معرفی وبلاگ
فعالییت سازمان زنان انقلاب اسلامی در پی انسجام و هماهنگی و شناسایی زنان فعال منطقه بسته به مهارت و توانمندیی انها در جهت رفع نیازمندرهای زنان ان منطقه . خواهرم بسته به نیاز فکری و روحی و مادی خود با ما هم سخن شو بهترین خوبی ها نزد زنان است امام صادق(ع) باهم شویم ،یکی شویم درمانی برای دردی شویم ............ آن لحظه اي كه زن در خانه خود مي ماند و (به امورزندگي و تربيت فرزند مي پردازد)به خدا نزديكتر است.حضرت زهرا (س)
صفحه ها
دسته
لينك سازمان زنان انقلاب
لينك عاشقان امام نقي
مرگ بر شاهين نجفي(مرتد)
جانم فداي غربتت يا امام نقي (ع)
امام من مهدي
فرهنگ الهي
گل نرگس
اس ام اس جديد
شعرهاي داريوش دوسراني
صهيون ستيزي
شيعه
مجله فيروز جاه
منتظران ظهور
ديار عشق
خدا
بهترين دوست فقط خدا
تنها عشق من خداست
شوق شهادت
سايه
سايه طلبه جوان
سايت شخصي سيد محمد انجوي نژاد
مدرسه علميه الزهرا(س) نصر تهران
☫عشق=خامنه اي☫
خانم دكتر نگار
در طلب معرفت...
گوهركمال ، حجاب برتر
ولايت عشق
غريب تر از غريب الغربا ... امام نقي (ع
غريب سامرا
بسم رب الهادي(ع)
شيدايي رهبر
وبلاگ شهيد همت
ماه نقره اي (بسم رب الشهدا)
مقتدر مظلوم
ولايت سيد علي
حامي رهبر
بسيجي بي ادعا
پايگاه اطلاع رساني استقامت
انفجار نور
ائمه اطها رو شهدا
فيض بوك
هادي نت
شهيدان زنده اند
دانلود جديد ترين مداحي
بهشت (محفل بسيجيان و رهروان شهدا
دينيست(اولين سايت اطلاع رساني ويژه مداحان)
سايت جامع مداحي
نور اسمان
سايت رسمي مداحان اهل بيت
ماه حرم ( روضه العباس)
جام تهي
ما مي توانيم
حمايت از اقتصاد و كار توليد ملي
منتظران مهدي
اخبار پيام نور
ره به ري
لینک دوستان
سايت مراجع تقليد
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1489452
تعداد نوشته ها : 3305
تعداد نظرات : 487
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

افسران - قل ابوفاضل مدد

دسته ها : مذهبي
شنبه بیستم 8 1391 23:2

امروز روز خانواده نام گرفته

 

20 ابان ماه

راستي چقدر به خانواده خود اهمييت مي دهيد ؟

مي دونيد اولين مكان امن براي همه اقشار جامعه خانواده است

 

اميدوارم كانون خانوادتون گرم و صميمي باشه

دسته ها : مناسبت ها
شنبه بیستم 8 1391 13:43

 

خدايا سايه پدر بزرگ ها و مادربزرگ هارو از سر ما كم نكن

 

امين

عكس

دسته ها : مناسبت ها
شنبه بیستم 8 1391 11:47

بند هفتادو پنج

اين بند براي

رفع گوش دردر

خوب است

دسته ها : دعا
شنبه بیستم 8 1391 9:16

 

منزل به منزل با حسين بن علي (ع)

منزل اول -ابطح/چه كساني در ابطح به حسين بن علي ملحق شدند؟



سايت فرهنگ نيوز،قصد دارد به بررسي منازل و سير حركت حضرت سيدالشهدا (ع) از مكه تا كربلا،حوادث و اتفاقاتي كه امام در مسير با آن رو به رو شدند و كساني كه در طي مسير به كاروان عشق ملحق شدند بپردازد. اين بخش بر اساس كتاب ياران شيداي حسين ابن علي عليهما السلام با قلم استاد مرتضي آقا تهراني تهيه و تنظيم شده است.




هنگامي كه امام نامه مسلم را دريافت كرد، عزم خروج از مكه كرد و به سوي عراق رهسپار شد. بنابراين، در جمع ياران در شب هشتم ذيحجه الحرام، خطبه اي اين گونه انشاد فرمود:
«حمد و سپاس براي خداست، و هرچه كه خدا بخواهد (به وقوع خواهد پيوست)، نيرو و قدرتي نيست، مگر براي خداوند، درود و سلام خدا بر رسولش باد. مرگ بر فرزند آدم چون خط گردنبند به گردن دختران نوشته شده است.

شوق ديدار گذشتگانم چون علاقه يعقوب به يوسف حزن را از دلم مي زدايد. خداي تعالي محل شهادتي را بر من اختيار كرده است كه آن را ملاقات خواهم كرد. گويا مي بينم كه وحشيان بياباني بند بند مرا بين نواويس و كربلا از هم گسسته اند. پس آن ها شكم هاي خالي و گرسنه خويش را از من پر خواهند كرد. آري فراري نيست از آن چه قلم (خداوندي) بر آن رفته است.
رضاي خداوند رضاي ما اهل بيت است. بر بلاي او شكيبايي مي ورزيم و ما را پاداش صبر كنندگان عنايت خواهد كرد. ديگر قرابت و خويشي از رسول الله باقي نمانده مگر اين كه در بهشت همه در كنار هم جمع شده اند كه چشم او روشن گردد و وعده هايي كه به آن ها داده، برآورده گردد. آري، هر كس كه حاضر است در راه ما خونش را نثار كند در حالي كه نفسش را به ملاقات با خداي تعالي وعده داده، پس فردا همراه ما كوچ كند كه من فردا صبح كوچ خواهم كرد. ان شاء الله تعالي.»

«منزل اول -ابطح»


ابطح شنزاري است كه محل عبور سيل از وادي مكه است.
«يزيد بن ثبيط البصري» داراي ده فرزند پسر بود، آن ها را به ياري امام حسين عليه السلام برخوانده بود.از انها دو فرزندش «عبدالله» و «عبيدالله» همراه عده ا ي از شيعيان و دوستداران اهل بيت از بصره خارج، و در ابطح مكه به امام ملحق شدند.
ملحق شدگان «عامر بن مسلم» و «سالم» غلام عامر، «سيف» و ديگران هستند كه به سخن درباره هركدام خواهيم پرداخت. اين همراه شدن با امام هنگامي بود كه راه ها همه تحت كنترل و بسته شده بود.

