معرفی وبلاگ
فعالییت سازمان زنان انقلاب اسلامی در پی انسجام و هماهنگی و شناسایی زنان فعال منطقه بسته به مهارت و توانمندیی انها در جهت رفع نیازمندرهای زنان ان منطقه . خواهرم بسته به نیاز فکری و روحی و مادی خود با ما هم سخن شو بهترین خوبی ها نزد زنان است امام صادق(ع) باهم شویم ،یکی شویم درمانی برای دردی شویم ............ آن لحظه اي كه زن در خانه خود مي ماند و (به امورزندگي و تربيت فرزند مي پردازد)به خدا نزديكتر است.حضرت زهرا (س)
صفحه ها
دسته
لينك سازمان زنان انقلاب
لينك عاشقان امام نقي
مرگ بر شاهين نجفي(مرتد)
جانم فداي غربتت يا امام نقي (ع)
امام من مهدي
فرهنگ الهي
گل نرگس
اس ام اس جديد
شعرهاي داريوش دوسراني
صهيون ستيزي
شيعه
مجله فيروز جاه
منتظران ظهور
ديار عشق
خدا
بهترين دوست فقط خدا
تنها عشق من خداست
شوق شهادت
سايه
سايه طلبه جوان
سايت شخصي سيد محمد انجوي نژاد
مدرسه علميه الزهرا(س) نصر تهران
☫عشق=خامنه اي☫
خانم دكتر نگار
در طلب معرفت...
گوهركمال ، حجاب برتر
ولايت عشق
غريب تر از غريب الغربا ... امام نقي (ع
غريب سامرا
بسم رب الهادي(ع)
شيدايي رهبر
وبلاگ شهيد همت
ماه نقره اي (بسم رب الشهدا)
مقتدر مظلوم
ولايت سيد علي
حامي رهبر
بسيجي بي ادعا
پايگاه اطلاع رساني استقامت
انفجار نور
ائمه اطها رو شهدا
فيض بوك
هادي نت
شهيدان زنده اند
دانلود جديد ترين مداحي
بهشت (محفل بسيجيان و رهروان شهدا
دينيست(اولين سايت اطلاع رساني ويژه مداحان)
سايت جامع مداحي
نور اسمان
سايت رسمي مداحان اهل بيت
ماه حرم ( روضه العباس)
جام تهي
ما مي توانيم
حمايت از اقتصاد و كار توليد ملي
منتظران مهدي
اخبار پيام نور
ره به ري
لینک دوستان
سايت مراجع تقليد
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1515254
تعداد نوشته ها : 3305
تعداد نظرات : 487
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

....
ذكر باقيات صالحات

امام صادق (ع ) فرمود: روزى رسول خدا (ص ) به ياران خود فرمودند: آيا اگر لباسها و ظرفهايتان را جمع كرده و آنها را روى هم گذاريد به آسمان خواهد رسيد؟ گفتند: نه ، اى رسول خدا. حضرت فرمودند: نمى خواهيد به شما چيزى بگويم كه ريشه اش در زمين و شاخه اش در آسمان باشد؟ عرض ‍ كردند: چرا، اى رسول خدا.
حضرت فرمودند: هر كدام از شما بعد از نماز واجبش مى تواند سى بار بگويد سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر زيرا ريشه اين ذكرها در زمين و شاخه اش در آسمان است . اين ذكرها از زير آوار ماندن ، يا آتش سوختن ، غرق شدن ، افتادن در چاه ، طعمه درندگان شدن ، مرگ بد و حادثه ناگوارى كه در آن روز از آسمان فرود مى آيد، جلوگيرى مى كند و اين ذكرها باقيات صالحات است .


.....ثواب الاعمال ، ص 27.
دسته ها : مذهبي
جمعه بیستم 11 1391 20:27
 
افسران -  نوزدهم بهمن 1357

بختيار دستور تيراندازي به سمت مردم را مي‌دهد. در بعضي از نقاط كشور به سمت مردم تيراندازي مي‌شود. عده‌ي زيادي از همافران و افراد نيروي هوايي، با لباس‌هاي نظامي و در ميان شادي و حيرت مردم به اقامت‌گاه امام رفتند. امام خميني در اين ديدار، خطاب به همافران فرمودند:
«همان‌طور كه گفتيد تا حالا در اطاعت طاغوت بوديد، حال به قرآن پيوستيد. قرآن حافظ شماست. اميدوارم با كمك شما بتوانيم در اينجا حكومت اسلامي را برقرار كنيم.

دسته ها :
پنج شنبه نوزدهم 11 1391 11:36





داستان از اين قرار است كه روزي مرحوم آيت‌الله كوه كمره‌اي، نيم ساعتي پيش از شروع تدريس در محل برگزاري كلاس درس خود حاضر و در گوشه‌اي نشسته بود در اين هنگام ....








عالم امامي و فقيه اصولي، مرحوم آيت‌الله سيدحسين كوه كمره‌اي معروف به «سيد حسين ترك» پس از تحصيل مقدمات در تبريز نزد ميرزا احمد و ميرزا لطفعلي مجتهد، عازم عتبات مقدس شده و در نجف از محضر علماي بزرگي مانند: مرحوم شيخ محمدحسن نجفي (صاحب جواهر)، آيت‌الله شيخ علي كاشف‌لغطاء و به ويژه شيخ مرتضي انصاري، استفاده‌هاي فراواني ‌برد.


داستان آشنايي او با شيخ انصاري كه شهيد مطهري در كتاب «عدل الهي» آورده، درسي براي اهل علم و پويندگان وادي معرفت است.
داستان از اين قرار است كه روزي مرحوم آيت‌الله كوه كمره‌اي، نيم ساعتي پيش از شروع تدريس در محل برگزاري كلاس درس خود حاضر و در گوشه‌اي نشسته بود در اين هنگام طلبه‌اي را مشاهده مي‌كند كه به چند طلبه ديگر درس مي‌دهد لذا طرز بيان او را محققانه و عالمانه مي‌بيند.
فرداي آن روز مخصوصاً خود را زودتر به آنجا مي‌رساند و اين نكته برايش ثابت مي‌شود كه آن طلبه گمنام بهتر از او تدريس مي‌كند، از اين رو وقتي كلاس درس او -كه بسيار هم شلوغ بوده و شاگردان فراواني داشته- تشكيل مي‌شود رو به جمع كرده، با اشاره به آن طلبه مي‌گويد: «رفقا! اين شخص، درس را بهتر از من مي‌گويد و من خود، از او استفاده مي‌برم، بياييد همگي در درس ايشان حاضر شويم» و آن شخص كسي جز صاحب «رسائل» و «كفايه» يعني مرحوم شيخ مرتضي انصاري نبود.
از شاگردان اين عالم بزرگوار مي‌توان حاج ميرزا موسي تبريزي علامه شَرَبياني، شيخ حسن مامقاني (فاضل ممقاني)، ملا احمد شبستري، ميرزا جواد آقا تبريزي، شيخ عبد الله مازندراني و سيّد حسن طالقاني را نام برد همچنين حوزه درس او از پر رونق‌ترين حوزه‌هاي درس نجف در آن زمان به شمار مي‌رفت كه بنا به نقلي گاهي 400 تا 800 شاگرد در محضر ايشان تلمذ مي‌كرده‌اند.
آثار فقهي مرحوم آيت‌الله سيدحسين كوه‌كمره‌اي شامل رساله‌هايي در حج، نماز و زكات، الاستحصاب، المواريث، القضا، الاجاره است.
آيت‌الله كوه كمره‌اي پس از وفات شيخ اعظم «انصاري» مرجعيت شيعيان را بر عهده گرفت، او عموي بزرگوار يكي از مراجع ديگر بزرگ شيعه، يعني «سيد محمدحجت كوه‌كمره‌اي» نيز هست كه سيد محمد، مؤسس مدرسه معروف به «حجتيه» در قم است كه بسياري از عالمان و دانش‌آموختگان كوشا و پژوهنده حوزه علميه قم از طلاب اين مدرسه هستند.
اين عالم وارسته با 24 واسطه از نسل امام سجاد عليه‌السلام بود كه در بيست و سوم رجب سال 1399 هجري قمري از عالم خاكي رخت بر بست و به ديار باقي شتافت.


منبع: فارس/عقيق

دسته ها :
پنج شنبه نوزدهم 11 1391 8:39
 




استغفار به معناى شستشو است و توبه به معناى كسب كمالات است، مانند شخص آلوده كه بايد اول لباس چركين را از تن بيرون بياورد و خود را شستشو بدهد و بعد لباس پاكيزه به تن كند. يا بايد ابتدا جاروب كند، سپس ‍ زمين را فرش كند.


استغفار از ماده غفر و در لغت و به معناي طلب مغفرت است.[قرشي، علي‌اكبر؛ قاموس قرآن، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1371ش، چاپ 6، ج 5، ص 108] و در اصطلاح به معني درخواست زباني و عملي آمرزش است.[راغب اصفهاني، حسين بن محمد؛ المفردات في غريب القرآن، تحقيق صفوان عدنان داودي، دمشق بيروت، دارالعلم، الدار الشاميه 1412ق، چ اول، ص 609]



تفاوت استغفار و توبه

گروهى معتقدند كه فرقى ميان استغفار و توبه نيست. براى آنكه استغفار و توبه يكى است و توبه تاكيد استغفار است.
ولى گروهى ديگر ميان آن دو فرق گذارده اند، به آن جهت كه استغفار مقدم بر توبه است و تقدم استغفار بر توبه به اين معناست كه انسان بايد خود را از گناهان پاك سازد و سپس خود را به اوصاف الهى بيارايد. در واقع استغفار، توقف در مسير گناه و شستشوى خويشتن است و توبه بازگشت به سوى اوست كه وجودى است بى انتها.
استغفار به معناى شستشو است و توبه به معناى كسب كمالات است ،مانند شخص آلوده كه بايد اول لباس چركين را از تن بيرون بياورد و خود را شستشو بدهد و بعد لباس پاكيزه به تن كند. يا بايد ابتدا جاروب كند، سپس ‍ زمين را فرش كند.(گناه شناسى ، ص 299.)



دليلي بر تفاوت استغفار و توبه

فرمان توبه پس از امر به استغفار در آيات 3، 52 و 90 هود به دو دليل نشان دهنده مغايرت مفهوم استغفار و توبه است:
1- عطف توبه بر استغفار با كلمه ثمّ كه فاصله و ترتيب را مي‌رساند .
2- اصل در كلام هر گوينده‌اي تاسيس و اراده معناي جديد است.
درباره مغايرت استغفار با توبه وجوهي گفته شده كه مي‌توان آنها را بدين گونه خلاصه كرد:
الف) استغفار، آمرزش خواهي از گناهان براي پيراستن روح از آلودگي‌‌ها و نابودي‌ باورها و اعمالي مانند شرك و معصيت است و توبه اقدام براي آراستن روح به صفات پسنديده، مانند توحيد و ايمان و امتثال فرمان‌هاي الهي است در نتيجه استغفار به معناي طلب آمرزش؛ و توبه به معناي بازگشت به خدا در مقام عمل است.
ب) منظور از استغفار، درخواست آمرزش از گناهان پيشين و مقصود از توبه پشيماني و بازگشت به سوي خدا درباره گناهاني است كه امكان دارد در آينده واقع شود.[ هاشمي رفسنجاني، اكبر؛ دايره المعارف قرآن كريم، تهيه و تدوين مركز فرهنگ و معارف قرآن، قم، بوستان كتاب، 1382ش، چاپ اول، ج 3، ص 134 – 135.]
ج) بين توبه و استغفار، نسبت عموم و خصوص مِنْ وجه است، زيرا از جهت اين‏كه عزم برترك گناه از اركان يا شرايط توبه است، اما شرط استغفار نيست، پس استغفار اعم از توبه است. از سوى ديگر استغفار وابسته به لفظ است اما در توبه نياز به لفظ خاصى نيست، پس توبه اعم از استغفار است. در جايى كه توبه و ندامت با استغفار اظهار شود و با عزم برترك گناه توأم گردد، هم استغفار است و هم توبه.
د) استغفار نوعى دعا است، چنان‏كه امام صادق(عليه السلام) فرمود: « استغفار جامع‏ترين دعاها است». در حالى كه توبه، از مقوله دعا به شمار نمى‏رود.
ذ) توبه تنها از شخص تائب (توبه كننده) صورت مى‏گيرد و نيابت بردار نيست اما استغفار (طلب آمرزش) از طرف ديگرى به نحوه نيابت نيز ممكن است، همان‏طور كه يعقوب براى فرزندانش استغفار كرد و يا فرشتگان براى مۆمنان و پيامبر و اولياى الهى براى پيروان خود طلب مغفرت و بخشش مى‏كنند.
ه) استغفار يك عمل مستحبى محسوب مى‏شود، اما توبه واجب و فريضه است.


