معرفی وبلاگ
فعالییت سازمان زنان انقلاب اسلامی در پی انسجام و هماهنگی و شناسایی زنان فعال منطقه بسته به مهارت و توانمندیی انها در جهت رفع نیازمندرهای زنان ان منطقه . خواهرم بسته به نیاز فکری و روحی و مادی خود با ما هم سخن شو بهترین خوبی ها نزد زنان است امام صادق(ع) باهم شویم ،یکی شویم درمانی برای دردی شویم ............ آن لحظه اي كه زن در خانه خود مي ماند و (به امورزندگي و تربيت فرزند مي پردازد)به خدا نزديكتر است.حضرت زهرا (س)
صفحه ها
دسته
لينك سازمان زنان انقلاب
لينك عاشقان امام نقي
مرگ بر شاهين نجفي(مرتد)
جانم فداي غربتت يا امام نقي (ع)
امام من مهدي
فرهنگ الهي
گل نرگس
اس ام اس جديد
شعرهاي داريوش دوسراني
صهيون ستيزي
شيعه
مجله فيروز جاه
منتظران ظهور
ديار عشق
خدا
بهترين دوست فقط خدا
تنها عشق من خداست
شوق شهادت
سايه
سايه طلبه جوان
سايت شخصي سيد محمد انجوي نژاد
مدرسه علميه الزهرا(س) نصر تهران
☫عشق=خامنه اي☫
خانم دكتر نگار
در طلب معرفت...
گوهركمال ، حجاب برتر
ولايت عشق
غريب تر از غريب الغربا ... امام نقي (ع
غريب سامرا
بسم رب الهادي(ع)
شيدايي رهبر
وبلاگ شهيد همت
ماه نقره اي (بسم رب الشهدا)
مقتدر مظلوم
ولايت سيد علي
حامي رهبر
بسيجي بي ادعا
پايگاه اطلاع رساني استقامت
انفجار نور
ائمه اطها رو شهدا
فيض بوك
هادي نت
شهيدان زنده اند
دانلود جديد ترين مداحي
بهشت (محفل بسيجيان و رهروان شهدا
دينيست(اولين سايت اطلاع رساني ويژه مداحان)
سايت جامع مداحي
نور اسمان
سايت رسمي مداحان اهل بيت
ماه حرم ( روضه العباس)
جام تهي
ما مي توانيم
حمايت از اقتصاد و كار توليد ملي
منتظران مهدي
اخبار پيام نور
ره به ري
لینک دوستان
سايت مراجع تقليد
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1488242
تعداد نوشته ها : 3305
تعداد نظرات : 487
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

دل بي قرار مادرش هنوز دلهره شب هاي تاريك و تنهايي بچه اش را دارد .
اخرين بار او شانزده سال بيشتر نداشت

ولي از تاريكي شب ......


در حالي كه بچه اش

اكنون مرديست كه سالها استخوان هايش در تاريكي شب و و روشني روز نگهبان خاك اين سرزمين است

و مادر جشم به راهش.............

دسته ها : دفاع مقدس
جمعه سی یکم 6 1391 23:58

طرح سرشماري نفوس و مسكن

به در خانه اي مي روند پيرزني درب را باز مي كند
وقـتي پرسيده مي شــود : تعداد جمعيت خانوار؟
پيرزن سرش را مي اندازد پايين و مي گويد :
ميشه خونه‌ي ما باشه براي فردا؟
مي گويند : چرا؟
يه خورده صبر مي كند و جواب مي دهد:
آخه الان دقيق نمي‌دونم.
شايد فردا از پسرم خبري بشه.....


 

دسته ها : مذهبي - دفاع مقدس
جمعه سی یکم 6 1391 23:42

 


شهادت مرگ انسان هاي زيرك و هشيار است كه نمي گذارند اين جان، مفت از دستشان برود و در مقابل، چيزي عايدشان نشود.

