معرفی وبلاگ
فعالییت سازمان زنان انقلاب اسلامی در پی انسجام و هماهنگی و شناسایی زنان فعال منطقه بسته به مهارت و توانمندیی انها در جهت رفع نیازمندرهای زنان ان منطقه . خواهرم بسته به نیاز فکری و روحی و مادی خود با ما هم سخن شو بهترین خوبی ها نزد زنان است امام صادق(ع) باهم شویم ،یکی شویم درمانی برای دردی شویم ............ آن لحظه اي كه زن در خانه خود مي ماند و (به امورزندگي و تربيت فرزند مي پردازد)به خدا نزديكتر است.حضرت زهرا (س)
صفحه ها
دسته
لينك سازمان زنان انقلاب
لينك عاشقان امام نقي
مرگ بر شاهين نجفي(مرتد)
جانم فداي غربتت يا امام نقي (ع)
امام من مهدي
فرهنگ الهي
گل نرگس
اس ام اس جديد
شعرهاي داريوش دوسراني
صهيون ستيزي
شيعه
مجله فيروز جاه
منتظران ظهور
ديار عشق
خدا
بهترين دوست فقط خدا
تنها عشق من خداست
شوق شهادت
سايه
سايه طلبه جوان
سايت شخصي سيد محمد انجوي نژاد
مدرسه علميه الزهرا(س) نصر تهران
☫عشق=خامنه اي☫
خانم دكتر نگار
در طلب معرفت...
گوهركمال ، حجاب برتر
ولايت عشق
غريب تر از غريب الغربا ... امام نقي (ع
غريب سامرا
بسم رب الهادي(ع)
شيدايي رهبر
وبلاگ شهيد همت
ماه نقره اي (بسم رب الشهدا)
مقتدر مظلوم
ولايت سيد علي
حامي رهبر
بسيجي بي ادعا
پايگاه اطلاع رساني استقامت
انفجار نور
ائمه اطها رو شهدا
فيض بوك
هادي نت
شهيدان زنده اند
دانلود جديد ترين مداحي
بهشت (محفل بسيجيان و رهروان شهدا
دينيست(اولين سايت اطلاع رساني ويژه مداحان)
سايت جامع مداحي
نور اسمان
سايت رسمي مداحان اهل بيت
ماه حرم ( روضه العباس)
جام تهي
ما مي توانيم
حمايت از اقتصاد و كار توليد ملي
منتظران مهدي
اخبار پيام نور
ره به ري
لینک دوستان
سايت مراجع تقليد
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1488248
تعداد نوشته ها : 3305
تعداد نظرات : 487
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

 

نوح پيامبر، مقبره على (ع ) را مى سازد

در احاديث معتبره از حضرت صادق (ع ) منقول است كه زمانى كه حضرت نوح (ع ) به كشتى نشست ، كشتى آمد تا به خانه كعبه و هفت شوط بر دور خانه طواف كرد، پس حق تعالى وحى نمود به او كه از كشتى به زير رو و جسد مبارك آدم (ع ) را بيرون آور و داخل كشتى كن ، پس ‍ نوح به زير آمد، آب تا زانوى او بود، تابوتى كه جسد آدم در آن بود بيرون آورد به كشتى برد، چون كشتى به مسجد كوفه رسيد در آنجا قرار گرفت ، حضرت نوح به امر الهى جسد آدم (ع ) را در نجف دفن كرد و در پيش ‍ روى حضرت آدم قبرى براى خود ساخت ، و صندوقى براى حضرت اميرالمؤ منين (ع ) تراشيد و براى دفن آن حضرت در پيش سينه خود قرار داد.(456)

يکشنبه بیست و دوم 5 1391 3:3


(رجال صدقوا) كيانند؟

در يكى از روزها كه حضرت على (ع ) بر بالاى منبر كوفه بود، يكى از حاضران پرسيد آيه (رجال صدقوا...) درباره چه كسانى و در فضيلت كدام يك از مسلمانان نازل شده است ؟
حضرت على (ع ) در پاسخ او، فرمود: اين آيه در شاءن من و عمويم (حمزه ) و پسر عمويم (عبيدة بن حارث بن عبدالمطلب ) نازل شده است ، (عبيدة ) و (حمزه ) به ترتيب در جنگ بدر و احد به شهادت نايل آمدند و به حضور حق تعالى رسيدند و من كه اكنون باقى هستم در انتظار آن هنگامى مى باشم كه بدبخت ترين مردم از جاى برخيزد و محاسن مرا به خون سرم رنگين كند! و اضافه كرد: اين پيش آمد موافق با پيمانى است كه حبيب بن من ، ابوالقاسم (ص ) آن را از من تعهد گرفته است .(333)


333-فضايل پنج (ع ) ج 1 ص 469
يکشنبه بیست و دوم 5 1391 3:1
خطبه امام حسن (ع ) در مسجد