معناي استغفار

از مولاي متقيان امام علي(عليه السلام) نقل شده است كه شخصي در محضر آن حضرت گفت: استغفرالله ربّي و اتوب اليه. حضرت رو به او كردند و فرمودند: آيا مي داني كه معناي استغفار چيست؟ بعد فرمودند: استغفار بلندترين درجات بهشت است و آن اسمي است كه بر شش چيز اطلاق مي شود و يا شش عضو دارد ( و آن ها عبارت اند از:
1 - پشيماني بر گذشته 2 - تصميم بر اين كه ديگر بازگشت نكني 3 - حق مردم را به آن ها برگرداني تا هنگام ملاقات با پروردگار پاك باشي و حقي از مردم بر گردن تو نباشد. 4 - هر واجبي كه از تو فوت شده است به جاي آوري 5 - آن كه گوشتي كه به حرام در بدن تو روييده آن را با اندوه و حزن و مشقت فراوان ازبين ببري تا به پوست و استخوان بچسبد و گوشت تازه در ميان پوست و استخوان برويد. 6- آن كه به بدن خود درد و الم طاعت بچشاني به همان اندازه كه لذت معصيت را به آن چشانده اي. (نقل از عين الحيات مجلسي (ره))
پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه وآله) مي فرمايند: (خيرالدعا الاستغفار) بهترين دعا آمرزش خواهي است(كافي ج2، ص 504) همچنين حضرت امام رضا(عليه السلام) مي فرمايند: (المستغفر من ذنب و يفعله كالمستهزي بربّه) كسي كه از گناهي استغفار مي كند و باز آن را انجام مي دهد، مانند كسي است كه پروردگارش را ريشخند كند. (كافي، ج 2، ص 504) اميرمومنان (عليه السلام) مي فرمايند: گناهان درد و داروي آن استغفار است و شفاي (از گناه) بر اين است كه (به گناه) بازنگردي. (غررالحكم، ح 1890)


شرايط استغفار

حضرت علي (عليه السلام) شش شرط براي استغفار بيان فرموده‌اند:
1- ندامت و پشيماني از گذشته.
2- عزم بر اين كه هرگز آن را تكرار نكني.
3- حقوقي را كه از مردم ضايع كرده‌اي به آنان بازگرداني به طوري كه هنگام ملاقات پروردگار حقي از مردم بر تو نباشند.
4- تمام فرايضي را كه از تو فوت شده است حق آن را بجا آوري.
5- گوشت‌هايي كه بر اثر حرام بر اندامت روئيده است با اندوه بر گناه آب كني تا چيزي از آن باقي نماند و گوشت تازه به جاي آن برويد.
6- به همان اندازه كه شيريني معصيت و گناه را چشيدي زحمت طاعت را نيز بچشي.[ نهج البلاغه، قم، دارالهجره، بي‌تا، ص 549.]

آداب استغفار

1- استغفار هنگام سحر
2- استغفار در شب جمعه
3- اعتراف به لغزش‌ها
4- اقرار به ايمان و اظهار تسليم در برابر خداوند
5-توجه به ربوبيت خداوند
6-توجه به ولايت مطلق خداوند
7- توسل به انبيا
8- ذكر صفات كمال خداوند هنگام درخواست آمرزش
9- ياد خدا[ ر.ك: هاشمي رفسنجاني، اكبر؛ فرهنگ قران، قم، بوستان كتاب، 1385ش، ج3، ص 170-171.]

فرآوري : زهرا اجلال
بخش اخلاق و عرفان اسلامي تبيان

منابع :
سايت حوزه
سايت انديشه قم
سايت پاسخگو
بيانات حجت الاسلام قرائتي
دسته ها : مذهبي
پنج شنبه نوزدهم 11 1391 8:37


روزگاري بر مردم خواهد آمد كه محترم نشمارند جز سخنچين را ، خوششان نيايد جز از بدكار هرزه ، و ناتوان نگردد جز عادل ، در آن روزگار كمك به نيازمندان خسارت و پيوند با خويشاوندان منت گذاري ، و عبادت نوعي برتري طلبي بر مردم است ، در آن زمان حكومت با مشورت زنان و فرماندهي خردسالان و تدبير خواجگان اداره ميگردد.

از آينده نگري حضرت امير همين بس كه تك تك اين شرايط را با گوشت و پوست خود حس كرده ايم . جفا كرده ايم اگر حضرت را صرفا بابت اين آينده نگري تحسين كنيم . عين خيلي از كار هايي كه با بزرگانمان ميكنيم . چهار تا احسنت و بارك الله بارشان ميكنيم و تمام . نه بشارتشان در گوشمان فرو ميرود و نه نذارتشان . جملاتشان را خوانده ، نخوانده فرض ميكنيم.

امروز با خود مي انديشيدم ، از بس مسلمانانه زندگي نكرده ايم ما را به الگو گيري غربي ها دعوت ميكنند . كه آن غربي مآب اينگونه ميزيد و توي شيعه مآب اينگونه عمر ميگذارني . باز هم در حق شيعگي ظلم كرده ايم . به ما ميگويند امروز نوبت مد لباس آن خواننده ي بدكار هرزه است ، سريع رنگ عوض كرده شبيه او ميشويم . به ما ميگويند ، آن خواننده ديگر اينگونه راه نميرود ، كلاغ وار پيرو قدم هاي او ميشويم . حرفي است كه 1400 سال پيش مولايمان فرموده اند . او ميخواهد به ما بگويد كه هرزگي نكن ، هرزه پروري نكن ، اصلا مجال رشد كردن به هرزه نده . ذره اي تحسينش نكن ، با اون راه نرو ، اصلا هر كاري كه تو را به سوي او متمايل نشان ميدهد نكن . حالا بعضي هامان بيايند و اداي روشن فكر هاي تاريك فكر را در بياورند و بگويند بله ما با اين تيپش هم رفيقيم ، با آن تيپش هم رفيقيم . اصلا راستش را بگويم ، خودمم از اين حرف ها زده ام . ولي حرف مولا ختم ماجراست . نه بايد به هرزه مجال رشد داد . نياز نيست برايش پول فراهم كني ، همين كه با او رفاقت كني كافيست . همين كه فكر كند كه تو او را پسنديده اي و با او حال ميكني ، كافيست تا بدمستي كند . تو هم بايد پي در پي با ساز او برقصي.

1400 سال پيش حضرت گفته اند عبادت نوعي برتري طلبي بر مردم ميشود . تويي كه تسبيحت ديگر عضوي از وجودت شده است ، وقتي دستش ميگيري ، حس تحكمي به تو دست ميدهد كه نگو! انگار شلاق به دست گرفته اي و ميخواهي هر كس بر عليه تو بود لت و پار كني . تسبيحي كه بايد با آن درود ميفرستادي بر محمد و آل محمد ، شده است وسيله رنجش ديگران . چنان تسبيح ميچرخاني كه وجود هركس از هيبتت به لرزه مي آيد . تسبيحي كه قرار بود تو را خاكي كند ، سركشت كرده . بعضي اوقات بايد تسبيحت را هم آب بكشي !

تا عبارت "حكومت با مشورت زنان" را خواندم ياد رايس و كيلينتون و اشتون افتادم ، دلم زيادي پريد ، همين حوالي خودمان هم زياد اند ! حالا بيايند و راه باز كنند ، قانون هموار كنند و معبري بزنند براي راهيابي زنان به دنياي سياست . علي كه اينگونه نميخواست!
تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل

پنج شنبه نوزدهم 11 1391 8:33
امتحانات سخت با ذكر لا اله الا الله !!



اخيراً باب شده كه برخي از اين مبلغان منافق و دروغ‌گو، در محافل «ذكر» مي‌دهند و برخي از آنان نيز مردم را از زيارت عاشورا و اذكار ديگر، به بهانه‌ها و اراجيف «من درآوردي» پرهيز مي‌دهند! كه پرهيز دادن از ذكر «لا إله الا الله»، به بهانه‌ي اين كه ذكر بزرگي است و شما را درگير امتحانات سخت و مشكلات عديده مي‌نمايد نيز يكي از همين ترفندهاي شيطاني آنان است. چرا كه فرمان پرهيز از اين ذكر، فرمان شيطان است و نه اسلام.




متأسفانه جلسات مذهبي بانوان كه در قالب هيئت‌هاي خانگي برگزار مي‌گردد، از كنترل كمتري برخوردار است و به همين دليل سنگر مانور دشمنان اسلام از يك سو و دنياطلبان سوداگر كه از طريق انحراف و فريب اذهان عمومي ارتزاق مي‌كنند از سوي ديگر قرار گرفته است و بايد اذعان داشت كه ساده‌لوحي، بي‌بصيرتي و زودباوري برخي از عوام نيز زمينه‌ را براي جولان، تك‌تازي و چپاول آنان فراهم‌تر نموده است. تا جايي كه بسيار مشاهده شده برخي از اين بانوان ساده‌لوح، به شكل مريد به گرد مبلغين و مبلغات دروغ‌گو جمع شده و با اهداي تراول، جواهرات، پول نقد و حتي گاهي خانه و ويلا، او را مساعدت، اطاعت و تبعيت مي كنند!
اخيراً باب شده كه برخي از اين مبلغان منافق و دروغ‌گو، در محافل «ذكر» مي‌دهند و برخي از آنان نيز مردم را از زيارت عاشورا و اذكار ديگر، به بهانه‌ها و اراجيف «من درآوردي» پرهيز مي‌دهند! كه پرهيز دادن از ذكر «لا إله الا الله»، به بهانه‌ي اين كه ذكر بزرگي است و شما را درگير امتحانات سخت و مشكلات عديده مي‌نمايد نيز يكي از همين ترفندهاي شيطاني آنان است. چرا كه فرمان پرهيز از اين ذكر، فرمان شيطان است و نه اسلام.


پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) از همان آغاز بعثت به مردمان هر عصر و نسلي فرمودند: «يا ايها الناس قولوا لا اله الا الله تفلحوا» - بگوييد: لا اله الا الله [تا] رستگار شويد. حال عده‌اي (آن هم به نام اسلام و ذكر) مدعي شوند كه نگوييد «لا اله الا الله» تا به امتحانات سخت دچار نشويد؟!


اساساً همه‌ي دعوت انبياي الهي و امتحان‌هاي الهي براي اين است كه مردمان به «لا اله الا الله» پي ببرند و در گفتار و عمل به صورت مكرر و پيوسته متذكر اين معنا باشند تا رستگار شوند. لذا اين ذكر حلال مشكلات و معضلات در دنيا و آخرت است و نه سبب بروز آنها.

در روايت امام باقر و امام صادق (عليهماالسلام) آمده است:
«لا إله الاّ الله» و «الله اكبر» بسيار بگوييد، زيرا چيزي نزد خداي عزوجل محبوب‌تر از گفتن «لا إله الاّ الله» و «الله اكبر» نيست. (اصول كافي، ج4، ص 268)
 


امام صادق (عليه السلام) مي‌فرمايند:
هر كس در روز صدبار بگويد: «لا إله الاّ الله» در آن روز از نظر عمل بهترين مردم است، مگر (از) كسي كه زيادتر گفته باشد. (اصول كافي، ج4، ص 267).