دسته ها : محرم
شنبه بیستم 8 1391 1:43


پس از هجرت امام علي (ع) از مدينه به كوفه و شهادت آن امام، كوفيان با امام حسن مجتبي (ع) بيعت كردند و برادرشان، امام حسين (ع) به همراه ايشان در كوفه اقامت گزيدند. پس از مرگ معاويه، يزيد به سرعت اعلان خلافت كرد و آن آغازي بود بر خلافت به ناحق يزيد. حركت امام حسين (ع) از مدينه تا كربلا در چند مكان شايان بررسي است:

1- در مدينه
يزيد در تلاش بر آمد كه در مدينه از امام حسين (ع) بيعت بگيرد اما امام به بيعت با يزيد تن نداد. در جزيرة العرب اين سخن پيچيد كه از بزرگان، تنها سه نفر با يزيد بيعت نكردند: عبدالله بن عمر ، عبدالله بن زبير و امام حسين (ع) . عبد الله بن عمر و عبد الله بن زبير خطري براي حكومت يزيد به حساب نمي آمدند چرا كه افرادي گوشه نشين و همچنين اهل مال اندوزي بودند و راه خريداري آن ها براي يزيد باز بود. تنها كسي كه خطري براي خلافت او به حساب مي آمد امام حسين عليه السلام بود چرا كه پيامبر او را از خود دانسته بود: ( حُسَينُ مِنّي وَ انَا مِن حُسَين) و از طرفي امام، مصداق آيه «وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ» بود. يعني قدرت علمي و جسماني او زبانزد بود. بنابراين تدبير مبارزه يا بيعت با او چندان آسان نبود.

2- حركت از مدينه به سوي مكه
درشب يكشنبه بيست و هشت ماه رجب همگان با خبر شدند كه امام از مدينه به سوي بيت الله الحرام هجرت فرموده اند. ايشان با وجود اصرار همراهان و برخي از يارانشان به طي كردن مسير از راه فرعي، راه اصلي حركت از مدينه به مكه معظمه را انتخاب كردند. از آن جا كه امام با يزيد بيعت نكرده بود و بسياري از مردم از علت آن بي خبر بودند، آن حضرت از مدينه به مكه آمدند تا در ازدحام حج، مردم را از سرّ عدم بيعت خود با يزيد آگاه سازد و در حرم امن الهي امنيت جاني داشته باشد. امام به محض آنكه چشمان مباركش به خانه هاي اطراف مكه افتاد اين آيه را تلاوت فرمود: «وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاء مَدْيَنَ قَالَ عَسَى رَبِّي أَن يَهْدِيَنِي سَوَاء السَّبِيلِ» و هنگامي كه خود را در مدخل شهر مدين يافت، فرمود: اميد دارم كه پروردگارم مرا هدايت فرمايد». اين آيه شريفه درباره حالت ورود حضرت موسي به مدين بعد از فرار از مصر بود.

3- در مكه
به محض ورود امام و اهل بيتش به مكه، مردم نيز روانه حج عمره شده و از حضور امام در مسجد الحرام با خبر شدند. پس از گذشت ماه ها از حضور امام در مكه و تلاش براي بيداري مسلمانان، يزيد قصد جان امام را كرده بود و به جز بيعت يا قتل او رضايت نمي داد. امام حسين (ع) براي جلوگيري از هتك حرمت خانه خدا، مسجد الحرام را ترك كرد. در آن هنگام، والي مدينه نامه اي با مضمون ترس از حضور امام حسين(ع) به يزيد نوشت و در جواب آن دستور قتل امام را گرفت. در ماه رمضان به بصره و كوفه نيز خبر رسيد كه امام از بيعت با يزيد سر باز زده است.از اين رو نامه ها و درخواست هاي بسيار به سوي امام روانه شد كه حضرت را به كوفه دعوت كنند. مسلم بن عقيل در نيمه ماه مبارك رمضان به عنوان نماينده امام به سوي كوفه حركت كرد و در نيمه شوال به مقصد رسيد. اواخر ماه ذي القعده نامه اي به امام فرستاد و در آن از بيعت دوازده هزار نفر با امام حسين (ع) ياد كرد.

4- حركت از مكه به عراق
هنگامي كه امام نامه مسلم را دريافت كرد، در جمع يارانش در شب هشتم ذي حجه خطبه اي خواند و به سوي عراق رهسپار شد.

-----------------------

[1] - بحار الانوار، ج 45 ، ص 314
[2] - بقره آيه 247
[3] - تاريخ الامم و الملوك،ج5،ص341
[4] - قصص آيه 22

فرهنگ نيوز

 

 

 

 

دسته ها : محرم
شنبه بیستم 8 1391 1:16

افسران - صلي الله عليك يا ابا "عبدالله-دانل

دسته ها : مذهبي
جمعه نوزدهم 8 1391 11:51

بند هفتادو چهارم

اين بند براي درد دهان و لثه و زبان خوب است

دسته ها : دعا
جمعه نوزدهم 8 1391 9:54

افسران - طاقت بيار... چيزي تا محرم نمانده.

دسته ها : محرم
جمعه نوزدهم 8 1391 9:42

(بسم الله الرحمن الرحيم)

 

اخيراً، در يك فيلم سينمايي به نام «عبده موته» كه در مصر منتشر شدبه ساحت نوراني اهل بيت عليهم السلام، به ويژه دخت نبي اكرم (ص)حضرت فاطمه الزهرا سلام الله عليها اهانت شد.

 

در اين فيلم، رقاصه مصري با نام «دينا» در اقدامي وقيحانه به حضرت فاطمه زهرا (س) و امام حسن و حسين (ع) اهانت كرد.

 

 

 

 

 

 

 

اقدام وقيحانه اين فيلم مصري و رقاصۀ آن خشم بسياري از مسلمانان،به ويژه شيعيان اين كشور را برانگيخته است زيرا مصري‌ها، با همه طوايف و مذاهب، ائمه اطهار عليهم السلام را بسيار مورد احترام قرارمي‌دهند.

 

 

 

 

 

اين رقاصه مصري درباره اين اقدام موهن خود مدعي شد مسلمان است.و قصد اهانت به اهل بيت رسول الله (ص) را نداشت. بنابراين، پرسشي كه در اينجا مطرح مي‌شود اين است كه چرا موسسه ديني الازهر وعلماي آن، به ويژه مفتي مصر، در اين باره واكنش قاطعي نشان نداده‌اند و سكوت اختيار كرده‌اند؟

 

 

 

 

 

در واقع در اين مسئله، الازهر و نهادهاي دولتي مصر، كه به اين فيلم اجازه ساخت و پخش داده‌اند، مقصر و مسئول هستند زيرا آن‌ها در جامعه‌اي مسئوليت دارند كه مردم آن به ابراز علاقه و محبت به ائمه اطهار عليهم السلام معروف هستند، اما تاكنون سكوت اختيار كرده وحتي اين اقدام وقيحانه را محكوم نكرده‌اند.

 

مردم مصر در طول تاريخ علاقه و محبت خاصي به اهل بيت داشته ودارند. آن‌ها شديداً به ائمه اطهار (ع) عشق مي‌ورزند و ائمه را ازسرآمدهاي مكتب اسلام مي‌دانند و براي زيارت مقدسات اسلامي و

 

زيارتگاه‌هاي ائمه مي‌شتابند. بنابراين، محكوم كردن اهانت به مقدسات اسلامي در اين كشور از بديهيات و مسلمات به شمار مي‌رود؛ در غيراين صورت مسئولان ديني و  نهادهاي دولتي مسئول پيامدهاي اين سكوتشان خواهند بود.

 

 

 

 

 

ائتلاف مسلمانان براي دفاع از اهل بيت عليهم السلام نامه شديداللحني به احمد الطيب، شيخ الازهر، ارسال كرد و در آن از وي خواست براي متوقف كردن پخش فيلم در سينماهاي مصري اقدام كند.