زمانى كه اميرالمؤ منين (ع ) از دنيا رفت ، امام حسن (ع ) بر منبر رفت و خطبه اى در نهايت فصاحت و بلاغت ادا نمود و فرمود: از ميان شما مفارقت كرده است مردى كه سبقت نگرفته اند بر او در كمالات پيشينيان .(466)
به روايت ديگر: فرمود: ايها الناس در اين شب قرآن نازل شد، در اين شب عيسى به آسمان بالا رفت ، در اين شب يوشع بن نون شهيد شد، در اين شب پدرم اميرالمؤ منين (ع ) شهيد شد، به خدا سوگند كه سبقت نخواهد گرفت بر او به سوى بهشت احدى از اوصياء كه پيش از او بوده اند و بعد از او خواهند بود، به درستى كه حضرت رسالت (ص ) چون او را به جنگى مى فرستاد، علم خود را به دست او مى داد، جبرييل از جانب راست او مى رفت و ميكاييل از جانب چپ او، بر نمى گشت تا حق تعالى فتح را بر دست او جارى مى كرد، طلا و نقره به ميراث نگذاشته است مگر هفتصد درهم كه از عطاهاى او زياده آمده بود، مى خواست كنيزى از براى اهل خود بخرد.(467)
به روايت ديگر: از براى ام كلثوم بخرد، به درستى كه در مصيبت او اهل مشرق و مغرب صاحب تعزيه اند، از خدا مى طلبند مزد صبر خود را، پس ‍ گريه بر آن حضرت غالب شد، و نتواست سخن بگويد، اهل مسجد خروش بر آوردند، پس فرمود: هر كه مرا شناسد شناسد، و هر كه نشناسد منم حسن پسر محمد مصطفى (صلى الله عليه و آله و سلم )، منم پسر بشير، منم پسر نذير، منم پسر داعى به سوى خدا، منم پسر سراج منير، منم پسر آن كسى كه حق تعالى او را براى رحمت عالميان فرستاد، منم از اهل بيتى كه حق تعالى رجس را از ايشان دفع كرده و از گناهان پاك كرده است ايشان را پاك كردنى ، منم از اهل بيتى كه جبرييل بر ايشان نازل مى شد، منم از اهل بيتى كه حق تعالى مودت و ولايت ايشان را واجب گردانيده است چنان چه فرموده : قل لا اءساءلكم عليه اجرا الا المودة فى القربى و من يقترف حسنه نزد له فيها حسنا (468) اين حسنه مودت ما اهل بيت است .(469)
پس فرمود كه : خبر داد مرا جدم رسول خدا كه بعد از او دوازده امام از اهل بيت و برگزيدگان او خواهند بود كه همه شهيد خواهند شد به شمشير يا به زهر، پس آن حضرت از منبر فرود آمد، مردم با او بيعت نمودند و وفا به بيعت خود نكردند.(470)



466-امالى شيخ طوسى ، 270.
467-امالى شيخ صدوق ، 262.
468-شوراى /23
469-امالى شيخ طوسى ، 270
470-3.تاريخ چهارده معصوم ، ص 371 - 370.



يکشنبه بیست و دوم 5 1391 2:58
خون گريستن جمادات در قتل على (ع )

ابن شهاب زهرى مى گويد: در زمان عبدالملك بن مروان در هنگامى كه نيت جنگ داشتم در بين راه وارد دمشق شدم تا بر او سلام كنم .
عبدالملك را در قبه اى نزديكى قائم يافتم كه در روى فرشى گسترده و در زير او دو قاليچه بود. من بر او سلام كردم و پس از آن در نزد او نشستم .
گفت : اى پسر شهاب ! چاشتگاه روزى كه على بن ابى طالب (ع ) كشته شد، آيا مى دانى كه در بيت المقدس چه اتفاق افتاده بود؟ گفتم : آرى ! گفت : برخيز با من بيا!
من برخاستم و از پشت مردم مى رفتم تا اينكه به پشت قبه رسيدم ، عبدالملك در حالى كه از روى مهر و عطوفت ، صورت خود را به طرف من نموده بود، گفت : بگو ببينم چه واقعه اى حادث شده بود؟ من گفتم : هيچ سنگى را از زمين بيت المقدس بر نمى داشتند مگر آن كه در زير آن خون بود.
او به من گفت : از افرادى كه از اين واقعه خبر دارند غير از من و تو كسى باقى نمانده است ؛ ديگر از اين پس نبايد كسى اين قضيه را از تو بشنود.
من نيز اين داستان راتا وقتى كه عبدالملك زنده بود براى كسى نقل نكردم .(464)




464-مستدرك حاكم ، ج 3 ص 113







۴۰۰ داستان از مصايب امام على عليه السلام
يکشنبه بیست و دوم 5 1391 2:57


از حضرت امام باقر (عليه السلام) نقل شده كه وقتي از حضرتش پرسيدند: آيا شما ميدانيد كه ليلة القدر كدام شب است؟ حضرت فرمودند: چگونه ندانيم، و حال آن كه در شب قدر فرشتگان بر گرد ما طواف مي كنند.

خداوند متعال در چهارمين آيه سوره مباركه قدر مي فرمايد: تنزّل الملائكة و الرّوح فيها بإذن ربهّم من كلّ أمرٍ. فرشتگان و روح، در آن شب به دستور پروردگارشان با هر فرماني (براي تقدير هركاري) فرود آيند.

فعل مضارع «تنّزل» دلالت بر تكرار و بقاء «ليلةالقدر» دارد، و در آيات سوم و چهارم سوره دخان نيز:

فيها يفرَق كلّ أمرٍ حكيم.1 در آن شب، هر فرماني، برحسب حكمت صادر ميشود.

دلالت بر تجدد و دوام دارد. زيرا هيأت نحوي باب «تفعّل» اگر دلالت بر پذيرش يا تكلف يا هر دو مينمايد. ظاهر اين فعلها، خبر از تفريق و تنزل امر در ليلةالقدرهاي آينده مي دهد.

اين امر كه در زمان رسول خدا (صلي الله عليه و آله) به آن حضرت نازل مي شده است، در هر شب قدر، بايد بر كسي نازل و تبيين و تحكيم يا كشف شود كه به افق نبوت نزديك و پيوسته باشد.

قبول اصل وصايت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) و امامت، ناشي از اين معني و مبتني بر همين اساس است.

هنگامي كه كسي قرآن را به عنوان كلام خدا پذيرفت به اين معني كه همه سورهها و آيات آن را پذيرفته است و يك مسلمان واقعي هم كسي است كه تسليم همه آيات قرآن باشد، پس هر مسلماني الزاماً بايد سوره قدر، و از آن سوره شب قدر، و استمرار آن را تا قيامت بپذيرد و لازمه پذيرفتن آن، آيه (تنزّل الملائكة...) كه هر فرد با ايماني ناگزير از قبول آن است، اين است كه بپذيرد كه در شب قدر فرشتهها و روح از جانب پروردگار با هر امري فرود ميآيند و اين امر يك متولي و ولي ميخواهد كه متولي و ولي آن امر باشد. اينكه خداوند در آيات سوم و چهارم سوره دخان مي فرمايد:

در آن شب هر فرماني، برحسب حكمت صادر مي شود؛ فرماني از جانب ما، و ما همواره فرستنده آن بودهايم.

دلالت بر تكرار و تجديد فرق و ارسال در آن شب دارد و به اين معنا كه آن شب، فرشتگان و روح، در هر سال، دائماً نازل ميشوند؛ پس بايد به طور مدام شخصي به عنوان «ولي» اين امر باشد كه به سوي او نازل و ارسال گردند كه او همان ولي جهان و جهانيان خواهد بود؛ و هم اوست كه اطاعتش بر همگان واجب است.

