معرفی وبلاگ
فعالییت سازمان زنان انقلاب اسلامی در پی انسجام و هماهنگی و شناسایی زنان فعال منطقه بسته به مهارت و توانمندیی انها در جهت رفع نیازمندرهای زنان ان منطقه . خواهرم بسته به نیاز فکری و روحی و مادی خود با ما هم سخن شو بهترین خوبی ها نزد زنان است امام صادق(ع) باهم شویم ،یکی شویم درمانی برای دردی شویم ............ آن لحظه اي كه زن در خانه خود مي ماند و (به امورزندگي و تربيت فرزند مي پردازد)به خدا نزديكتر است.حضرت زهرا (س)
صفحه ها
دسته
لينك سازمان زنان انقلاب
لينك عاشقان امام نقي
مرگ بر شاهين نجفي(مرتد)
جانم فداي غربتت يا امام نقي (ع)
امام من مهدي
فرهنگ الهي
گل نرگس
اس ام اس جديد
شعرهاي داريوش دوسراني
صهيون ستيزي
شيعه
مجله فيروز جاه
منتظران ظهور
ديار عشق
خدا
بهترين دوست فقط خدا
تنها عشق من خداست
شوق شهادت
سايه
سايه طلبه جوان
سايت شخصي سيد محمد انجوي نژاد
مدرسه علميه الزهرا(س) نصر تهران
☫عشق=خامنه اي☫
خانم دكتر نگار
در طلب معرفت...
گوهركمال ، حجاب برتر
ولايت عشق
غريب تر از غريب الغربا ... امام نقي (ع
غريب سامرا
بسم رب الهادي(ع)
شيدايي رهبر
وبلاگ شهيد همت
ماه نقره اي (بسم رب الشهدا)
مقتدر مظلوم
ولايت سيد علي
حامي رهبر
بسيجي بي ادعا
پايگاه اطلاع رساني استقامت
انفجار نور
ائمه اطها رو شهدا
فيض بوك
هادي نت
شهيدان زنده اند
دانلود جديد ترين مداحي
بهشت (محفل بسيجيان و رهروان شهدا
دينيست(اولين سايت اطلاع رساني ويژه مداحان)
سايت جامع مداحي
نور اسمان
سايت رسمي مداحان اهل بيت
ماه حرم ( روضه العباس)
جام تهي
ما مي توانيم
حمايت از اقتصاد و كار توليد ملي
منتظران مهدي
اخبار پيام نور
ره به ري
لینک دوستان
سايت مراجع تقليد
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1488040
تعداد نوشته ها : 3305
تعداد نظرات : 487
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد :
بالاترين درجه بهشت فردوس است و اگر چيزي از خدا مي خواهيد فردوس را طلب كنيد

دسته ها : حديث و روايات
چهارشنبه بیستم 10 1391 20:43

عليرضا تو فقط بخند !/ برگرفته از سايت مصطفاي شهيد

افسران -  عليرضا تو فقط بخند !/ برگرفته از سايت مصطفاي شهيد
خيلي قشنگ بود حيفم اومد نخونيد

سلام عليكم آقا عليرضاي احمدي روشن ، حال شما چطوره ؟ احوالات شما چطوره ! چه خبر از دوران كودكي ؟ چه خبر از تولد 6 سالگي ؟ چيشد وقتي گفتم تولد خندت گرفت . ببينم بلا ، كادو چي چيا گرفتي ؟ چي ؟ يه ماشين يه تابلو يه كتاب يه لباس ؟ پول ؟

ميدوني عليرضا ، بزار يهو بگم : بابات يه قهرمان بود . يه قهرمان كه همه ي ايران ، آره همه ي ايران ميخواستن جاش باشن ، ولي باباي تو انتخاب شد . تو هم دوست داري مثل بابات بشي ؟ ....... بايد درس بخوني ، بري دانشگاه ، بازم درس بخوني ، هي درس بخوني تا يه روزي بشي مهندس عليرضا احمدي روشن .

راستي ميدوني چيه ؟ با خودم قرار گذاشته بودم هر وقت ديدمت بغلت كنم بزارمت رو شونم ، يكم بدو ايم باهم . تو هم حتما دلت برا شونه سواري تنگ شده ، نه ؟ بيا ، بيا بغلم . خب ببينم پهلون از اوون بالا دنيا چه رنگيه ؟ آدما رو چه شكلي ميبيني ؟ ببين ، ببين اون آقاهه داره مياد به سمتت ، دوربين دستشه ، ميخواد ازت عكس بگيره . آره لبخند بزن 1 ، دو ، 3 چيك ! عليرضا اينم شد يه عكس ديگه از شما كنار بقيه ي عكسات . عليرضا نظرت درباره ي اسب سواري چيه ؟ بيا ببينم ، بشين پشتم پيتيكو پيتيكو كنيم .

( عليرضا لبخند تو مايه آرامش ماست ، لبخند بزن ! اگر لبخند نزني چنان آتشي بر دل ما مينشيند كه با ميليون ها بشكه آب هم خاموش نميشود . كه چه بر پدر تو رفت و چه بر تو ميرود و استكبار هنوز دندان نشان ميدهد . عليرضا تو فقط بخند ! )

عليرضا ، خيلي ها مثل باباي تو در راه آباداني و استقلال اين مملكت جوون دادن . خيلي از بچه ها – كه هم سن و سالاي تو هم بودن – بي بابا شدن ولي اين بي بابايي براشون راهي شد براي بزرگ شدن ، براي بهتر بزرگ شدن . خيلي از اونا راه پدرشون رو ادامه دادن و خيلي ها هم خدا نخواست كه تو اين راه بمونن ، رفتن و رفتن و رفتن ... . اين روزا چيزي كه بدرد پدر مادرا ميخوره يه بچه ي خوب مثل شماست . بچه اي كه وقتي بزرگ شد ، وقتي دقيقا فهميد ، باباش كي بود و چي خواست و چي شد ، رگ غيرتش بزنه بالا كه من انتقام خون بابام رو ميگيرم ، البته شايد نه مثل دشمن . عليرضا ، من و تو و هم سن و سال هاي تو و من نه قاتل ايم نه آدم كش ! انتقام هميشه به معناي آدم كشي نيست . ميدوني عليرضا اونايي كه باباهاشون رو توو جنگ از دست دادن ، چي كار كردن ؟ همونايي كه خدا خواستشون ، نشستن و درس خوندن و كار كردن و گشتن و علم پيدا كردن و مديريت كردن و كشور رو كمك كردن . اصلا عليرضا پدر تو به يك دنيا كمك كرد . بعضيا انقدر خوبن ، كه بودنشون خوبه ، رفتنشونم خوبه ، رفتنشون هم سعادته ! عليرضا هيچ وقت يادت نره شهادت ، سعادته . عليرضا ميدونيستي شهيدا ميتونن به ما كمك كنن ؟ تازه اگه يه شهيدي يه نفر رو دوست داشته باشه بيشتر هم كمكش ميكنه . عليرضا از پدرت كمك بگير ، هر جاي زندگيت كمك خواستي پدرت رو يادت نره . اين روزا ما جوونا هم از پدرت كمك ميگيريم .