 

 

 

 

 

وليد اسماعيل عضو ائتلاف مسلمانان اين كشور نيز اقدام سازندگان اين فيلم را در استفاده ازرقاص زن براي خواندن شعرهاي مدايح اهل بيت (ع) به شيوه تمسخر و اهانت‌اميز محكوم كرد.

 

 

 

 

 

در همين حال، بهاء انور محمد، سخنگوي رسمي شيعيان مصري و مدير «مركز حقوق بشر مصر الفاطميه» نيز در اين باره اعلام كرد: شيعيان مصر درصدد اتخاذ اقدامات قانوني و ارائه دادخواست براي متوقف كردن پخش اين فيلم خواهند شد.

 

 

 

 

 

موسسه ديني الازهر مصر مسئوليت فعاليت‌هاي ديني و مركز صدور فتوي در مصر به شمار مي‌رود كه تاكنون در اين باره تصميمي اتخاذنكرده است و سكوت آن در واقع به نوعي نشان مي‌دهند كه چنين

 

اقدامي را تاييد مي‌كند.

 

 

 

 

 

برخي از علماي منتسب به الازهر مانند يوسف قرضاوي، روحاني سلفي تندروي مصري مقيم دوحه قطر، در برابر اهانت فيلم آمريكايي به ساحت مقدس پيامبر اكرم (ص) نيز واكنش قاطعي نشان ندادند و حتي تظاهرات مسلمانان را در برخي كشورهاي اسلامي كه بيانگر خشم و نفرت آن‌ها از اهانت‌كنندگان بود محكوم كردند.

 

 

 

 

 

بسياري از مسلمانان در شبكه‌هاي اجتماعي اين اقدام رقاصه مصري رامحكوم كرده و از تمام مسلمانان خواسته‌اند به اقدام موهن سازندگان اين فيلم مصري، كه پس از انتشار فيلم اهانت آميز به ساحت مقدس پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در آمريكا صورت گرفته است، واكنش نشان‌دهند.

 

 

 

 

 

رقاصه مصري در بخشي از اين فيلم و در حال رقص به صورت تمسخرو اهانت‌آميز شعري با عنوان «يا طاهرة يا أم الحسن والحسين» كه مضمون درباره فاطمه زهرا (س) است خوانده است.

 

 

 

 

 

 

دسته ها : مذهبي
پنج شنبه هجدهم 8 1391 17:31

عكسحضرت آيت‏الله العظمي حاج شيخ عباس قمي از علما، مورخان و محدثان بزرگ عصر حاضر محسوب مي‌شود. او در شهر مقدس قم چشم به جهان گشود و تحصيلات ابتدايي را در آن شهر فراگرفت. سپس در ۱۳۱۶ق به نجف رفت و از محضر درس حاج ميرزا حسين نوري محدث بهره‌هاي فراواني برد.
در ۱۳۲۰ق پس از وفات استاد خود، به قم بازگشت. آن‌‏گاه از قم به مشهد مقدس رفت و از آنجا مجدداً رهسپار نجف اشرف گرديد. محدث قمي، سرانجام در تاريخ بيست و سوم ذي‌الحجةالحرام سال ۱۳۵۹ هجري قمري (مصادف با يكم بهمن‌ماه ۱۳۱۹ش) چشم از جهان فروبست و در جوار مرقد استاد بزرگوار خويش - حاج ميرزا حسين نوري - به خاك سپرده شد.

دسته ها : مناسبت ها
پنج شنبه هجدهم 8 1391 14:59

برو اي گداي مسكين در خانه علي زن

 

كه نگين پادشاهي دهد از كرم گدارا

عكس

دسته ها : مناسبت ها
پنج شنبه هجدهم 8 1391 14:53

خدايا ، عاشورا را شنيديم ... غم هارا شنيديم ... مظلوميت ها را شنيديم ... و از همه مهمتر ... شنيديم كه شانه ها از زير بار شيرين حمايت از ولايت چگونه خالي شد ... نامرديها را شنيديم ...
و باز بمانند هر سال از خودت ميخواهم ... توانمان ده به لطف خودت مرزهاي خود را مشخص كنيم ...
تورا بخودت قسم كمكم كن طرف حسينت باشم !

 

افسران - ميرسد باز محرم از را ... اينبار كجاي قصه ميگردم ...

دسته ها : محرم
پنج شنبه هجدهم 8 1391 14:41

بهت نجران در ابهت اهل بيت

روز مباهله

بخش با صفاي « نجران » ، با هفتاد دهكده تابع خود ، در نقطه مرزي حجاز و يمن قرار گرفته است . در آغاز طلوع اسلام ، اين نقطه تنها منطقه مسيحي نشين حجاز بود كه به دلايلي از بت پرستي دست كشيده ، و به آئين مسيح گرويده بودند.

پيامبر اسلام به موازات مكاتبه با سران دول و مراكز مذهبي جهان ، نامه اي به اسقف نجران ، نوشت و طي آن نامه، ساكنان نجران را به آئين اسلام دعوت نمود. اينك فرازي از نامه آن حضرت: « به نام خداي ابراهيم ، اسحاق و يعقوب. ( اين نامه اي است) از محمد پيامبر خدا به اسقف نجران : خداي ابراهيم و اسحاق و يعقوب را حمد و ستايش مي كنم ، و شما را از پرستش « بندگان» ، به پرستش « خدا» دعوت مي نمايم . شما را دعوت مي كنم كه از ولايت بندگان خدا خارج شويد و در ولايت خداوند وارد آئيد ، اگر دعوت مرا نپذيرفتيد ( لااقل ) بايد به حكومت اسلامي ماليات (جزيه) بپردازيد ( كه در برابر اين مبلغ كم ، از جان و مال شما دفاع مي كند) و در غير اين صورت به شما اعلام خطر مي شود. »

نمايندگان پيامبر كه حامل نامه بودند ، وارد نجران شده و نامه پيامبر را به اسقف مسيحيان نجران دادند. وي نامه را با دقت خواند و براي تصميم ، شورايي مركب از شخصيتهاي بارز مذهبي و غير مذهبي تشكيل داد. شورا نظر داد كه گروهي به عنوان « هيئت نمايندگي نجران » به مدينه بروند ، تا از نزديك با پيامبر صلي الله عليه و آله ديدار كرده ، دلائل نبوت ايشان را مورد بررسي قرار دهند . بدين ترتيب ،  شصت تن از ارزنده ترين و داناترين مردم نجران انتخاب گرديدند ، كه در رأس آنان سه تن از پيشوايان مذهبي قرار داشت:

1- « ابو حارثة بن علقمه» ، اسقف اعظم نجران كه نماينده رسمي كليساهاي روم در حجاز بود.

2- « عبدالمسيح» ، رئيس هيئت نمايندگي كه به عقل ، تدبير و كارداني شهرت داشت.

3- « اَيهَم» ، كه فردي كهنسال و يكي از شخصيتهاي محترم ملت نجران به شمار مي رفت.

 

مذاكره نمايندگان نجران

بالاخره نمايندگان نجران ، به ديدار پيامبر اكرم (ص) آمده و به مذاكره پرداختند ، در اين مطلب ، گوشه اي از مذاكرات آنها مي پردازيم :

پيامبر (ص) ، من شما را به آئين توحيد ، پرستش خداي يگانه و تسليم در برابر اوامر او دعوت مي كنم . سپس آياتي چند از قرآن براي آنان تلاوت نمود.