امام خامنه اي ( مدظله العالي)

 

 

دسته ها : مذهبي - دفاع مقدس
جمعه سی یکم 6 1391 23:38

 

در همه مراحل اين جنگ، چه در عمليات نظامى جبهه، چه در عمليات نظامى بيرون از جبهه، چه در برخورد با اسرا، چه در تبليغات - در همه مراحل - ارزشها و اخلاق انسانى رعايت شد. كار بى‏اخلاق و كار ضدّ ارزش و ضدّ بشر، از اين ملت ايران صادر نشد.

دسته ها : دفاع مقدس
جمعه سی یکم 6 1391 23:34

دفــــاع مــــقــــدس





حسين اي درس آموز شهادت
بسيجي از تو آموزد شهادت
به روي سينه و پشت بسيجي
نوشته يا زيارت يا شهادت



 

 

دسته ها : دفاع مقدس
جمعه سی یکم 6 1391 23:29

كمك به مردم

در توقيعي شريف، به مرحوم آيت الله العظمي حاج سيد ابوالحسن اصفهاني (ره) دستور دادند: «اُرخِص نَفسَك وَ اَقبِل مجلِسَك فِي الدِّهليز واقضِ النّاس نحن نَنصُركُ؛ يعني، خودت را براي مردم ارزان كن! و در دسترس همه قرار بده و محل نشستن خود را در دهليز خانه ات قرار بده تا مردم سريع و آسان با تو ارتباط داشته باشند و حاجت هاي مردم را برآورد، ما ياريت مي كنيم.»

 

دسته ها : حديث و روايات
جمعه سی یکم 6 1391 23:27

توجه به پدر و مادر

در احوالات يكي از محبان و شيعيان آمده كه پدر پيري داشت و بسيار به او خدمت مي كرد. ايشان شب هاي چهارشنبه به مسجد سهله مي رفت اما پس از مدتي اين كار را ترك نمود. دليل آن را پرسيدند، گفت چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله رفتم در شب آخر نزديك مغرب تنها به مسجد سهله مي رفتم عرب بياباني را ديدم سوار بر اسب كه سه بار به من فرمود: «از پدرت مراقبت كن.» من فهمديم كه امام زمان (ع) راضي نيستند من پدرم را بگذرام و به مسجد سهله بروم.(

دسته ها : حديث و روايات
جمعه سی یکم 6 1391 23:20


*هركسي به من كلمه اي بياموزد مرا بنده خود كرده است
********

*قناعت ثروتي است كه پاياني ندارد
*******

* هر كه خود را بشناسد، خدا را شناخته است
*********

* شجاع ترين مردم آن است كه حرف حق را بزند
************

* بزرگترين جهاد‌، مبارزه با نفس است
*********

* شمشير آخته‌ دردست‌ مرد شجاع‌، عزيزتر از سخن‌ راست‌ نيست‌.
*************

* زشت‌ ترين‌ سخن‌ راست‌، ستايش‌ انسان‌ از خويشتن‌ است.
*************

* بهترين‌ گفتارها آن‌ است‌ كه‌ عمل‌ تصديق‌ كند.
**************

* هركه‌ نيكي‌ را از بدي‌ نشناسد، از چهارپايان‌ است‌ !
****************

بايد مردم‌ در برابر حق‌ نزد تو مساوي‌ و يكسان‌ باشند.

دسته ها : نكته ها
جمعه سی یکم 6 1391 23:15

 

 

چهار نماز شك بر نميدارد :

 نماز وتر(يك ركعتي آخر نماز شب)

نماز جمعه

دو ركعت اول هر نماز

نماز صبح و مغرب.

دسته ها : حديث و روايات
جمعه سی یکم 6 1391 23:12







فصل شكوفايي






صداي قدم هايي نرم، رخوت خيابان را بر هم مي زند؛ قدم هايي كه با گام هاي پاييز هم نوا شده است.


طنين ضربان قلب هستي در گام هاي كوچك اما بلند كودكان، ضرب مي گيرد.
اين ضرب آهنگ حيات متعالي بشريت است.
اين صداي بلند حيات فرهنگي است. اين صداي زندگي است.