عليرضا جان خدا 6 ساله ها رو دوست داره ، اين روزا دستت به خدا رسيد – كه ميرسه – ما رو هم دعا كن .

چند ماه پيش رفته بودم سر مزار شهيد احمدي روشن در بارگاه مطهر امام زاده علي اكبر چيذر . هنوز سنگ قبر را نگذاشته بودند و روي مزار خاك بود و رويش هم پرچم ايران بود و باز هم روي پرچم نم نم رحمت خداوند ، باران . بالاي قبر هم عكس شهيد مصطفي احمدي روشن !

چند دقيقه اي ايستاده بودم و چشم در چشم شهيد به عكس نگاه ميكردم . چندي بعد نشستم و خودم را وصل كردم به اين پيكر آسماني ، پيكر كربلايي ! راستش آن روز در پي فرار از فشار موضوعي ، به امام زاده علي اكبر چيذر پناه آورده بودم و اين شهيد هم آرامش عجيبي به من منتقل كرد . همين كه نشسته بودم ياد خواب چند شب پيشش افتادم . خواب ديدم سر قبري ايستاده ام . قبر خاكي بود ، خاك ها را كنار زدم و ناگهان نوري سفيد از داخل قبر فوران كرد . همين بود و همين بود و همين بود . صبحش كه از خواب بيدار شدم ، دليل و مرجع اين خواب را نميدانستم ولي آنشب فهميدم كه شهيد اسمش هم كه روشن باشن ميشود نورٌ علي نور ، فوران نور !

وقتي خبر برگزاري تولد 6 سالگي عليرضا احمدي روشن در دانشگاه شريف را خواندم ، اين زمان را بهترين موعد براي نقل اين خاطره يافتم و شد آنچه شد ...

مدتي است ، مسئوليتي كه شهادت اين بزرگواران بر دوش ما نهاده ، فكرم را مشغول كرده است . هر عكسي ، دل مارا هوايي ميكند به سويشان و باز ميگرداند به اعمالمان ، كه اينها براي چه شهيد شدند و از ما چه خواستند و ما چه ميكنيم ؟

يا حق
منبع : وبلاگ خاكنوشت/ سايت مصطفاي شهيد
دسته ها :
چهارشنبه بیستم 10 1391 20:4
دسته ها :
چهارشنبه بیستم 10 1391 20:3

اولين عكس از زائران ربوده شده

افسران - اولين عكس از زائران ربوده شده
دسته ها :
چهارشنبه بیستم 10 1391 16:56

شهيد احمدي روشن...

افسران - شهيد احمدي روشن...
دسته ها :
چهارشنبه بیستم 10 1391 16:24

 

امام حسن مجتبي(ع)


كريم هاي دو عالم به نام زاده شدند

زبانزد همه ي خاص و عام زاده شدند

اگر كه ظرف نباشد توقع مِي نيست

شراب ها همه از فيض جام زاده شدند

چقدر خام شدم تا مرا كمي بپزند

پياله ها همه از خشت خام زاده شدند

تو امر كردي و تكويناً استجابت شد

و عاشقان تو با يك كلام زاده شدند

جواب دادن تو اشتياق مي آرد

سلام ها ز عليك السلام زاده شدند

چه خوب شد كه محبان حلال زاده ي عشق

و دشمنان حَسن هم حرام زاده شدند

حسن حسين و يقيناً حسين هم حسن است

نشسته ام كه ببينم كدام زاده شدند

همين دو تا پسر فاطمه همان اول

امام زاده شدند و امام زاده شدند

چقدر دور و بر تو فرشته ريخته است

بزرگ ها همه با احترام زاده شدند

بساط نوكري ما كنار تو پهن است

از اول ايل و تبارم غلام زاده شدند

عجيب نيست به دنبال گنبدت هستيم

كبوتران همه بالاي بام زاده شدند

چه بهتر است كه بنشيني و سكوت كني

كه از قعود تو صدها قيام زاده شدند

------------------------------------------------------------
علي اكبر لطيفيان

 



دسته ها :
چهارشنبه بیستم 10 1391 12:2
دسته ها :
چهارشنبه بیستم 10 1391 11:57

در شب ۲۱ دسامبر سال ۲۰۱۲ در ساعت ۱۱ و ۱۱ دقيقه روز سايه اين برج شيطاني بر كعبه احاطه داشته باشد مي دانيد يعني چه ؟ يعني شيطان بر خدا تسلط يابد.

افسران - در شب ۲۱ دسامبر سال ۲۰۱۲ در ساعت ۱۱ و ۱۱ دقيقه روز سايه اين برج شيطاني بر كعبه احاطه داشته باشد مي دانيد يعني چه ؟   يعني شيطان بر خدا تسلط يابد.
دسته ها :
چهارشنبه بیستم 10 1391 11:53

در نوك اين برج نمادي وجود دارد كه شما فكر مي كنيد نماد اسلام يعني ماه است اما خير اين نماد بز بافومت است . كه شواليه هاي معبدي و فراماسون ها آن را مي پرستند .

