيحات عشر را كه در اعمال "روز عرفه" آمده است را هزار مرتبه خوانده شود.
"سُبحانَ اللهِ قبلَ كل احد و سبحان الله بعد كل احد ..."

3- دعاء اللّهُمَّ مَنْ تَعَبَّاَ وَ تَهَيَّاَ را كه در روز عرفه و شب و روز جمعه نيز وارد است، خوانده شود.
4- زيارت امام حسين عليه السلام و زمين كربلا و ماندن در آنجا تا روز عيد تا آنكه از شر آن سال نگاه داشته شود.









ب- اعمال روز عرفه

روايت شده از امام زين العابدين عليه السلام كه در روز عرفه شنيد صداي سائلي را كه از مردم درخواست كمك مي نمود، امام به او فرمود: واي بر تو آيا از غير خدا درخواست مي كني در اين روز و حال آنكه اميد مي رود در اين روز براي بچه هاي در شكم آنكه فضل خدا شامل حا ل آنها شود و سعيد شوند.
براي اين روز اعمالي ذكر شده است:


1- غسل كه مستحب است قبل از زوال انجام شود .


2- زيارت امام حسين عليه السلام ، كه از هزار حج و هزار عمره و هزار جهاد بالاتر است و احاديث، در كثرت فضيلت زيارت آن حضرت در اين روز متواتر است و اگر كسي توفيق يابد كه در اين روز در تحت قُبّه مقدّسه آن حضرت باشد ثوابش كمتر از كسي كه در عرفات است نيست بلكه زياده و مقدم است.


3- بعد از نماز عصر پيش از آن كه مشغول به خواندن دعاهاي عرفه شود در زير آسمان دو ركعت نماز بجا آورد و نزد حق تعالي به گناهان خود اعتراف و اقرار كند تا به ثواب عرفات رستگار شود و گناهانش آمرزيده گردد. پس چون وقت زوال شد زير آسمان رَوَد و نماز ظهر و عصر را با ركوع و سجود نيكو به عمل آورد و چون فارغ شود دو ركعت نماز اقامه كند. در ركعت اوّل بعد از حمد، توحيد و در دوم بعد از حمد، قُل يا اَيُّهَا الْكافِروُنَ خوانده شود. و بعد از آن چهار ركعت نماز گزارد كه در هر ركعت بعد از حمد، توحيد پنجاه مرتبه بخواند. كه اين نماز، همان نماز حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام است .


4- شيخ كفعمي در مصباح فرموده مستحب است روزه روز عرفه براي كسي كه ضعف پيدا نكند و مانع دعا خواندن او نشود.


5- تسبيحات حضرت رسول صَلَّي اللهِ عَلِيهِ وَ آله در روز عرفه

كه در ذيل مي‎آيد:
سُبْحانَ الَّذي فِي السَّمآءِ عَرْشُهُ سُبْحانَ الَّذي فِي الاَْرْضِ حُكْمُهُ
منزه است خدايي كه در آسمان است عرش او منزه است خدايي كه در زمين است فرمان و حكمش

سُبْحانَ الَّذي فِي الْقُبوُرِ قَضآؤُهُ سُبْحانَ الَّذي فِي الْبَحْرِ سَبيلُهُ
منزه است خدايي كه در گورها قضا و فرمانش جاري است منزه است خدايي كه در دريا راه دارد

سُبْحانَ الَّذي فِي النّارِ سُلْطانُهُ سُبْحانَ الَّذي فِي الْجَنَّةِ رَحْمَتُهُ
منزه است خدايي كه در آتش دوزخ سلطنتش موجود است منزه است خدايي كه در بهشت رحمت او است


سُبْحانَ الَّذي فِي الْقِيمَةِ عَدْلُهُ سُبْحانَ الَّذي رَفَعَ السَّمآءَ سُبْحانَ
منزه است خدايي كه در قيامت عدل و دادش برپا است منزه است خدايي كه آسمان را بالا برد منزه است خدايي

الَّذي بَسَطَ الاْرْضَ سُبْحانَ الَّذي لا مَلْجَاَ وَلا مَنْجا مِنْهُ اِلاّ اِلَيْهِ
كه زمين را گسترد منزه است خدايي كه ملجا و پناهي از او نيست جز بسوي خودش

پس بگو سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَلا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَكْبَرُ صد مرتبه


6- سوره توحيد صد مرتبه و آية الكرسي صد مرتبه و صلوات بر محمّد و آل محمّد صد مرتبه خوانده شود و دعاي ذيل ده مرتبه خوانده شود:


لااِلهَ اِلا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ يُحْيي وَ يُميتُ
معبودي جز خدا نيست يگانه اي كه شريك ندارد پادشاهي خاص او است و از آن او است حمد زنده كند و بميراند

وَيُميتُ وَيُحْيي وَهُوَ حَيُّ لا يَموُتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلي كُلِّشَيْءٍ َقديرٌ
و بميراند و زنده كند و او است زنده اي كه نميرد هرچه خير است بدست او است و او بر هر چيز توانا است.

ده مرتبه: اَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذي لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ وَ اَتوُبُ اِلَيْهِ
آمرزش خواهم از خدايي كه معبود بحقي جز او نيست كه زنده و پاينده است و بسويش توبه كنم

ده مرتبه: يا اَللّهُ
ده مرتبه : يا رَحْمنُ
ده مرتبه : يا رَحيمُ
ده مرتبه : يا بَديعَ السَّمواتِ وَالاْرْضِ يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ ده مرتبه يا حَيُّ يا قَيُّومُ
ده مرتبه : يا حَنّانُ يا مَنّانُ
ده مرتبه : يا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ
ده مرتبه : امينَ سپس بگو:
اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ يا مَنْ هُوَ اَقْرَبُ اِلَيَّ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ يا
خدايا از تو خواهم اي كسي كه او نزديكتر است به من از رگ گردن اي

مَنْ يَحوُلُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ يا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الاَْعْلي وَبِالاُْفُقِ
كه حائل شود ميان انسان و دلش اي كه او در ديدگاه اعلي است و در افق

الْمُبينِ يا مَنْ هُوَ الرَّحْمنُ عَلَي الْعَرْشِ اسْتَوي يا مَنْ لَيْسَ كَمِثْلِهِ
آشكاري است اي كه او بخشاينده است و بر عرش استيلا دارد اي كه نيست مانندش

شَيْءٌ وَ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّيَ عَلي مُحَمَّدٍ وَ الِ محمد
چيزي و او شنوا و بينا است از تو خواهم كه درود فرستي بر محمد و آل محمد .

و بخواه حاجت خود را كه برآورده خواهد شد انشاءالله تعالي.


7- ذكر صلوات از حضرت صادق عليه السلام
پس بخوان اين صَلَوات را كه از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه هر كه بخواهد مسرور كند محمّد و آل محمّد را در صَلَوات بر ايشان بگويد:
اَللّهُمَّ يا اَجْوَدَ مَنْ اَعْطي وَ يا خَيْرَ
خدايا اي بخشنده ترين عطابخشان و اي بهترين

مَنْ سُئِلَ وَيا اَرْحَمَ مَنِ اسْتُرْحِمَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِي
درخواست شدگان و اي مهربانترين كسي كه از او مهرباني جويند خدايا درود فرست بر محمد و آلش در

الاَْوَّلينَ وَصَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِي الاَّْخِرينَ وَصَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ
زمره پيشينيان و درود فرست بر محمد و آلش در زمره پسينيان و درود فرست بر محمد

و َآلِهِ فِي الْمَلاَءِ الاَْعْلي وَصَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَآلِهِ فِي الْمُرْسَلينَ
و آلش در ساكنين عالم بالا و درود فرست بر محمد و آلش در زمره مرسلين

اَللّهُمَّ اَعْطِ مُحَمَّداً وَآلَهُ الْوَسيلَةَ وَالْفَضيلَةَ وَالشَّرَفَ وَالرِّفْعَةَ
خدايا عطا كن به محمد و آلش مقام وسيله و فضيلت و شرف و رفعت

وَالدَّرَجَةَ الْكَبيرَةَ اَللّهُمَّ اِنّي آمَنْتُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّي اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ
و درجه بلند خدايا من ايمان آوردم به محمد صلي الله عليه و آله