اين آواي زنگ بيداري است كه تمام شهر را به پويشي تازه مي خواند. دوباره عدالت، بخش مي شود؛
محبت، ضرب و عشق به توان مي رسد. دوستي، جمع مي شود و نفرت نه نفرتي وجود نخواهد داشت.


صداي جيرجير نيمكت ها چقدر خاطره انگيز است.

... صداي پاي كسي مي آيد
كسي عطش تشنگان دانش را فرو خواهد نشاند؛

معلم را مي گويم. برپا!





دسته ها : گو ناگون
جمعه سی یکم 6 1391 23:9

 

 

عيب تو پنهان است تا مادامي كه دنيا به تو رو كرده باشد

دسته ها : حديث و روايات
جمعه سی یکم 6 1391 23:6

حكمت 50
دلهاي انسان ها همچون حيوانات وحشي است هر كس از راه محبت
وارد شود با او الفت مي گيرند .

دسته ها : حديث و روايات
جمعه سی یکم 6 1391 23:4

اميد به جوانان

اكثر جوان‌هايي كه در جنگ نقش‌هاي موثر ايفا كردند، از قبيل دانشجوها بودند و خيلي‌هايشان هم جز نخبه‌ها بودند. دليل نخبه بودنشان هم اين بود كه يك جوان بيست و دو سه ساله فرمانده‌ي يك لشكر شد؛ آن‌چنان توانست آن لشگر را هدايت كند و آن‌چنان توانست طراحي عمليات را كه هرگز نكرده بود، بكند كه نه فقط دشمناني را كه مقابل ما بودند يعني سربازان مهاجم بعثي عراق متعجب كرد بلكه ماهواره‌هاي دشمنان را هم متعجب كرد.
ما والفجر هشت را كه حركت نشدني و باورنكردني است، داشتيم در حالي كه ماهواره‌هاي آمريكايي براي عراق لابد اين موضوع را شنيدند و مطلعيد كار مي‌كردند؛ اطلاعات به آن كشور مي‌دادند؛ يعني دائماً قرارگاهي‌هاي جنگي رژيم بعثي با دستگاه‌هاي خبري آمريكايي و با ماهواره‌هايشان مرتبط بودند و آن ماهواره نقل و انتقال و تجمع نيروهاي ما را ثبت مي‌كردند و بلافاصله به آن، اطلاع مي‌دادند كه ايراني‌ها كجا تجمع كرده‌اند و كجا ابزار كار گذاشته‌اند.
حتماً‌ مي‌دانيد كه اطلاعات در جنگ نقش بسيار مهم و فوق‌‌العاده‌اي دارد اما زير ديد اين ماهواره‌ها، ده‌ها هزار نيرو رفتند تا پاي اروندرود و دشمن نفهميد! با شيوه‌هاي عجيب و غريبي كه مي‌دانم شماها چيزي از آن‌ها نمي‌دانيد؛ البته آن وقت براي ماها روشن بود بعد هم براي مردم آشكار شد؛ منتها متأسفانه معارف جنگ دست به دست نمي‌شود. يكي از مشكلات كار ما اين است لذا شماها خبر نداريد اين‌ها با كاميون يا وانت، به شكل‌هاي گوناگون مثل اين‌كه گويا هندوانه بار كرده‌اند، توانستند ده‌ها هزار نيروي انساني را با پوشش‌هاي عجيب و غريب و در شب‌هاي تاريكي كه ماه هم در آن شب‌ها نبود، به كناره‌ي اروند منتقل كنند و از اروند كه عرض آن از زير آب در بعضي از قسمت‌ها به دو سه كيلومتر مي‌رسد، اين نيروهاي عظيم را عبور بدهند به آن طرف از زير آب و با آن وضع عجيبي كه اروند دارد كه شماها شايد آن را هم ندانيد. اروند دو جريان دارد: يك جريان از طرف شمال به جنوب است كه آن جريان اصلي اروند است و رودخانه‌ي دجله و فرات هم در همين جريان به اروند متصل مي‌شوند و با هم به طرف خليج‌فارس مي‌روند. جريان ديگر عكس اين جريان است و آن در مواقع مدّ دريا است. در اين مواقع آب دريا به قطر حدود دو سه يا چهار متر از طرف دريا يعني از طرف جنوب مي‌آيد به طرف شمال يعني دريا سرريز مي‌شود در رودخانه.
با اين حساب يعني اروند دو جريان صد و هشتاد درجه‌اي كاملاً مخالف همديگر دارد. به هر حال با يك چنين وضع پيچيده‌اي آن زمان ما در جريان جزييات كار قرار مي‌گرفتيم و آن دلهره‌ها و كذا و كذا رزمندگان اسلام توانستند به آن‌جا بروند و منطقه‌اي را فتح كنند و كار شگفت‌آوري را انجام دهند اين كار، كار همين دانشجوها و همين جوانان و همين نخبه‌هايي دارد كه در بسيج و سپاه بودند.