افسران - در نوك اين برج نمادي وجود دارد كه شما فكر مي كنيد نماد اسلام يعني ماه است اما خير اين نماد بز بافومت است . كه شواليه هاي معبدي و فراماسون ها آن را مي پرستند .
افسران - در نوك اين برج نمادي وجود دارد كه شما فكر مي كنيد نماد اسلام يعني ماه است اما خير اين نماد بز بافومت است . كه شواليه هاي معبدي و فراماسون ها آن را مي پرستند .
افسران - در نوك اين برج نمادي وجود دارد كه شما فكر مي كنيد نماد اسلام يعني ماه است اما خير اين نماد بز بافومت است . كه شواليه هاي معبدي و فراماسون ها آن را مي پرستند .
نماد بز بافومت كه در بالاي برج ساعت هم استفاده شده است . اين نماد در فيلم جمونگ و امپراطور بادها هم به شدت استفاده شده است كه فيلم جومونگ هم ساخته دست فراماسون ها است و معني خود (جومونگ )يعني: راهب يهودي (چوسان )يعني :خورشيد يهودي (جولبن) يعني: لبنان يهودي
دسته ها :
چهارشنبه بیستم 10 1391 11:47

اميركبير به ناصرالدين شاه:
حاكم معزول به رشوه را بتوصيه عمه ابقا كرديد تحت الحفظ به تهران فرستادمش چون اداره مملكت باتوصيه عمه وخاله نميشود

دسته ها :
چهارشنبه بیستم 10 1391 11:31

 

امام حسن مجتبي(ع)

 

حرف هايي نگفتني دارد

لحظه لحظه غروب چشمانت

رواي زخم هاي كهنه ي توست

اشك هاي بدون پايانت

 

شدت غم چه بي‌كران كرده

آسمان دل وسيعت را

غير زينب كسي نمي فهمد

راز شب گريه ي بقيعت را

 

بين اين مردمان بي غيرت

سهم آئينه ي دلت آه است

دم به دم روي منبر خورشيد

صبّ مولا چقدر جانكاه است

 

سالياني است آتش حسرت

در نگاهي كبود شعله ور است

زخم هايت هنوز هم تازه‌ست

دل تنگت هنوز پشت در است

 

دلت آخر چگونه تاب آورد

طعنه هاي مغيره را يك عمر

چه به روز دل تو آوردند

در و ديوار و كوچه ها يك عمر

 

 

دم نزد از مصيبت كوچه

پلك هاي صبور آئينه

تند بادي كبود و بي پروا

كوچه بود و عبور آئينه

 

دست سنگين باد و صورت گل

ساحت آينه دوباره شكست

سيلي باد و سيلي ديوار

هم زمان هر دو گوشواره شكست

 

خاطرات كبود آئينه

چقدر زود مو سپيدت كرد

مرگ تدريجي چهل ساله

داغ اين كوچه ها شهيدت كرد

 

دست هايي كه حق مادر را

بين ديوار و در ادا كردند

 

روز تشييع تو كنار بقيع

خوب آقا به تو وفا كردند

 

پر در آورده تير كينه شان

به هواي زيارت تابوت

لاله لاله دخيل مي بندند

به ضريح مطهر پهلوت

 

در كنار تو غرق خون مي‌شد

باز هم چشم هاي كم سويي

روضه خوان غم تو مي گردد

بيقراري، شكسته پهلويي

------------------------------------------------------------
يوسف رحيمي

 

دسته ها :
چهارشنبه بیستم 10 1391 4:25

دسته ها :
چهارشنبه بیستم 10 1391 4:22

دسته ها :
چهارشنبه بیستم 10 1391 4:19
دسته ها :
چهارشنبه بیستم 10 1391 3:54

توصيه لقمان حكيم به فرزندش براي به دست آوردن عزت در دنيا

از امام صادق(ع) منقول است كه حضرت فرمودند: از جمله سفارش‏هاي لقمان به فرزندش اين است كه: اگر مي‏خواهي عزت دنيا را براي خودت جمع كني «فَإِنْ أَرَدْتَ أَنْ تَجْمَعَ عِزَّ الدُّنْيَا»، طمعت را نسبت به آنچه در دست مردم است قطع كن.

عزت‏هاي دنيايي چند شاخه‏ دارد از جمله عزت مال، عزت آبرو و ... . حقيقت عزت هم اين است كه انسان بتواند قلوب ديگران را به خودش جلب كند كه گاهي از آن تعبير مي‏كنند به سلطه بر قلب. اين خودش قدرتمندي است.
پيامبران و صديقين با دست خالي به آن جايگاهي را كه بايد برسند كه تسخير قلوب مردم است رسيدند. غالب پيامبران از نظر امور مادي فقير بودند و با همين فقر ظاهري كه در بين اجتماع داشتند، به آنجايي كه بايد مي‏رسيدند، رسيدند و مردم دوستشان داشتند.

دسته ها :
چهارشنبه بیستم 10 1391 2:46

ماهيت دنيا و نوع نگرش انسان به دنيا

شخصي به علي (ع) عرض كرد: درباره دنيا چه مي‌فرماييد؟
حضرت فرمود چه بگويم درباره خانه‏اى كه اوّلش غم است و آخرش مرگ.
هر كس بدنبال بى‏نيازى در دنيا باشد محتاج است و هر كه محتاج و فقير باشد محزون است.
در حلال دنيا حساب است و در حرام آن‏ آتش و عذاب است.

هر چه دست انسان از امور دنيايي بيشتر پُر شود، احساس احتياج او بيشتر مي‌شود و سير نمي‏شود، بلكه گرسنه‏تر مي‌شود. همچنان‏كه در روايات اشاره شده كه دنيا مثل آب دريا است كه شور است؛ مي‌خواهي رفع عطش كني، امّا هر چه مي‌خوري تشنه‏تر مي‌شوي. هر كس كه غني‌تر است محتاج تر است.

مقصود علي(ع) از گفتن اين جملات چيست؟ آيا حضرت همين‏طور فرموده و رد شده است؟ نه! مي‏خواهد بگويد آيا كسي كه دل به اين خانه ببندد عقل دارد؟! نه! كسي كه به اين دنيا با اين ويژگي‏ها دل‏بستگي پيدا كند احمق است. حضرت در اين حديث به من و شما تلنگر زده است. يعني سر عقل بيا و به اين خانه‏اي كه سر و ته آن اين است، دل نبند.