امام صادق (عليه السلام) به ابان بن تغلب مي‌فرمايند:
اي ابان! چون به كوفه رفتي اين حديث را [براي مردم] بازگو كن: «من شهد أن لا اله الا الله مخلصاً و جبت له الجنه ...» هر كس از روي اخلاص شهادت دهد به «لا إله الاّ الله» بهشت بر او واجب مي‌شود.
ابان گويد: عرض كردم: از هر دسته گروهي نزد من [به ديدنم] مي‌آيند، آيا براي همه‌ي آنان اين حديث را روايت كنم؟ فرمود:
آري اي ابان؛ چون روز قيامت شود و خداوند همه‌ي اولين و آخرين را گرد آورد، «لا إله الاّ الله» را از آنها بگيرد، جز آن كس كه بر اين امر (استوار) باشد. (يعني كسي كه به صورت پيوسته و مستمر، در قول و عمل به صورت خالصانه به ذكر «لا إله الاّ الله» مشغول است.)


پس، كساني كه به نام تبليغ دين مردم را از ذكر «لا إله الاّ الله» پرهيز مي‌دهند، رمال‌هاي بي‌دين و بلندگوهاي شيطان هستند و كساني كه مسلمان و مۆمن هستند، بايد از صميم قلب و باور عقلي و نيز از روي اخلاص با صداي بلند در گفتار و عمل صالح و مخلصانه و به صورت مستمر بگويند: «لا إله الاّ الله»




همراهي زبان و قلب براي ذكر لااله الا الله

ذكر «لا إله الاّ الله» ذكري است كه اول بايد به زبان و بيان گفته شود و بعد به قلب ايمان آورده شود و سپس در عمل و در هر آني و هر كاري نصب العين قرار گرفته و لحاظ شود تا مبادا انسان در گفتار، گرايش قلبي و اعتقاد و نيز در عمل، لحظه‌اي دچار «إله‌»ها و شرك گردد. حالا آن را از ريشه مي‌زنند و مي‌گويند: حتي به زبان نگوييد(؟!)
در احاديث و روايات نيز مكرر تأكيد شده است كه هيچ ذكري بالاتر، گرانقدر‌تر و حتي هم طراز با ذكر «لا إله الاّ الله» نيست. دقت شود كه فرموده‌اند: هيچ ذكري. و اتفاقاً اين ذكر عظيم است كه راهنما، مشكل‌گشا، نشاط‌آور و سبب اطمينان قلب از هر «حزن و خوفي»‌ است.





لا اله الا الله، علاج وسوسه

امام رضا عليه السلام از پدرانش از رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم از جبرئيل نقل مي كند كه خداوند مي فرمايد: «كلمه ي لا اله الا الله » دژ محكم من است. كسي كه آن را بگويد، داخل قلعه ي من مي شود و كسي كه داخل قلعه ي من شد، از عذاب من ايمن خواهد بود.»( بحار الانوار، ج 49، ص 126) آن حضرت شرط اساسي آن را قبول ولايت ائمه عليهم السلام دانسته است.
لا اله الا الله كلام بسيار شريفي است كه به واسطه ي آن، در مرحله ي اول، تمام معبودهاي ساختگي و دروغين نفي مي‌شود (لا اله) و در مرحله ي دوم، مقام و منزلت معبود حقيقي را در خداوند منحصر مي كند (الا الله).
حروف اين كلمه ي توحيدي به گونه اي چينش شده است كه در گفتن آن به حركت لب ها نيازي نيست و اين از امتيازات مهم اين ذكر است و عنايتي است از طرف خداوند به بندگانش، به سبب تحقق اخلاص در اين ذكر توحيدي. امام صادق عليه‌السلام مرتبه ي بالاتر اخلاص در اين كلمه را چنين بيان مي كند: «كسي كه" لا اله الا الله" بگويد، داخل بهشت مي‌شود و اخلاص در آن، اين است كه" لا اله الا الله" مانع او از ارتكاب محرمات الهي شود.»( بحار الانوار، ج 8، ص 359)
امام صادق عليه السلام مي فرمايد: «كسي كه صد مرتبه" لا اله الا الله" بگويد، در آن روز [كه اين ذكر را مي گويد] از نظر عمل، افضل از همه ي مردم است، مگر از كسي كه زيادتر گفته باشد.»( وسائل الشيعه ي، ج 7، ص 183)
خواندن هزار مرتبه "لا اله الا الله" سبب نجات از گرفتاري ها و رهايي از قيد و بندها است(هزار و يك ختم، ص 33) و مداومت بر آن، علاج وسوسه است. مرحوم آيت الله كشميري براي نفي خواطر و درمان حديث نفس ذكر" لا اله الا الله" را سفارش مي كرد.(صداقت، روح و ريحان، ص 89؛ صداقت، صحبت جانان، ص 121)


فرآوري : زهرا اجلال
بخش اخلاق و عرفان اسلامي تبيان

منابع :
سايت ايكس شبهه
سايت فارس
سايت شيعه نيوز

...

دسته ها : مذهبي
چهارشنبه هجدهم 11 1391 12:42
 


در نزد خداوند عزّوجلّ چيزى منفورتر از بخل و بداخلاقى نيست. بد اخلاقى، عمل را ضايع مى‏‌كند، آن‏سان كه سركه عسل را.



رسول اكرم صلى‏ الله ‏عليه‏ و‏ آله :

اَنـَا اَديبُ اللّه‏ِ وَ عَلىٌّ اَديبى ، اَمَرَنى رَبّى بِالسَّخاءِ وَ الْبِرِّ وَ نَهانى عَنِ الْبُخْلِ وَ الْجَفاءِ وَ ما شَى‏ءٌ اَبْغَضُ اِلَى اللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ مِنَ الْبُخْلِ وَ سوءِ الْخُلُقِ، وَ اِنَّهُ ليُفْسِدُ العَمَلَ كَما يُفْسِدُ الخَلُّ الْعَسَلَ؛

حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه و آله فرمود: من ادب آموخته خدا هستم و اميرالمومنين على(عليه السلام)، ادب آموخته من است. پروردگارم مرا به سخاوت و نيكى كردن فرمان داد و از بخل و سختگيرى بازَم داشت.

در نزد خداوند عزّوجلّ چيزى منفورتر از بخل و بد اخلاقى نيست. بد اخلاقى، عمل را ضايع مى‏‌كند، آن‏سان كه سركه عسل را.

در ادامه به اختصار كمي پيرامون اين دوصفت نكاتي را بيان مي كنيم.


بخل و سخاوت


بخل يكي از ملكات زشت اخلاقي است كه گاهي به صورت روحيه در وجود انسان قرار مي‌گيرد و انسان در اثر آن «بخيل » يا « باخل » مي‌شود كه در اين نوشتار به بيان مطالب گوناگوني پيرامون اين رذيله‌ي اخلاقي مي‌پردازيم

استناد قرآني قرآن كريم در سوره‌ي حديد، آيه‌ي24 مي فرمايد:« الَّذينَ يَبْخَلُونَ وَ يَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْل‏» يعني: «كساني كه خود بخل مي‌ورزند و ديگران را هم به بخل امر مي‌كنند».

بنا بر آنچه بيان شد در مي‌يابيم كه اگر در تعريف بخل گفته شود كه « بخيل كسي است كه به ديگري چيزي عطا نكند» در اين صورت شامل قسم دوم كه بخيل ديگران را از انفاق نهي مي‌كند نمي‌شود. و اگر گفته شود كه بخيل كسي است كه نگذارد ديگران چيزي را به كسي عطا كنند شامل قسم اول ـ كه بخل ورزيدن نسبت به اموال خودِ بخيل است ـ نمي شود.

شدت و ضعف بخل در انسان ها صفت بخل در وجود انسان ها دچار ضعف و شدت است به طوريكه گاهي برخي از افراد نسبت به بذل و بخشش اموال خود به ديگران بخل مي‌ورزند. اما عده اي ديگر نسبت به اموال ديگران نيز بخيل اند و با اينكه هيچ ارتباطي به آنها ندارد و چيزي از آنها كم نمي‌شود باز هم بخشش ديگران را بر نمي‌تابندكه طبيعتا چنين افرادي در درجه‌ي شديد تري از بخل قرار دارند.

اميرالمومنين مي فرمايد: اگردرون شما آرام نيست خودت را شبيه خوش اخلاق ها بكن. يعني ظاهرت را آرام نشان بده و غضب را قورت بده . اگر شما حليم نيستيد با سختي مي توانيد خودتان را حليم نشان دهيد. انساني كه بداخلاق است نمازش بالا نمي رود

بخيل كيست؟ بخل مادي و بخل علمي و مطالعاتي چيست؟


امام علي (عليه السلام) مي‌فرمايند:

بخيل كسي است كه از انجام وظايف الهي و انساني‌اش سر باز زند لذا بخل، قلمرويي به وسعت تمامي روح آدمي دارد و كليه تنگ‌نظري‌ها و خست‌ها را در برمي‌گيرد.

انسان‌ها سه دسته هستند:

افرادي كه چه از نظر مادي و چه از لحاظ معنوي و علمي دست و دل باز بوده و از بخشش به ديگران دريغي ندارند ولي دسته ديگري هستند كه در هر شرايطي از كمك و خير رساندن به سايرين خودداري مي‌كنند.

در نهايت افراد معتدل و ميانه‌رو هستند كه با در نظر گرفتن شرايط بخشش و يا در صورت لزوم امساك مي‌كنند.


بخل در اسلام مردود است

خساست تنها در مسائل مادي خلاصه نشده و مباحث علمي و مطالعاتي را هم در بر مي‌گيرد. برخي افراد نه تنها خيزشان به ديگري نمي‌رسد بلكه سايرين را هم از بخشش منع مي‌كنند و در آيات قرآن هم به اين افراد اشاره شده است.

"نه خيلي دست خود را كاملا باز بگذاريم و نه كامل بسته نگهداريد" افزود: در هنگام بخشش مال و قسمت كردن آن با سايرين بايد خانواده خود را هم در نظر بگيريم و كاري نكنيم كه آن‌ها در سختي قرار گيرند، بلكه بايد به آيات الهي توجه كرده و راه اعتدال را در پيش گيريم.


منطق اسلام منطق اعتدال و ميانه‌روي بوده بنابراين بخيل كسي است كه در وهله اول سوءظن به خدا دارد و فكر مي‌كند كه اگر امروز به ديگري كمك كند فردا روزي براي او نمي‌رسد كه نوعي سوءظن نسبت به خالق هستي است. اين در حالي است كه وقتي ما شاخه‌هاي اضافي درختي را حرص مي‌كنيم فرصتي است براي رشد شاخه‌هاي جوانتر. انسان هم با بخشش مال خود ثمرات بسياري را از طرف خداوند شامل حال خود مي‌كند.

افراد بخيل در روند جامعه هم اخلال ايجاد مي‌كنند، زيرا اگر به نيازمندان و از كار افتادگان كمك‌هاي لازم نرسد؛ با آسيب‌هاي اجتماعي بسياري مواجه خواهيم شد. بخل گاهي اوقات تنها جنبه تنگ‌نظري پيدا مي‌كند به اين معنا كه او حتي نياز مالي هم ندارد ولي با خود مي‌گويد كسي به من كمك نكرد پس من هم سودي به ديگران نمي‌رسانم.

خساست مي‌تواند در تمام ابعاد فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي جامعه نمود پيدا كند، براي بخشش بايد اول خانواده و اقوام نزديك خود را در نظر داشته باشيم و به آنها كمك كنيم و در مرحله بعد به ساير كشورها توجه داشته باشد. براي مثال كشور سومالي كه مردم آن روزهاي سختي را مي‌گذرانند و ما با انقاقهايمان مي‌توانيم بركات خداوند را شامل حال خود سازيم.