نمايندگان نجران: اگر منظور از اسلام ، ايمان به خداي يگانه جهان است ، ما قبلاً به او ايمان آورده و به احكام وي عمل مي نمائيم.

پيامبر اكرم : اسلام علائمي دارد و برخي از اعمال شما ، حاكي است كه به اسلام واقعي نگرويده ايد . چگونه مي گوئيد كه خداي يگانه را پرستش مي كنيد ، حال آنكه شما صليب را مي پرستيد ، از خوردن گوشت خوك پرهيز نمي كنيد و براي خدا فرزند قائليد؟

نمايندگان نجران : ما او را (مسيح) خدا مي دانيم زيرا او مردگان را زنده كرد بيماران را شفا بخشيد ، و از گِل پرنده اي ساخت و آن را به پرواز درآورد ، و تمام اين اعمال حاكي است كه او خدا است.

پيامبر اكرم: نه ! او بنده خدا و مخلوق او است ، كه خدا او را در رحم مريم قرار داد و اين قدرت و توانايي را خدا به او داده است.

يكي از نمايندگان نجران: آري او فرزند خدا است زيرا مادر او مريم ، بدون اينكه با كسي ازدواج كند ، او را به دنيا آورده است . پس پدر او خداي جهان مي باشد.

در اين هنگام ، فرشته وحي نازل گرديد و به پيامبر گفت كه به آنان بگويد : « وضع حضرت عيسي از اين نظر مانند حضرت آدم است كه او را با قدرت بي پايان خود ، بدون اينكه داراي پدر و مادري باشد از خاك آفريد. » ( آل عمران /59)

نمايندگان نجران : گفت و گوهاي شما ما را قانع نمي كند. راه اين است كه در وقت معيني با يكديگر مباهله نمائيم ، و بر دروغگو نفرين بفرستيم ، و از خدا بخواهيم دروغگو را هلاك و نابود كند.

در اين هنگام ، حضرت جبرائيل نازل گرديد ، آيه مباهله را  آورد و پيامبر را مأمور ساخت تا با كساني كه با او مجادله مي كنند و حق را نمي پذيرند به مباهله برخيزد:

« فمن حاجك فيه من بعد ما جائك من العلم فقـُل تعالوا نَدعُ ابنائنا وَ ابنائكُم وَ نِسائنا و نِسائكُم وَ انفُسَنا وَ انفُسَـكُم ثُمَّ نبتـَهـِل فـَنَجعل لعنة الله علي الكاذبين.» ( آل عمران /61)

طرفين به فيصله دادن مسئله از طريق مباهله آماده شدند و قرار بر اين شد كه فرداي آن روز براي اثبات حقانيت خود مباهله نمايند.

 

پيامبر اكرم به مباهله مي رود

وقت مباهله فرا رسيد . قبلاً پيامبر و هيئت نمايندگي « نجران» ، توافق كرده بودند كه مراسم مباهله در نقطه اي خارج از شهر مدينه، در دامنه صحرا انجام بگيرد. پيامبر از ميان مسلمانان و بستگان خود ، فقط چهار نفر را برگزيد كه در اين حادثه تاريخي شركت نمايند. اين چهار تن ، جز علي بن ابي طالب (ع) ، فاطمه دختر پيامبر (س) و حسن و حسين عليهما السلام نبودند ، زيرا در ميان تمام مسلمانان نفوسي پاك تر ، و ايماني استوارتر از ايمان اين چهار تن ، وجود نداشت.

پيامبر (ص) ، فاصله منزل و نقطه اي را كه قرار بود در آنجا مراسم مباهله انجام گيرد ، با وضعي خاص طي نمود. او در حالي رهسپار محل قرار شد كه حضرت حسين (ع) را در آغوش و دست حضرت حسن (ع) را در دست داشت ، فاطمه (س) به دنبال آن حضرت و علي بن ابي طالب (ع)  پشت سر وي حركت مي كردند ؛ پيامبر (ص) اين چنين  گام به ميدان مباهله نهاد ، او پيش از ورود به ميدان « مباهله» ، به همراهان خود گفت: من هر وقت كه دعا كردم ، شما دعاي مرا با گفتن آمّين بدرقه كنيد.

سران هيئت نمايندگي نجران ، پيش از آنكه با پيامبر (ص) روبرو شوند به يكديگر مي گفتند: هرگاه ديديد كه « محمد» ، افسران و سربازان خود را به ميدان مباهله آورد ، و شكوه مادي و قدرت ظاهري خود را نشان ما داد در اين صورت ، وي فردي غير صادق است و اعتمادي به نبوت خود ندارد. ولي اگر با فرزندان و جگر گوشه هاي خود به « مباهله» بيايد و با وضعي وارسته از هر نوع جلال و جبروت مادي ، رو به درگاه الهي گذارد ؛ پيداست كه پيامبري راستگو است و به قدري به خود ايمان و اعتقاد دارد كه نه تنها حاضر است خود را در معرض نابودي قرار دهد ، بلكه با جرأت هر چه تمامتر ، حاضر است عزيزترين و گرامي ترين افراد نزد خود را ، در معرض فنا و نابودي قرار دهد.

سران هيئت نمايندگي در اين گفتگو بودند كه ناگهان ، چهره نوراني پيامبر اكرم (ص) با چهار تن ديگر نمايان گرديد.

همگي با بهت و حيرت به چهره يكديگر نگاه كردند ، و از اينكه او فرزندان معصوم و بي گناه ، و يگانه دختر و يادگار خود را به صحنه مباهله آورده ؛ انگشت تعجب به دندان گرفتند. آنان دريافتند كه پيامبر ، به دعوت و دعاي خود اعتقاد راسخ دارد والّا يك فرد مردد ، عزيزان خود را در معرض بلاي آسماني و عذاب الهي قرار نمي دهد.

اسقف نجران گفت: من چهره هائي را مي بينم كه هر گاه دست به دعا بلند كنند و از درگاه الهي بخواهند كه بزرگترين كوهها را از جاي بكند ، فوراً كنده مي شود. بنابراين ، هرگز صحيح نيست ما با اين افراد ِ با فضيلت ، مباهله نمائيم ؛ زيرا بعيد نيست كه همه ما نابود شويم ، و ممكن است دامنه عذاب گسترش پيدا كند ، همه مسيحيان جهان را بگيرد و در روي زمين حتي يك مسيحي باقي نماند.

 

انصراف هيئت نمايندگي از مباهله

هيئت نمايندگي با ديدن وضع ياد شده ، وارد شور شدند و به اتفاق آراء تصويب كردند كه هرگز وارد مباهله نشوند ، آنان حاضر شدند كه هر سال مبلغي به عنوان «جزيه» ( ماليات سالانه ) بپردازند و در برابر آن ، حكومت اسلامي از جان و مال آنان دفاع كند. پيامبر اكرم (ص) رضايت خود را اعلام كرد و قرار شد آنها هر سال در ازاي پرداخت مبلغي جزئي ، از مزاياي حكومت اسلامي برخوردار گردند.