دسته ها :
چهارشنبه بیستم 10 1391 2:1

بركت در روزي به چه معناست؟

پيغمبراكرم فرمود: هركس چيزي از حقّ برادر مسلمانش را نگه دارد و به او ندهد، خداوند بركت روزي را بر او حرام مي‌سازد مگر آنكه توبه كند. مي‌داني اثر اين كار چيست؟ خداوند او را از بركت رزقي كه به او داده است محروم مي‌كند.
درست است كه رزقش بوده و به او داده امّا بركت را از او مي‌گيرد. بركتش را مي‌گيرد،‌ حالا فهميدي يعني چه؟ خيال نكني آن را كم مي‌كند؛ نه! كم نمي‌كند. خدا از من و تو خيلي به كارهايش واردتر است. تو نعوذ بالله هرچه بخواهي كلك بزني، بلد است چه كارش بكند «وَ مَكروُا وَ مَكَر اللهُ و اللهُ خَيرُ المَاكِرينَ آن را كم نمي‌كند، به تو مي‌دهد اما ‌در ناخوشي مصرف مي‌كني...»
سه چيزي كه انسان را به درخواست‌هاي دنيوي و اخروي مي‌رساند
امام صادق(ع) مي‌فرمايد: سه چيز است كه هر كه به آنها چنگ زند، به خواسته‏هاى دنيا و آخرت خود مي‌رسد: 1- هر كه به خدا چنگ بزند. (معصيت خداوند را انجام ندهد) 2- آنچه كه خداوند براي او مي‌پسندد، بپسندد 3- به خداوند متعال خوش گمان باشد.
حضرت فرمودند: اگر اين سه چيز را رعايت كردي، به مطلوب دنيا و آخرتي‌ات مي‌رسي. اوّلي‌اش اين است كه گناه را ترك كني. ما اوّلي را گذاشتيم كنار و در دومي وسومي‌اش - نعوذ بالله- خيال مي‌كنيم از خدا بهتر مي‌فهميم. اين است كه گره پس از گره در كار ما مي‌افتد و بعد هم مي‌نشينيم ناله مي‌كنيم. ناله نكن! از همان اوّل برو گناه را ترك كن. دقّت كنيد كه حضرت روي طاعات دست نمي‌گذارد؛ بلكه روي ترك گناه تأكيد مي‌فرمايد. گناه را ترك كن و اميد به لطف خدا داشته باش. آن وقت هيچ‌گاه خدا نا اميدت نمي‌كند و مطلوب دنيا و آخرتت را به تو مي‌دهد.


دسته ها :
چهارشنبه بیستم 10 1391 2:1

نماز بدون حضور قلب، همانند اداي بدهي به بدهكار است


از امام صادق(ع) روايت شده است كه مي‌فرمايد: هرگاه بنده به نماز بايستد و نماز خود را سبك به جا آورد، خداوند خطاب به ملائكه مي‌فرمايد:
آيا بنده من را نمي‌بينيد؟ گويا اينطور فكر مي‌كند كه برآورده كردن احتياجات او به دست غير من است. آيا نمي‌داند كه برآورده كردن احتياجات او به دست من است؟


نماز بدون حضور قلب و تند تند،‌ مثل اين مي‌ماند كه آدم بخواهد بدهي‌اش را ادا كند؛ از سر و ته آن مي‌زند اما وقتي مي‌خواهد طلب را بگيرد،‌ مي‌خواهد تا آخرش را هم بگيرد. چطور شد اينجوري شده؟ بدهي الهي را كه مي‌خواهي ادا كني،‌ سر و ته آن را مي‌زني، ‌امّا وقتي كه مي‌خواهي روزي را از خدا بستاني، تا آخرش مي‌ستاني، و بعدش هم همواره مي‌گويي: بده. انصاف هم خوب چيزي است!


دسته ها :
چهارشنبه بیستم 10 1391 1:39
جلوگيرى از غيبت


((ابى درداء)) از پدرش نقل مى كند كه روزى در حضور پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله ) مردى خواست با غيبت كردن و بدگويى از شخص ‍ ديگر، حيثيت و آبروى او را لكه دار كند. همان وقت ، مرد ديگرى از طايفه همان شخص كه در مجلس ما حضور داشت ، به دفاع از او از جا برخاست و پاسخ دندان شكنى به غيبت كننده داد و نگذاشت آن مرد با غيبت و بد گويى ، معترض حيثيت و آبروى او شود. پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله ) وقتى اين صحنه را ديد، فرمود:
من رد عن عرض اءخيه كان له حجابا من النار(189)؛
هركس از آبرو و حيثيت برادر دينى خود دفاع كند، اين كار نيك ، سپر و حجابى براى او در مقابل آتش دوزخ است .
در تفسير امام حسن عسكرى (عليه السلام ) در اين باره آمده است :
هر كس در مجلسى حاضر باشد و در مقابل سگ درنده اى كه مى خواهد با جاه طلبى ، برادر دينى او را خوار و خفيف كند و پرده آبروى او را بدرد، استوار بايستد و از آبروى برادر دينى خود دفاع كند، فرشتگان بسيارى از زمين ، آسمان ، عرش ملكوت نزد خداوند از او به نيكى ، ياد و مدح و ثنايش ‍ مى كنند و از خداى تعالى براى او سربلندى ، منزلت ، جاه و مقام مى طلبند. خداوند تعالى نيز در پاسخ فرشتگان مى فرمايد: ((من هم آنچه را شايسته عمل اوست ، برايش واجب كردم ، به اين كه به تعداد هر يك از شما فرشتگان ستايشگر، از درجات ، كاخ ‌ها، باغ ها و درختان بهشتى نصيب او كنم و هر نعمتى را دوست داشته باشد، برايش فراهم مى سازم ، از آن نعمت هايى كه هيچ يك از آفريدگانم از آن آگاهى ندارند(190))).

روزى ((ابراهيم ادهم )) به مهمانى دعوت شد. ديد حاضران در مجلس از ديگران غيبت مى كنند. با شنيدن گفتارشان ، خطاب به ايشان گفت : ((مردم اول نان مى خورند و سپس گوشت ، ولى شما اول (با غيبت كردن ) گوشت مردم را مى خوريد و سپس نان )). بعد به سخن حق تعالى اشاره كرد كه مى فرمايد: اءيحب اءحد كم اءن يا كل لحم اءخيه ميتا(191).
آيا دوست مى داريد گوشت برادر مرده خود را به خوريد(192).
پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله ) فرمود:
من كان يومن بالله و اليوم الاخر فلا يجلس فى مجلس يعتاب فيه مسلم (193).
كسى كه به خدا و روز قيامت ايمان داشته باشد، در مجلسى نمى نشيند كه در آن ، غيبت مسلمانى را مى كنند.



189- بحار الانوار، ج 72، ص 253.
190- همان ، ص 285.
191- حجرات ، آيه 12.
192- على محمد پشت دار، رساله قشريه ، ص 187.
193- بحار الانوار، ج 72 ص 246.