چگونه مي توان از بداخلاقي رهايي پيدا كرد و خوش اخلاق شد؟

ريشه ي بداخلاقي غرور است. ما بايد بت اصلي را بشكنيم .اگر انسان بتواند خشم و غضب را فرو ببرد، حليم مي شود. ما بايد بدانيم كه پشت تحمل ها و مداراهاي ما، گنج هاي بزرگي خوابيده است .اگر ما در مقابل غضب ها تحمل كرديم به بركات شيرين آن مي رسيم.

وقتي ديگران با ما بداخلاقي مي كنند دل ما را مي شكنند و خدا در كنار دل شكسته ها است و آنها ما را به سمت خدا مي برند. تمام بي ادب ها و بداخلاق ها به ما درس ادب مي دهند. پس ما بايد از بداخلاقي هاي ديگران برداشت زيبا بكنيم و برداشت خوب بكنيم.

يكي از راه حل ها براي داشتن اخلاق نيكو اين است كه اگر ما حلم هم نداريم خودمان را شبيه افرادي كه حلم دارند بكنيم. هيچ وقت منفي بافي نكنيد و انرژي منفي به كسي ندهيد. اگر ما نتوانيم خودمان را بسازيم پس آمدن قرآن و پيامبران بيهوده است .نااميدي، فال بد زدن و آدم بشونيستم را ترك كنيد. هنر اين است كه انسان بداخلاق ،خوش اخلاق بشود و الا كسي كه ژنتيكي خوش اخلاق است هنري نكرده است .هرچه شما بت بزرگتر را بشكني ثواب آن بيشتر است .

همانطور كه مسائل مالي زحمت دارد، مسائل معنوي هم زحمت دارد. ما بايد تمرين كنيم .انسان مي تواند براي ادب كردن خودش ،خودش را تنبيه كند.

راه ديگر سجده بر تربت امام حسين(عليه السلام) است. مرحوم دولابي مي فرمودند كه سجده بر تربت امام حسين(عليه السلام) انسان را آرام مي كند. خُلق محمدي عالم را معطر كرده است. پيامبر مي فرمود كه سجده هايتان را طولاني كنيد. تربت امام حسين(عليه السلام) باعث قبولي نماز مي شود و سجده بر تربت باعث آرامش انسان مي شود.

اميرالمومنين مي فرمايد: اگردرون شما آرام نيست خودت را شبيه خوش اخلاق ها بكن. يعني ظاهرت را آرام نشان بده و غضب را قورت بده . اگر شما حليم نيستيد با سختي مي توانيد خودتان را حليم نشان دهيد. انساني كه بداخلاق است نمازش بالا نمي رود.

انسان خوش اخلاق، اگر فقط واجباتش را انجام بدهد تمام ثواب هاي نماز شب و مستحبات را براي او مي نويسند. اگر اخلاق جامعه ي ما درست بشود همه ي مشكلات قضايي، سياسي، اجتماعي و ... حل مي شود. منشأ تمام فتنه ها بداخلاقي است .پيامبر براي اخلاق مبعوث شده است .

روايت داريم كه خوش اخلاقي رزق را زياد مي كند و باعث عافيت مي شود .پيامبر فرمود: خوش اخلاقي خير دنيا و آخرت را مي آورد. كسي كه غضب مي كند مالك عقلش نيست و شيطان فرمان او را بدست گرفته است . پس اگر حلم نداريد خودتان را وادار به حلم كنيد و اداي انسان هاي حليم را در بياوريد . كم است كسي كه خودش را شبيه به قومي بكند مگر اينكه جزو آنها بشود. روايت داريم :تشبه به هر قوم و دسته اي ما را شبيه آنها مي كند.


فرآوري : زهرا اجلال
بخش اخلاق و عرفان اسلامي تبيان

منابع :
بيانات حجت الاسلام عالي ، برنامه سمت خدا
دروس اخلاق حضرت آيت الله سيد ابوالحسن مهدوي
دسته ها : مذهبي
چهارشنبه هجدهم 11 1391 12:39
12مرحله سير و سلوك علامه بحر العلوم



اسلام اعظم، و آن عبارت از غلبه بر لشكر شهوت و آمال و آرزوهاى دور و دراز است كه بعد از فتح و ظفر، عوامل بيدار كننده برون بر عوامل انحرافى درون پيروز مى شود و اينجاست كه قلب، مركز انوار الهى و افاضات ربّانى مى گردد.


ارباب سير و سلوك و علما و دانشمندانى كه در اين راه گام برداشته و تعليمات قرآن و سنّت را راهنماى خويش قرار داده (نه صوفيانى كه تحت تأثير مكتبهاى التقاطى و غير اسلامى بوده اند) هر يك براى خود روشى را پيشنهاد كرده اند؛ يا به تعبير دقيقتر، مراحل و منزلگاههايى در نظر گرفته اند كه در ذيل به بخشى از آنها به صورت فشرده اشاره مى شود،

در اين كتاب كه به فقيه باهر و علاّمه ماهر «بحرالعلوم» نسبت داده شده است هر چند انتساب بعضى از بخشهاى آن به اين بزرگوار بعيد به نظر مى رسد ولى قسمتهايى از آن داراى اهمّيّت فوق العاده اى است براى سير و سلوك الى اللّه و پيمودن راه قرب به پروردگار عوالم چهارگانه و به تعبير ديگر، چهار منزلگاه مهم ذكر شده است:
1 ـ اسلام
2 ـ ايمان
3 ـ هجرت
4 ـ جهاد
و براى هر يك از اين عوالم چهارگانه سه مرحله ذكر شده است كه مجموعاً دوازده مرحله مى شود كه پس از طىّ آنها، سالك الى اللّه وارد عالم خلوص مى گردد، و اين مراحل دوازده گانه به شرح زير است:


منزل اوّل، اسلام اصغر است، و منظور از آن اظهار شهادتين و تصديق به آن در ظاهر و انجام وظائف دينى است.
منزل دوم، ايمان اصغر و آن عبارت از تصديق قلبى و اعتقاد باطنى به تمام معارف اسلامى است.
منزل سوم، اسلام اكبر است و آن عبارت است از تسليم در برابر تمام حقايق اسلام و اوامر و نواهى الهى.
منزل چهارم، ايمان اكبر است و آن عبارت از روح و معنى اسلام اكبر مى باشد كه از مرتبه اطاعت به مرتبه شوق و رضا و رغبت منتقل شود.
منزل پنجم، هجرت صغرى است، و آن انتقال از «دارالكفر» به «دارالاسلام» است مانند هجرت مسلمانان از مكّه كه در آن زمان كانون كفر بود به مدينه.
منزل ششم، هجرت كبرى است، و آن هجرت و دورى از اهل عصيان و گناه و از همنشينى با بدان و ظالمان و آلودگان است.
منزل هفتم، جهاد اكبر است، و آن عبارت از محاربه و ستيز با لشكر شيطان است با استمداد از لشكر رحمان كه لشكر عقل است.
 


حتّى به ظاهر شدن خارق عادت و اطّلاع بر علوم پنهانى و اسرار نهان انسان، و عبور بر ب و تش، و اطّلاع بر مسائل مربوط به ينده و مانند ن نمى توان اطمينان كرد كه صاحب چنين اعمالى مقام پيشرفته اى در سلوك راه حق دارد زيرا، اينها همه در مرتبه مكاشفه روحيّه حاصل مى شود، و از نجا تا سرحدّ وصول و كمال، راه بسيار است.


حتّى به ظاهر شدن خارق عادت و اطّلاع بر علوم پنهانى و اسرار نهان انسان، و عبور بر ب و تش، و اطّلاع بر مسائل مربوط به ينده و مانند ن نمى توان اطمينان كرد كه صاحب چنين اعمالى مقام پيشرفته اى در سلوك راه حق دارد زيرا، اينها همه در مرتبه مكاشفه روحيّه حاصل مى شود، و از نجا تا سرحدّ وصول و كمال، راه بسيار است.


بعد از فتح و ظفر، عوامل بيدار كننده برون بر عوامل انحرافى درون پيروز مى شود و اينجاست كه قلب، مركز انوار الهى و افاضات ربّانى مى گردد.
منزل دهم، ايمان اعظم است، و آن عبارت از مشاهده نيستى و فناى خود در برابر خداوند است، و مرحله دخول در عالم فَادْخُلى فى عِبادى وَادْخُلى جَنَّتى است كه در اين هنگام حقيقت عبوديّت و بندگى خدا ظاهر مى شود.
منزل يازدهم، هجرت عظمى است، و آن مهاجرت از وجود خود و به فراموشى سپردن آن، و سفر به عالم وجود مطلق، و توجّه كامل به ذات پاك خداست كه در جمله «وَادْخُلى جَنَّتى» خطاب به آن شده است.
منزل دوازدهم، جهاد اعظم است كه بعد از هجرت از خويشتن، متوسّل به ذات پاك خداوند مى شود تا تمام آثار خودبينى در او محو و نابود گردد و قدم در بساط توحيد مطلق نهد.
بعد از پيمودن اين عوالم دوازده گانه وارد عالم خلوص مى شود، و مصداق «بَلْ اَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقَوُنَ» مى گردد.(1)
در رساله سير و سلوك منسوب به علاّمه بحرالعلوم بعد از ذكر عوالم و منازل بالا به چگونگى طى نمودن اين راه پرمشقّت و پرافتخار پرداخته و بيست و پنج دستور براى وصول به اين مقاصد بالا و والا مى دهد كه آنها را بطور فشرده در ذيل مى آوريم:


سالك الى اللّه و رهرو راه قرب به پروردگار براى وصول به اين عوالم، بعد از آن كه اصول دين را از طرق معتبر شناخت و به فروع احكام دينى و اسلامى كاملا آشنا شد، بار سفر مى بندد و به راه مى افتد و با انجام دستورهاى بيست و پنجگانه زير به سوى مقصد همچنان پيش مى رود:


اوّل، ترك آداب و عادات و رسومى است كه انسان را از پيمودن راه باز مى دارد و غرق در آلودگيها مى كند.


دوم، عزم قاطع بر پيمودن راه، كه از هيچ چيز نترسد و با استمداد از لطف خدا ترديدى به خود راه ندهد.


سوم، رفق و مدارا، و آن اين كه در آنِ واحد امور زيادى را بر خود تحميل نكند مبادا دلسرد و متنفّر شود، و از پيمودن راه بازماند.


چهارم، وفا، و آن عبارت از اين است كه نسبت به آنچه توبه كرده وفادار بماند و به آن باز نگردد، و نسبت به آنچه استاد راه مى گويد وفادار بماند.



پنجم، ثبات و دوام است، به اين معنى كه برنامه هايى را كه انتخاب مى كند به صورت عادت مستمر در آيد تا بازگشتى در آن صورت نگيرد.



ششم، مراقبت است، و آن عبارت از توجّه به خويش در تمام احوال است كه تخّلفى صورت نگيرد.


هفتم، محاسبه است، كه در حديث «لَيْسَ مِنّا مَنْ لَمْ يُحاسِبْ نَفْسَهُ كُلَّ يَوْم كسى كه همه روز به حساب خويش نرسد از ما نيست!»(1) به آن اشاره شده است.



هشتم، مۆاخذه است، منظور از مۆاخذه اين است كه هر گاه مرتكب خطايى شد به خويشتن تنگ بگيرد و از اين راه خود را مجازات كند.


نهم، مسارعت است، يعنى به مقتضاى امر «وسارِعُوا اِلى مَغْفِرَة مِنْ رَبِّكُمْ»(2) كه در قرآن مجيد آمده در مسير حق شتاب كند، پيش از آن كه شيطان مجال وسوسه يابد.



دهم، ارادت است، و آن عبارت از اين است كه باطن خود را چنان خالص كند كه هيچ غِشّى در آن نباشد، و نسبت به صاحب شريعت و اوصياى معصوم او كاملا عشق ورزد.



يازدهم، ادب است، يعنى نسبت به ساحت قدس خداوند و رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) و جانشينان معصوم او شرط ادب نگاه دارد، و كمترين سخنى كه نشانه اعتراض باشد بر زبان نراند، و در تعظيم اين بزرگان بكوشد و حتّى در بيان حاجت از الفاظى كه نشانه امر و نهى است بپرهيزد.