وَلَمْ اَرَهُ فَلا تَحْرِمْني فِي الْقِيمَةِ رُؤْيَتَهُ وَارْزُقْني صُحْبَتَهُ وَ تَوَفَّني
با اينكه او را نديده ام پس در روز قيامت از ديدارش محرومم مفرما و مصاحبت و همنشيني او را روزيم فرما

عَلي مِلَّتِهِ وَاسْقِني مِنْ حَوْضِهِ مَشْرَباً رَوِيّاً سآئِغاً هَنَّيئاً لا اَظْمَاءُ
و بر كيش او بميرانم و بنوشانم از حوض او (حوض كوثر) نوشاندني سيراب و جانبخش و گوارا كه

بَعْدَهُ اَبَداً اِنَّكَ عَلي كُلِّشَيْءٍ قَديرٌ اَللّهُمَّ اِنّي آمَنْتُ بِمُحَمَّدٍ صَلَّي
پس از آن هرگز تشنه نشوم كه براستي تو بر هرچيز توانايي خدايا من ايمان آورده ام به محمد صلي

اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَلَمْ اَرَهُ فَعَرَِّفْني فِي الْجِنانِ وَجْهَهُ اَللّهُمَّ بَلِّغْ مُحَمَّداً
الله عليه وآله و او را نديده ام پس در بهشت رويش را به من نشان ده خدايا برسان به محمد

صَلَّي اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ مِنّي تَحِيَّةً كَثيرَةً وَ سَلاماً .
صلي الله عليه و آله از جانب من تحيتي بسيار و سلامي.



8- دعاي ام داود خوانده شود .


9- اين تسبيح را كه ثواب آن بسيار است گفته شود:
سُبْحانَ اللّهِ قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ بَعْدَ كُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ مَعَ كُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ
منزه باد خدا پيش از هر كس و منزه باد خدا پس از هركس و منزه باد خدا با هركس و منزه باد

اللّهِ يَبْقي رَبُّنا ويَفْني كُلُّ اءَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبيحاً يَفْضُلُ تَسْبيحَ
خدا كه باقي ماند پروردگار ما و فاني شود هركس و منزه باد خدا تنزيهي كه فزوني گيرد بر تسبيح

الْمُسَبِّحينَ فَضْلاً كَثيراً قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبيحاً يَفْضُلُ
تسبيح گويان فزوني بسياري پيش از هركس و منزه باد خدا تنزيهي كه فزوني گيرد بر

تَسْبيحَ الْمُسَبِّحينَ فَضْلاً كَثيراً بَعْدَ كُلِّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبيحاً
تسبيح تسبيح گويان فزوني بسياري پس از هركس و منزه باد خدا تنزيهي كه

يَفْضُلُ تَسْبيحَ الْمُسَبِّحينَ فَضْلاً كَثيراً مَعَ كُلِّ اَحَدٍ وَ سُبْحانَ اللّهِ تَسْبيحاً يَفْضُلُ تَسْبيحَ الْمُسَبِّحِينَ
فزوني گيرد بر تسبيح تسبيح گويان فزوني بسيار با هر كس ، و منزه باد خدا تنزيهي كه فزوني گيرد بر تسبيح تسبيح گويان

فَضْلاً كَثيراً لِرَبِّنَا الْباقي وَيَفْني كُلُّ اَحَدٍ وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبيحاً لا يُحْصي وَلا يُدْري وَلا يُنْسي وَلا
برتري بسياري براي پروردگار ما كه باقي ماند و جز او فاني شودهر كس و منزه باد خدا تنزيهي كه به شماره در نيايد و دانسته نشود و فراموش نگردد و

يَبْلي وَلا يَفْني وَلَيْسَ لَهُ مُنْتَهي وَسُبْحانَ اللّهِ تَسْبيحاً يَدوُمُ
كهنه نشود و فنا نپذيرد و انتهايي برايش نباشد و منزه باد خدا تنزيهي كه دوام داشته باشد

بِدَوامِهِ وَيَبْقي بِبَقآئِهِ في سِنِي الْعالَمينَ وَشُهوُرِ الدُّهوُرِ وَاَيّامِ
به دوام او و باقي ماند به بقاي او در طول سالهاي اين جهان و ساير جهانيان و ماههاي اين روزگار و هر روزگار و روزهاي

الدُّنْيا وَساعاتِ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ وَسُبْحانَ اللّهِ اَبَدَ الاَْبَدِ وَمَعَ الاَْبَدِ مِمّا
دنيا و ساعات شب و روز و منزه باد خدا تا جاويدان است جاويد و همراه با جاويد بدانسان كه

لا يُحْصيهِ الْعَدَدُ وَلا يُفْنيهِ الاَْمَدُ وَلا يَقْطَعُهُ الاَْبَدُ و َتَبارَكَ اللّهُ
شماره اش نتوان كرد و زمان و مدت آنرا به فنا نكشاند و قطعش نكند ((هرگز)) و بزرگ است خدا

اَحْسَنُ الْخالِقينَ پس بگو: وَالْحَمْدُ لِلّهِ قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ وَالْحَمْدُ لِلّهِ بَعْدَ كُلِّ
بهترين آفريدگان * و ستايش خاص خدا است پيش از هركس و ستايش از آن او است پس از هر

اَحَدٍ تا آخر دعا لكن بجاي هر سُبْحانَ اللّهِ الْحَمْدُلِلّهِ بگو و چون به اَحْسَنُ
كس * منزه است خدا و ستايش خاص خداست * بهترين

الْخالِقينَ رسيدي بگو: لا اِلهَ اِلا اللّهُ قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ تا به آخر بجاي سُبْحانَ اللّهِ
آفريدگان * معبودي نيست جز خدا پيش از هركس * منزه است خدا

لا اِلهَ اِلا اللّهُ مي گوئي و بعد از آن بگو: وَاللّهُ اَكْبَرُ قَبْلَ كُلِّ اَحَدٍ تا به آخر كه بجاي
جز او خدايي نيست * و خدا بزرگتر است از توصيف پيش از هر كس *

سُبْحانَ اللّهِ اَللّهُ اَكْبَرُ مي گوئي پس مي خواني دعاي : اَللّهُمَّ مَنْ تَعَبَّاءَ وَتَهَيَّاءَ را كه
منزه است خدا و خدا بزرگتر است از توصيف



10- در آخر روز عرفه اين دعا خوانده شود :
يا رَبِّ اِنَّ ذُنُوبي لا تَضُرُّكَ وَاِنَّ مَغْفِرَتَكَ لي لا تَنْقُصُكَ فَاَعْطِني ما لا
پروردگارا همانا گناهان من زياني به تو نزند و محققاً آمرزش تو از من نقصاني به تو نرساند پس عطا كن به من

يَنْقُصُكَ وَاغْفِرْ لي ما لايَضُرُّكَ و ايضا بخوان : اَللّهُمَّ لا تَحْرِمْني خَيْرَ ما
آنچه را نقصانت نرساند و بيامرز برايم آنچه را زيانت نزند * خدايا محرومم مكن از آن خيري كه

عِنْدَكَ لِشَرِّ ما عِنْدي فَاِنْ اَنْتَ لَمْ تَرْحَمْني بِتَعَبي وَ نَصَبي فَلا
نزد تو است بخاطر آن شري كه در پيش من است پس اگر تو به رنج و خستگيم رحم نمي كني پس

تَحْرِمْني اَجْرَ الْمُصابِ عَلي مُصيبَتِهِ
محرومم مدار از پاداش مصيبت ديده اي بر مصيبتش .



11- دعاي مشلول خوانده شود.