 
دسته ها :
چهارشنبه بیستم 10 1391 1:34
سگ هاى دوزخ

روزى مردى به حضور امام زين العابدين (عليه السلام ) شرف ياب شد و گفت : فلان شخص درباره شما چنين و چنان مى گويند و شما را فردى بدعت گذار و گمراه مى داند. حضرت به او فرمود: اول اين كه حق هم نشينى و برادرى را با برادر مسلمانت به جانياوردى ؛ زيرا او تو را امين و محرم خود مى دانست ، ولى تو درباره او خيانت و خبر چينى كردى . دوم اين كه حق هم نشينى ما را هم رعايت نكردى ؛ زيرا از تو سخنى شنيديم كه به شنيدن آن نياز نبود و از قول برادرم به من خبرى رساندى كه از آن آگاهى نداشتم .
آيا نمى دانى النميمه هم كلاب النار(1)؛ سخن چينان ، سگ هاى دوزخند.

(1)بحار الانوار، ج 72، ص 246.
.

نيش و نوش ((نقش زبان در نيك بختى و بدبختى انسان ))
مؤلف : شكيبا سادات جوهرى
دسته ها :
چهارشنبه بیستم 10 1391 1:33
درمان تند زبانى


((حذيفه بن يمان )) گفت : من مرد بد زبانى بودم و با خانواده ام تندى مى كردم . به همين دليل به حضور پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله ) رسيدم و عرض كردم : اى رسول خدا!مى ترسم سرانجام به كيفر زشت زبانى گرفتار شوم و اهل آتش دوزخ گردم . حضرت فرمود: ((اى حذيفه !از استغفار غفلت مكن ؛ زيرا با پشيمانى و استغفار گفتار تند و زشت خود، مى توانى بد زبانى را ترك كنى و از شر زبانى در امان باشى . خود من نيز هر روز صد بار استغفار مى كنم (218)))
در روايتى از امام صادق (عليه السلام ) نقل شده است :
ان رسول الله كان يتوب الى الله و يستغفره فى كل يوم و ليله ماءه مره من غير ذنب (219)))
همانا رسول خدا (صلى الله عليه وآله ) در هر شب و روز صد بار به درگاه الهى توبه و استغفار مى كرد، در حالى كه هيچ گناهى نداشت و خطايى مرتكب نشده بود.


218- فضل بن حسن طبرسى ، مجمع البيان ، ج 9، ص 171.
219- همان ، ج 11، ص 368.



دسته ها :
چهارشنبه بیستم 10 1391 1:17

ويژگي هاي ياران (ع)

 
در اين بحث به مهم‌ترين آنها مي‌پردازيم.

۱- جواني

سيماي امام مهدي(عليه‌السلام) سيماي كسي است كه قريب چهل سال از عمر او گذشته باشد و ياران خاصّ او نيز از جوانانند يعني سن اكثر آنها هماهنگ با مولاي آنهاست كه جوان به شمار مي‌آيد.

شمشيرهاي اصحاب حضرت مهدي(عليه‌السلام) ياران را از توانمندي علمي خاص و گسترده‌اي برخوردار مي‌كند.

امام صادق(عليه‌السلام) فرمود:

بر هر شمشيري هزار كلمه نوشته شده است و هر كلمه‌اي كليد هزار كلمه ديگر است.

اميرالمؤمنين(عليه‌السلام) فرمود:

اصحاب المهديّ شباب لا كهول فيهم، الّا مثل كحل العين و الملح في الزّاد و اقل الزاد الملح(۱)؛ اصحاب مهدي(عليه السلام) جوانند، كامل‌سن، در ميان آنها نيست مگر مثل سرمه چشم و نمك در غذا و كمترين چيز در غذا، نمك است .

اما چه حكمتي در جواني آنها نهفته است خداوند به حقايق امور آگاه است. شايد دليل آن اين باشد كه آنها تا پايان حاكميت آن حضرت با او همراه باشند و سن جواني اين امكان را به آنها مي‌دهد كه تا او زنده است آنها نيز در كنار آن حضرت باشند و شخصيت جديدي جايگزين آنها نگردد. چرا كه كسي پس از آنها به رتبه بلند آنها نمي‌رسد و هر جايگزيني مي‌تواند سبب تنزّل كيفي دولت كريمه ولي عصر شود.

اين كه سخني از مرگ اصحاب امام مهدي(عليه‌السلام) كه زمام امور عالم را به دست مي‌گيرند نشده است؛ قرينه‌اي بر قوّت اين احتمال است. اين دليل وقتي قوت بيشتري مي‌گيرد كه حكومت آن حضرت هفت سال باشد كه هر سال آن معادل ده سال باشد چنان كه رواياتي در اين باره وارد شده است و البته ارقام بالاتري هم درباره مدت حاكميت او وجود دارد، اگر چه مدت نوزده سال را قوي‌تر دانستيم كه در اين صورت ياران امام زمان(عليه‌السلام) به همان سن و موقعيتي كه دارند و جهان را اداره مي‌كنند پس از امام مهدي(عليه‌السلام) از منصوبين امام حسين(عليه‌السلام) پس از رجعت او به دنيا خواهند بود و حكومت آل محمّد(عليهم‌السلام) را با همان موقعيت و شكوه قبلي ادامه خواهند داد.

امام صادق(عليه‌السلام) فرمود:

يدعون الشّهادة و يتمنّون ان يقتلوا في سبيل الله و شعارهم يا لثارات الحسين؛ اصحاب مهدي (عليه‌السلام) طلب شهادت مي‌كنند و آرزو دارند كه در راه خدا كشته شوند و شعار آنها در جنگ يا لثارات الحسين است.

حضور ياران خاصّ امام مهدي(عليه‌السلام) در دولت كريمه امام حسين(عليه‌السلام) كه روايات متعددي بر آن وارد شده است نقطه قوّتي بر آن حكومت الهي خواهد بود و اين حضور بدون جوان بودن اصحاب مهدي(عليه‌السلام) امكانپذير نمي‌باشد.

۲- معنويت

بدون شك كساني كه به افتخار بزرگ صحابي ولي عصر(عليه‌السلام) نايل مي‌شوند بايد از رتبه بالايي در معنويت، عرفان و عبادت برخوردار باشند.