دوازدهم، نيّت است، و آن عبارت است از خالص ساختن قصد در اين سير و حركت و جميع اعمال از براى خداوند متعال.


سيزدهم، صَمْت است، به معنى خاموشى و حفظ زبان از سخنان زائد و اكتفا به مقدار لازم.


چهاردهم، جوع و كم خوردن، كه از شروط مهمّه پيمودن اين راه است ولى نه تا آن حد كه باعث ضعف و ناتوانى گردد.


پانزدهم، خلوت است، و آن عبارت است از كناره گيرى از اهل عصيان و طالبين دنيا و صاحبان عقول ناقصه و به هنگام عبادات و توجّه به اذكار، دور از ازدحام و غوغا بودن.



شانزدهم، سَهَر و شب بيدارى (مخصوصاً بيدارى در آخر شب)، كه در آيات و روايات اسلامى كراراً به آن اشاره شده است.


هفدهم، دوام طهارت، يعنى هميشه با وضو بودن است كه نورانيّت خاصّى به باطن انسان مى دهد.


هيجدهم، تضرّع به درگاه خداوند ربّ العزّة است، كه هر چه بيشتر بتواند اظهار خضوع در پيشگاه پروردگار كند.


نوزدهم، پرهيز از خواسته هاى نفس (هر چند مباح باشد) تا آنجا كه در توان دارد.


بيستم، رازدارى و كتمان سرّ، كه از مهمترين شرايط است، كه اساتيد اين رشته به آن اصرار مى ورزيدند، و آن اين كه اعمال و برنامه هاى خويش را در اين راه مكتوم دارد (تا كوچكترين تظاهر و ريا در آن حاصل نشود) و اگر مكاشفاتى از عوالم غيب براى او دست داد آن را نيز پنهان دارد و به اين و آن بازگو نكند (تا گرفتار عجب و خودبينى نگردد).
بيست و يكم، داشتن مربّى و استاد است، اعم از استاد عام كه در كارهاى مربوط به سير و سلوك با ارشاد او پيش مى رود و استاد خاص كه آن رسول خدا(صلى الله عليه وآله) و امامان معصوم(عليهم السلام)مى باشد.
البتّه بايد سالك توجه داشته باشد كه اين، مرحله بسيار دقيق و باريكى است تا كسى را نيازمايد و از صلاحيّت علمى و دينى او آگاه نشود، در ارشادات به او تكيه نكند كه گاه شياطين در لباس استاد درآيند و گرگان ملبّس به لباس چوپان شوند و سالك را از راه منحرف سازند.


مرحوم علاّمه طباطبايى در اين زمينه مى گويد: كه حتّى به ظاهر شدن خارق عادت و اطّلاع بر علوم پنهانى و اسرار نهان انسان، و عبور بر آب و آتش، و اطّلاع بر مسائل مربوط به آينده و مانند آن نمى توان اطمينان كرد كه صاحب چنين اعمالى مقام پيشرفته اى در سلوك راه حق دارد زيرا، اينها همه در مرتبه مكاشفه روحيّه حاصل مى شود، و از آنجا تا سرحدّ وصول و كمال، راه بسيار است.
بيست و دوم،«ورد» است، و آن عبارت است از ذكرهاى زبانى كه راه را به روى سالك مى گشايد و او را براى گذشتن از گردنه هاى صعب العبور مسير الى اللّه يارى مى دهد.
بيست و سوم، نفى خواطرات است، و آن عبارت است از تسخير قلب خويشتن و حكومت بر آن، و تمركز فكر به گونه اى كه هيچ تصوّر و خاطره اى بر او وارد نشود مگر به اختيار و اذن آن و به تعبير ديگر، افكار پراكنده بى اختيار فكر او را به خود مشغول ندارد، و اين يكى از كارهاى مشكل است.
بيست و چهارم، فكر است، و منظور از آن، آن است كه سالك با انديشه عميق و فكر صحيح در آگاهى و معرفت بكوشد، و تمام تفكّر او مربوط به صفات و اسماء الهى و تجلّيات و افعال او بوده باشد.
بيست و پنجم، ذكر است، و منظور از آن، توجّه قلبى است به ذات پاك پروردگار نه ذكر با زبان كه به آن ورد گفته مى شود و به تعبير ديگر، منظور اين است كه تمام نظر خويش را به جمال پروردگار متوجّه سازد و از غير او چشم بپوشد.
اين بود خلاصه آنچه از سير و سلوك منسوب به علاّمه بحرالعلوم استفاده مى شود كه علاّمه طباطبائى نيز همين روش را با مختصر تفاوتى ـ مطابق آنچه در رساله «لبّ اللّباب» ـ آمده دنبال كرده است.



پي نوشت ها:
1. ارشاد القلوب ديلمى، باب 39.
2. آل عمران ـ 133.

فراوري: محمدي
بخش اخلاق و عرفان اسلامي تبيان


منبع : اخلاق در قرآن جلد 1 ،آيت الله مكارم شيرازي
چهارشنبه هجدهم 11 1391 11:7

دينداري جوگيري

افسران - دينداري جوگيري

شايد لازم باشه يه تجديد نظر در دينداري هامون بكنيم

..

...

دسته ها :
چهارشنبه هجدهم 11 1391 10:57

فرهنگ نيوز : آيت الله العظمي "مكارم شيرازي" در كتاب"وهابيت بر سر دوراهي" مي نويسند:

« فراموش نمي كنم در سال هاي نخستين كه به زيارت خانه خدا مشرف شده بودم، در مدينه منظره عجيبي ديدم كه مرا سخت در فكر فرو برد. گروهي به نام "آمرين به معروف" (از متعصبان وهابي) با ريش هاي بسيار بلند اطراف مرقد پيامبر اكرم(ص) را گرفته بودند و هر كدام شلاقي در دست داشتند و هر كس به قصد بوسيدن مرقد پيامبر(ص) نزديك مي شد، بر سرش مي كوفتند و مي گفتند: (( هذا حديد، هذا خشب و هذا شرك؛ اين ضريح يك قطعه آهن و چوب بيش نيست، اين كار شما شرك است)) !
 
آن ها از اين نكته غافل بودند كه هيچ عاقلي آهن و چوب را به خاطر آهن و چوب نمي بوسد،بلكه اين كار حركت نماديني است براي اظهار علاقه و عشق و محبت به صاحب آن قبر، همانگونه كه همه مسلمين حتي خود وهابي ها جلد قرآن را مي بوسند. آيا اظهار عشق و علاقه و محبت به قرآن  و پيغمبر اكرم(ص) شرك است؟ هيچ عقل و منطقي با چنين عقيده اي موافق نيست.
 
مردم جهان پرچم كشور خود را مي بوسند و به آن احترام مي گذارند،آيا مقصودشان اظهار علاقه به يك قطعه پارچه بي ارزش است كه شايد جزء طاقه پارچه اي بوده كه بخشي از آن پرچم شده و بخش ديگري را پيراهن و شلوار كرده اند؟
 
به يقين هدف آنها احترام به استقلال كشورشان است و مصداق حب الوطن است.آيا هيچ كس احترام به وطن و آب و خاك را شرك مي شمرد؟!
 
جالب اينكه همه وهابي ها به «حجرالاسود» احترام مي گذارند و آن را مي بوسند، هنگامي كه مي گوييم: هذا حجر لايضر و لاينفع... اين نيز قطعه سنگي بيش نيست و سرنوشت ما در دست آن نمي باشد، مي گويند: پيغمبر(ص)آن را بوسيده ماهم پيروي مي كنيم و مي بوسيم!
 
مي گوييم:مقصودتان اين است كه پيغمبر(ص) به شما اجازه شرك داده و اين مورد مستثني است و نوعي شرك جايز است،يا بوسيدن دليل بر شرك نيست؟
 
اينجا سكوت مي كنند و پاسخي ندارند.
 
اضافه بر اين مي گوييم همه شما"جلد قرآن" را مي بوسيد و اين كار را جايز مي شمريد،يك قطعه چرم و مقوا چه ارزشي دارد كه مي بوسيد؟
 
مي گويند: هدف اظهار محبت و احترام به قرآن است!
 
مي گوييم: اين كار شرك نيست؟
 
مي گويند:صحابه رسول خدا(ص) قرآن را مي بوسيدند!
 
مي گوييم آيا حضرت اجازه داده شما مشرك شويد؟با اين كه دليل شرك غير قابل تخصيص است: « اِنَّ اللَّهَ لايَغْفِرُ اَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرى اِثْماً عَظيماً.» (۱)
«خداوند(هرگز) شرك را نمي بخشد؛ و گناهان پايين تر از آن را براي هر كس بخواهد (و شايسته بداند) مي بخشد. و آن كس كه براي خدا، شريكي قرار دهد،گناه بزرگي مرتكب شده است.»
 
به يقين بطلان شرك به حكم عقل قطعي ثابت شده و حكم عقل قابل تخصيص نيست.
 
در اينجا پاسخي ندارند.
 
كوتاه سخن اينكه آن ها در گردابي از تضادها و تناقض ها غوطه ورند و خودشان هم كم و بيش مي دانند اما به رو نمي آورند.»
 
پي نوشت:
۱ـ نساء آيه
...
..
۴۸
 
دسته ها : حديث و روايات
چهارشنبه هجدهم 11 1391 10:48

گاهي كه ميرسم به تَهِ خط گرفتاريها
اونجا كه ديگه حرفي نميمونه جزشكايت
لحظه اي به آدمهاي ديگه فكرميكنم
آدمهاي گرفتارتر، مريضتر...
خداياشكرت

......

...

دسته ها : دعا
چهارشنبه هجدهم 11 1391 1:25

..

ملت ايران در راهپيمايي 22 بهمن 91 سنگ تمام خواهد گذاشت

افسران - ملت ايران در راهپيمايي 22 بهمن 91 سنگ تمام خواهد گذاشت

ملت ايران در راهپيمايي 22 بهمن 91 سنگ تمام خواهد گذاشت

ئ

دسته ها :
چهارشنبه هجدهم 11 1391 1:18

...آقا بيا تا زندگي معنا بگيرد
شايد دعاي مادرت زهرا بگيرد
آقا بيا تا با ظهور چشم‌هايت
اين چشم‌هاي ما كمي تقوا بگيرد

/.

دسته ها : امام زمان(عج)
چهارشنبه هجدهم 11 1391 1:6

شركتهايي كه بايد تحريم كنيم 1

افسران - شركتهايي كه بايد تحريم كنيم 1

شركتهايي كه بايد تحريم كنيم 1

دسته ها :
سه شنبه هفدهم 11 1391 18:51

درد دارد
زندگي در عصري كه شعار مردمانش "ما اهل كوفه نيستيم" باشد
امــــا
طلحه و زبيرها در وسط ميدان عربده كشي كنند
و علي همچنان تنها بماند

...

 

دسته ها :
سه شنبه هفدهم 11 1391 17:52

نماز بي ولايت حقه بازيست
اساس مسجدش بتخانه سازيست
چرا دشمن نمي خواهد بفهمد
وضوي بي ولايت آب بازيست

...

//

 

دسته ها : نماز
سه شنبه هفدهم 11 1391 17:50

كاش هر چه زودتر بانگ انا المهدي به گوش همگان مي رسيد و اين نوا مرهمي بر دلهاي پريشانمان ميگرديد...

دسته ها :
سه شنبه هفدهم 11 1391 17:47

 

افسران - يا فاطمه اشفعي لنا في الجنه

مي‌بارد از ضريح تو رحمت، از آسمان اسم تو عصمت،
از «اشفعي لنا»ي تو «جنت»، وا شد به‌ روي ما، به دعايت

دسته ها :
سه شنبه هفدهم 11 1391 8:32
 
افسران - آيت‌الله جوادي‌آملي ملك شخصي خود را وقف كرد

...