به همين سبب، هر كس ادعا كرد كه من ولي امر هستم، بايد ثابت كند كه اين امر توسط فرشتگان و رو ح بر او نازل شده و ميشوند، و چون هيچ كس جز پيامبر و اوصياء معصومينش (عليهم السلام) نميتوانند مدعي اين امر باشند و اساساً هم نيستند، بايد از اوصياء و پيامبر همواره كسي باشد كه در شب قدر توسط روح و فرشتگان از جانب يزدان هر امري بر او نازل شود.

آيه مورد بحث، يكي از مستدلترين آيات قرآن كريم بر ضرورت وجود هميشگي يك ولي امر از جانب خداست كه امين بر حفظ و اجزاء و اداء امرالهي باشد، و آن همان امام معصوم (عليه السلام) است.

و هر كس نزول پيوسته فرشتگان و روح را در شب قدر بپذيرد كه اگر به قرآن ايمان دارد بايد بپذيرد، ناگزير بايد ولي امر را هم بپذيرد وگرنه كافر به بعضي از آيات قرآن خواهد بود، كه در آن صورت چنين كسي بنابر بيان خود قرآن كريم كافر واقعي است.

چنان كه خداوند در آيات 150 و 151 سوره نساء ميفرمايد: إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَيقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً أُوْلَـئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا . كساني كه به خدا و پيامبران خدا كافر شدهاند و ميخواهند بين خدا و رسولانش جدايي اندازند و ميگويند به برخي ايمان ميآوريم و به بعضي كافر ميشويم و ميخواهند در اين ميان(بينابين) اتخاذ كنند، اينان حقا كافرند و ما براي كفركيشان عذاب خواركنندهاي مهيا كردهايم.

و ميبينيد كه خداوند، كساني را كه پارهاي از آيات خدا را بپذيرند و برخي را نپذيرند، كافر حقيقي ميداند.
بنابراين مؤمن حقيقي كسي است كه هم استمرار ليلةالقدر را تا قيامت پذيرا باشد و هم وجود حجت زمان و ولي امر، و امام معصومي كه امر الهي را دريافت ميكند و امين بر آن در جهت پاسداري، به كار بستن و اداء باشد، قبول كند؛ يعني همان بزرگواري كه در زمان وجود مقدس بقيةالله الاعظم حضرت مهدي(عج) ميباشد و به همين سبب پيامبر خاتم(صلي الله عليه و آله) بنابر آنچه شيعه و سني از آن حضرت نقل كردهاند، فرمودند: من أنكر المهدي فقد كفر.2 كسي كه وجود مهدي را انكار كند، رهسپار ديار كفر شده است.
و در كتب شيعه، از اين قبيل احاديث فراوان است، و از آن جمله، از امام صادق(عليه السلام) و آن حضرت از پدر ارجمندشان و از آن طريق از جد عاليقدرشان و از پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) نقل شده كه فرمودهاند:

القائم من ولدي اسمه إسمي و كنيته كنيتي و شمائله شمائلي و سنّته سنتي يقيم النّاس علي ملتّي و شريعتي و يدعوهم إلي كتاب الله عزّوجلّ، من أطاعه أطاعني و من عصاه عصاني، و من أنكره في غيبته فقد أنكرني، و من كذبه فقد كذّبني، و من صدّقه فقد صدّقني، إلي الله اشكو المكذّبين لى فى أمره، و الجاهدين لقولي و المضلّين لأمتّي عن طريقته و سيعلم الذين ظلموا ايّ منقلبٍ ينقلبون.3

قائم از فرزندان من است اسم او اسم من «محمد» و كنيه او، كنيه من «ابوالقاسم» و سيماي او سيماي من و سنت او سنت من است، دين و آيين و ملت و شريعت مرا در بين مردم برپا ميدارد و آنان را به كتاب خداي عزوجل فراميخواند. كسي كه او را طاعت كند، مرا پيروي كرده و كسي كه او را نافرماني كند، مرا نافرماني كرده است و كسي كه او را در دوران غيبتش انكار كند، تحقيقاً مرا انكار كرده و كسي كه او را تكذيب كند هر آينه مرا تكذيب كرده و كسي كه او را تصديق كند، هر آينه مرا تصديق كرده است. از آنها كه مرا درباره او تكذيب كرده و گفتار مرا در شأن او انكار ميكنند و امت مرا از راه او گمراه ميسازند، به خدا شكايت ميبرم. به زودي آنها كه ستم كردند و ميدانند كه بازگشتشان به كجا است و سرنوشتشان چگونه است (و چگونه در دگرگونيها مجازات ستمگريهاي خود را در دنيا و آخرت خواهند ديد).

در اين حديث شريف انكار و تكذيب امام عصر، اروحنا فداه، انكار و تكذيب پيامبر به حساب آمده است، و در نتيجه همه پيامبران را انكار كرده، كه همان رهسپاري به وادي كفر خواهد بود.

علي بن ابراهيم قمي در تفسيري درباره نزول فرشتگان و روح، در شب قدر ميگويد:

فرشتگان و روح القدس، در شب قدر، بر امام زمان (عليه السلام) نازل مي شوند و آنچه را از مقدرات سالانه بشر، نوشته اند، به او تقديم مي دارند.

و همين محدث مورد وثوق از حضرت امام باقر(عليه السلام) نقل كرده، كه وقتي از حضرتش پرسيدند: آيا شما ميدانيد كه ليلة القدر كدام شب است؟ حضرت فرمودند:

چگونه ندانيم، و حال آن كه در شب قدر فرشتگان برگرد ما طواف ميكنند.4

حضرت امام سجاد(عليه السلام)، در اين باره، ميفرمايند: همانا سال به سال در شب قدر تفسير و بيان كارها، بر ولي امر (امام زمان(عليه السلام)) فرود مي آيد.


رابطه شب قدر با حجت زمان و امام عصر (عج)
شب قدر ، قدر شب مقدرات

از حضرت امام باقر (عليه السلام) نقل شده كه وقتي از حضرتش پرسيدند: آيا شما ميدانيد كه ليلة القدر كدام شب است؟ حضرت فرمودند: چگونه ندانيم، و حال آن كه در شب قدر فرشتگان بر گرد ما طواف مي كنند.