سپس پيامبر اكرم (ص) فرمود: عذاب ، سايه شوم خود را بر سر نمايندگان مردم نجران گسترده بود و اگر از درِ ملاعنه و مباهله وارد مي شدند ، صورت انساني خود را از دست داده ، در آتشي كه در بيابان برافروخته مي شد ، مي سوختند و دامنه عذاب به سرزمين« نجران» نيز كشيده مي شد.

منبع: فروغ ابديت ، جعفر سبحاني ،  ج2.

مقالات مرتبط

- مباهله؛ جلوه اي از حضور حضرت زهرا (س) در عرصه سياست

 

دسته ها : مناسبت ها
پنج شنبه هجدهم 8 1391 11:38

افسران - عالم همه قطره و درياست حسين ...

دسته ها : مذهبي
پنج شنبه هجدهم 8 1391 10:48

بند هفتادو چهارم

هر گاه در دهان خود

احساس درد كرديد

اين دعا را بخوانيد

دسته ها : دعا
پنج شنبه هجدهم 8 1391 10:44

دسته ها : نماز
چهارشنبه هفدهم 8 1391 23:22

دسته ها : نماز
چهارشنبه هفدهم 8 1391 23:2

بند هفتادو دوم

براي درد ساق پا

بيشتر براي فوتباليستها

و كساني كه زياد راه مي روند

خوب است

دسته ها : دعا
چهارشنبه هفدهم 8 1391 21:30

بزرگترين فيلسوف ايراني قرن نوزدهم

حاج ملا هادي سبزواري

حكيم سبزواري، حاج ملا هادي(ره)، از بزرگ ترين فيلسوفان اسلامي است. دانشمندان معاصر و بعدي، او را ارسطوي زمان خود شمرده اند. وي در فلسفه وعرفان به يكسان چيره دست و توانا بود؛ او نمونه اعلاي حكيماني بود كه هم در حكمت نظري استادند و هم در عرفان و تجربيات معنوي.

زماني كه متولد شد، يعني سال 1212 ق، 19 سال از حكومت «قاجار» در ايران مي گذشت. فتحعلي شاه، محمدعلي شاه و ناصرالدين شاه در زمان حيات او بر ايران حكم مي راندند.

پدرش حاج ميرزا مهدي، از تاجران معتبر، مؤمن، سخاوتمند و جوانمرد سبزوار بود. او وقتي هادي 10 ساله بود، هنگامي كه از سفر حج باز مي گشت، در شيراز از دنيا رفت و هادي از آن پس تحت سرپرستي  و نظارت عمه زاده اش حاج ملا حسين سبزواري، به زندگي و تحصيل ادامه داد.

حاج ملا حسين، عالمي فاضل و عارفي وارسته بود و تأثير فوق العاده اي بر شكل گيري شخصت علمي وعملي حكيم سبزواري داشت؛ آن چنان كه پس از 10 سال شاگردي در محضر او، ملاهادي به عنوان يك استاد كامل و فاضل در فقه و اصول مشهور شد.

سال 1232 ق، به قصد زيارت خانه خدا از مشهد بيرون آمد، ولي وقتي بين راه به اصفهان وارد شد و حوزه درس ملا اسماعيل كوشكي اصفهاني را ديد، از رفتن به حج منصرف شد و ده سال در اصفهان ماند.

حاج ملا هادي سبزواري

ملا اسماعيل، معلوماتي عميق و بياني بسيار شيوا داشت. فلسفه، منطق و عرفان از جمله درس هايي بودند كه ملاهادي در محضر او و استاد بزرگ ديگري به نام ملاعلي نوري آموخت.

در 1242 ق، هنگامي كه حاج ملاهادي فقيهي كامل و حكيمي عارف شده بود، به مشهد بازگشت و پنج سال تدريس كرد. سپس عازم سفر مكه شد كه سه سال طول كشيد. وقتي از سفر حج بر مي گشت، راهها نا امن بودند و حكيم ناچار شد يك سا ل در كرمان بماند.

براي اين كه از وقتش استفاده كند، به صورت گمنام، به «مدرسه معصوميه كرمان» وارد شد و در آن جا ضمن نظافت مدرسه، از مجلس درس آيت الله آقا سيد جواد، امام جمعه شيرازي، بهره برد، اما خيلي زود مراتب فضل و كمال او بر آقا سيد جواد آشكار شد و فهميد كه ملاهادي ،عالمي بزرگ و حكيمي فرزانه است.

حاج ملاهادي در پايان اقامتش در كرمان، با دختر خادم مدرسه معصوميه ازدواج كرد(1) و به همراه همسرش به سبزوار بازگشت و تا پايان عمر در آن جا ماند و به تدريس فلسفه اسلامي پرداخت.

 

حكيم سبزواري علاوه بر اين كه در تمام علوم زمان خود استاد بود، شاعري بزرگ و توانا نيز بود.

مهم ترين مباحث فلسفه اسلامي و منطق را در قالب 1300 بيت شعر به زبان عربي سرود و بعد خودش در كتابي آنها را شرح داد و تبيين كرد.
 

 اين كتاب كه 20 سال از عمر حاج ملاهادي را به خود اختصاص داد، امروزه با عنوان «شرح منظومه سبزواري» در مدرسه هاي علوم اسلامي و محافل علمي تدريس مي شود. همچنين يك دوره فقه اسلامي را به زبان عربي به نظم درآورد و شرح آن را نيز خود برعهده گرفت. ديوان اشعاري هم به زبان فارسي دارد كه در آن نكات عالي عرفاني را به نظم درآورده است. تخلص او در شعر فارسي «اسرار» است.

مجلس درس حكيم بسيار گسترده بود و شاگردان بسياري از سراسر ايران و ساير كشورها از جمله هند، افعانستان، تركيه و عربستان در آن حضور داشتند. يكي از شاگردان حاج ملاهادي، فقيه بزرگ، مرحوم آخوند ملامحمد كاظم خراساني بود كه خود از فقيهان بزرگ شيعه و صاحب كتاب «كفاية الاصول» است. اين كتاب تاكنون در حوزه هاي علوم اسلامي تدريس مي شود. او يك سال از درس حكمت حاج ملاهادي استفاده كرد و بسيار تأثير گرفت.

حاج ملاهادي با اين كه ثروت زيادي از پدرش به ارث برده بود، بعدازظهرها به كشاورزي مي پرداخت و بيش تر درآمدش را بين فقرا تقسيم مي كرد.

خودش نيز زندگي زاهدانه اي داشت. دانشمند بزرگ ژاپني و استاد فلسفه «دانشگاه مك گيل كانادا»، پرفسور ايزوتسو، در مورد او مي گويد: «او بزرگ ترين فيلسوف ايراني قرن نوزدهم ميلادي بود و در ميان استادان  هم عصر، مقام اول را داشت.»

تهيه و تاليف:حسين احمدي

زيرنويس:

1. حاج ملاهادي قبل از آن صاحب همسر  فرزند بود، ولي هر دو پيش از سفر وي به مكه از دنيا رفته بودند.

منابع:

1. سيد حسين قريشي سبزواري. حاج ملاهادي سبزواري حكيم فرزانه. سازمان تبليغات اسلامي. چاپ اول. تابستان 1372.