نماينده رئيس سازمان اوقاف و امور خيريه در امور حوزه علميه گفت: آيت‌الله جوادي آملي، 383 هزار و 874 متر از عرصه و اعيانش را براي ترويج احكام ديني وقف كرد.

به گزارش قائم آنلاين به نقل از روابط عمومي اداره كل اوقاف مازندران، نماينده رئيس سازمان اوقاف و امور خيريه در امور حوزه‌هاي علميه اظهار داشت: بر اساس وقف‌نامه اين موقوفه كه 13 آذرماه سال 91 با شماره 19256 به ثبت رسيده است، آيت‌الله عبدالله جوادي‌آملي با در نظر گرفتن همه شرايط جامع وقف، واقف، موقوفه و موقوف عليه 383 هزار و 874 متر مربع از عرصه و اعيان ملك خويش را واقع در شهرستان آمل وقف حوزه علميه آمل (مدرسه امام‌ حسن عسگري(ع)) كرد.

حجت‌الاسلام سيد جلال رضوي‌مهر ادامه داد: در بخشي از اين وقف‌نامه هشت صفحه‌اي، واقف نيت خويش را تحقيق، تفسير و تدريس و تأليف و پژوهش قرآن كريم، فلسفه اسلامي، كلام، فقه، اصول و ساير دانش‌هاي اسلامي قرار داده است.

همچنين در بخش ديگري از اين وقف‌نامه جامع مي‌خوانيم: «ثواب اين عمل عبادي بعد از قبول خدايي كه «يقبل اليسير و يعفو عن الكثير» به ذوات قدسي اهل‌بيت عصمت و طهارت (ع) اهدا مي‌شود و چون تمام بركات آسماني و زميني به بركت خاتم اوصيا و اولياي حضرت حجت بن‌ الحسن العسگري (ع) است، مهم‌ترين وظيفه خود را انتظار ظهور و بهترين دعا را تعجيل در فرج و سلامتي آن ذات مقدس مي‌دانيم.

بر اساس برآورد كارشناسان، ارزش ريالي اين ملك بيش از 153 ميليارد، معادل 15 ميليارد و 549 ميليون و 600 هزار تومان برآورد شده است.

....

دسته ها :
سه شنبه هفدهم 11 1391 8:25

مردم در خيابان‌ها و در حمايت از دولت بازرگان تظاهرات مي‌كنند. شعارها عليه بختيار است، مردم بختيار را نمي‌خواهند. بختيار سعي دارد به مردم بفهماند در انجام وعده‌هاي خود كوشاست.
به همين منظور در جلسه‌ي مجلس حضور مي‌يابد و نمايندگان در حضور بختيار طرح‌هاي انحلال ساواك و دستگيري نخست‌وزيران و وزيران دولت از سال 1341 تا آن سال كه متهم به سوء استفاده از قدرت بودند را تصويب مي‌كنند.

جهت مشاهده تصاوير در اندازه اصلي روي آن ها كليك كنيد!

 

...

../

 

دسته ها :
دوشنبه شانزدهم 11 1391 23:41
 
افسران -  اذعان رسانه‌هاي "غربي:جنگنده‌ اي " كه نيروي دريايي آمريكا را فلج مي‌كند
افسران -  اذعان رسانه‌هاي "غربي:جنگنده‌ اي " كه نيروي دريايي آمريكا را فلج مي‌كند
 
 
 

رونمايي از هواپيماي جنگنده "قاهر 313"، بسياري از كارشناسان و رسانه‌هاي غربي را شگفت‌زده كرده است، به‌طوري كه برخي از‌ آن‌ها اعتقاد دارند اين جنگنده مي‌تواند ناوگان دريايي آمريكا در خليج فارس را زمين‌گير كند.
به گزارش خبرنگار دفاعي - امنيتي باشگاه خبرنگاران، نسل جديد جت‌هاي جنگنده بومي ايران در سومين روز از دهه مبارك فجر(14بهمن ماه 1391) توسط رئيس جمهور، رونمايي شد. به اذعان رسانه‌هاي غربي و منطقه، جنگنده "قاهر اف-313" يكي از انواع پيشرفته در نوع خود مي‌‌باشد كه متخصصان داخلي ايران آن را طراحي و توليد كرده‌اند.
وب‌سايت‌تحليلي آمريكايي "Business insider"، در گزارشي اذعان مي‌كند كه جنگنده جديد ايران مي‌تواند به راحتي نيروي دريايي آمريكا در منطقه خليج فارس را هدف قرار دهد. اين پايگاه تحليلي در ابتداي گزارش خود به رونمايي از قاهر 313، اشاره كرده و مي‌نويسد: جنگنده قاهر نسبت به ديگر جنگنده‌هاي ايراني متمايز است. بر اساس تصاوير منتشر شده است از اين جنگنده، قاهر داراي طراحي عجيبي است.
در ادامه اين گزارش به قدرت جنگي قاهر 313 اشاره شده و Business Insider،‌ صراحتا اذعان مي‌كند كه قاهر مي‌تواند ناوگان پنجم نيروي دريايي آمريكا را فلج و نيروي دريايي اين كشور را زمين‌گير كند.
خبرگزاري روسيه‌اي Russia Today، در گزارش خود، طراحي جنگده قاهر 313 را جسورانه خوانده و آن را در رديف جنگنده‌هاي پيشرفته مي‌داند. اين خبرگزاري به ويژگي‌هاي "چشم‌گير" قاهر پرداخته و اذعان مي‌كند طراحي رادارگريز اين جنگنده آن را در رديف هواپيماهاي جنگي قرار مي‌دهد. هم‌چنين راشاتودي در ادامه گزارش اعلام مي‌دارد كه كانوپي مدرن اين هواپيما بي‌همتا بوده و بال‌‌هاي آن داراي طراحي منحصر به فردي است.
روزنامه انگليسي گاردين، نيز پرواز جنگنده نسل جديد قاهر 313 را نشان‌دهنده خودكفايي ايران در زمينه فناوري نظامي دانسته است.
پايگاه خبري NBCNEWS، گزارش خود را با عنوان "ايران از هواپيماي جنگنده پيشرفته خود رونمايي كرد" آغاز مي‌كند.بنا به گزارش ان‌بي‌سي، ايران كه تحت تحريم‌ها قرار داشته و تامين قطعات هواپيما براي اين كشور مشكل است، به دنبال راهبردهاي بومي رفته و از متخصصان داخلي براي جبران اين كمبودها استفاده كرده كه تاكنون موفق بوده است.
پايگاه آمريكايي Thestar، به نقل از مقامات ايران، بارزترين ويژگي جنگنده قاهر- 313، را رادارگريز بودن اين جنگنده مي‌داند. اين پايگاه آمريكايي در ابتداي گزارش خود مي‌نويسد، قاهر تنها يكي از جنگنده‌هايي است كه نيروهاي نظامي ايران از سال 2007 طراحي و عرضه كرده‌ است. تهران در سال‌هاي اخير با وجود تحريم‌ها به قدرت فناوري نظامي خود افزوده است. به گزارش Thestar، ايران برنامه خودكفايي نظامي خود را از دهه 80 ميلادي آغاز كرده و علي‌رغم تحريم‌ها توانسته‌ است از عهده اين امر به خوبي برآيد. از سال 1992، ايران، تانك‌، نفربر، موشك‌، اژدر، پهپاد و جنگنده‌هاي بومي را به دست متخصصان داخلي خود طراحي و توليد كرده است.

دسته ها : خبر
دوشنبه شانزدهم 11 1391 23:4

هر كار بدي كردي كار خوبي انجام بده تا ان را پاك كند

 

حضرت رسول اكرم (ص)

دسته ها : حديث و روايات
دوشنبه شانزدهم 11 1391 22:52
پيش فرض نظر آيه الله مكارم شيرازي درباره امكان برقراري مكالمه تصويري

٨٥٢١ – امكان برقراري مكالمه تصويري [روابط زن و مرد]

نقل قول:
سوال:

نظر شما در مورد امكان مكالمه تصويري كه جديدا توسط يكي از اپراتورهاي تلفن همراه ارائه مي شود چيست ؟

به يقين مفاسد اين كار از فوائد آن بيشتر است و منشأ مفاسد جديدي در جامعه ما كه متاسفانه درگير مفاسد مختلفي است خواهد شد و با توجه به اين كه ضرورتي براي اصل اين كار نيست بنابراين شركتهاي خصوصي و دولتي بايد از آن خودداري كنند و مكلفين نيز بايد از خريد آن خودداري نمايند.

دسته ها : احكام بانوان
دوشنبه شانزدهم 11 1391 18:58
علامه حسن زاده: ظهور اتفاق افتاده!!






در حالي كه برخي از ديرباوران هيچ دورنماي اميدواركننده اي را براي نزديكي ظهور نمي بينند بزرگاني مانند علامه حسن زاده آملي با بياناتي حكيمانه ، آنچنان ظهور را ملموس و در دسترس نشان مي دهند كه اميد و نيروي مضاعفي براي پيمودن اندك فاصله باقيمانده تا آن دوران طلائي در جامعه منتظر ايجاد مي نمايد



در حالي كه برخي از ديرباوران هيچ دورنماي اميدواركننده اي را براي نزديكي ظهور نمي بينند بزرگاني مانند علامه حسن زاده آملي با بياناتي حكيمانه ، آنچنان ظهور را ملموس و در دسترس نشان مي دهند كه اميد و نيروي مضاعفي براي پيمودن اندك فاصله باقيمانده تا آن دوران طلائي در جامعه منتظر ايجاد مي نمايد ، اين بيانات پرمغز و اميدوار كننده كه در سال ۸۰ و در جمع برخي از طلاب محقق و مشتاق ظهور ايراد شده است ، از چنان اهميت بالايي برخوردار است كه مي طلبد منتظران ظهور بارها و بارها با مطالعه ، پيرامون آن بينديشند...

« بسم الله الرحمن الرحيم »

اوائل روزهاي سال ۱۳۸۰ با جمعي از دوستـــان عازم شهر مقدس قـــم شديم در ايام حضور در قم با محقق بزرگواري آشنا شديم كه در مورد ظهور و نشانه هاي آن تحقيقات گسترده اي انجام داده بود و با استدلالهاي روائي جالب معتقد بود كه ظهور بسيار نزديك است نكات علمي سخنان ايشان، هر شنونده اي را به تفكر واميداشت و قضيه فراتر از يك ادعاي احساسي و بي بنيان بود تا اين كه در همان ايام توفيق، يارِ جمع دوستان شد و در صبح يك روز بهاري موفق به حضور در بيت علامه حسن زاده آملي (حفظه الله تعالي) شديم و از نزديك اين دانشمند گرانقدر را زيارت كرديم داستان چگونگي حضور در محضر ايشان و ساعتي كه در خدمت معظم له بوديم خود جرياني شيرين و درس آموز است كه وقت مستقلي براي بيان ميخواهد كه در اين مقاله مختصر نمي گنجد.

اما آنچه باعث شد آن جلسه براي اين حقير به ياد ماندني و سرنوشت ساز شود مطرح شدن ماجراي تحقيق برادر محققمان درمورد ماجراي ظهور ونشانه هاي آن بود آن طلبه فاضل به تفصيل موضوع را براي حضرت علامه شرح دادند و ايشان با ادب و حوصله مثال زدني به دقت به سخنان ايشان گوش دادند همه دوستان حاضر در جلسه لحظه شماري ميكردند تا عكس العمل علامه حسن زاده را در قبال مسائل مطرح شده مشاهده كنند بعد از پايان سخنان برادر بزرگوار، استاد لحظه اي تامل كردند و سپس با خنده شيرين و معنا داري به جمع نگاه كرده و با آن لهجه شيرين فرمودند خلاصه عرائض حضرات اين است كه ميخواهيد بفرماييد كه ظهور حضرت نزديك است؟ با تاييد دوستان ايشان فرمودند:

اگر بــــگويم ظــــهور اتفـــاق افتـــــاده چه؟

همه جا خورديم. اصلا انتظار چنين مطلبي را از ايشان نداشتيم همه مات و متحير اين سخن ايشان بوديم و نميدانستيم چه بگوييم؛

علامه كه متوجه تحير جمع شده بود با بياني حكيمانه اين گونه مطلب را توضيح دادند براي توضيح مطلب بايد مثالي بيان شود پرودگار متعال قواعد عالم ملكوت را نظير و شبيه قواعد عالم ملك قرار داده و عالم تكوين را منطبق با عالم تشريع خلق كرده تا بشر با پي بردن به اسرار و قواعد عالم ملك و تكوين، پي به اسرار ملكوت و تشريع ببرد و از اين هماهنگي و شباهت حكمتهايي استفاده كند يكي از اين قواعد مسلم و عمومي طبيعت، تدريجي بودن تحولات ميباشد في المثل حركت وضعي زمين و در پي آن طلوع و غروب خورشيد يك فرايند تدريجي است اگر خورشيد به يك باره در آسمان زندگي مادي و طبيعي طلوع يا غروب كند در روند حيات اختلال ايجاد ميشود و هيچ موجود زنده اي قادر به تطبيق خود با تغيير وضعيت نور در ميدان حيات نخواهد بود و نظم زندگي به هم مي ريزد.