خداوند متعال در چهارمين آيه سوره مباركه قدر مي فرمايد: تنزّل الملائكة و الرّوح فيها بإذن ربهّم من كلّ أمرٍ. فرشتگان و روح، در آن شب به دستور پروردگارشان با هر فرماني (براي تقدير هركاري) فرود آيند.

فعل مضارع «تنّزل» دلالت بر تكرار و بقاء «ليلةالقدر» دارد، و در آيات سوم و چهارم سوره دخان نيز:

فيها يفرَق كلّ أمرٍ حكيم.1 در آن شب، هر فرماني، برحسب حكمت صادر ميشود.

دلالت بر تجدد و دوام دارد. زيرا هيأت نحوي باب «تفعّل» اگر دلالت بر پذيرش يا تكلف يا هر دو مينمايد. ظاهر اين فعلها، خبر از تفريق و تنزل امر در ليلةالقدرهاي آينده مي دهد.

اين امر كه در زمان رسول خدا (صلي الله عليه و آله) به آن حضرت نازل مي شده است، در هر شب قدر، بايد بر كسي نازل و تبيين و تحكيم يا كشف شود كه به افق نبوت نزديك و پيوسته باشد.

قبول اصل وصايت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) و امامت، ناشي از اين معني و مبتني بر همين اساس است.

هنگامي كه كسي قرآن را به عنوان كلام خدا پذيرفت به اين معني كه همه سورهها و آيات آن را پذيرفته است و يك مسلمان واقعي هم كسي است كه تسليم همه آيات قرآن باشد، پس هر مسلماني الزاماً بايد سوره قدر، و از آن سوره شب قدر، و استمرار آن را تا قيامت بپذيرد و لازمه پذيرفتن آن، آيه (تنزّل الملائكة...) كه هر فرد با ايماني ناگزير از قبول آن است، اين است كه بپذيرد كه در شب قدر فرشتهها و روح از جانب پروردگار با هر امري فرود ميآيند و اين امر يك متولي و ولي ميخواهد كه متولي و ولي آن امر باشد. اينكه خداوند در آيات سوم و چهارم سوره دخان مي فرمايد:

در آن شب هر فرماني، برحسب حكمت صادر مي شود؛ فرماني از جانب ما، و ما همواره فرستنده آن بودهايم.

دلالت بر تكرار و تجديد فرق و ارسال در آن شب دارد و به اين معنا كه آن شب، فرشتگان و روح، در هر سال، دائماً نازل ميشوند؛ پس بايد به طور مدام شخصي به عنوان «ولي» اين امر باشد كه به سوي او نازل و ارسال گردند كه او همان ولي جهان و جهانيان خواهد بود؛ و هم اوست كه اطاعتش بر همگان واجب است.

به همين سبب، هر كس ادعا كرد كه من ولي امر هستم، بايد ثابت كند كه اين امر توسط فرشتگان و رو ح بر او نازل شده و ميشوند، و چون هيچ كس جز پيامبر و اوصياء معصومينش (عليهم السلام) نميتوانند مدعي اين امر باشند و اساساً هم نيستند، بايد از اوصياء و پيامبر همواره كسي باشد كه در شب قدر توسط روح و فرشتگان از جانب يزدان هر امري بر او نازل شود.

آيه مورد بحث، يكي از مستدلترين آيات قرآن كريم بر ضرورت وجود هميشگي يك ولي امر از جانب خداست كه امين بر حفظ و اجزاء و اداء امرالهي باشد، و آن همان امام معصوم (عليه السلام) است.

و هر كس نزول پيوسته فرشتگان و روح را در شب قدر بپذيرد كه اگر به قرآن ايمان دارد بايد بپذيرد، ناگزير بايد ولي امر را هم بپذيرد وگرنه كافر به بعضي از آيات قرآن خواهد بود، كه در آن صورت چنين كسي بنابر بيان خود قرآن كريم كافر واقعي است.

چنان كه خداوند در آيات 150 و 151 سوره نساء ميفرمايد: إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَن يُفَرِّقُواْ بَيْنَ اللّهِ وَرُسُلِهِ وَيقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَن يَتَّخِذُواْ بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلاً أُوْلَـئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُّهِينًا . كساني كه به خدا و پيامبران خدا كافر شدهاند و ميخواهند بين خدا و رسولانش جدايي اندازند و ميگويند به برخي ايمان ميآوريم و به بعضي كافر ميشويم و ميخواهند در اين ميان(بينابين) اتخاذ كنند، اينان حقا كافرند و ما براي كفركيشان عذاب خواركنندهاي مهيا كردهايم.

و ميبينيد كه خداوند، كساني را كه پارهاي از آيات خدا را بپذيرند و برخي را نپذيرند، كافر حقيقي ميداند.

علي بن ابراهيم قمي در تفسيري درباره نزول فرشتگان و روح، در شب قدر مي گويد: فرشتگان و روح القدس، در شب قدر، بر امام زمان (عليه السلام) نازل مي شوند و آنچه را از مقدرات سالانه بشر، نوشته اند، به او تقديم مي دارند

بنابراين مؤمن حقيقي كسي است كه هم استمرار ليلةالقدر را تا قيامت پذيرا باشد و هم وجود حجت زمان و ولي امر، و امام معصومي كه امر الهي را دريافت ميكند و امين بر آن در جهت پاسداري، به كار بستن و اداء باشد، قبول كند؛ يعني همان بزرگواري كه در زمان وجود مقدس بقيةالله الاعظم حضرت مهدي(عج) ميباشد و به همين سبب پيامبر خاتم(صلي الله عليه و آله) بنابر آنچه شيعه و سني از آن حضرت نقل كردهاند، فرمودند: من أنكر المهدي فقد كفر.2 كسي كه وجود مهدي را انكار كند، رهسپار ديار كفر شده است.
شب قدر

و در كتب شيعه، از اين قبيل احاديث فراوان است، و از آن جمله، از امام صادق(عليه السلام) و آن حضرت از پدر ارجمندشان و از آن طريق از جد عاليقدرشان و از پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) نقل شده كه فرمودهاند:

القائم من ولدي اسمه إسمي و كنيته كنيتي و شمائله شمائلي و سنّته سنتي يقيم النّاس علي ملتّي و شريعتي و يدعوهم إلي كتاب الله عزّوجلّ، من أطاعه أطاعني و من عصاه عصاني، و من أنكره في غيبته فقد أنكرني، و من كذبه فقد كذّبني، و من صدّقه فقد صدّقني، إلي الله اشكو المكذّبين لى فى أمره، و الجاهدين لقولي و المضلّين لأمتّي عن طريقته و سيعلم الذين ظلموا ايّ منقلبٍ ينقلبون.3

قائم از فرزندان من است اسم او اسم من «محمد» و كنيه او، كنيه من «ابوالقاسم» و سيماي او سيماي من و سنت او سنت من است، دين و آيين و ملت و شريعت مرا در بين مردم برپا ميدارد و آنان را به كتاب خداي عزوجل فراميخواند. كسي كه او را طاعت كند، مرا پيروي كرده و كسي كه او را نافرماني كند، مرا نافرماني كرده است و كسي كه او را در دوران غيبتش انكار كند، تحقيقاً مرا انكار كرده و كسي كه او را تكذيب كند هر آينه مرا تكذيب كرده و كسي كه او را تصديق كند، هر آينه مرا تصديق كرده است. از آنها كه مرا درباره او تكذيب كرده و گفتار مرا در شأن او انكار ميكنند و امت مرا از راه او گمراه ميسازند، به خدا شكايت ميبرم. به زودي آنها كه ستم كردند و ميدانند كه بازگشتشان به كجا است و سرنوشتشان چگونه است (و چگونه در دگرگونيها مجازات ستمگريهاي خود را در دنيا و آخرت خواهند ديد).

در اين حديث شريف انكار و تكذيب امام عصر، اروحنا فداه، انكار و تكذيب پيامبر به حساب آمده است، و در نتيجه همه پيامبران را انكار كرده، كه همان رهسپاري به وادي كفر خواهد بود.

علي بن ابراهيم قمي در تفسيري درباره نزول فرشتگان و روح، در شب قدر ميگويد:

فرشتگان و روح القدس، در شب قدر، بر امام زمان (عليه السلام) نازل مي شوند و آنچه را از مقدرات سالانه بشر، نوشته اند، به او تقديم مي دارند.

و همين محدث مورد وثوق از حضرت امام باقر(عليه السلام) نقل كرده، كه وقتي از حضرتش پرسيدند: آيا شما ميدانيد كه ليلة القدر كدام شب است؟ حضرت فرمودند:

چگونه ندانيم، و حال آن كه در شب قدر فرشتگان برگرد ما طواف ميكنند.4

حضرت امام سجاد(عليه السلام)، در اين باره، ميفرمايند: همانا سال به سال در شب قدر تفسير و بيان كارها، بر ولي امر (امام زمان(عليه السلام)) فرود مي آيد.
حضرت محمد (صلي الله عليه و آله و سلم) مي فرمايد: قائم از فرزندان من است اسم او اسم من «محمد» و كنيه او، كنيه من «ابوالقاسم» و سيماي او سيماي من و سنت او سنت من است، دين و آيين و ملت و شريعت مرا در بين مردم برپا ميدارد و آنان را به كتاب خداي عزوجل فراميخواند. كسي كه او را طاعت كند، مرا پيروي كرده و كسي كه او را نافرماني كند، مرا نافرماني كرده است و كسي كه او را در دوران غيبتش انكار كند، تحقيقاً مرا انكار كرده و كسي كه او را تكذيب كند هر آينه مرا تكذيب كرده و كسي كه او را تصديق كند، هر آينه مرا تصديق كرده است.

و نيز آن حضرت(عليه السلام) فرمودهاند: اي گروه شيعه، با سوره «انا انزلناه في ليلة القدر» با مخالفين امامت ائمه معصومين(عليهم السلام) مخاصمه و مباحثه (و اتمام حجت) كنيد تا كامياب و پيروز شويد، به خدا كه آن سوره، پس از پيغمبر اكرم(صلي الله عليه و آله) حجت خداي تبارك و تعالي است بر مردم، و آن سوره آقاي دين شماست و نهايت دانش و آگاهي ماست. اي گروه شيعه، با «حم و الكتاب المبين؛ انا انزلناه في ليلة مباركة اناكنا منذرين» مخاصمه و مناظره كنيد، زيرا اين آيات مخصوص واليان امر امامت بعداز پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) است.

همچنين از رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) نقل شده است، كه به اصحابشان فرموده اند:

به شب قدر ايمان بياوريد، زيرا آن شب براي علي بن ابيطالب(عليه السلام) و يازده نفر از فرزندان او پس از من خواهد بود.

از آنچه كه نگارش يافت، استفاده ميشود كه شب قدر تا قيامت باقي است و در هر شب قدر هم ولي امر و صاحب امري هست كه آن امر را دريافت دارد، كه در زمان ما صاحب آن امر صاحب بزرگوار ما حضرت حجةبن الحسن المهدي، ارواحنا فدا، است و براي آن كه بهتر بدانيم كه ليلةالقدر بيانگر مقام شامخ ولايت اهل بيت (عليهم السلام) و امامت آنان تا روز رستاخيز ميباشد. حديثي را هم كه در بخش فضيلتهاي حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) است، ملاحظه ميكنيم كه در آن به طور كنايه از آن بانوي عظيم القدر تعبير به ليلةالقدر شده است و آن در تفسير فرات بن ابراهيم از حضرت صادق(عليه السلام) نقل شده كه فرمودهاند:

«ما قرآن را در شب قدر فرو فرستاديم»، «شب قدر» فاطمه و «قدر» خداست، پس كسي كه فاطمه (سلام الله عليها) را آنگونه كه بايد، بشناسد، شب قدر را درك كرده است.

و اين اشاره به مقام ولايت آن بانوي معصوم (سلام الله عليها) نيز دارد.

و از طرفي، همانگونه كه در شب قدر امر حق بر امام به حق فرود ميآيد، نزول گاه نور پاك امامان معصوم (عليهم السلام) نيز وجود مقدس فاطمه زهرا(سلام الله عليها) است؛ كه حقيقتاً هر كس آن بانو را شناخت و به عظمت مقام فرزندان معصومش و همسر مظلوم و معصومش پيبرد، شب قدر را درك كرده است.