امام صادق(عليه‌السلام) فرمود:

ياران مهدي(عليه‌السلام) كساني هستند كه شب بيدارند و در نماز خود، نغمه‌اي مانند صداي زنبور دارند. شب را بيدارند و به عبادت مي‌پردازند و روز مانند شيرند. مطيع‌تر از كنيز براي مولاي خويشند و همانند چراغ نوراني هستند. گويا قلب‌هاي آنها چراغ‌هايي است و از خوف خدا بيمناكند.(۲)
امام زمان عليه السلام
۳- شهادت طلبي

شهادت‌طلبي، ويژگي خدشه‌ناپذير همه كساني است كه از سطح عامه مردم اوج گرفته و بر قله‌هاي كمال تكيه زده‌اند. وقتي انسان به برخي از مراتب كمال بار يابد، غنچه‌هاي شهادت‌طلبي بر شاخه‌هاي درخت ايمان او شكفته مي‌گردد و همواره مرغ دلش در كنار اين گل‌هاي ملكوتي، نغمه سرايي مي‌كند تا به عالم بالا پر كشد.

ياران امام مهدي(عليه‌السلام) كه مقام آنها همواره مورد درخواست اولياي خدا و از آرزوهاي مقدس آنها بوده است نيز آرزوي شهادت در راه خدا مي‌كنند تا به عالي‌ترين جلوه ايثار يعني دادن جسم و جان خود در راه خدا بار يابند.

البته پاداش شهداي عصر ظهور بسيار زيادتر از شهداي زمان‌هاي ديگر است.



۴- اقتدار

قوت قلب و اقتدار اصحاب مهدي(عليه‌السلام) بي نظير است به گونه‌اي كه تاريخ نظير آن رادرجايي نديده.

۵- بهره‌مندي ممتاز از علوم

اصحاب امام مهدي(عليه‌السلام) از جايگاه فوق العاده‌اي در اداره دنيا برخوردارند و چنين جايگاهي بر پايه‌هاي مستحكمي از جمله يك موقعيت علمي ممتاز استوار است.


۶- موقعيت بي نظير

اصحاب امام مهدي(عليه‌السلام) در صدر بلند مرتبگان عالم تشيع و در ميان اصحاب انبياء و ائمه (عليهم‌السلام) كسي به بلندي مقام آنها بار نيافته و نخواهد يافت چه اين كه اميرالمؤمنين (عليه‌السلام) فرمود:

لم يسبقهم الاوّلون و لا يدركهم الآخرون(۱۳)؛ كسي از گذشتگان بر آنها پيشي نگرفته است و از آيندگان كسي به آنها نمي‌رسد.
دسته ها :
چهارشنبه بیستم 10 1391 1:12

جنگ نرم، جهادي كه شهادت ندارد...

افسران - جنگ نرم، جهادي كه شهادت ندارد...
هر جنگي، سلاح خودش را دارد، سرباز و افسر و فرمانده خودش را هم... در هر جنگي براي به دست آوردن "چيزي" مي‌جنگند و براي نابودي "چيزي" ديگر، هر جنگي مجروح دارد و هر جنگي كشته... ما به مجروحين خدايي مي گوييم "جانباز" و به مجروح خرمايي مي گوييم "ناقص!"، به كشته خدايي مي گوييم "شهيد" و به كشته خرمايي مي گوييم "به هلاكت رسيده"... هر جنگي هدفي دارد و مقصدي... جنگ براي آنها كه براي خدا مي جنگند مي شود "جهاد در راه خدا" و براي غير آنها مي شود "كشت و كشتار" و رسيدن به متاع دنيا... آن روزها روز "جهاد سخت" بود؛ جهادي كه سلاحش توپ و تانك بود، سربازش هر انسان باايمان، تيرش به جسم مي‌خورد و هدفش بيرون كردن خصم متجاوز از سرزمين مادري و ايماني و در آن سوي معركه، دشمني مي جنگيد براي قدرت و مي خواست قتل ملتي را مي خواست، تصرف سرزميني را و مي خواست كشتن انسان هايي را. آن جنگ دو رو داشت يا "پيروزي" يا "شهادت" و مهم اين بود كه در هر صورت به "سعادت" مي رسيدي...
اما اين جنگ، "جهاد نرم" است، سلاحش اينترنت است و ماهواره، كتاب است و مقاله و روزنامه، سربازش هر كسي نيست مگر آنكه توانش را داشته باشد، "بصيرت" تير سربازان خدايي است و "غبار فتنه" تير سربازان شيطان، ميدان جنگ را مي شود خاكريز ناميد و مي‌شود "فتنه" خواند، "جنود الهي" با سلاح بصيرت، قلب و ذهن ها را روشن مي‌سازند تا مگر كسي اسير دشمن نشود. اينجا اسارت و شهادت افتخار نيست اينجا اسير يعني آنكه فكر و قلبش از سيطره ولايت الله بيرون رفته، براي دشمن مي‌نويسد براي دشمن كار مي‌كند هرچند ساده لوحانه و شيخ گونه بر زبان نام امام (ره) را فرياد زند. اينجا شهادتش يعني روحي كه در ديگر باز نمي‌گردد: "ختم الله علي قلوبهم و علي سمعهم و علي ابصارهم"...روحي كه مهر ضلالت خورده و خدا او را رها مي‌كند "فماذا بعد الحق الا الضلال؟" و آنگاه كه خدا در فتنه‌ها كسي را رها كند، چشمانش جايي را نمي‌بيند: "ظلمات بعض‌ها فوق بعض"... اين جنگ "شهيد" ندارد اين جنگ "كشته" دارد و آنكه جانش را از دست مي‌دهد "به هلاكت رسيده" است... آنكه تيرهاي دشمن قلب و روح و فكر و ذهنش را شكار كند فضيلتي ندارد؛ حداكثر مي‌توان دل به حالش سوزاند و با داروي بصيرت و دعا و استغاثه او را ترميم كرد... اسير و كشته اين جنگ از دايره ايمان بيرون مي‌رود؛ يا به كنج خوارج مي‌خزد يا سر از ميانه منافقين در مي‌آورد و يا با كفار هم پياله مي‌گردد يا... اين جنگ "شهيد" ندارد البته مي‌شود در اين جنگ جسم‌ها آماج تيرها گردد، آبروها در راه خدا فدا شود، خستگي‌ها رمق از جان و انديشه بگيرد و حتي جان كسي از جسمش رها شود اما مشروط بر آنكه دشمن در جبهه نرم بر سرباز و افسر و فرمانده، پيروز نشده باشد... كتك خوردن در حوزه "سخت" جنگ نرم و فدا شدن آبرو در اين راه و جان دادن در ميانه فتنه‌اي كه به خيابان كشيده شده؛ "جانبازي" و "شهادت" از نوع سخت آن است هر چند كه زمينه‌اش را فتنه اي نرم و غبار آلود برپا كرده باشد.
وبلاگ "نوشته‌هاي يك نسل سومي انقلاب"
دسته ها :
چهارشنبه بیستم 10 1391 1:8
رؤيت خداوند و برداشت هاى متفاوت از آن