2. هانر كوربن. تاريخ فلسفه ي اسلامي. جلد دوم. ترجمه ي جواد طباطبايي. انتشارات كوير. چاپ اول . بهار. 70.

3. غلامحسين ابراهيمي ديناني. ماجراي فكري فلسفي در جهان اسلام. جلد سوم.

دسته ها : مناسبت ها
چهارشنبه هفدهم 8 1391 11:31

 

 گزارش خبرگزاري اهل‏بيت(ع) ـ ابنا ـ 22 ذي‌الحجه سالروز شهادت «ميثم تمار» است. با توجه به اينكه حجت‌الاسلام ابوالفضل هادي‌منش در كتاب «ياران ايراني اهل بيت عليهم‌السلام» در كنار پرداختن به ياران ايراني و مخلص اهل بيت عليهم‌السلام، «ميثم تمار» را نيز در زمره ياران ايراني معرفي كرده است، با اين نويسنده حوزوي به گفت‌وگو نشستيم.

 موالي و مواليان يعني چه؟

 

 

پيشگويي امام علي(ع) درباره شهادت يار ايراني خود «ميثم تمار»

دسته ها : مناسبت ها
چهارشنبه هفدهم 8 1391 11:23

ميثم تمار ده روز قبل از ورود امام حسين(عليه السلام) به كربلا در سال 60 هجرى قمرى به دستور ابن زياد به شهادت رسيد.
وقتى عبيدالله بن زياد به كوفه آمد مُعرّف را طلبيد و از حال ميثم جويا شد، معرّف گفت: به حج رفته، ابن زياد گفت: اگر او را نياورى ترا به قتل مى رسانم معرّف مهلت خواست و براى استقبال ميثم به قاسديه رفت و در آنجا ماند تا ميثم برگشت، سپس او را گرفت و نزد ابن زياد آورد، وقتى كه داخل مجلس شد حاضران گفتند او مقرب ترين مردم نزد على(عليه السلام) است، عبيدالله گفت: تو اين جرئت را دارى كه اينگونه سخن مى گويى، اكنون از على بيزارى بجوى، ميثم فرمود: اگر اين كار را انجام ندهم، چه خواهى كرد، گفت به خدا قسم تو را به قتل مى رسانم، ميثم فرمود: مولاى من على(عليه السلام)، خبر داده بود كه تو مرا به قتل خواهى رساند و با نه نفر ديگر بر در خانه عمر و بن الحريث به دار خواهى كشيد.
عبيدالله امر كرد مختار و ميثم را به زندان ببرند ميثم به مختار گفت تو آزاد خواهى شد ولى مرا اين مرد خواهد كشت، سپس مختار را بيرون بردند كه بكشند، قاصدى از جانب يزيد آمد كه مختار را رها كند ولى ميثم را بر در خانه عمرو بن الحريث به دار بكشد، عمرو به جاريه خود امر كرد كه زير دار را جاروب كند و بوى خوش بسوزاند، ميثم بر سر دار شروع كرد به بيان فضائل اهل بيت(عليهم السلام)، و لعن بنى اميه و آنچه واقع خواهد شد و از انقراض بنى اميه نقل مى فرمود، تا اينكه به ابن زياد رساندند كه اين مرد شما را رسوا كرد، آن ملعون امر كرد دهان او را از لجام بريدند كه نتواند سخن بگويد، روز سوم ملعونى حربه در دست آمد و گفت: به خدا اين حربه را به تو خواهم زد با آنكه روزها روزه هستى و شبها به عبادت حق مشغولى، حربه را به تهى گاه ميثم زد كه به اندرون رسيد، در روز آخر از سوراخهاى بينيش خون روان شد و بر ريش و سينه مبارك جارى گرديد و روح مقدسش به عالم بقا پرواز نمود. شهادت ميثم ده روز پيش از ورود امام حسين(عليه السلام) به كربلا بود، در شبى 7 نفر از خرما فروشان مخفيانه ميثم را بردند و در كنار نهرى دفن نمودند سپس آب بر روى او افكندند تا كسى از محل قبر اطلاع نيابد، بعد از آن مأمورين هرچه تفحص كردند قبر را نيافتند.(1)

دسته ها : مناسبت ها
چهارشنبه هفدهم 8 1391 11:14

همسر شهيدي كه رگ‌هاي بريده گلوي همسرش را بوسيد

خبرگزاري فارس: همسر ولي الله، قرآن را نگه داشته يك كاسه آب زلال يك اقيانوس بغض و بيقراري توي دلش، مي خواهد شوهرش را از زير قران خدا رد كند. همان قرآن سفره عقد. دست و دلش مي لرزد. آرام در گوش همسرش گفت: يك امانتي برات گذاشتم لاي قرآن، حلالم كن.

خبرگزاري فارس: همسر شهيدي كه رگ‌هاي بريده گلوي همسرش را بوسيد

به گزارش گروه «حماسه و مقاومت» خبرگزاري فارس، شهيد ولي الله استرآبادي، بچه مسجد اللهيان، رزمي كار، ليدر بچه حزب اللهي هاي محله ايران‌مهر پائين گرگان، بيست روزه داماد، براي چندمين بار عازم جبهه است.

خداحافظي اين بار يك جورايي فرق داره، همسر ولي الله، قرآن را نگه داشته يك كاسه آب زلال يك اقيانوس بغض و بيقراري توي دلش، مي خواهد شوهرش را از زير قران خدا رد كند.

همان قرآن سفره عقد. دست و دلش مي لرزد. ولي الله با لبخندي از مهر قرآن را بوسيد. چندم قدم كه دور شد. ايستاد و اشاره كرد.

زن دوقدم برداشت، ولي الله گفت: بمان. جلو رفت. آرام در گوش همسرش گفت: يك امانتي برات گذاشتم لاي قرآن؛ به مادر اينا نگو. حلالم كن.

و رفت...

□□□

زن رفت داخل اتاق خودش، قرآن را با احترام باز كرد. نامه را برداشت. بوسيد. يك نامه، خيلي عاشقانه. كوتاه نوشته بود:

« بچه هاي عاشق امام حسين(ع)، حسيني شهيد مي شوند. منِ شهيد ولي الله استرآبادي، از اصحاب كربلا، چون مولايم سيدالشهدا، سر از بدنم جدا مي شود؛ بايد صبور باشيد، چون زينب(س) خيلي صبور باش. ديدار در بهشت. تو صبورباش...»

□□□

عمليات رمضان بود، روز سوم عمليات، يك تركش مي خوره به گلوي ولي الله، سر از بدنش جدا مي شود. هوا گرم و سوزان، تشنگي بي‌داد مي كند. وقتي شهيد ولي الله را گذاشتند عقب تويوتا. قمقمه اش را برداشتند. قمقمه از آب لبريز بود. بچه‌ها هر كدام يك جرعه از آب قمقمه ولي الله را با سلام بر سر بديده « آقا اباعبدالله» نوشيند.  