تنظيم: هدهدي- گروه دين و انديشه تبيان

1. سوره دخان (44)، آيه 4.

2. علامه مجلسي، بحارالأنوار، ج 51، ص 51؛ منتخب الاثر، فصل 10، ب 1، جز 1 ، ص 492.

3. علامه مجلسي، همان، ج 51، ص 73؛ منتخب الاثر، فصل2، ب 3، ح4 ، ص 183.

4. تفسير القمي، ص 731؛ علامه مجلسي، همان، ج 97، ص 14، جز 23.

برگرفته از: تحقيقي درباره ليلةالقدر و رابطه آن با امام عصر، ارواحنافداه، صص 149 ـ 132، با تلخيص.

علي اكبر رضواني، ماهنامه موعود شماره 57
يکشنبه بیست و دوم 5 1391 2:50
((ويژه نامه شب هاي قدر))




شب قدر، شبي است كه در تمام سال هيچ شبي به فضيلت آن نمي رسد و عمل در آن بهتراز عمل در هزار ماه است. دراين شب برنامه هاي يك سال هر كس مقدر مي گردد .
درشب قدر ملائكه و روح كه اعظم ملائكه است به اذن پروردگار، خدمت امام زمان عليه السلام مشرف مي شوند و مقدرات هر كس را به امام عرضه مي دارند.




معاني قدر
عبادت زهرا (س) در شبهاي قدر
اعمال شبهاي قدر
علائم و منزلت ليلة القدر
شب عاشقان بي دل چه شبي دراز باشد
نقش انسان در مقدرات شب قدر
رابطه شب قدر با حجت زمان وامام عصر(عج)
((معنا و ماهيت حقيقي شب قدر))

جايگاه و اهميت ‏شب قدر

بركات شب قدر

اعمال شب‌هاي قدر و اعمال اختصاصي شب 19









شب قدر است و طي شد نامه هجر
سلام فيه حتي مطلع الفجر

 

يکشنبه بیست و دوم 5 1391 2:48

لطفا مراجعه شود به اين ادرس

http://kanizesamera.blogfa.com

http://zananeenghelabmoniri.tbyan.net

 

التماس دعا

شنبه بیست و یکم 5 1391 17:14

1- غسل شب قدر

2- نماز دو ركعتي شب قدر

3- خواندن جوشن كبير

4- قران به سر گرفتن

5- نماز صد ركعتي

6- احيا نگه داشتن شب

 

اعمال مخصوصه اي هم دارد كه بايد مراجعه كند به مفاتيح الجنان

شنبه بیست و یکم 5 1391 11:47

عليٌ إشتُقَّ مِن العَلي

علي مشتق شده از خداست






شنبه بیست و یکم 5 1391 11:26
عليٌ إشتُقَّ مِن العَلي

علي مشتق شده از خداست




شنبه بیست و یکم 5 1391 11:25
عليٌ إشتُقَّ مِن العَلي

علي مشتق شده از خداست




شنبه بیست و یکم 5 1391 11:25

و اينك

امشب شب بيست و سوم ماه رمضان

امشب  سومين شب از شب  هاي عزيز قدر است

پس امشب را از ان دوشب گذشته بيشتر عزيز بداريد

 

چون ممكن است ديگر به سال بعد نرسيد

 

 

شنبه بیست و یکم 5 1391 10:50

راز سر به مهر

امام علي

 

«دريا هنوز به جرعه‌اي كه تو از چاه خورده‌اي حسادت مي‌كند».

تو تنهايى، در ميان اين‌‌همه مردم روي زمين تنها هستى، ازآن‌رو كه به هيچ‌كس شباهت ندارى، ازآن‌رو كه هيچ‌كس را ياراي مانند تو بودن نيست. هيچ‌كس را ياراي پا به پاي تو آمدن نيست. تنهايى، همان‌گونه كه خدا تنهاست و بي‌شريك و بي‌شبيه و بي‌همتا.

كاش زخم بر جان تنهايى تو نزنند. كاش اين‌همه معصومي چون تو را نيازارند. كاش جهل و كفر سركششان را اندكي در جوار مهر و حقيقت تو مهار كنند تا اين‌همه تو را به تأسف و حسرت بر حال خويش واندارند. تا اين‌همه قلبت را به درد نياورند. تا اين‌همه آه نكشى، اما در اين ميانه خوشا به حال چاه بي‌صدايي كه بغض‌هاي تو را دور از چشمان بخيل روزگار در آغوش مي‌كشد و درد دل‌هاي تو را مي‌شنود.

آه، اي راز سر به مهر! چرا پرده از راز خويش برنمي‌دارى؟ بگذار اين‌همه مردمان غافل سردرگم بدانند، مردي كه شب‌ها نان تمام شهر را بر دوش مي‌كشد و سفره‌هايشان را به بزم رونق مي‌برد، همين مردي است كه روزها به طمع بيت‌المال، عدلش را سرزنش مي‌كنند و در تنگناها و فتنه‌ها تنهايش مي‌گذارند. بگذار بدانند مردي را كه براي جنگ‌هاي ناخواسته، بي‌دليل نفرينش مي‌كنند، همين سايه معصومي است كه شب‌ها در خانه بيوه‌زنان و يتيمان را مي‌كوبد و لبخند شادي بر رخسار گرسنه‌شان مي‌نشاند.

اماما! هنوز كه هنوز است، اشك يتيمان را به ياد تو به ياري مي‌شتابيم و سفره‌هاي بينوايان را به اقتداي تو ناني انفاق مي‌كنيم. هنوز هم سجده‌‌گزاران سحرخيز، خدا را با نام تو سوگند مي‌دهند براي اجابت دعايشان و شب‌بيداران استغفارگو راه و رسم تو را ادامه مي‌دهند، در تهجد و اشك ريختن نيمه‌شب.