اميرمؤمنان(عليه السلام) درباره رؤيت و ديدار حق مى‌فرمايند: ما رَأَيْتُ شَيْئاَ إِلاّ رَأَيْتُ اللَّهَ قَبْلَهُ وَ بَعْدَهُ وَ مَعَهُ(110)؛ چيزى را نديدم، جز آن‌كه خدا را پيش از آن و پس از آن و با آن ديدم.



با ملاحظه چنين رواياتى ما معتقديم كه مرتبه‌اى از رؤيت خداوند براى شمارى از بندگان خدا و به طور قطع براى پيامبران و ائمه اطهار(عليهم السلام) حاصل بوده است و چنين مشاهده اى، چه در دنيا و چه در آخرت، محال است كه با چشم سر صورت پذيرد. در عين حال، با توجه به اين

كه مسأله رؤيت الهى در روايات ذكر شده است و تفسيرهاى مختلفى براى آن ارائه كرده‌اند، ما به دو تفسير اشاره مى‌كنيم:



1ـ برخى از علماى اهل سنّت وقتى به واژه رؤيت الهى برخورده‌اند و دريافته‌اند كه آن مشاهده در دنيا و با چشم سر ممكن نيست، ادعا كرده‌اند كه اين رؤيت در آخرت و با چشم سر تحقق مى‌يابد.
بى شك توجيه فوق ناشى از كوته بينى و عدم درك مسأله رؤيت خداوند است. بايد به اين عده گوشزد كرد كه تنها اجسام، قابل مشاهده حسى هستند و خداوند كه مجرد است، نه در دنيا با چشم مشاهده مى‌شود و نه در آخرت. بنابراين، مشاهده خداوند از مقوله مشاهده حسى نيست كه بتوان آن توجيه كوته نظرانه را براى آن ذكر كرد، بلكه مشاهده‌اى معنوى و روحانى است كه با چشم دل صورت مى‌پذيرد و در دنيا نيز امكان تحقق دارد. از اين رو، حضرت على(عليه السلام) در پاسخ ذعلب كه از حضرت سؤال كرد. هَلْ رَأَيْتَ رَبَّكَ؟ فرمودند: لَمْ أَكُنْ بِالَّذى أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ اَرَهُ؛ من خدايى را كه نبينم عبادت نمى‌كنم. باز ذعلب كه سخن حضرت براى اوقابل درك نبود، از حضرت درباره كيفيت رؤيت خداوند سؤال مى‌كند و حضرت در پاسخ مى‌فرمايند: لَمْ تَرَهُ الْعُيُونُ بِمُشَاهَدَةِ الاَْبْصَارِ وَ لَكِنْ رَأَتْهُ الْقُلُوبُ بِحَقايِقِ الاِْيمانِ.(111)؛ خدا را چشمان مشاهده نكرده‌اند، بلكه او را قلب ها با حقيقت ايمانشان مشاهده كرده‌اند.



2ـ برخى رؤيت الهى را به معناى معرفت و علم به خداوند گرفته‌اند و گفته‌اند: كسانى كه به خداوند علم و معرفت دارند، گويا خداوند را مشاهده مى‌كنند. آن‌ها براى ادعاى خود به رواياتى استشهاد جسته‌اند كه در آن‌ها «رؤيت» به معناى «علم» به كار گرفته شده. اين تفسير نيز باطل است و رؤيت الهى، دريافت خاصى است كه براى اولياى خدا حاصل مى‌شود و معناى مستقلى از علم و معرفت دارد. از اين رو، وقتى كسى به وجود خدا معرفت دارد، نمى‌گويند خدا را مى‌بيند. هم چنين چنين مشاهده‌اى كه با چشم دل صورت مى‌پذيرد براى هر كسى قابل درك نيست و در هر موردى كه معلوم مشاهده حسى نمى‌شود، ما نمى‌گوييم آن را با چشم دل
مى‌بينيم. مثلاً ما كه به وجود سياره مريخ علم داريم، وقتى نمى‌توانيم آن را ببينيم نمى‌گوييم آن را با چشم دل مشاهده مى‌كنيم، و اگر هم چنين تعبيرى داشته باشيم، آن تعبير مجازى و شاعرانه است.



رؤيت الهى حقيقتى است كه در همين عالم مرتبه‌اى از آن براى اولياى خدا حاصل مى‌شود و بر اساس برخى روايات، مرتبه عالى‌تر آن در قيامت و براى اولياى خدا رُخ مى‌دهد. از اين جهت، همان كسانى كه در دنيا خداوند را مى‌بينند، از خداوند درخواست مى‌كنند كه در قيامت نيز به مشاهده حضرتش نايل گردند؛ چون مشاهده خداوند در قيامت كه تعلق روح از بدن قطع مى‌گردد و روح مستقل از بدن محدوديتى در مشاهده جمال الهى ندارد، شفاف‌تر و گسترده‌تر است: در اين عالم كه نفس به بدن تعلق دارد، هر قدر انسان اوج بگيرد باز تعلق به بدن حجاب روح است؛ مگر اين‌كه انسان به چنان احاطه و سعه وجودى برسد كه در همين دنيا بر آخرت احاطه يابد كه در اين صورت محدوديت هاى مادى مانع مشاهده او نمى‌گردند و همان مشاهده‌اى كه در آخرت براى اولياى حق حاصل مى‌گردد، در اين دنيا براى او رُخ مى‌دهد.
آنچه در ارتباط با رؤيت الهى ذكر شد، با شواهدى از روايات و رؤياهاى صادقه‌اى كه براى برخى از بزرگان رُخ داده، هم چنين مكاشفاتى كه براى برخى از اهل كشف و شهود حاصل شده ـ كه در آن مكاشفات دريافته‌اند بزرگ ترين نعمت مؤمنان در آخرت، مشاهده خداوند است ـ تأييد مى‌گردد.
حال كه از رؤيت الهى سخن گفتيم، جا دارد كه اشاره‌اى نيز به تجلى انوار ائمه معصومين(عليهم السلام) بر ساكنان بهشت داشته باشيم؛ از برخى از روايات به دست مى‌آيد كه به حسب درجات مؤمنان در بهشت، گاهى هفته‌اى يك بار، يا ماهى يك بار و گاهى سالى يك بار و حتّى گاهى چندين هزار سال يك بار، نور ائمه بر آنان ظاهر مى‌گردد. گاهى از تجلى نور ائمه بر آنان، چنان لذت و جذبه‌اى براى آنان حاصل مى‌گردد. كه از هوش مى‌روند. حال وقتى مؤمنان از درك مشاهده نور يكى از اولياى خدا كه مرتبه نازله نور خداست چنان لذّتى رادرك مى‌كنند كه در وصف نمى‌گنجد و چه بسا براى آن مشاهده ساليان درازى انتظار مى‌كشند، تصور كنيد كه از تجلّى نور خدا، بر آنان چه ابتهاجى حاصل مى‌شود؟ با اين وصف آيا با رسيدن به اين وصال، عذاب جهنم نيز براى انسان حقير و آسان نمى‌گردد؟