دسته ها : ذي الحجه
چهارشنبه سوم 8 1391 21:9

 

مقدمه دعاي عرفه -حاج مهدي منصوري
از ترك اول -پست بالا جدا و براي دانلود آماده شد

به كعبه رفتم و آنجا هواي كوي تو كردم
جمال كعبه تماشا به ياد روي تو كردم

عزيز فاطمه-آقا جونم-آقا جونم

چو حلقه در كعبه به صد نياز گرفتم
دعاي حلقه گيسوي مشك بوي تو كردم

عزيز زهرا
آقا جون اينا دلشون به ياد عرفه پر مي زنه

 

نوع فايل: mp3 Arafeh.mp3(897.6 كيلو بايت, 185 نمايش)
 


دسته ها : ذي الحجه
چهارشنبه سوم 8 1391 17:55

جان ختم المرسلين در كوفه جا دارد ندارد
بهتر از روح الامين در كوفه جا دارد ندارد

افسر جانباز حق در كوفه سرگردان وبيكس
نائب سلطان دين در كوفه جا دارد ندارد

مسلم بي خانمان در كوچه ها مي گردد امشب
يك جهان ايمان ودين در كوفه جا دارد ندارد

آسمان كوفه امشب گريه كن بر حال مسلم
اختر قرآن ببين در كوفه جا دارد ندارد

امتحان حق نگر از آن مسلمانان و مسلم
مسلم است اي مسلمين در كوفه جا دارد ندارد

چهارشنبه سوم 8 1391 17:53


چون با ديده بصيرت به عمل حج بنگرى، آن را معراجى ملكوتى براى روح خواهى يافت كه از بركت آن معراج به فيوضات عالى الهى مى‏رسى.
يكى از بينايان راه مى‏گويد:
عمل حج را نمى‏ توان با ساير مقررات دين مقايسه نمود، چه براى بسيارى از عبادات مانند: نماز و روزه و ذكر خداوند و مانند اين‏ها اگر چه تأثير و نتيجه نيكو در روحيه شخص دارد، وليكن آن اثر به هر اندازه كه باشد محدود به حد معينى است، ولى عمل حج اگر از روى التفات و داراى اركان و شرايط مقرره باشد و به علت عدم توجه به حقيقت آن تباه نشود، كارزارى است كه انسان را به تمامى آنچه به شرح رفت مى‏ رساند.
حج در روان انسان نيرويى ايجاد مى‏ كند كه تا انسان زنده است در پنهان و آشكار نگهبان او خواهد بود و اين همان فيض الهى است كه از بركت اين معراج نصيب آدمى مى‏ گردد.
قاصد حج هنگامى كه مهيا مى‏ شود از خانه‏ اش خارج گردد، اگر به مقصود خويش و رفعت شأن خود دانا باشد و آن را چنان كه سزاوار است دريابد و به نور الهى به آن نظر افكند و خواسته باشد، آن راه را بر طبق هدايت و راهنمايى حضرت پروردگار طى نمايد، دل او متوجه عالم ديگرى خواهد شد و از ظواهر ناپايدار به حقايقى استوار بينا مى‏ شود.
در آن هنگام است كه خواهان بى ‏نيازى و توانايى خود مى‏ گردد، نه آنچه تاكنون خواهنده آن بوده است و مهياى آن مى‏ شود كه همه خواهش‏ها و تاريكى‏ هاى طبيعت را از خود پاك سازد!!
اين نخستين انديشه است كه قاصد حج احساس مى ‏كند، يعنى تأثير اين حقيقت ملكوتى را در شناسايى مقام نفس انسانى و برترى روح از بستگى به ظواهر زندگى دنيايى.
هنگامى كه حاضر ميقات شد، غسل كرد و جامه احرام در بر نمود، دل او از جلال آن انديشه‏ ها و ملكاتى كه در نفس او پيدا شده است پر گشته و زندگى و همه شؤون آن را از خود دور مى‏ افكند.
در آنجا نمى ‏بيند خود را، مگر فردى از لشگريان خداوند متعال كه آنان را خوانده و به اجابت موفق گشته ‏اند.

بقول الهى آن عارف شوريده حال:
خوشا جانى كه سازند آگه از اسرار پنهانش‏
خوشا چاهى كه بيرون آيد از وى ماه كنعانش‏

خوشا قلبى كه پاك از كينه و كبر و نفاق آيد
خوشا عقلى كه عشق آرد بكوى دوست مهمانش‏

خوشا بزمى كه آنجا درس عشق و عاشقى گويند
خوشا جمعى كه زلف يار گرداند پريشانش‏

خوشا مرغى كه مى ‏نالد بباغى هم چو مشتاقى‏
كه دور افكنده دوران سپهر از وصل جانانش‏

خوشا شادان دلى هم چون الهى با خيال او
كه عشق روى يارى مى‏ كند سر در بيابانش‏

هنگامى كه حاجى پوشش و كيفيت خود را تغيير داد و خوارى موقف و بيچارگى خود را آشكار نمود، بر خود لازم مى ‏داند كه دلش پاك و كردارش پاكيزه و گفتارش راست و بى ‏آلايش باشد و كسى را از خود نرنجاند و براى خشنودى حضرت پروردگار از روى صفا و حقيقت از خود بگذرد و هستى خود را از هرگونه آلودگى و آميختگى به اغراض دور و متوجه حق تعالى سازد.
در نتيجه هنگامى كه عملش را تمام نموده نور معرفت، دل او را گرفته و روشن ساخته و گوشه‏هاى قلب او از همه رخنه ‏هاى ريز و باريك شرك و كفر پاك شده است و فايده عملش در همه قوا و سپاهيان و دسته‏هاى مددكار آن‏ها سرايت نموده، همه را اسلام آورنده و در راهى كه خداوند متعال مقرر فرموده پشتيبان يكديگر و همدست و هم‏آهنگ و يگانه و خرسند مى‏ بيند و نفس او به روح تبديل گشته و گمان و انديشه بى‏ جاى او را تعقل و دانش‏هاى بى‏ حقيقت او را حكمت و برهان جايگزين گشته و صفات زشت او نيكو و پسنديده و شهوات او عفت و پاك دامنى و خشم او بردبارى و عزم بركارهاى خير و لذت شخصى او دوستى و محبت و نوميدى او از خير و رحمت خداوندى اميدوارى و ناسپاسى او نعمت را سپاس‏گزارى و آز او توكل بر خداى و توانايى او مهربانى و حماقت او فهم و زيركى و بى‏ پروايى و رسوايى او راه نيكى و پرستش خداوندى و خودخواهى او فروتنى‏ و نرمى و بيهوده ‏گويى او خاموشى و برترى خواستن و گردنكشى او تسليم بودن و از هر گزندى پاك شدن و جز اين‏ها از فضائل ديگرى كه نتيجه و اثر حج است.



دسته ها : ذي الحجه
چهارشنبه سوم 8 1391 16:3

باز هم تو برايمان كاري كن حسين جان

دعا و درخواست در روز عرفه مخصوص جاماندگان است. عرفه شناخت راه كساني است كه پيش از اين راه را گم كرده بودند و در اين روز راه خود را پيدا مي كنند، نمي دانم در اين روز چه چيزي نهفته است كه مشابهت زيادي با محرم دارد... در مجالس عزاي امام حسين ع همه كس با هر قشر و طبقه اي شركت كرده و بر سر و سينه مي زنند. در روز عرفه نيز خاك نشينان همه هستند.. در هر طبقه و شخصيتي با هر لباس و منزلتي... شايد چيزي كه باعث اين تشابه شده است آخرين دعاي امام حسين ع در اين روز بوده كه اين دو مناسبت را به هم سنجاق كرده است.

پي نوشت:پس اي جاماندگان، بشتابيد و نام خود را در دفتر عاشقان ولايت و شهادت در روز عرفه ثبت كنيد تا از نوكري سرور و سالار شهيدان در محرم جانمانيد كه اگر جامانديد وامانده مي شويد و واماندگي هزاران بار دشوارتر است از جاماندگي...

نداي «لَبَّيْكَ، اَللَّهُمَّ لَبَّيْك ، لَبَّيْكَ لا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ ...» به عرش برين مي‏رسد.

خداي من!

خواندمت پاسخم گفتي

از تو خواستم عطايم كردي

به سوي تو آمدم آغوش رحمت گشودي

به تو تكيه كردم نجاتم دادي ،

به تو پناه آوردم حمايتم كردي

خدايا!