شنبه بیست و یکم 5 1391 2:15

«اتَّقِ اللهَ فِي كُلِّ صَبَاح وَمَسَاء، وَخَفْ عَلَى نَفْسِكَ الدُّنْيَا الْغَرُورَ، وَلاَ تَأْمَنْهَا عَلَى حَال، وَاعْلَمْ أَنَّكَ إِنْ لَمْ تَرْدَعْ نَفْسَكَ عَنْ كَثِير مِمَّا تُحِبُّ، مَخَافَةَ مَكْرُوه  سَمَتْ بِكَ الاَْهْوَاءُ إِلَى كَثِير مِنَ الضَّرَرِ فَكُنْ لِنَفْسِكَ مَانِعاً رَادِعاً، وَلِنَزْوَتِكَ عِنْدَ الْحَفِيظَةِ وَاقِماً قَامِعاً.»

 

 

ترجمه

در هر صبح و شام تقواى الهى را پيشه كن. از دنياى فريبنده بر خويشتن خائف باش و در هيچ حال از آن ايمن مشو. بدان كه اگر خويشتن را از بسيارى از امورى كه آن را دوست مى دارى به علت ترس از ناراحتى هاى ناشى از آن باز ندارى، هوا و هوس ها تو را به سوى زيان هاى فراوانى خواهد كشاند، بنابراين در مقابل نفس سركش، مانع و رادع و به هنگام خشم و غضب بر نفس خويش مسلّط و غالب باش و ريشه هاى هوا و هوس را قطع كن.

امام(عليه السلام) در اين عبارات كوتاه و بسيار پرمعنا به «شريح بن هانى» چهار اندرز مهم مى دهد: نخست مى فرمايد: «در هر صبح و شام تقواى الهى را پيشه كن» (اتَّقِ اللهَ فِي كُلِّ صَبَاح وَمَسَاء).

تقوا همان چيزى است كه طليعه همه نصايح و در برگيرنده كليّه فضايل و بازدارنده از تمام رذايل است. به همين دليل بسيارى از نامه ها و خطبه ها با ياد كردى از تقوا شروع مى شود.

در دومين اندرز مى فرمايد: «از دنياى فريبنده بر خويشتن خائف باش و در هيچ حال از آن ايمن مشو»; (وَخَفْ عَلَى نَفْسِكَ الدُّنْيَا الْغَرُورَ، وَلاَ تَأْمَنْهَا عَلَى حَال).

اين اندرز نيز در بسيارى از نامه ها و خطبه ها آمده است، زيرا طبق آن حديث معروف، سرچشمه تمام گناهان حبّ دنياست: «حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَة»(1)و اگر انسان لحظه اى غافل بماند ممكن است زرق و برق دنيا چنان او را بفريبد كه بازگشت از آن مشكل باشد.

در سومين نصيحت مى فرمايد: «بدان كه اگر خويشتن را از بسيارى از امورى كه آن را دوست مى دارى به علت ترس از ناراحتى هاى ناشى از آن باز ندارى، هوا و هوس ها تو را به سوى زيان هاى فراوانى خواهد كشاند» (وَاعْلَمْ أَنَّكَ إِنْ لَمْ تَرْدَعْ نَفْسَكَ عَنْ كَثِير مِمَّا تُحِبُّ، مَخَافَةَ مَكْرُوه; سَمَتْ(2) بِكَ الاَْهْوَاءُ إِلَى كَثِير مِنَ الضَّرَرِ).

 

اشاره به اينكه بسيارى از خواسته هاى نفس، خواسته هاى زيان بار است كه انسان به هنگام اشتياق به آن، زيان ها را نمى بيند و لذا امام به او هشدار مى دهد كه در عاقبت خواسته هاى نفس هميشه انديشه كند مبادا گرفتار زيان هاى فراوان آن شود.

مال و مقام و لذات مادى و امثال آن داخل در اين بخش از خواسته هاست و اگر اين خواسته ها تحت قيادت عقل قرار نگيرد ضررهايش جبران ناپذير است.

در چهارمين توصيه براى نتيجه گيرى مى فرمايد: «بنابراين در مقابل نفس سركش، مانع و رادع و به هنگام خشم و غضب بر نفس خويش مسلّط و غالب باش و ريشه هاى هوا و هوس را قطع كن»; (فَكُنْ لِنَفْسِكَ مَانِعاً رَادِعاً، وَلِنَزْوَتِكَ(3)عِنْدَ الْحَفِيظَةِ(4) وَاقِماً(5) قَامِعاً(6).

شنبه بیست و یکم 5 1391 2:11

شنبه بیست و یکم 5 1391 2:10

اول مظلوم تاريخ

مردي بود از قبيله آفتاب با دلي به وسعت بي كرانه ها او را نه زمانه مي شناختش، نه زمانيان انديشناك بود بر «قوم خويش » و بر «ابناي روزگار» و بيمناك بر هوسهايي كه چشمهاي بصيرت را به يغما برده بود.

به قدري كه بر سرگذشت پيشينيان آگاه بود، بر سرنوشت آيندگان نيز انديشه مي كرد.

چه شامگاهان كه سر بر بالين آسايش نمي نهاد مگر با قيام و قعود عارفانه اش و چه صبحگاهان كه برنمي خاست جز با كمر بستن به خدمت خلق.

به كه مي مانست كه كسي را با وي مانندي نبود و كه چون او مي دانست كه داناي اسرار مگو او بود

شنبه بیست و یکم 5 1391 2:8

شانه‌ هاي زخمي‌

شانه ‌هاي زخمي

‌علي عليه السلام به انبان نان و خرما، الفتي ديرينه داشت و ايتام و بي‌پناهان، با طنين گام‌هاي او مأنوس بودند.

ضربت ابن ‌ملجم، حقيرتر از آن است كه فرق اسطوره‌اي چون علي عليه السلام را بشكافد! آن زخم عميق كه سينه عاشقان علي عليه السلام را هزار پاره مي‌كند، جهل و جمودي است كه علي عليه السلام را مظلوم عالم كرده است.

اميرمۆمنان، علي عليه السلام جامع اضداد است؛ فرمانروايي است پرصلابت، درعين‌حال بردبار، در ميدان جنگ، دلاوري كم‌نظير و در محراب عبادت، عابدي‌ گريان، با دشمنان قاطع و با يتيمان و بيوه‌زنان رقيق‌القلب، سخاوتمندي بي‌مانند و ساده‌پوشي كارگر و كشاورز، حاكمي‌دانا، قاضي‌اي دادگر و دقيق‌النظر.