( بيانات در ديدار با جوانان نخبه و دانشجويان 5/7/1383 )


منبع: خبرگزاري فارس

 

 

دسته ها : دفاع مقدس
جمعه سی یکم 6 1391 23:1
اشغال خرمشهر

آن روز وضع نيرو‌هاي مدافع ما در اهواز خيلي نابسامان بود، لذا ما از اهواز نمي‌توانستيم نيرو بفرستيم و بايد از دزفول مي‌فرستاديم يا از هر جاي ديگري كه فرمانده‌ي نيروي زميني مي‌فرستاد كه آن هم در دزفول مستقر بود. هر چه ما گفتيم اعتنايي نكردند. من نامه‌اي نوشتم به بني‌صدر در آن اتمام حجت كردم و گفتم كه من از كي به شما اين مطلب را مي‌گفتم، و امروز خرمشهر، خونين شهر شده است و هنوز هم سقوط نكرده است كه اين نامه را نوشتم. اين نامه در مركز اسناد سري مجلس شوراي اسلامي و هم‌چنين در بايگاني شوراي عالي دفاع موجود است.
همان وقت به همه سپردم كه اين نامه جزو اسناد تاريخي بماند. گفتم من اتمام حجت مي‌كنم و شهر سقوط خواهد كرد و نوشتم اين واحدهايي كه من مي‌گويم بايد بفرستيد، ولي اعتنايي نشد و در نتيجه خرمشهر با وجود مقاومت دليرانه عناصر رزمنده داخل مسجد جامع، تاب نياورد و عراقي‌ها از چند سو وارد شهر شدند. آخرين نيروهاي ما از مسجد جامع بيرون آمدند و از زير پل، خودشان را به طرف آبادان كشيدند. من قبل از سقوط خرمشهر پيشنهاد كردم كه ما يك واحد منظم به خرمشهر بفرستيم كه راه مابين خرمشهر_ شلمچه را ببندد و نگذارد دشمن را كه مرتباً به وسيله‌ي نيروهاي ما رانده مي‌شد و تا شلمچه پس مي‌نشست، بازگردد. اين پيشنهاد من بود، بني‌صدر اين حرف‌ها را نه فقط نشنيده مي‌گرفت بلكه تحت تأثير اظهار نظرهاي چند نفري كه دوروبرش بودند، مسخره مي‌كرد. براي پرستيژ سياسي عراق، گرفتن خرمشهر بسيار ارزشمند بود و براي پرستيژ سياسي ما، از دست دادن آن بخش از خرمشهر بسيار خسارت بار. ما مي‌توانستيم از خسارت جلوگيري كنيم بني‌صدر مسأله را نديده مي‌گرفت. فريادهايي را كه از داخل خونين شهر بلند بود، همان طور كه به گوش ما مي‌رسيد و ما مي‌دانستيم، نشنيده گرفت. حتماً كساني را هم كه از آنجا فرياد مي‌كشيدند و طلب كمك مي‌كردند، به تشر و با تمسخر ساكت مي‌كرد و خلاصه حرفش اين بود كه شما كه در جريانات سياسي، در آن جريان ديگر قرار داريد، حالا هم از خرمشهر دفاع كنيد. به اين‌كه فرمانده كل قوا بود و مسئول كار او بود و ارتش در اختيارش بود. اين كه در روز سوم خرداد خرمشهر از دست رفته و غصب شده‌ي ما برگشت و به اعتقادمان يك سال دير برگشت، چون مي‌توانست خرمشهر در سال گذشته يعني يك سال پيش آزاد شود، اما اين كه چرا نشد، علتش همين عدم محاسبه و محاسبه‌هاي غلط بود.
در آن وقت سپاه پاسداران جدي گرفته نمي‌شد و وجود سپاه در صحنه رزم فرض نمي‌شد... آن چه نداشتيم اجازه ورود اين‌ها به ميدان جنگ به طور شايسته بود. مثلاً براي يك خمپاره يا براي يك پشتيباني آتش يا براي اجازه ورود در صحنه‌ي نبرد به صورت جدي بايستي به هر دري مي‌زديم و اين را مي‌ديديم كه در آخر هم ممكن بود كاري انجام نشود يا به صورت ناقص انجام شود.
مصاحبه‌ها سال 61 _62، صفحه 47 _ 48