□□□

نيمه هاي شب بود كه ولي الله را آوردند «معراج الشهداء» سپاه گرگان. رفتم توي كانتينر، تابوت شهدا را توي تاريكي ور انداز كردم. نور كم سويي به داخل كانتينر سرك كشيده بود. خودم را از مقابل نور كنار كشيدم. سمت بيروني لبه تابوت ها با خط كج و معوجي، سرخ رنگ، نوشته: گرگان، علي آباد، راميان، آزاد شهر، مينودشت. گنبدكاوس، تابوت ها به ترتيب شهر، مثلثي، روي هم چيده شده اند. راننده پك عميقي به سيگارش زد و گفت: برادر يك شهيد براي شماست. اشتباه نكني. درد سر داره...

چراغ قوه را براي اين كه اشتباه نكنم، روشن كردم. روي اولين تابوت نوشته بود: « شلمچه/ گرگان. شهيد ولي الله استرابادي/ پاسدار، فرزند: رفيع. متولد: 1341/ مسافر كربلا.»

تابوت را باز كردم، شهيد سر نداشت. برگه هاي معراج را برداشتم. صدا زدم، نيروي كمكي بياد. چندتا از بچه هاي پاسدار آمدند. با صلوات تابوت شهيد را آورديم توي معراج، اتاق كوچكي كه معراج شهداي شهر بود. تابوت را گذاشتم.

بچه ها كه رفتند. روي كاناپه كنار تابوت، از خستگي خوابم برد.

هنوز دو ساعت نخوابيده بودم كه دلم بيدارم كرد. وضو گرفتم. آخه مهمان عزيزي دارم. چند كلمه باهاش حرف زدم. گفتم: برم برات يك سبد گل زيبا و خوشبو بيارم. آخه فردا برو بيائي داريم. نمي خوام كم بيارم جلوي خلق الله. مي دوني كه، بعد اينا واسم حرف در مي آرند.

سبد را برداشتم. از معراج زدم بيرون، ساعت سه نيمه شب است. پياده راه افتادم توي شهر. روي بلوارها. زيبا ترين و خوش بو ترين گل هاي شهر را چيدم. آدم از نرده هاي پارك پريدم داخل، مرد نيروي انتظامي، گشت شيفت شب. جلوي ام را گرفت. صدا زد اين وقت شب با يك سبد. فوري دست بندش را  از توي فانسقه اش در آورد. آمدم جلو. پشت نرده ها. گفتم: بخدا من دزد نيستم. من دزد نيستم. من اين گل ها را براي شهدا مي خوام. فردا تشيع جنازه شهيد ولي استربادي. بچه ايرانمهر پائين. مي شناسي؟ 

همان پشت نرده، داخل سبد را نشانش دادم. گفتم: ببين. اين گل.  اينا رو از توي بلوار چيدم. فقط گل جمع مي كنم. گفتم كه براي تابوت شهدا مي خوام. هميشه كارم همينه، ماموراي شب تان، من را مي شناسند. انگار شما اولين باره شيفت نيمه شب هستيد. تازه دو سه بارم من را بردند پاسگاه، ديدند راست مي گم. تا بحال ديدي روي تابوت شهدا گل مي زنند. همين گل هاست ديگه، همين الان با من بيا توي سپاه. معراج الشهدا، باور كن من اين گل ها را براي تابوت شهدا مي خوام.مامور نيروي انتظامي محكم اداي احترام كرد. از روي نرده ها پريد داخل، چند شاخه گل زيبا چيد، انداخت داخل سبد من، با هم دست داديم. دوست شديم. گفت: برو من مراقبت هستم، هر چي گل مي خواي بچين. سبد را از گل پر كردم. از آنجا با همان سبد يك راست رفتم منزل يك عكاس؛ مرد چاقي كه صاحب عكاسي باهنر در فلكه كاخ شهر بود. عكساي شهدا را او قاب مي گرفت.

 

آرام در زدم، در حياط را باز كرد، چشمانش را ماليد. گيج خواب بود. گفت: فردا شهيد داريد. يك قطعه عكس سه در چهار سياه و سفيد شهيد را دادم. رفت. توي تاريكي تكيه دادم به ديوار، نيم ساعته، عكس را برايم قاب كرد. قاب چوبي را گرفتم. تندي آمدم توي سپاه، قفل، داخل شدم. سبد را گذاشتم. سلام كردم. ديگه نزديك اذان صبح بود. نماز صبح را خواندم. كوزه گلاب و عطر را از روي طاقچه برداشتم. تابوت را باز كردم. گلاب و عطر زدم به شهيد، بوي خوشي فضاي اتاق را پر كرده بود. پرچم جمهوري اسلامي را كشيدم روي تابوت. تابوت را گلباران كردم. رفتم توي نمازخانه، چند تا از بچه هاي پاسدار آمدند. ديگه آفتاب هم زده بود. تابوت را گذاشتيم توي محوطه، منتظر صبحگاه شدم.

مراسم صبحگاه سپاه، اداي احترام  به شهيد، پاسدارها ريختند روي سر تابوت. شلوغ شد.

خانواده شهيد كه آمدند. ماشين تبليغات سپاه هم آماده رفتن براي اعلام به شهر شد. بنياد شهيد و ارتش هم آمدند. گروه سرود طبل و موزيك.

خانواده از قبل خبر داشتند فقط منتظر بودندكه شهيد بياد. تشيع جنازه ساعت ده صبح، بلندگو روضه امام حسين را مي خواند، شهر داشت خودش را براي تشيع شهيد آماده مي كرد.

خيل زيادي از مردم شهر، جلوي سپاه جمع شده اند.

وقت وداع رسيده و خانواده مي خواستند با شهيد والله استرابادي خداحافظي كنند. مگه مي خواد بره جبهه... نه، تازه از جبهه آمده، داره ميره بهشت. همه تابوت مي بوسند. حال غريبانه ائي داشت محوطه.

همسرش آمد جلو گفت: بايد تابوت را باز كنيد.

نگذاشتيم كه همسرش جنازه را ببيند، آخه شهيد سر در بدن نداشت، مثل امام حسين(ع).

همسر ولي الله با تمنا و خواهش آمد جلو گفت: مي خوام ببينم.

در تابوت را باز كردم.

گفتم: خواهر! اين شهيد غسل نداشت، صبوري مي خواهد.

گفت: «من زينب ام» زينب. خودش  اين را بهم ياد داد. نامه را باز كرد گفت: نوشته من زينبم. نوشته من شهيد ولي الله استرابادي. مثل امام حسين(ع) شهيد مي شوم.

خم شد روي سر بريده ولي الله شوهرش داخل تابوت، رگ بريده گردن همسرش را بوسيد.

صداي تكبير و صلوات محوطه سپاه را پر كرده بود. بغضي سنگين گلويم را فشرده بود، دست گذاشتم روي سينه ام. به سمت حرم آقا امام حسين(ع) توي دلم گفتم: «السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين الشهيد...» اشك هام جاري شد و دنبال شهيد راه افتادم....اشك ها سهم دل هاي تنگه، تنگ به وسعت آسمان.