مولا علي عليه السلام دريايي است از خصايص عالي بشري و جامع صفات ممتاز يك انسان برتر و به حقيقت انساني كامل.

طه حسين درباره حضرت علي عليه السلام مي‌گويد: «من پس از وحي و سخن خدا، سخني پرجلال‌تر و شيواتر از سخن ايشان نديده و نمي‌شناسم».

جبران خليل جبران مي‌گويد: «دو طايفه، شيفته روش علي عليه السلام بودند: يكي خردمندان پاك‌دل و ديگري نيكوسرشتان باذوق».

شنبه بیست و یکم 5 1391 1:55

بر آستانه تمام درها ايستاده‏اي.

نامت، نوازشگر تمام دريچه‏هاي دنياست.

تكيه‏زده بر عرش، هيچ گاه كسي ياراي شناختن اعماق وجودت را نخواهد داشت.

از پشت نخلستان‏هاي كهن، مي‏شنومت؛ نجواي جاري‏ات را بر زبان چاه، هاي هاي گريه‏هاي شبانه‏ات را در گوش بادهاي سرگردان، سكوت ناگزيرت را از لايه‏هاي عميق تاريخ مي‏شنوم.

مثل ابري فشرده بر سجاده‏هاي نيايش خويش تكه تكه مي‏شوي؛ باران شديدتر مي‏شود.

دستت به طاقچه‏هاي آسمان مي‏رسد؛ اما هيچ دستي به ياري‏ات نه ...!

كوفه، خواب مظلوميتت را مي‏بيند، هيولاي ظلمت بر گرده خاك چنگ انداخته است.

كجايي تا ذوالفقارت، شب‏هاي بي‏فانوس خاك را بشكافد؟

شقاوت از در و ديوار تاريخ مي‏بارد، زخم چركين ناسپاسي در خاك دهان باز كرده است؛ كجايي كه دست‏هاي عدالتت، شب‏هاي تاريك اين حوالي را در هم بريزد؟

كجايي تا صورت درخشان زندگي را از قاب‏هاي فرسوده مرگ بيرون بكشي؟

كجايي تا سرنوشتِ چشم‏هايم را به تو بسپارم؟

بزرگمرد!

هنوز تاريخ، خوابِ گام‏هاي تو را مي‏بيند و هنوز درهاي نيمه بسته در بوي نان و خرماي دست‏هاي تو نفس مي‏زنند.

كجايي كه ظلمت بر خاك چيره شده است؟

صداي ضجّه تاريخ را مي‏شنوم.

شب‏هاي بي‏مهتاب، عميقتر شده‏اند، از هر دريچه صداي سكوت و سياهي طنين انداز شده است؛ كجايي؟

كدام سپيده روشن در چشم‏هايت عميق بنگرم تا در خويش فرو بريزم؟

پاي كدام نخل ايستاده‏اي و نماز مي‏خواني؟

دردهاي نهانت را در گوش كدام چاه به نجوا نشسته‏اي كه صدايت را مي‏شنوم و نمي‏شنوم؟

امام علي

 

در نازكاي نور كدام سپيده گام زده‏اي كه خورشيد هر طلوع بر پيشاني بلندت مي‏درخشد، آن گاه قصد نور افشاني مي‏كند؟

در توفان‏هاي داغ مي‏تازم.

تاريخ، دنبال تكيه گاهي چون تو مي‏گردد.

ذو الفقارت را به دست كدام آينه‏پوش سپرده‏اي؟

راهي‏ام كن به جذبه خويش.

از تو مي‏نويسم و از بهار آويخته‏ام.

نفسي نيست تا فريادي از جگر برآورم.

بايد گام‏هايم را محكم‏تر بردارم.

هنوز با هر نسيم، عطر تو را مي‏شنوم و صدايت را.

هنوز شب‏هاي يتيمان، به اميدِ دست‏هاي سرشارت از بوي نان و خرما صبح مي‏شود.

لايقم كن به شناختت كه بزرگي‏ات آن چنان است كه زبان در دهان نمي‏گردد، به وصف و قلم در صفحات، به شرح

شنبه بیست و یکم 5 1391 1:47

 

اي مردم  اي مردم

علي از دنياتون سير

 

اي مردم اي مردم

علي بي زهرا مي ميره

جمعه بیستم 5 1391 23:58

 

به خداي كعبه رستگار شدم

 

مردم با علي چه كرديد ؟؟

 

كه رازي نشد حتي در مراسم دفنش شما باشيد ؟

جمعه بیستم 5 1391 23:58

جمعه بیستم 5 1391 23:57

سلام ما به ناله هاي ديشبت

سلام ما به اشك چشم زينبت

سلام ما به سوز و اشك و آه تو

سلام ما به خون قتلگاه تو

جمعه بیستم 5 1391 22:58

 

دل شكسته ي من انس با علي دارد 

اميداز همه بگسسته تا علي دارد

در ان محيط كه از دست و پا نيايد كار 

 دلشكسته بي دست و پا علي دارد

جمعه بیستم 5 1391 22:55

اين چندتا عكس و فرستادم كمي حال و هواي وبلاگ عوض بشه

اما هر كاري كردم عوض نشد

 

مناجات علي از سوي نخلستان نمي آيد

كوفه چه خاكي برسرت شد

جمعه بیستم 5 1391 22:52

مسجد كوفه حالا دگر تنها شدي

 

تو بمان و مردم روبه صفت

 

جمعه بیستم 5 1391 20:2

در دل خاك بلرزد بدنم گر طفلي

 

گويد اي مسجد كوفه چه شد اخر پدرم

هر چه باشد پسرم خون علي در رگ توست

مهربان باش تو با قاتل من اي پسرم

جمعه بیستم 5 1391 20:1

مسجد كوفه خدا وند نگهدار تو باد

كه دگر نشنوي اواي دعاي سحرم

جمعه بیستم 5 1391 19:59

مسجد كوفه تو در روز جزا شاهد باش

 

من كه معصوم ترم از همه مظلوم ترم

جمعه بیستم 5 1391 19:58

اكنون كه نيايد ز سفر ماه منيرم

خوب است در اين گوشه ويرانه بميرم

با من نزند حرف كسي چونكه يتيمم

از من نكشد ناز كسي چونكه يتيمم

جمعه بیستم 5 1391 19:55
X