منبع: ماهنامه وصال

راوي: مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي

 

 

دسته ها : دفاع مقدس
جمعه سی یکم 6 1391 22:56

 

 

از تو به يك اشاره ...

 

يك روز در شهريور 1320 چند لشگر از شرق و چند لشگر از غرب وارد كشور شدند و چند تا هواپيما در آسمان‌ها پيدا شدند؛ نيروهاي نظامي آن روز كشور از پادگان‌ها هم گريختند! نه فقط در جبهه‌ها نماندند،‌ بلكه آن‌هايي هم كه در پادگان بودند، خزيدند تو خانه‌ها و خود را مخفي كردند.
يك روز هم همين ملت ساعت 2 بعدازظهر امام اعلام كرد كه مردم بروند پاوه را از دست دشمنان خارج كنند. مرحوم شهيد چمران به خود من گفت: به مجرد اين‌كه پيام امام از راديو پخش شد، ما كه آن‌جا در محاصره‌ي دشمن بوديم، احساس كرديم كه دشمن دارد شكست مي‌خورد. بعد از چند ساعت هم سيل جمعيت به سمت پاوه راه افتاد.
من ساعت چهار و پنج همان روز در خيابان به طرف منزل امام مي‌رفتم، ديدم اصلاً‌ اوضاع دگرگون است. همين‌طور مردم در خيابان‌ها سوار ماشين‌ها مي‌شوند و از مراكز سپاه و مراكز مربوط به اعزام جبهه، به جبهه‌ها مي‌روند، اين همان مردمند؛ اما فكر و محتواي ذهن تغيير پيدا كرده است؛ آرمان پيدا كردند؛ به هويت خودشان واقف شدند، خود را شناخته‌اند، همين‌طور بايد پيش برود.
(‌بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار خانواده‌هاي شهدا و ايثارگران استان سمنان 18/8/1385)




منبع: خبرگزاري فارس

راوي: مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي

 

دسته ها : دفاع مقدس
جمعه سی یکم 6 1391 22:53

 

وداع با خواب تابستاني




صبح زودتر از هميشه به اشتياق ديدار هم كلاسي ها از خواب بيدار مي شوي و با خواب تابستاني وداع مي كني. بيدار مي شوي تا بار ديگر شاهد تولدي ديگر در خود باشي. بيدار مي شوي تا دوباره علم را در رگ هاي حيات خود به كار اندازي تا الفباي زندگي ات را كه هنوز ناتمام مانده است، بياموزي.

دلتنگ تر از هميشه راهي مي شوي، البته اين بار بدون اضطراب و تأخير، بدون امتحان و پرسش مي روي تا متولد شوي، سبز شوي، شكوفا شوي!

مي روي براي ساختن فردايي بهتر و محكم تر چرا كه فردا از آن توست. مي روي تا پلي بسازي براي عبور از آن براي رد شدن به سوي آينده.