از خيمه‌گاه رحمتت بيرونمان مكن

از آستان مهرت نوميدان مساز

آرزوها و انتظارهايمان را به حرمان مكشان

از درگاه خويشت ما را مران

بر من روزي حلالت را وسعت بخش

و جسم و دينم را سلامت بدار

و خوف و وحشتم را به آرامش و انست مبدل كن

و از آتش دوزخ رهايم ساز

مرا از سيطره ذلت بار نفس نجات ده و پيش از آنكه

خاك گور بر اندامم نشيند از شك و شرك رهايي‌ام بخش

اگر آنچه از تو خواسته‌ام ، عنايت فرمايي محروميت از غير از آن زيان ندارد

و اگر عطا نكني و هر چه عطا جز آن منفعت ندارد

يارب! يارب! يارب

 

 

 

دسته ها : ذي الحجه
چهارشنبه سوم 8 1391 9:29

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لبيك اللهم لك لبيك

عكس ها: رويترز

 

دسته ها : ذي الحجه
چهارشنبه سوم 8 1391 9:23

افسران - عرفه / روز نجات

خداوندا:گفتم: خسته ام ،گفتي لاتقنطوا من رحمه الله
گفتم:هيچكس راندارم،گفتي :نحن اقرب اليه من حبل الوريد
گفتم:فراموشم نكن ،گفتي :فاذكروني اذكركم
گفتم راه چيست؟گفتي :انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا
گفتم :نجات كجاست؟

دسته ها : ذي الحجه
چهارشنبه سوم 8 1391 9:17

افسران - جديدترين و زيباترين تصاوير از حج تمتع امسال(91/8/1)

دسته ها : ذي الحجه
چهارشنبه سوم 8 1391 9:7

ديدگاه فقها:

از ديدگاه فقهي اين سخن مشهور كه امام حسين عليه السلام حج خود را نيمه تمام گذاشت سخن نادرست است زيرا امام عليه السلام در روز هشتم ذي حجه (يوم ترويه) از مكه خارج شد، در حالي كه اعمال حج كه با احرام در مكه و وقوف در عرفات شروع مي شود از شب نهم ذي حجه آغاز مي شود، بنابراين امام عليه السلام اصولاً وارد اعمال حج نشده بود تا آن را نيمه تمام گذارد. ايشان در هنگام ورود به مكه عمره مفرده انجام داد. البته مشهور است در برخي از كتابها مانند ارشاد شيخ مفيد آمده كه حضرت حج خود را تبديل به عمره كرد و طواف و سعي انجام داد و از احرام بيرون آمد بدليل اينكه قادر نبود حج خود را تمام نمايد كه اين نظر بعيد است.
روايتي نيز از امام صادق عليه السلام ذكر شده است كه فرمود: قد اعتمر الحسين بن علي عليه السلام في ذي الحجه ثم راح يوم الترويه الي العراق و الناس يروحون الي مني و لا بأس باعمره في ذي الحجه لمن لا يريد الحج(7): امام حسين عليه السلام در ماه ذي الحجه عمره انجام داد و سپس در روز ترويه (هشتم) به سوي عراق حركت كرد و كسي كه نمي خواهد حج انجام دهد مي تواند عمره انجام دهد. كه مي توان دلايل اين خروج را بطور خلاصه چنين ذكر نمود: 1- خطر جاني 2- شكسته نشدن حرمت بيت الله الحرام.
ايشان به عبدالله بن زبير فرمود: به خداوند سوگند، اگر يك وجب خارج از مكه كشته شوم براي من دوست داشتني تر است تا آن كه به اندازه يك وجب در داخل مكه كشته شوم به خداوند سوگند: اگر من به لانه اي از لانه جانواران پناه برم مرا از آن بيرون خواهند كشيد تا آنچه را از من مي خواهند به دست آورند.(8)

دسته ها : ذي الحجه
سه شنبه دوم 8 1391 19:38

اعمال اين روز :

محمدبن ابي عمير از يكي از يارانش از امام صادق عليه السلام نقل كرده است كه فرمود: روزه روز ترويه كفاره گناهان يك سال و روزه روز عرفه كفاره گناهان دو سال است.(6)
محدث قمي در مفاتيح الجنان روزه اين روز را برابر با كفاره شصت سال برشمرده است و آورده است كه شيخ شهيد غسل اين روز را مستحب دانسته است.

وقايع اين روز:

در اين روز؛ فرستادن نامه امام حسين عليه السلام به كوفه پس از شهادت مسلم بن عقيل:
بسم الله الرحمن الرحيم: از طرف حسين بن علي بسوي برادران مؤمن و مسلمان
سلام عليكم.
.... من روز سه شنبه هشتم ماه ذي حجه كه روز ترويه است از مكه معظمه بسوي شما حركت نموده ام. موقعي كه فرستاده من بر شما وارد شد در كار خود شتاب كنيد و كوشا باشيد زيرا من در همين روزها نزد شما خواهم آمد و السلام عليكم و رحمت الله و بركاته.
مورخين خروج اما حسين عليه السلام از مكه به سمت كوفه را هشتم ذي حجه يعني روز ترويه نگاشته اند كه اكنون به بررسي آن مي پردازيم.

دسته ها : ذي الحجه
سه شنبه دوم 8 1391 19:37

منزلت روز ترويه :

روز ترويه يكي از ارزشمندترين روزهاي زمان برشمرده شده است كه خود آداب و اعمال مخصوصي دارد. رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: خداي تبارك و تعالي از هر چند چهار شماره برگزيد، از فرشتگان: جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل و عزرائيل و از پيغمبران چهار نفر براي مبارزه بوسيله شمشير: ابراهيم و داوود و موسي و من و از خاندانها چهار خاندان كه فرمود: خاندان آدم و نوح و خاندان ابراهيم و خاندان عمران را بر جهانيان برگزيد و از شهرها چهار شهر برگزيد و فرمود: سوكند به تين و زيتون و طورسينين و اين بلد امين پس مقصود از تين مدينه است و از زيتون بيت الممقدس و از طورسينين كوفه و از بلدامين مكه و از زنها چهار زن برگزيد: مريم و آسيه و خديجه و فاطمه سلام الله عليها و از اعمال حج چهار عمل را برگزيد: قرباني كردن و صدا به لبيك بلند كردن و احرام و طواف و ازماهها چهار ماه كه ماههاي حرامند برگزيد: رجب و شوال و ذي القعده و ذي الحجه و از روزها چهار روز برگزيد: روز جمعه و روز ترويه (هشتم ذي حجه) و روز عرفه و روز عيد قربان.(4)
شيخ صدوق در امالي آورده است كه از جمله اعمال مستحبي حج اينكه روز ترويه از هنگام زوال شمس تا شب را درك كند تمام حج تمتع را درك كرده است.(5)
طبق اين روايات منزلت روز ترويه تا جائي است كه درك آن مساوي با درك تمام حج انگاشته شده است، چرا كه روز ترويه در اصل آماده شدن براي وردود به عرفات و عيد قربان است.

دسته ها : ذي الحجه
سه شنبه دوم 8 1391 19:36
يوم الترويه (روز ترويه)




نويسنده: حسن نجفي

هشتم ذي الحجه روز ترويه است و اين روزي است كه حجاج نيت حج تمتع مي نمايند و محرم شده از مكه سمت مني حركت مي نمايند و شب را در آنجا بيتوته مي كنند و صبح عرفه به جانب عرفات رهسپار مي گردند.


علت نامگذاري:

ترويه در لغت به معاني زير آمده است :
سيراب كردن ، سيراب گردانيدن ، كسي را بر روايت شعر داشتن ، در كاري انديشه كردن انديشيدن ، در كار و نگريستن پايان آن را و تعجيل نكردن در جواب (لغت نامه دهخدا)
در علل الشرايع در سر ناميدن اين روز به ترويه حديثي از امام صادق عليه السلام كه راوي مي گويد: از حضرت پرسيدم چرا روز ترويه را روز ترويه ناميده اند؟
حضرت فرمود: زيرا در عرفات آب نبود و حاجي ها روز هشتم ذي حجه از مكه آب برمي داشتند و به عرفات مي بردند و برخي از ايشان به بعضي ديگر مي گفتند: تروّيتم، تروّيتم (سيراب شديد، سيراب شديد) لذا به خاطر هيمن، روز هشتم را روز ترويه ناميدند. (1)
باز نقلي ديگر آمده است كه زماني كه ابراهيم عليه السلام مأمور شد خانه كعبه را بسازد مكان آنرا نمي دانست در نتيجه خداوند جبرئيل سلام الله عليه را نازل كرد تا مكان خانه را براي ابراهيم مشخص كند و خداوند تعالي پايه هاي كعبه را از بهشت نازل فرمود و حجرالاسود نيز نازل شد. سپس ابراهيم براي كعبه دو در قرار داد، دري در سمت مشرق و دري در سمت مغرب كه مستجار ناميده مي شود. وقتي ساخت كعبه به اتمام رسيد ابراهيم و اسماعيل حج بجا آوردند و جبرئيل در روز هشتم ذي حجه (روز ترويه) بر آن دو نازل شد و گفت برخيزيد و آب جمع آوري كنيد، چون در زمين عرفات آبي وجود ندارد. بهمين دليل اين روز، روز ترويه (يعني ذخيره كردن آب) ناميده شد. سپس ابراهيم گفت پروردگارا اين شهر را محلي امن قرار بده و اهل آن را از ميوه ها بهره مند كن...(سوره ابراهيم/35)
امام صادق (عليه السلام) فرمود: منظور از بهره مندي از ثمرات، ثمره قلوب يعني محبت مردم و تمايل آنها نسبت به مكه است تا بسوي آن بروند.(2)
همانطور كه آشكار گرديد وجه تسميه يوم الترويه يا روز ترويه در كلام امامان معصوم برداشتن و ذخيره نمودن آب در روز هشتم ذي حجه مي باشد.
از ابن عباس نقل شده كه حضرت ابراهيم عليه السلام در خواب ديد كه فرزندش را سر مي برند. فأصبح بروي يومه أجمع «پس صبح بيدار شده و همه آن روز را مي انديشيد» كه آيا خواب او امري است از جانب خدا يا نه؟ از اين رو آن روز ترويه ناميده شد، پس لز آن در شب دوم در خواب ديد فلّما أصبح عرف أنّه من الله «چون صبح شد دانست كه آن از جانب خداست» از اين رو آن روز عرفه ناميده شد.(3)

دسته ها : ذي الحجه
سه شنبه دوم 8 1391 19:25

 گزاش نداي انقلاب به نقل از مشرق، نهم مرداد ۱۳۶۶ مصادف شده بود با شش ذيحجه براي راهپيمايي برائت از مشركين انتخاب شده بود. آن روزها مراسم برائت از مشركين در شهر مكه انجام مي‌شد. سخنراني، ساعت شش بعدازظهر تمام شد و بعد از آن جمعيت مسير راهپيمايي را با شعار عليه آمريكا و اسرائيل به سمت پل حجون در كنار قبرستان ابوطالب طي كرد. نزديك غروب، راهپيمايي تقريبا تمام شده بود و بلندگوها خاموش بود كه فاجعه شروع شد.

نظامياني كه در خيابان‌هاي اطراف مستقر بودند لباس پليس عربستان را نپوشيده بودند و يونيفرم ارتشي داشتند. حادثه با چماق‌هاي پليس عربستان شروع شد. در بين پليس‌ها عده‌اي هم با لباس معمولي حاضر بودند و با چماق‌هاي ميخ‌دار و ميله‌هاي آهني مردم را مي‌زدند. بالاي پشت‌بام‌ ساختمان‌هاي اطراف، عده‌اي با لباس عربي هر چه به دستشان مي‌رسيد بر سر حاجيان مي‌انداختند. بلوك، شيشه، سطل شن، كپسول، كولر گازي! عده زيادي بر اثر برخورد جسم سنگين و متلاشي شدن سر شهيد شده بودند. همه هتل‌ها درهاي ورودي را بسته بودند و فقط ساختماني كه فلسطيني‌ها در آن بودند درها را گشوده بود كه عده‌اي توانستند جان خود را نجات دهند. جمعيت در محاصره سفاكان رژيم آل‌سعود افتاده بود. ازدحام جمعيت خيلي زياد بود
بخشي از حجاج ايراني را خانواده شهدا و جانبازان دفاع مقدس تشكيل مي‌داد. خيلي از شهداي حج خونين، مادر و همسر شهيد بودند. جانبازان بر اثر ضربات چماق از روي صندلي چرخدار بر زمين مي‌افتادند. آن‌قدر شلوغ بود كه هر كس روي زمين مي‌افتاد زير دست و پا مي‌ماند.

زماني كه پليس مردم را كتك مي‌زد، عده‌اي از چماق‌داران لباس شخصي سوت و كف مي‌زدند و هلهله مي‌كردند. ارتش شروع به تيراندازي كرد. اول اشك‌آور و گاز سمي خفه‌كننده. عده زيادي از زنان و كساني كه روي زمين افتاده بودند به علت استنشاق گاز خفه‌كننده شهيد شدند. رگبار گلوله‌ مسلسل‌هاي دستي به سمت حاجيان گرفته شد. ازدحام آن‌قدر زياد بود كه كسي كه گلوله مي‌خورد شايد روي زمين هم نمي‌افتاد.در بدن بعضي شهدا چندين تير بود. يوزي، كلت، ام-۱۶، حتي بعضي از شهدا با گلوله‌اي كه در پيشاني‌شان خورده بود شهيد شده بودند. تك‌تيراندازها با قناسه از بالاي پل مردم را مي‌زدند.
 
چهره تك‌تير‌اندازها اروپايي بود. چند ماه قبل، ژنرال اولريخ وِگِنِر، آلماني‌تبار، مسئول هماهنگي امنيتي شهر مكه شده بود. در روز حادثه سوار بر هلي‌كوپتر بالاي سر جمعيت ديده شده بود. او قبل از اين در عمليات گروه دلتا، در آزادي اسراي لانه جاسوسي آمريكا در تهران شركت داشت و در تهران مسئول تيم بود كه تحت پوشش خبرنگار شبكه ZDF آلمان فعاليت مي‌كرد.

از روزهاي قبل هماهنگ شده بود كه هيچ بيمارستاني در روز نهم مرداد مجروح نپذيرد. آمبولانس‌هايي كه نزديك مي‌شدند مورد هجوم واقع مي‌شدند و سربازان با چماق شيشه‌هاي آن‌ها را خورد مي‌كردند و دكترها و پرستارها را بيرون مي‌كشيدند و مي‌زدند. چند آمبولانس توانستند از بين مأمورين عبور كنند و با سرعت مجروحين را سوار كنند. ولي سربازان راه برگشت را بستند و مجروحين را از پشت آمبولانس بيرون ريختند و كتك زدند. عده‌اي همان جا شهيد شدند. خيلي از شهدا اول مجروح بودند و به علت عدم رسيدگي شهيد شدند. تيراندازي كه تمام شد تا ساعت يازده شب محاصره ادامه داشت. مردم روي زمين نشسته بودند. هر كس بلند مي‌شد با چماق بر سرش مي‌زدند
شب جستجوي خانه‌به‌خانه شروع شد تا كساني كه فرار كرده بودند را دستگير كنند. ساعت يازده كه محاصره تمام شد، كسي حق نداشت به پيكر شهدا و مجروحين دست بزند. برق خيابان قطع شده بود. آمبولانس‌هاي درب و داغان وسط خيابان رها شده بود. تقريبا هيچ جسدي سالم نبود؛ همه له شده بود و با چادرهاي مشكي و سفيد زنان كه خون‌آلود و پاره بود پوشيده شده بود. زمين پر از لنگه كفش و دمپايي، تكه‌هاي پاره لباس، خرده شيشه و قلوه سنگ بود. بوي گاز و باروت فضا را پر كرده بود. كف خيابان پر از خون بود. مجروحين و شهدا را روي هم سوار ماشين‌هايي كه شبيه ماشين‌هاي حمل حيوانات بود مي‌كردند و مي‌بردند. رسيدگي به حال مجروحين عجيب بود. شاهدي ديده بود كه دست يك زائر ايراني از ناحيه مچ تير خورده بود و او در برابر تصميم پزشكان براي قطع دستش مقاومت مي‌كرد. اما پزشكان با كمك مأموران امنيتي دست او را قطع كردند.
 
عربستان تاكيد داشت كه در اين اتفاق هيچ گلوله‌اي از سوي سربازان شليك نشده است و سعي در از بين بردن آثار آن داشت. به همين دليل، اجازه بازديد هيئت‌هاي ديپلماتيك از شهدا تا چندين روز داده نمي‌شد.

بعدها بررسي هاي به عمل آمده توسط اداره تشخيص هويت و پليس بين الملل جهت تشخيص نحوه شهادت زائران مظلوم بيت الله الحرام دال بر استفاده از اسلحه‌هاي مختلف مي‌باشد و بر خلاف ادعاي جنايتكاران سعودي كه منكر استفاده از اسلحه و يا تير اندازي شده اند تعداد زيادي از زائران با تير مستقيم به شهادت رسيده‌اند،نتايج به دست آمده به قرار زير مي‌باشد:

۱- تيراندازي از فواصل مختلف و اكثرا بيش از ۲۰ متر صورت گرفته است.