110 - فيض كاشانى؛ كلمات مكنونه، ص 3.
111 - بحارالانوار، ج 4، ص 27.


دسته ها :
چهارشنبه بیستم 10 1391 1:3

مردم بنده و برده دنيا و جلوه هاي فريبنده آن هستند ......

افسران - مردم بنده و برده دنيا و جلوه هاي فريبنده آن هستند ......
امام حسين(عليه السلام):

الناس عبيد الدنيا و الدين لعق علي السنتهم ما درّت معايشهم به فإذا محصّوا بالبلاء قلّ الدّيانون

مردم بنده و برده دنيا و جلوه هاي فريبنده آن هستند و دين لقلقه زبانشان است. تاجايي كه گذران زندگي آن ها پابرجا باشد، دين را نگهداري مي كنند و زماني كه به بلا آزموده شوند، دين داران قليل اند.

بحارالانوار، ج78، ص117
دسته ها :
سه شنبه نوزدهم 10 1391 23:53

انسان باحياء حتي «فكر گناه» هم نمي‏‌كند!

از خدا حياء كن! شرم كن! انجام نده! حتي فكر معصيت هم نكن! چون عمل، براي خداوند ديگر بيروني و دروني ندارد. آيه‏‌اش را خواندم. يادت نرود كه هيچ عملي نيست كه ما آن را شهود مي‎كنيم. اينها همه مقدّمه «حق حياء» بود .

تو بايد چنين خدايي را قبول داشته باشي! اين حرف من نيست، كلام الله است. من از خودم نگفتم، آيات قرآن اين چنين مي‏گويد و قابل انكار هم نيست. تازه من گفتم كه بحث معرفتي نكردم. آن خودش بحث ديگري است كه در جاي خودش مي‏گوييم درجاتي دارد و... بحث ما خيلي عرفي بود. يك بحث تربيتي و عرفي كردم كه همه متوجّه شوند.

اين كه روايات متعدّده مي‏فرمايد: از خدا خجالت بكشيد آن‎طور كه سزاوار است!
يعني اين مطلب كه گفتم. هركس سزاوار يك نوع شرم كردن و يك‎طور خجالت كشيدن است. آن‎طور كه سزاوار است انسان از خدا خجالت بكشد اين است كه در روابط گوناگون هر نوع عمل قبيحي را انجام ندهد.

«استحيوا من الله حق الحياء» نه يك روايت نه دو روايت، آنهايي كه اهلش هستند بروند مراجعه كنند! ببينيد چه قدر پيغمبر اكرم روي آن تأكيد كرده است. چه جنبه‎هاي شخصي و چه عمومي! من همه اينها را در جلسه گذشته گفتم. «استحيوا من الله حق الحياء»...))

دسته ها :
سه شنبه نوزدهم 10 1391 23:53

حق حياء يعني حياء از تمام زشتي‏‌ها

حق حياء اين است كه انسان در هر سه رابطه از خدا خجالت بكشد. چه عملت قُبح عقلي داشته باشد، چه قُبح شرعي داشته باشد، چه قُبح عرفي در محيط متشرعه داشته باشد و بالأخره حق حياء اين‎طور است كه اگر بخواهيم به طور مطلق بگوييم نسبت به «جميع قبائح» است.

خود ما همين‎طوري هستيم كه با اين مقدّماتي كه من گفتم بايد اين‏طور از خداوند حياء داشته باشيم. نتيجه اين مقدّمات همين مي‎شود. من مطلبي را از خودم تحميل نكردم. عمده اين است كه بايد ببيني ناظر بودن خدا چه وسعتي دارد، تا بفهمي حق حياء چيست؟ هر حركت قبيحي نسبت به اين سه محيط، چه دروني و چه بيروني از انسان سر بزند، بر خلاف حياء است.

دسته ها :
سه شنبه نوزدهم 10 1391 23:52


خداوند، ناظري كه هيچ چيز از او پوشيده نيست!

يك؛ خداوند ناظري است كه جدا نشدني است؛ يعني هيچ‏گاه از من جدا نمي‎شود. او نزديكي به من است كه نزديك‎تر از او نيست. بزرگي است كه بزرگ‎تر از او نيست. مطّلعي بر من است كه مطّلع‎تر از او نيست. به تمام سراسر وجود من احاطه دارد؛ از درون و بيرون. مطلعي است كه سرّ و علن براي او معنا ندارد.

بعداً ان‏ شاءالله مي‎رسم كه در يك تقسيم‎بندي نسبت به خود اعمال، ما يك قبائح عقليّه داريم، يك قبائح شرعيّه داريم و يك قبائح عرفيّه متشرعه داريم. اينها سه چيز جدا است. قبايح عقليّه مربوط به عقل عملي است، شرعيّه مربوط به احكام شرعي است و عرفيّ متشرعه مربوط به افراد متديّن است كه آنها اين كار را زشت مي‎دانند

دسته ها :
سه شنبه نوزدهم 10 1391 23:51
X