نويسنده: غلامعلي نسائي

انهتاي پيام/

سه شنبه شانزدهم 8 1391 23:57

 رافسران - بعد از 50 ثانيه از آغاز نماز چه اتفاقي ميافتد؟

كشف يك معجزه الهي توسط دانشمندان آمريكايي!
يك دانشمند آمريكايي به نام "رامشاندرن" در تحقيقي كه در مورد وضعيت بدن انسان هنگام نمازخواندن، با مجموعه‏اي از پژوهشگران آمريكايي انجام داد، به فعاليت بيشتر مغز انسان و آرامش روحي هنگام نماز آگاه شد.
در اين تحقيق علمي، مشخص شدن اين وضعيت پس از 50 ثانيه از آغاز نماز ، آشكار مي‏شود. براساس اين بررسي ، آمده است:
ميانگين ضربان قلب و احتمال لخته شدن خون به صورت مشترك در حين نماز بين20 الي 30 درصد كاهش مي‏يابد و همچنين پوست بدن مقاومت بيشتري پيدا مي‏كند.
همچنين در عكس‏هايي كه از مغز در هنگام نماز گرفته شده است، فعاليت مغز نمازگزار به صورت قابل توجهي در مقايسه با حالت‏هاي عادي افزايش پيدا مي‏كند و نورون‏هاي عصبي به صورت نوراني در اشعه‏هاي دريافتي از مغز به نمايش در مي‏آيد.
روزنامه "واشنگتن‏پست" در اين رابطه نوشت: اين تحقيقات علمي اسرار نهان مغز انسان را روشن مي‏كند. روزنامه " ساينس" نيز با تقدير از اينگونه تحقيقات بر رابطه قطعي دين و علم تاكيد كرد

چرا رو به قبله خوابيدن مستحب است؟
ازحضرت علي عليه السلام منقول است كه : مؤ من بردست راست و رو بقبله ميخوابد اما پادشاهان بر دست چپ ميخوابند. همچنين در روايتي از حضرت صادق ع منقول است كه دراكثر اوقات رسول خدا رو بقبله مي نشست. امروزه تحقيقات علمي ثابت كرده است كه :
اگر رو به قبله بخوا بيم آهن در جدار رگ ها رسوب نمي كند و آهن بدن افزايش مي يابد و تصلب شرايين و عوارض قلبي ايجاد نخواهد شد .همچنين به كبد كه قسمت كننده آهن بدن است ، لطمه شديد وارد نمي شود.
منظور از روبه قبله خوابيدن اين است كه سر روبه مغرب و پا رو به مشرق قرار گرفته و صورت رو به قبله باشد . تامين مناسب آهن بدن براي دختران نوجوان بيش از ديگران ، ضروري به نظر مي رسد.
......................
آواي قرآن ، تأثير مثبتي بر درمان ناباروري زوجين دارد.
دكتر نيره خادم با ارائه ي مقاله اي در اولين همايش سراسري انجمن متخصصان زنان، مامايي و نازايي، صدا درماني را يكي از روش هاي طب مكمل در جهت بهبود نازايي عنوان كرده است. در اين پژوهش كه با هدف بررسي صدا درماني بر موفقيت تلقيح داخل رحمي انجام شده، آمده است كه 327 زوج نابارور متقاضي انجام مراحل ابتدايي عمل تلقيح داخل رحمي يا iui* *(intra-uterine insemination)به صورت تصادفي در سه گروه قرآن، موسيقي و شاهد تقسيم و بررسي شدند. در اين تقسيم بندي، 110 نفر با صوت قرآن، 105 نفر با موسيقي و 112 نفر به عنوان شاهد(يعني بدون استفاده از روش خاصي) مراحل درمان را گذراندند. نتايج اين پژوهش از وجود ارتباط معناداري ميان پاسخ مثبت به آزمايش ها در بخش هاي مختلف درمان را در گروه گوش كننده به قرآن نشان داده است .نتايج اين تحقيق نشان مي دهد كه در گروه قرآن از ميان 110 نفر شركت كننده در آزمون هاي باروري، 18 مورد پاسخ مثبت به درمان در هر سيكل (iui) ديده شده است. اين در حالي است كه در گروه گوش كننده به موسيقي از ميان 105 نفر تنها 10 مورد پاسخ مثبت و در گروه شاهد از ميان 112 نفر، تنها 6 مورد پاسخ مثبت به اين آزمون ها يافت شده است

دسته ها : نماز
سه شنبه شانزدهم 8 1391 23:42

افسران - آب شرمنده

دسته ها : مذهبي
سه شنبه شانزدهم 8 1391 18:14

افسران - نماز اول وقت

دسته ها : نماز
سه شنبه شانزدهم 8 1391 8:58

افسران - امام خميني : عوامل و نحوه قبول قطعنامه 598 روزي به اميد خدا افشا خواهد شد!

 

همه چيز درباره جام زهر
در اين مطلب سعي ميشود همه اخبار و خاطرات مربوط به اين رويداد مهم و تاريخ ساز بررسي شود.
#مواضع امام روح الله (ره)چند ماه قبل از قبول قطعنامه:
« ... مسئولين نظام بايد تمامي هّم خود را در خدمت جنگ صرف كنند، اين روزها بايد تلاش كنيم تا تحولي عظيم در تمامي مسائلي كه مروبط به جنگ است بوجود آوريم.بايد همه براي جنگي تمام عيار عليه آمريكا و اذنابش به سوي جبهه رو كنيم.
امروز ترديد به هر شكلي خيانت به اسلام است، غفلت از مسائل جنگ خيانت به رسول الله (ص) است. اين جانب جان ناقابل خود را به رزمندگان صحنه هاي نبرد تقديم مي نمايم.»(13 تير 1367 / صحيفه امام، جلد 21، صفحه 68)
#بيانيه امام درباره قطعنامه 598
و اما در مورد قبول قطعنامه كه حقيقتا مسئله بسيار تلخ و ناگواري براي همه و خصوصا براي من بود، اين است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شيوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجراي آن مي ديدم،
ولي به واسطه حوادث و عواملي كه از ذكر آن فعلا خودداري مي كنم،
و به اميد خداوند در آينده روشن خواهد شد و
با توجه به نظر تمامي كارشناسان سياسي و نظامي سطح بالاي كشور، كه من به تعهد و دلسوزي و صداقت آنان اعتماد دارم،
با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم، و در مقطع كنوني آن را به مصلحت انقلاب و نظام مي دانم و خدا مي داند كه اگر نبود انگيزه اي كه همه ما و عزت و اعتبار ما بايد در مسير مصلحت اسلام و مسلمين قرباني شود، هرگز راضي به اين عمل نمي بودم و مرگ و شهادت برايم گواراتر بود.اما چاره چيست كه همه بايد به رضايت حق تعالي گردن نهيم و مسلم ملت قهرمان و دلاور ايران نيز چنين بوده و خواهد بود

دسته ها : اجتماعي
سه شنبه شانزدهم 8 1391 8:58

بند هفتاد و يكم

كساني كه از اجنه و ازهام ازار مي بينند

دارند گمان مي كنند كه كسي در خواب ان ها را خفه مي كند

و يا ناراحتشان مي كند

به طور كلي براي دفع ديو و اجنه

 اين بند را بخوانيد

 اگر شخص خودش هم نمي تواند بخواند

يكي به نييت او بخواند

دسته ها : دعا
سه شنبه شانزدهم 8 1391 8:39

دسته ها : مذهبي
سه شنبه شانزدهم 8 1391 1:28

افسران - و اين است عاقبت توهين به اسلام

دسته ها : مذهبي
سه شنبه شانزدهم 8 1391 1:24
X