۲- مسير عبور گلوله اكثرا از بالا به پايين و يا در خط مستقيم بوده است.

۳- با توجه به ضايعات ايجاد شده بر روي پيكر شهداٰ سلاح مورد استفاده از انواع مختلف (كمري، مسلسل و تفنگ جنگي يا شكاري از نوع گلوله زني) بوذه است.

۴- اكثر گلوله‌هاي شليك شده پس از اصابت از بدن شهدا خارج شده است.

۵- در بررسي‌هاي انجام شده بر روي اولين جسدي كه مورد بررسي قرار گرفته يك گلوله (نظير گلوله‌ تفنگ‌هاي جنگي) در ناحيه پشت شهيد متوقف گرديده بوده است كه از اين ناحيه استخراج و تحت بررسي جهت تعيين نوع سلاح قرار گرفته است.
حال پس از ۲۵ سال از آن حادثه دل خراشٰ مشرق اسامي و تصاوير شهداي آن روز را براي اولين بار در فضاي مجازي منتشر مي‌نمايد. باشد كه روح آن زنان و مردان با اربابشان اباعبدالله الحسين(ع) محشور باشد
 
 
شرمنده عكس ها دلخراش بود قرار ندادم
 
 
سه شنبه دوم 8 1391 19:12
خطبه‌ي تاريخي سيدالشهدا(ع) در سرزمين منا؛ ذيحجه سال 60/ يك ماه قبل از عاشورا

خبرنامه دانشجويان ايران: در حالي كه يكماه تا ماه محرم و سالروز قيام تاريخي عاشوراي حسيني باقي است گشتي كوتاه در تاريخ نشان مي‌دهد امام حسين عليه السلام در طول رسيدن به سرزمين كربلا جامعه اسلامي را آماده يك قيام بزرگ كرده اند.

يكي از مهترين اقدامات حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام خطبه اي است كه ايشان در جمع نخبگان مسلمين ايراد كرده اند، بازخواني خطبه سيدالشهدا عليه السلام در سرزمين منا درسي بزرگ و آموزنده براي مسلمانان در طول تاريخ است:

خطبه‏ ي مناي امام حسين (عليه السلام)

زمان: ذي حجه سال ۶۰ هجري

حضّار: بسياري از صحابي پيامبر (صلي الله عليه و آله) و تابعين و صدها تن از آگاهان امت

مخاطب: همه‎ي تاريخ تا قيامت

ترجمه: حسن رحيم پور (با اندكي ويرايش)

منبع: تحف العقول، ص ۲۳۹؛ الغدير، ج۱، ص۳۹۸؛ بحار، ج۹۷، ص۷۹.

بسم الله الرحمن الرحيم


*اي مردم، بزرگان عبرت بگيريد از موعظه­ اي كه خداوند به دوستان خود در قرآن مي‎فرمايد اگر شما خود را اولياي خدا مي‌دانيد، و اگر دين‎داريد و مخاطب قرآن هستيد، پس بي­ تفاوت نمانيد و احساس تكليف كنيد! آيا نديده­ ايد كه خداوند چند بار در قرآن به روحانيون مسيحي و يهودي به شدت حمله فرموده و آنها را توبيخ كرده است كه چرا مردان خدا در جامعه و حكومت بي­ عدالتي و فساد ديدند و سكوت كردند؟ چرا اعتراض و انتقاد نكردند؟ و فرياد نكشيند؟ و نيز فرمود: « نفرين بر كساني از بني اسرائيل كه كافر شدند. آنها كه امر به معروف و نهي از منكر نكردند، و چه بد عمل كردند.»

*خداوند علماي مسيحي، يهودي و روحانيون و آگاهان اديان قبل را نكوهش كرد، زيرا ستمگراني جلوي چشم آنها فساد مي‏ كردند و اينان مي‎ديدند و سكوت مي‎كردند و دم برنمي­ آوردند. خداوند چنين كساني را كافر خوانده و توبيخ كرده كه چرا در برابر بي­ عدالتي و تبعيض و فساد در حكومت و جامعه­ ي اسلامي ساكت هستيد و همه چيز را توجيه و ماستمالي مي‎كنيد و رد مي‎شويد؟ چرا سكوت كرده­ ايد؟ علت آن اين است كه عده­ اي از شما مي‎خواهيد كه سبيلتان را چرب كنند و عده­ اي از شما هم مي‎ترسيد كه سبيلتان را دود بدهند. عده­ اي طمع سفره داريد و سفره­ ي چرب مي‎خواهيد تا بخوريد و مي‎گوييد كه چرا خودمان را به زحمت بيندازيم و با نهي از منكر و انتقاد و اعتراض، ريسك كنيم؟ فعلا كه بساط­مان رو به راه است و عده­ اي از شما نيز مي‎ترسيد.

اما مگر در قرآن نمي‎خوانيد كه فرمود از مردم نترسيد از حاكمان و صاحبان قدرت و ثروت نيز نترسيد؛ از من بترسيد! آيا شما اين آيه را نديده­ ايد؟

آيا سوره­ ي توبه را نخوانده­ ايد كه مي‎گويد زنان و مردان مومن نسبت به يكديگر ولايت اجتماعي دارند و حق دارند در كار يكديگر دخالت بكنند؛ به اين اندازه كه يكديگر را امر به معروف و نهي از منكر كنند. خداوند اين حق و اجازه را داده است كه شما نسبت به يكديگر بي­ تفاوت نباشيد؛ بلكه حساس باشيد. اگر همين يك اصل امر به معروف و نهي از منكر يعني نظارت دائمي و انتقاد و اعتراض و تشويق به خيرات و عدالت و مبارزه در برابر ظلم و بي­ عدالتي و تبعيض اجرا بشود، بقيه­ ي فرائض و تكاليف الهي نيز اجرا مي شود؛ همين يك حكم را شما عمل بكنيد! نترسيد! دنبال دنيا نباشيد! سورچران نباشيد! اما هيهات كه شما اهل همين يك تكليف هم نيستيد.

ولي من هستم. امر به معروف و نهي از منكر، دعوت به اسلام و دين است؛ منتها دعوت زباني تنها نه، صرفا اينكه «اي مردم بياييد و مسلمان شويد!» و «اسلام خوب است» و «به بعضي شبهاتتان پاسخ بدهيم» و تمام! اما نهي از منكر با «رد مظالم و جبران همه­ ي بي­عدالتي­ هايي كه مي‏ شود» شده است؛ و نه صرفاً گفتن اينكه «عدالت خوب است» و «ظلم بد است». يعني در برابر ظلم و ستم‎هايي كه شده، ايستادن و آنها را عقب زدن. جبران بي‏ عدالتي­ها، وظيفه‏ ي عملي شماست. بايد درگير شويد و با ستمگران، چشم در چشم بايستيد و بگوييد: « نه! » بايد انتقاد و اعتراض كنيد و يقه­شان را بگيريد. تقسيم عادلانه بيت المال و اموال عمومي و توزيع عادلانه‎ي ثروت، حكم خداست. گرفتن ماليات از ثروتمندان و هزينه كردن آن به نفع فقرا، ادامه همان تكليف است. شما گروهي هستيد كه به آدم‎هاي خوب مشهوريد و عالمان دين خوانده مي‎شويد؛ به خاطر خداست كه در نزد مردم هيبت داريد و هم بزرگان و هم ضعفا از شما حساب مي‏برند.

*به نام دين است كه از شما حساب مي‎برند و احترام مي­گذارند و شما را بر خودشان ترجيح مي‎دهند؛ در حالي كه هيچ فضيلتي بر آنها نداريد و هيچ خدمتي به اين مردم نكرده­ ايد. و مردم مجاني براي شما احترام قائل­ اند. و شفاعت شما را مي‏پذيرند. شما به نام دين است كه اعتبار و نفوذ كلمه داريد. در خيابان‎ها مثل شاهان نام مي‏ بريد. و با هيبت و كبكبه رفتار مي‏ كنيد. به راستي، چگونه به اين احترام و اعتبار اجتماعي رسيده­ ايد؟ فقط به اين علت كه مردم از شما توقع دارند كه به حق خدا قيام كنيد. اما شما در اغلب موارد از انجام وظيفه و احقاق حق الهي كوتاهي كرده­ ايد و حق رهبران الهي را كوچك شمرده‏ ايد.