مي روي زودتر از هميشه با گام هاي استوار و جوياي حقيقت از كوچه پس كوچه هاي جهل و غفلت تا از الفباي زندگي را خود را با شكستن سدهاي جهل و ناداني پيدا كني. مي روي تا آن را كه زيباست بياموزي!

مي روي تا «آ» را بياموزي تا كلماتي همچون آرامش و آسايش و آب را ياد بگيري تا عطش وجودت را سيراب كني.

مي روي تا «ب» را ياد بگيري تا كلماتي مثل بردباري، برادري، برابري را با تمام وجودت لمس نمايي و با ياد گرفتن نون، بركت زندگي را درمي يابي. در حياط مدرسه وارد مي شوي، بوي اسپند فضا را معطر كرده است.

بوي يار مهربان مي آيد، بوي عطر معلم و هم كلاسي، بوي نيمكت و تخته تو را به سرزمين آرزوهايت مي كشاند. دست هاي خود را دراز مي كني. تو منتظر دست هاي گرم و مهربان معلمي تا تو را از دالان هاي وحشت زاي تاريكي و تنهايي جهل و غفلت با چراغ نور و معرفت به قله هاي وسيع سعات برساند و انديشه اش تو را از حضيض ذلت برهاند.

 

دسته ها : اجتماعي - گو ناگون
جمعه سی یکم 6 1391 22:48
بوي مهر





بوي روز اول مهر را هنوز هم روشن و جاندار حس مي كنم.

آن قدر كه باز كردن هيچ پنجره اي در دنيا هيچ وقت نتوانسته آن را از ذهنم و جانم پاك كند.

بوي اول مهر، برايم يادآور اينهاست: بوي مهر، بوي سماور نفتي كنار سفره صبحانه كه از روي ايوان خانه، روز پيش آمده جا خوش كرده گوشه اتاق، بوي خنكاي نسيم اول صبح كه تمام وجودت را مي لرزاند، بوي آب سرد حوض كه دست و رو شستن با آن، تا آخر سال تحصيلي خواب را از چشمانت مي ربايد، بوي سنگك تازه صبح اول مهر، بوي دلشوره، بوي روپوش نويي كه به تنت گريه مي كند،

 

بوي لبخند خسته مادر، بوي «بدو الان زنگ مي خورد»، بوي كفش نوي لنگه به لنگه، نشاني از هول و حواس پرتي كه تا آخر عمر باهات مي آيد و هي بزرگ مي شود،

بوي ازدحام، بوي تنهايي، بوي گيجي، بوي سكندري، بوي ترس، بوي «برو كنار هل نده»، بوي سنگين كلام، بوي اضطرابي كه از صبح اول مهر تا ابد در جانت رخنه كرده است و رهايت مي كند، بوي دنياي آدم بزرگ ها... .


دسته ها : گو ناگون
جمعه سی یکم 6 1391 21:44
درايت و بينش حضرت زينب عليها سلام



خداشناسي والاي حضرت زينب در سنين كودكي:
روزي امير المومنين به حضرت زينب كه خردسال بودند فرمودند:
دختر بگو يكتا.
حضرت زينب گفتند : يكتا
سپس اميرالمومنين به ايشان فرمودند: بگو دو تا، حضرت زينب كمي مكث كردند و سپس عرض كردند: چگونه مي توانم با زباني كه به يگانگي خداوند جاري شده در مورد دوگانگي سخن بگويم.


سطح علمي حضرت زينب در دوران كودكي:
روزي حضرت زينب از امام علي پرسيدند: پدرجان آيا مرا دوست داري؟
امام فرمودند: چگونه شما را دوست نداشته باشم در حاليكه شما پاره تن من هستيد.
زينب گفتند: البته شما به ما شفقت داريد و آن را مجازا محبت مي ناميد ، چون محبت مخصوص خداوند متعال است.


مهمترين فعاليت آموزشي حضرت زينب:
برگزاري جلسات تعليم و تربيت ديني براي زنان جهت ارتقاي سطح علمي و فرهنگي آنان.