خورشيد بايد به تدريج غروب و طلوع كند تا موجوداتِ تحت تاثير خورشيد بتوانند خود را با تغييرِ رخ داده تطبيق كرده و حيات به چرخه ي نظم خود ادامه دهد نظير همين اتفاق نيز در حيات معنوي و ملكوتي بشر، در حال، اتفاق افتاده است.

علامه بزرگوار در توضيح اين مطلب فرمودند :

امام معصوم، خورشيد آسمان حيات معنوي بشر است و طلوع و غروب ايشان در صحنه حيات بشر تابع قواعدي شبيه قواعد طبيعي خورشيد است اگر مقوله غيبت و ظهور حضرت بطور دفعي و بدون هيچ زمينه اي واقع شود، مسلما جوامع بشري تاب اين تحول شديد را نخواهد داشت.

بدين علت حكمت الهي مقتضي تدريجي بودن اين اتفاق عظيم است با بررسي تاريخ حيات با بركت حضرت در ميابيم كه اين اتفاق درمورد غيبت حضرت واقع شده است غير از اينكه حيات سه امام همام قبل از امام عصر(عج) تقريبا به حالت غيبت بوده و نوعي تمرين براي شيعيان براي زندگي مومنانه بدون ارتباط فيزيكي با امام بود.

غيبت حضرت به دو مرحله غيبت صغري و كبــــــري تقسيم ميشود مرحله غيبت صغري به مثابه آماده كردن مردم براي غيبت اصلي و طــــــولاني حضرت بوده است.

همين حكمت در دوران ظهور حضرت هم رعايت خواهد شد بشري كه در طول صد ها سال در دل ظلمت زندگيِ بدون حاكميت فرهنگ توحيـــــدي-ولايــــــي نشو و نما پيدا كرده ظرفيت تحمل ناگهاني نور وجودي كه به تعبير قرآن زمين را اشراق ميكند "اشرقت الارض بنور ربها..." را ندارد لذا بايد واسطه در اين بين وجود داشته باشد بدين معنا كه مجالي براي تجلي نور ايشان در وسعت هاي محدود بوجود آيد، كه مردم بتوانند خود را براي حضور آن مقام رفيع آماده كنند.

سپس آن عارف روشن ضمير تاملي كرده و با قاطعيت، جملاتي فرمودند كه باعث شد جمع حاضر به وجد آمده و طوفاني از شادي و سرور در دل و جان حضار پديد آيد؛

و آن از اين قرار بود :

قرائن و شواهد نشان مي دهد انقــــلاب اســـلامي و نــــظام مقـــــدس جمهـــــوري اســـــلامي ايران ظهور صغراي حضرت بقيه الله الاعظم و بين الطلوعين حكومت جهاني امام زمان ارواحنا فداه مي باشد.


آنگاه اين مژده بزرگ را بيان مثال هايي شرح دادند ايشان فرمودند:
مثلا اين مراسمات عبادي و معنوي را ببينيد ، روزي در همين شهر قم، اگر چند طلبه بصورت انفرادي و با هزينه شخصي چند روزي اعتكاف ميكردند، ميگفتيم الحمد الله معنويت در حوزه پيشرفت كرده ولي اكنون ميبينيم چند هفته قبل از ايام اعتكاف شاهد جواناني هستيم كه چندين شبانه روز و در سخت ترين شرايط و با كم ترين امكانات در مساجد و حرمها معتكف ميشوند و عمده هدف خود را خود سازي براي آمادگي ظهور اعلام ميكنند مگر در ايام رژيم گذشته عموم مردم از معارف اهل بيت و ادعيه ايشان اينقدر اطلاع داشتند!؟

در روز عرفه در غير صحراي عرفه شايد خواصي پيدا ميشدند كه دعاي عرفه سيد الشهدا را با آن مضامين بلند و عرشي را قرائت ميكردند؛ اما اكنون چه؟ از ظهر تا عصر عرفه، مساجد ، حرمها و خيابانهاي اطراف و رسانه ها بسيج مي شوند تا ميليونها انسان اعم از نوجوان و جوان و پير و زن و مرد و عامي و عالم در كنار هم نشسته و با ناله و تضرع، اين دعاي به اين حجم را قرائت مي كنند ،



اينها فرج امام زمان نيست، پس چيست؟

زماني بر اين ملت گذشت كه حتي در ميان خواص كمتر كسي پيدا ميشد كه بتواند قرآن را از روي مصحف، به درستي قرائت كند تا چه رسد به درك معاني و معارف قرآن.

اما اكنون ميبينيم كه درسراسر كشور دهها هزار حافظ و قاري قرآن تربيت شده اند كه بدنبال درك حقائق قرآن و عمل به آنها هستند ،
آيا اينها جلوه هاي ظهور نيست؟

This image has been resized. Click this bar to view the full image. The original image is sized 1083x302 and weights 52KB.

نمـــاز جمـــعه ها، راهپيـــمايي ها، جهـــادها و شهــــادت ها، احيـــاء مهـــديه ها و جمـــكران، اقـــــبال مردم به دعـــــاي ندبــــه و... همه و همه نشان از يك خيزش عظيم و تحولي بي سابقه در تاريخ تشيع و همه جلوه هايي از ظهور صغري است.
ظهـــــور برنــــامه اي، شخصيـــــتي و حقــــوقي حضرت مهـــــــدي موعـــــود(عج) بوده و ظهــور جهاني و اصلي حضرت، ظهـــور شخصي و حقيـــقي ايشــان ميباشد هر كس هر كاري ميخواهد در دوران ظهور انجام دهد الان شروع كند چون وقتش فرا رسيده و زمينه اش از هر جهت آماده است.
راوي : حجت الاسلام حسين نژاد
منبع: پايگاه فرهنگي و اطلاع رساني صاحب الزمان عج



....



...

دوشنبه شانزدهم 11 1391 18:45

 

 





پس از دعواها و مجادلات چندين باره سران قوا و تاكيدات رهبر انقلاب در ماه هاي اخير و بيانات امام روح الله (ره) مجله فرهنگي راز۵۷ متن و صوتي پيرامون اين موضوع منتشر مي كندو همچنين هرگونه موضع گيري و قضاوت در رابطه با درستي و يا نادرستي سخنان سران را به هيچ عنوان توصيه نمي كنيم!

از امروز تا روز انتخابات، هر كسى احساسات مردم را در جهت ايجاد اختلاف به كار بگيرد، قطعاً به كشور خيانت كرده.

“البته اختلاف نظر، فراوان است؛ هيچ اشكالى هم ندارد – دو نفر مسئولند، رفيقند، اختلاف نظر هم دارند؛ هميشه هم بوده است – اما اختلاف نظر نبايد به اختلاف در عمل و اختلاف در برخوردهاى گوناگون، به اختلاف علنى، به گريبانگيرى، به مچگيرى در مقابل چشم مردم منتهى شود؛ چون آن اختلافات آنقدر اهميت ندارد. يك وقت يك چيزهاى مهمى است، خب مردم بايد مطلع شوند؛ اما اين اختلافاتى كه انسان مى‌بيند بين اين حضرات هست، چيزهائى نيست كه اينقدر اهميت داشته باشد كه حالا با ادعاهاى گوناگون، ما اينها را بزرگ كنيم، جلوى چشم مردم نگه داريم، به اينها اهميت بدهيم؛ كه اهميتى هم ندارد. اختلافات را نبايد علنى كرد؛ اختلافات را نبايد به مردم كشاند؛ احساسات مردم را نبايد در جهت ايجاد اختلاف تحريك كرد. از امروز تا روز انتخابات، هر كسى احساسات مردم را در جهت ايجاد اختلاف به كار بگيرد، قطعاً به كشور خيانت كرده./بيانات در ديدار دانش‌آموزان‌ و دانشجويان-۱۳۹۱/۰۸/۱۰ “


دسته ها :
دوشنبه شانزدهم 11 1391 18:42
افسران -  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ
هان اي كساني كه ايمان آورده‏ايد! پرواي خدا را پيشه سازيد، و در فرمانبرداري از مقررات او و دوري گزيدن از آنچه هشدار داده است جدي و كوشا باشيد.
وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا
و سخني درست و استوار و به دور از دروغ و تباهي بر زبان آوريد؛ سخني كه از باطل‏گرايي و بيهوده‏گويي به دور، و قالب و محتواي آن پاك و خالصانه باشد.
به باور برخي از جمله «حسن»، منظور از اين سخن، به زبان آوردن صادقانه لا اله الا الله يا اصل توحيد و توحيدگرايي است.
«مقاتل» بر آن است كه اين آيه، به هشدار از رنجانيدن پيامبر پيوند مي‏خورد و منظور اين است كه: هان اي مردم با ايمان! هماره پرواي خدا را پيشه سازيد و گفتاري درست و عادلانه بر زبان آوريد و هرگز پيامبر خدا را با به زبان آوردن سخنان نادرست نرنجانيد و آنچه در خور مقام والا و بزرگ او نيست، به وي نسبت ندهيد.
در دوّمين آيه مورد بحث در اشاره به ره‏آورد گفتار درست و شايسته و عادلانه مي‏فرمايد:
يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمَالَكُمْ
تا خدا كارهايتان را براي شما شايسته گرداند و به صلاح آورد.
آري، اگر شما پرواي خدا را پيشه سازيد و براساس حق و عدالت سخن بگوييد، خداي فرزانه با مهر و لطف خويش كارهاي شما را اصلاح مي‏كند و شما را به راه راست و به دور از تباهي و انحراف راه نموده و به انجام كارهاي شايسته موفّق مي‏سازد.
به باور پاره‏اي از جمله «ابن عباس» منظور اين است كه: تا خدا كارهاي شما را از شرك و بيداد پاك و پاكيزه ساخته و كارهاي شايسته شما را بپذيرد؛
وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ
و گناهانتان را بر شما ببخشايد؛ چرا كه ره‏آورد درست‏انديشي و گفتار درست اين است.
وَمَنْ يُطِعْ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِيمًا
و كسي كه از خدا و پيام‏آورش فرمان برد و با رعايت مقررات او هشدارهايش را بپذيرد، بي‏ترديد به كاميابي و رستگاري پرشكوهي نايل آمده است.
به باور پاره‏اي منظور اين است كه: و كسي كه از خدا و پيامبرش فرمانبرداري كند، به يقين به خشنودي خدا و كرامت او نايل آمده است. . "" تفسير مجمع البيان""