*  حق مستضعفان و طبقات محروم جامعه را تضييع كرده­ ايد. شما نسبت به حق ضعفا و محرومين كوتاه آمده­ ايد. اين حقوق را ناديده گرفته­ ايد و سكوت كرده­ ايد اما هر چيز كه فكر مي‏ كرديد حق خودتان است، مطالبه كرديد. شما هرجا حق ضعفا و مستضعفين بود، كوتاه آمديد و گفتيد: «ان شاءالله خدا در آخرت جبران مي‏ كند» اما هر جا منافع خودتان بود، آن را به شدت مطالبه كرديد و محكم ايستاديد. شما نه مالي در راه خدا بذل كرديد و نه جانتان را در راه ارزش‏ها و عدالت به خطر انداختيد و نه حاضر شديد با قوم و خويش­ها و دوستانتان به خاطر خدا و اجراي عدالت و اسلام درگير بشويد.

با همه­ ي اين كوتاهي­ ها از خدا بهشت را هم مي‎خواهيد؟! پس از همه­ ي اين عافيت‎طلبي­ها و دنيا پرستي­ها منتظريد كه در بهشت همسايه­ ي پيامبران او باشيد! در حالي كه من مي‎ترسم خداوند در همين روزها، از شما انتقام بگيرد. خداوند از شما انتقام خواهد گرفت. مقام شما از كرامات خداست؛ دستاورد خودتان نيست. شما مردان الهي و مجاهدان و عدالت­ خواهان را اكرام و احترام نمي‏ كنيد و تكليف‏ شناسان را قدر نمي‏ نهيد. حال آنكه به نام خدا در ميان مردم محترميد. مي‏ بينيد كه پيمان‏هاي خدا در اين جامعه نقض مي‏ شود و آرام نشسته­ ايد و فرياد نمي‏ زنيد؛ اما همين كه به يكي از ميثاق‏هاي پدرانتان بي­ حرمتي شود، داد و بيداد به راه مي‏ اندازيد. ميثاق خدا و پيامبر خدا زير پا گذاشته شده، شما آراميد، سكوت كرده و آن را توجيه مي‏ كنيد. حال، «ميثاق پيامبر» در اين جامعه تحقير شده است؛ لال ها، زمين‎گيران، كوران، فقرا و بي‎چاره­ ها در سرزمين‎هاي اسلامي بر روي زمين رها شده­ اند و بي­ پناهند و كسي به اينها رحم نمي‏ كند. شما به اين وظيفه­ ي ديني و الهي­تان عمل نمي‎كنيد و كسي مثل من هم كه مي‎خواهد عمل كند، كمكش نمي‏ كنيد. ميثاق خدا اين است كه بيچاره­ ها و زمين‎گيرها نبايد در شهرها گرسنه بمانند و كسي به دادشان نرسد. اين ميثاق خداست و شما خيانت كرده­ ايد. شما مدام به دنبال ماست مالي و مسامحه؛ يعني سازش با حاكميت هستيد تا خودتان امنيت داشته باشيد، ولي امنيت و حقوق مردم برايتان مهم نيست. فقط امنيت و منافع خودتان برايتان مهم است. همه­ ي اينها محرّمات الهي بود كه مي­بايست ترك مي‌‎كرديد و نكرديد.

… و انتم اعظم الناس مصيبه لما غلبتم عليه من منازل العلما لو كنتم تشعرون .ذلك بان مجاري الامور والاحكام علي ايدي العلماء بالله الامنا علي حلاله و حرامه فانتم المسلوبون تلك المنزله و ما سلبتم ذلك الا بتفرقكم عن الحق واختلافكم في السنه بعد البينه الواضحه . و لو صبرتم علي الاذي و تحملتم الموونه في ذات الله كانت امورالله عليكم ترد و عنكم تصدر و اليكم ترجع و لكنكم مكنتم الظلمه من منزلتكم واستسلمتم امورالله في ايديهم يعملون بالشبهات و يسيرون في الشهوات… فالله الحاكم فيما فيه تنازعنا والقاضي بحكمه فيما شجر بيننا.

* شما مي­بايست اين ستمگران و فاسدان را نهي از منكر مي كرديد و نكرديد، و مصيبتتان از همه بالاتر است. چون عالم به دين و اصحاب پيامبر بوديد و چشم مردم به شما بود و شما را نماينده­ ي اسلام مي دانستند. مجراي حكومت و مديريت و رهبري جامعه بايد به دست علماي الهي باشد كه امين بر حلال و حرام خداوند هستند، اما شما كاري كرديد كه اين مقام را از علما گرفتند و موفق شدند حكومت را منحرف كنند، زيرا شما زير پرچم حق متحد نشديد و پراكنده و متفرق شديد و در سنت الهي اختلاف كرديد با اين كه همه چيز روشن بود. اگر حاضر بوديد زير بار شكنجه و توهين، مخالفت كنيد و در راه خدا رنج ببريد، حكومت در دست صالحان بود، اما شما در برابر بي­ عدالتي و ستمگران، تمكين و امور الهي و حكومت را به اينان تسليم كرديد، حال آنكه آنان به شبهات عمل مي­كنند و طبق شهوات خود حكومت مي­كنند و دين را از حكومت تفكيك كردند. فرار شما از مرگ، اينان را بر جامعه مسلط كردند، شما به زندگي دنيايي چسبيده­ ايد و حاضر نيستيد از آن جدا شويد. اما بدانيد كه هر كس در راه خدا كشته نشود، عاقبت مي­ميرد. آيا گمان مي­كنيد اگر شهيد نشويد تا ابد زنده مي­ مانيد؟ اما اگر شهيد نشويد، مدتي بعد با ذلت مي­ ميريد. شما از دنيا دست بر نمي­داريد، اما دنيا از شما دست برمي­دارد. پس اي علماي الهي، تا دير نشده جانتان را در خطر بياندازيد و از حيثيتتان در راه دين و ارزشها مايه بگذاريد و فداكاري كنيد! شما اين ضعفا و مستضعفين و فقرا و محرومين را دست‎بسته تحويل دستگاه ظالم داده­ ايد. گروه‎ هايي از مردم، برده­ ي اينان شده­ اند و مثل برده­ هاي مقهور و شكست خورده، زير دست و پاي آنان له مي‎شوند. عده­ اي نان شب‎شان را نمي­توانند تهيه كنند. در هر شهري عده­ اي را گماشته­ اند كه افكار عمومي را بسازند و به مردم دروغ بگويند. مردم نمي‎توانند دستي را كه به سمتشان ميآيد تا به آنها زور بگويد، عقب بزنند و از خود دفاع كنند. شما همه­ ي اين صحنه­ ها را مي‎ديديد و كاري نمي‎كرديد. اينان عده­ اي ستمگر و صاحبان قدرت­ اند كه عليه ضعفا و محرومين، بسيار خشن عمل مي­ كنند و به روش غير اسلامي حكومت مي­ كنند و متاسفانه بي‎چون و چرا هم اطاعت مي­ شوند. در حالي كه نه خدا را مي­ شناسند و نه آخرت را قبول دارند. تعجب مي­كنم از شما كه اين زمين زير پاي ظالمان صاف و پهن است، عده­ اي باج‎بگير، حكم مي‎رانند، و كارگزاران حكومت هم بويي از عاطفه و انسانيت و مهرباني نبرده‎اند و شما هم باز ساكتيد.