مرجعيت اجتماعي حضرت زينب هنگام بيماري امام سجاد:
شيخ صدوق مي گويد: حضرت زينب نيابت خاصي از سوي امام سجاد در زمان بيماري ايشان داشت
و مردم تا هنگام بيماري آن حضرت در مسائل حلال و حرام به حضرت زينب مراجعه مي كردند.


جمعه سی یکم 6 1391 10:6

بند بيست و ششم

براي رفع غم و محنت دل

اين بند را بخوانيد

ودر روايتي هم هست كه بزرگان فرمودند

اگر كسي عاشق زيارت بيت الحرام است

روزي بيست و يك بار اين بند را بخواند

ان شالله مشرف مي شود

دسته ها : دعا
جمعه سی یکم 6 1391 9:59

پاسدار انقلاب اسلامي آگاهانه راه حسين (ع) را كه ادامه راه انبياء الهي است انتخاب مي كند و در اين راه، فروغ خون اصحاب حسين (ع) و شهيدان گلگون كفن كربلا را چراغ راه خويش قرار مي دهد.

مقام معظم رهبري

دسته ها : دفاع مقدس
جمعه سی یکم 6 1391 9:46

دسته ها : دفاع مقدس
جمعه سی یکم 6 1391 9:40

 

چشماني به وسعت دريا

 

خادم الشهدا شهيد حجت الله رحيمي ( همت نسل سوم )

دسته ها : دفاع مقدس
جمعه سی یکم 6 1391 9:35

در روز عمليات خيبر دو ، در منطقه پاسگاه طلائيه ، بخشي از نيرو هاي ما وارد شهر القرنه (عراق ) شدند . بعضي از مردم از نيرو ها استقبال كردند و عده اي هم با آنها درگير شدند . ممكن است آنهايي كه مخالف بودند از نيروهاي طرف دار دولت بعثي بوده باشند در اين عمليات مي بايست يگان هاي ديگر از محور هاي مختلف هم وارد عمل مي شدند .
مسئامات منطقه پاسگاه طلائيه بر عهده ي تيپ 18 الغدير گذاشته شده بود . ماموريت اين تيپ گرفتن خط كمين دشمن در جناح چپ لشكر محمد رسول الله (ص) بود كه به دلايل زيادي موانع ، گستردگي عميق ميدان مين و عدم شناسايي قبلي از طرف نيروي خودي ، تيپ در سه محور وارد عمل شد . پيش از آن كه نيرو ها به موانع برسند ، آتش شديدي بر سر آ نها شروع به باريدن كرد . عبور نيرو ها بدون پاكسازي ميدان مين (ايجاد معبر ) ميسر نبود . بايد مين ها پاكسازي مي شد تا نيرو ها بتوانند به مواضع دشمن برسند . در همين حين پاي يكي از ببرادان تخريب به سيم مين منور (تله شده ) كه در اولين رديف ميدان مين وجود داشت برخورد كرد و مين عمل كرد، وقتي كه مين روشن شد بلافاصله يكي از نيروهاي فداكار تيپ به نام شهيد رضايي خود را بر روي مين انداخت تا از روشن شدن منور در منطقه و لو رفتن عمليات جلوگيري كند . بر اثر همين كار اين برادر به درجه ي رفيع شهادت رسيد.
" تيپ 18 الغدير ، محسن ثريا اردكاني"
(از كتاب جايي كنار غنچه باروت ، گرد آورنده : كاظم سهرابي )