تفسير الميزان:
كلمه" سديد" از ماده" سداد" است، كه به معناي اصابت رأي، و داشتن رشاد است، و بنا بر اين، قول سديد، عبارت است از كلامي كه هم مطابق با واقع باشد، و هم لغو نباشد، و يا اگر فايده دارد، فايده‏اش چون سخن‏چيني و امثال آن، غير مشروع نباشد. پس بر مؤمن لازم است كه به راستي آنچه مي‏گويد مطمئن باشد، و نيز گفتار خود را بيازمايد، كه لغو و يا مايه افساد نباشد.
[توضيحي در باره اينكه صلاح اعمال و غفران ذنوب را نتيجه و فرع بر" قول سديد" آورد]
" يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمالَكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فازَ فَوْزاً عَظِيماً"" اصلاح اعمال" و" مغفرت ذنوب" را نتيجه قول سديد دانسته، و فرموده: قول سديد بگوييد، تا اعمالتان صالح گردد، و گناهانتان آمرزيده شود، و اين بدان جهت است كه وقتي نفس آدمي عادت كرد به راستي، و به قول سديد، و به هيچ وجه آن را ترك نكرد، ديگر دروغ از او سر نمي‏زند، و سخن لغو، و يا سخني كه فساد از آن برخيزد از او شنيده نمي‏شود، و وقتي اين صفت در نفس رسوخ يافت، بالطبع از فحشاء و منكر، و سخن لغو دور گشته، در چنين وقتي اعمال انسان صالح مي‏شود، و بالطبع از عمري كه در گناهان مهلك صرف كرده، دريغ مي‏خورد، و از كرده‏ها پشيمان مي‏گردد، و همين پشيماني توبه است.
و وقتي توبه كرد، و خدا هم در ما بقي عمر از ارتكاب گناهان مهلك محافظتش فرمود، ديگر گناهان كوچك خيلي خطري نيست، چون خود خدا وعده داده كه اگر از گناهان كبيره اجتناب كنيد، ما صغيره‏هايتان را مي‏آمرزيم،" إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ" «1» و در نتيجه ملازمت قول سديد انسان را به سوي صلاح اعمال كشانيده، و به اذن خدا به آمرزش گناهان منتهي مي‏شود.
در الدر المنثور است كه ابن منذر، و ابن مردويه، از سهل بن سعد ساعدي، روايت كرده كه گفت: هرگز نشد كه رسول خدا (ص) نوبتي بر اين منبر بنشيند، و آيه" يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِيداً" را تلاوت نكند

دسته ها : قران
دوشنبه شانزدهم 11 1391 18:28

فكر كنم مثبتهاي زيادي بگيره / فايل فتوشاپيشم موجوده

افسران - فكر كنم مثبتهاي زيادي بگيره / فايل فتوشاپيشم موجوده

اين عكس را از توي سايت چند روز پيش برداشتم كه فقط بيانات آقا روي خط ايرانسل بود ولي بعد از چند روز تونستم بيانات آقا را كه همراه اول انتشار داده جمع كنم و هردوشو با هم طراحي و به صورت يك پوستر در آوردم كه تقديم به همه افسران عزيز . . . . / ضمنا فكر كنم همه دوستان بپسندن و مثبت بدن/ التماس دعا .
دسته ها :
دوشنبه شانزدهم 11 1391 16:47

leader68به هر حال، از نظر اسلام، قرآن و مسلمانان، مسأله «انتظار» و اميد به آينده، و حاكميّت مطلق حقّ در تمام جهان در آخر زمان، يكي از مسايل حياتي اسلام است، و قرآن كريم با قاطعيّت هرچه تمامتر اين مسأله را به عنوان يك وعده تخلّف ناپذير الهي مطرح نموده، و در كمال صراحت، پيروزي نهايي ايمان اسلامي و آينده درخشان آيين پاك محمّدي (صلي الله عليه وآله وسلم) را به مسلمانان نويد داده، و جاي هيچ گونه شكّ و ترديد و ابهام براي احدي باقي نگذارده است.

در اين زمينه، آيات بسياري در قرآن كريم وارد شده كه براي نمونه برخي از آنها را در اينجا مي آوريم.

1 ـ در سوره «توبه» آيه 33 در مورد جهاني شدن آيين اسلام و غلبه اين دين مبين بر همه اديان جهان، چنين آمده است:

(هُوَ الَّذِي اَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالهُدي وَدِينِ الحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ).

«او كسي است كه پيامبر خود را با هدايت و دين حقّ فرستاد، تا دين حقّ را بر تمام اديان غالب و پيروز گرداند، اگرچه مشركان كراهت داشته باشند».

2 ـ در همان سوره آيه 32، در مورد اراده خداوند بر تكامل نور اسلام، چنين آمده است:

(يُريدوُنَ أَنْ يُطْفِؤوُا نُورَ اللّهِ بأفْواهِهِمْ وَيَأْبَي اللّهُ إِلاّ أنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكافِروُنَ).

«دشمنان مي خواهند نور خدا را با دهان هاي خود خاموش كنند، ولي خدا مي خواهد نور خود را كامل گرداند، اگرچه كافران كراهت داشته باشند».

3 ـ در سوره «نور» آيه 55 در مورد وعده خداوند به صالحان و شايستگان و موادّ مورد وعده چنين آمده است:

(وَعَدَ اللّهُ الَّذينَ آمَنوُا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ لَيَسْتَخلِفنَّهُمْ في الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الّذِينَ مِنْ قَبْلِهمْ وَلَُيمَكّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الّذِي ارْتَضي لَهُمْ وَليُبَدِّلَنّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوِفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَني لايُشْرِكُونَ بي شَيْئاً وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الفاسِقُونَ).

«خداوند به كساني از شما كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، وعده داده است كه آنها را خليفه و جانشين خود در روي زمين قرار خواهد داد. همان گونه كه پيشينيان ايشان را خلافت روي زمين مرحمت فرمود. و آييني را كه بر ايشان پسنديده در سراسر گيتي خواهد گسترد، و ترس و هراسشان را به آرامش و امنيّت مبدّل خواهد نمود آنچنان كه همگان تنها مرا پرستش كنند و هيچ چيزي را شريك من قرار ندهند. و كساني كه بعد از آن كافر شوند از پليدان و بدكاران خواهند بود».

4 ـ در سوره «غافر» آيه 51 در مورد اين كه خداوند قطعاً فرستادگان خود را ياري خواهد نمود، چنين آمده است:

(إِنّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَالَّذينَ آمَنُوا في الحيوةِ الدُّنْيا وَيَوْمَ يَقُومُ الأَشْهاد).

«به طور قطع و يقين، ما پيامبرانمان و كساني را كه ايمان آوردند در زندگي دنيا و روزي كه شاهدان (حضرات معصومين )عليهم السلام بپاخيزند، ياري مي نماييم».

5 ـ در سوره «انبياء» آيات 105 ـ 106 در رابطه با وعده اي كه خداوند به بندگان صالح و شايسته خود در مورد فرمان روايي آنان بر تمام جهان داده است، چنين آمده است:

(وَلَقَدْ كَتَبنا فِي الزّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أنَّ الاَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصّالِحونَ).

«ما پس از «تورات» در كتاب «زبور» چنين نوشتيم، كه در آينده، صالحان و پاكان وارثان زمين خواهند بود».

6 ـ در سوره «قصص» آيه 4، در مورد آينده مستضعفان و حكومت آنان بر سرتاسر كره خاكي، چنين آمده است:

(وَنُريدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارثِينَ).

«و ما اراده كرده ايم بر آنها كه در روي زمين به ضعف كشيده شده اند منّت نهاده، آنان را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهيم»

دوشنبه شانزدهم 11 1391 16:41
 
افسران - پيش‌بيني شهيد آويني درباره مخملباف

آويني با اشاره به شخصيت مخملباف مي‌نويسد:‌‌ آدمي مثل او هرگز به جواب نخواهد رسيد. شكاك است، اما اين شك را مقدمه‌ي رسيدن به يقين و بعد هم قطعيت و قاطعيت قرار نمي‌دهد. فقط شك مي‌كند و ديگران را به شك مي‌اندازد و بعد هم رهايشان مي‌كند، چرا كه خودش هم به جواب نرسيده است.
و در ادامه مي‌نويسد: "وقتي كه به سينماي مخملباف مي‌روي بايد قبول كني كه يك ساعت و نيم از زندگي‌ات را در يك فضاي آكنده از بدخلقي، عصبانيت، ظاهرگرايي، ترديد، نيهيليسم مزمنِ بدخيم، سياه‌انديشي، سرگرداني و عوام‌فريبي سر كني.
"سيد شهيدان اهل قلم و تفكر"، معتقد است مخملباف هنوز در اصول اعتقاداتش دچار شك و ترديد است: "كسي كه بر سر عدالت مشكل دارد بايد بداند كه پاي عقل او در مسئله‌ي جبر و اختيار مي‌لنگد؛ بگذريم از آنكه اصلاً جاي مباحثه و حل مسائل فلسفي در سينما نيست. كسي تا به قطعيت نرسيده است نبايد فيلم بسازد و اگر هم فيلم مي‌سازد تا طرح مسئله كند، بايد داستاني را طراحي كند كه در طول آن، در متن وقايع و ارتباط ميان افراد، اين مسئله وجود پيدا كند. از زبان قاضي فيلم «نوبت عاشقي» مي‌شنويم كه: "قضاوت به درد كسي مي‌خورد كه به نتايج عمل مجرم‌ فكر مي‌كند نه به دلايلش". و درست خود آقاي مخملباف هم به همين درد مبتلاست."
آويني كه نميدانست كار به جايي برسد كه روزگاري محسن مخملباف به عنصر دست‌ساز آگهي براي صهيونيست‌ها تبديل شود، در ادامه اين يادداشت او را مدافع ليبراليسم جنسي معرفي كرده و مي‌نويسد: "در جامعه‌اي كه «جبر موقعيت و شرايط» بسياري از جوانان كشور را وا داشت تا خود را براي آزادي فدا كنند، جبر همان موقعيت و شرايط بچه مسلمان ديگري را هم وا داشت تا خط بطلان بر هرچه داشت بكشد و در صف اصحاب هربرت ماركز و پوپر از ليبراليسم جنسي دفاع كند! به راستي از «جبر محيط» چه كارها كه برنمي‌آيد!"

دوشنبه شانزدهم 11 1391 16:37

شهادت اتفاق نيست ، يك انتخابه

افسران - شهادت اتفاق نيست ، يك انتخابه

حاج عباس شروع به صحبت كرد

من دستمو زير چونه زده بودم و با خاطرات پشت سر همي كه از اون روزها تعريف ميكرد ، روحمو پرواز ميدادم ...

از اين بيمارستان صحرايي به اون بيمارستان صحرايي (آخه وظيفه ي حاج عباس و بچه هاش تو اون زماني كه همه رزمنده ها دوست داشتن اسلحه دست بگيرن و بجنگن ، مستقر بودن تو بيمارستانهاي صحرايي و ثبت كردن اطلاعات مجروحين و شهدا بود )


وقتي در حال بازگو كردن خاطرات جنگ بود دو حالت درون صورتش ديده ميشد "يكي غم و ديگري نشاط"

غم پرپر شدن رزمنده ها جلوي چشماش

و

نشاط حفظ كردن خاك ايران با خون سرخ



يكي از چندتا خاطراتي كه تعريف كرد درباره خواست خدا بود ، كه منو به فكر فرو برد

از رزمنده اي گفت كه اجازه نميداد هيچ كس نزديكش بشه ، فقط فرياد ميزد آب ... ، تشنمه ... ، مجرح شده بود ، پيشانيش شكافته بود ، عمق شكاف انقدر زياد بود كه مخچه اش مشخص ميشد (بماند كه با چه ترفندهايي بهش نزديك شده بودند تا بتوانند اطلاعاتي ازش بگيرند) همه ميدونستند دير يا زود شهيد ميشه ، ولي بعد از عمل زنده موند



و يك رزمنده ي ديگه ، رزمنده اي كه صداي ناله اش رو كسي نشنيد ، حتي كسي را صدا نكرد ، آرام و معصوم به مجروحين و پرستاران و پزشكان نگاه ميكرد ، فقط يه گلوله به پايش اصابت كرده بود ... فقط يك گلوله ... ولي شهيد شد



من و ياد اين جمله انداخت :

شهادت اتفاق نيست ، يك انتخابه

دوشنبه شانزدهم 11 1391 16:24
X