اللهم انك تعلم انه لم يكن ما كان منا تنافسا في سلطان و لا التماسا من فضول الحطام و لكن لنري المعالم من دينك و نظهر الاصلاح في بلادك ويامن المظلومون من عبادك و يعمل بفرائضك و سننك و احكامك . فان لم تنصرونا و تنصفونا قوي الظلمه عليكم و عملوا في اطفاء نور نبيكم . و حسبناالله و عليه توكلنا و اليه انبنا و اليه المصير

*خدايا تو مي­داني كه قيام ما له­له زدن براي رسيدن به سلطنت، تنافس در قدرت و گدايي دنيا و شهرت نيست، بلكه تنها براي برپاكردن نشانه­ هاي دين تو قيام كرديم. (علامت‏هاي راهنمايي و تابلوهاي راه را انداخته­ اند و من مي‎خواهم دوباره اين تابلوها را برپاكنم.) قيام براي اين است كه مردم گيج و گمراه شده­ اند و بايد آگاه شوند و بايد خونمان را به صورت اين خواب‎زده‏ ها بپاشيم تا بيدار شوند…

جمعه بیست و هشتم 7 1391 23:30

بر حيدر(ع) و روح پر فتوحش صلوات
بر فاطمه (س) و تخت جلوسش صلوات
امشب شب ازدواج زهرا (س) و علي (ع) است
بر چهره داماد و عروسش صلوات
اللّهم صلّ علي محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

افسران - هر كي دلش با اين جشن آسمانيه بسم الله

چهارشنبه بیست و ششم 7 1391 22:16

1-ازدواج حضرت علي با حضرت زهرا (عليهما السلام) * عزل ابوبكر از تبليغ سوره‌ي برائت ونصب علي (عليه السلام) از جانب پروردگار * آغاز نامه نويسي در صفين[1] * گرفتن شريعه از معاويه، توسط مالك اشتر در صفين[2] * تولد ابن أبي حديد * ولادت حضرت ابراهيم * شروع دهه‌ي آخر وعده‌ي موسي وخواندن نماز مستحبي ماه ذي الحجه * انتخاب حضرت ابراهيم به عنوان خليل الله * ابتداي ايام معلومات (سوره حج28) [3] *

2      رفع عذاب از قوم حضرت يونس

3      قبول توبه‌ي حضرت آدم * ورود پيامبر (صلي الله عليه وأله وسلم) به مكه براي حجه الوداع * شهادت مسلم بن عقيل * عزل ابوبكر از تبليغ سوره‌ي برائت ونصب علي (عليه السلام) از جانب پروردگار

4      غلبه‌ي حضرت موسي بر ساحران وايمان آوردن ساحران (يوم الزينه)

5      جنگ سويق

6      ظهور امام علي (عليه السلام) * زفاف اميرالمؤمنين وفاطمه (عليهما السلام) * هلاكت منصور دوانيقي

7      غيبت امام باقر (عليه السلام) * انتقال امام كاظم (عليه السلام) به زندان بصره * غلبه‌ي موسى بر ساحران وايمان آوردن ساحران (يوم الزينه)

8      دعوت عمومي مسلم * شهادت حضرت مسلم و هاني * توطئه‌ي ترور امام حسين (عليه السلام) در مكه وحركت ايشان به سوي كربلا * يوم الترويه

9      عرفه * بستن درب منازل به مسجد النبي (صلي الله عليه وأله وسلم) غير از خانه علي (عليه السلام) * گلستان شدن آتش بر إبراهيم * اعلام وصايت حضرت يوشع براي حضرت موسي و حضرت شمعون براي حضرت عيسى و حضرت آصف براي حضرت سليمان * شهادت حضرت مسلم وهاني * فوت يحيى حلي (مصنف: جامع الشرائع) * ولادت حضرت ابراهيم وعيسى * قبول توبه‌ي حضرت آدم * معراج پيامبر (صلي الله عليه وأله وسلم) * اظهار معرفت علي (عليه السلام) نسبت به توحيد و نبوت و تلاوت كتب آسماني گذشتگان و قرآن قبل از نزول

10    ظهور امام علي (عليه السلام) * عيد قربان * شهادت عبد الله محض وجمعي از آل حسن * فوت شيخ طبرسي (مصنف: تفسير مجمع البيان) * اتمام چهل روز وعده‌ي خدا با حضرت موسي* آخر ايام معلومات (سوره حج 28) [4]

11    ظهور امام رضا (عليه السلام) * روز نوشتن دعاي صباح * افشاي سر ولايت توسط عايشه * اولين روز ايام تشريق

12    هلاكت سفاح * سنت شدن شاهد گرفتن در معاملات وعقود

13    معجزه‌ي شق القمر * فوت سيد أحمد أردبيلي (مرجع تقليد شيعيان در اردبيل) و آغا بزرگ طهراني * اتمام ايام تشريق

14    هديه‌ي فدك به حضرت فاطمه (عليها السلام) * ورود قرامطه به مكه وقتل وغارت * فوت أبي فرج إصفهاني (مصنف: الأغاني)

15    ظهور امام هادي (عليه السلام) *شدت محاصره‌ي عثمان

16    ابتىاي بيماري حضرت ابراهيم (عليه السلام) * تولد ابراهيم بن رسول الله (صلي الله عليه وأله وسلم) * وفات سلطان حسين ميرزا ي بايقرا (شيعه بوده است)

17    رسيدن اهل مصر براي هلاكت عثمان * وفات علي كركي (در سال 940 فوت كرده كه به ابجد ميشود (مقتداي شيعه) )

18    عيد غدير (روز عهد معهود وميثاق مأخوذ و جمع مسئول) * هلاكت عثمان * فوت نصير الدين طوسي ومحقق كركي * بيعت مردم با حضرت علي (عليه السلام) در غدير و بعد از عثمان * پيروزي حضرت موسي بر ساحران وايمان آوردن ساحران * اعلام وصايت حضرت يوشع براي حضرت موسي و حضرت شمعون براي حضرت عيسى و حضرت آصف براي حضرت سليمان * اجراي عقد اخوت بين مسلمانان وپيامبر وعلي (عليهما السلام)

19    زفاف امام علي وحضرت زهرا (عليهما السلام) * فوت شيخ أحمد كاشف الغطاء (مرجع شيعيان بعد از آخوند خراساني)

20    خروج ابراهيم بن مالك اشتر براي جنگ با ابن زياد * فوت آخوند خراساني

21    شروع سه روز روزه‌ي حضرت علي وفاطمه وحسنين (عليهم السلام) * قبول توبه‌ي حضرت داود * يوم البساط * روز بخشش خاتم توسط امير المؤمنين (عليه السلام) ونزول آيه‌ي ولايت

22    شهادت حضرت ميثم * روز بخشش خاتم توسط امير المؤمنين (عليه السلام) ونزول آيه‌ي ولايت * شروع سه روز روزه‌ي حضرت علي وفاطمه وحسنين (عليهم السلام) و ايثار افطار به مسكين و يتيم و اسير

23    فوت شيخ عباس قمي (مصنف: مفاتيح الجنان)

24    مباهله * روز بخشش خاتم توسط امير المؤمنين (عليه السلام) ونزول آيه‌ي ولايت * نزول سوره‌ي انسان * ليله المبيت * يوم البساط

25    شروع سه روز روزه‌ي حضرت علي وفاطمه وحسنين (عليهم السلام) و ايثار افطار به مسكين و يتيم و اسير * نزول سوره‌ي انسان * اولين نماز جمعه‌ي امير المؤمنين (عليه السلام)

26    هلاكت عمر بن خطاب * فوت سكاكي

27    هلاكت عمر ومروان (آخرين خليفه اموي) * وفات علي بن جعفر * ظهور امام عسكري (عليه السلام) *

28    نزول سوره‌ي انسان  * واقعه‌ي حره * (حمله به مدينه بعد از واقعه‌ي كربلا به دستور يزيد)

29    هلاكت پدر ابوبكر و هند جگر خوار و عمر والمقتفي بالله

30    هلاكت عايشه به دست معاويه * فوت نضر نحوي (از همراهان خليل فراهيدي در اعراب گذاري قرآن) وابن اثير (مصنف: جامع الاصول)

اتفاقات ماه ذي حجة: نامه‌ي پيامبر (صلي الله عليه وأله وسلم) به پادشاهان جهان * رحلت حضرت ابوذر * هلاكت ابو موسي اشعري * وفات جناب زراره * عقد وازدواج حضرت علي وفاطمه (عليهما السلام)



([1]) وقايع الشهور آيةالله بيرجندي نقل تقويم الواعظين ص194

([2]) وقايع الشهور آيةالله بيرجندي نقل تقويم الواعظين ص194

([3]) سوره حج آيه 28 ؛ به قول شيخ كفعمي در مصباح ص681

([4]) سوره حج آيه 28 ؛ به قول شيخ كفعمي در مصباح ص6

دسته ها : ذي الحجه
چهارشنبه بیست و ششم 7 1391 17:4
X