دسته ها : دفاع مقدس
جمعه سی یکم 6 1391 9:33

۳۱ شهريور سالروز شروع جنگ تحميلي از سوي رژيم بعث عراق عليه جمهوري اسلامي ايران، به عنوان آغاز هفته دفاع مقدس نامگذاري شده است. دوران هشت سال دفاع مشروع امت سلحشور ايران در حفظ و اعتلاي نظام مقدس اسلامي و حراست از مرزهاي عزّت و شرف اين مرز و بوم، به مثابه يكي از حساس‏ترين و بارزترين برهه‏هاي حيات راستين اين ملت، همچون نگيني تابناك، تا هميشه زمان، بر تارَكِ تاريخ حماسه و ايثار و پايداري آزادگان جهان مي‏درخشد. دفاع امت اسلامي ايران در برابر تجاوز همه جانبه دشمنان اسلام، در تاريخ افتخارآفريني مبارزات حق‏طلبانه يك ملت سترگ، فروزان خواهد بود. پايداري ايران اسلامي كه برخاسته از روح وحدت و ايمان بود، در سايه هدايت‏هاي رهبر انقلاب اسلامي، حضرت امام خميني(ره) شكل گرفت و باعث احياي يك مكتب سازنده و نهضت‏هاي آرمانگرا و ايدئولوژي جهانگير شد. دفاع مقدس ما در زمينه‏هاي مختلف سياسي، نظامي، اجتماعي، فرهنگي و... توانست معادلات جهاني معمول را بر هم زَنَد و تحليل‏هاي مادي دنياپرستان را نقش بر آب سازد. اين حادثه عظيم، بي‏شك در ياد ملت بزرگ ايران خواهد ماند و غرور و سرافرازي و حماسه‏آفريني را در نسل‏هاي بعد بر جاي خواهد گذاشت. جنگ تحميلي عراق عليه ايران ۲۸۸۷ روز به طول انجاميد كه طي آن هزار روز نبرد فعال صورت گرفت كه ۷۹۳ روز حمله از سوي رزمندگان اسلام بود و ۲۰۷ روز از سوي ارتش متجاوز بعثي. در طول جنگ شمار ۳۸۱ هزار و ۶۸۰ نفر از نيروهاي دشمن كشته و يا زخمي شدند و ۷۲ هزار نفر به اسارت نيروهاي اسلام درآمدند. در اين هشت سال ۳۷۱ فروند هواپيما و ۸۲ فروند بالگرد دشمن منهدم شد. ۱۷۰۰ دستگاه تانك و نفربر، ۴۸۰ قبضه توپ و سه هزار و ۳۶۳ دستگاه خودرو نظامي به غنيمت ايران درآمد و پنج هزار و ۷۵۸ دستگاه تانك و نفربر، ۵۳۲ قبضه توپ و پنج هزار و ۱۵۲ دستگاه خودرو نظامي دشمن منهدم گرديد. مقاومت رزمندگان اسلام سبب شد تا ذخاير ارزي عراق كه در ابتداي جنگ، حدود سي ميليارد دلار بود، پس از شكست در عمليات بيت‏المقدس و فتح خرمشهر به صفر برسد و پس از پايان جنگ، اين كشور بيش از هفتاد ميليارد دلار بدهي داشته باشد.

دسته ها : دفاع مقدس
جمعه سی یکم 6 1391 1:58

دسته ها : دفاع مقدس
جمعه سی یکم 6 1391 1:35

 

 

 

بقيه تصاوير در ادامه مطلب .....

دسته ها : دفاع مقدس
جمعه سی یکم 6 1391 1:31

تحصيل معارف اهل بيت (ع)

مرحوم آيت الله ميرزا مهدي اصفهاني (ره) كه سال ها در نجف اشرف نزد علماي بزرگ دانش آموخته بود و اجازه اجتهاد از مرحوم آيت الله ناييني (ره) داشت و به دنبال درك حقايق، مباحث فلسفه را نزد استادان فن تا بالاترين رتبه خوانده بود؛ مي گويد: «ديدم دلم آرام نگرفته و به درك حقايق عالم توفيق نيافته ام. رو به عرفان آوردن و مدتي از محضر استاد عارفان و سالكان آقا سيد احمد كربلايي (ره) استفاده مي كردم تا از نظر ايشان به حد كمال قطبيت و فناء في الله رسيدم. اما ديدم اين مطالب و اين رفتارها با ظواهر قرآن و سخنان اهل بيت عليهم السلام موافق نيست و به آرامش و اطمينان قلب نرسيده بودم.» مرحوم ميرزا مهدي اصفهاني (ره) تنها راه نجات را در توسل به پيشگاه حضرت مهدي (ع) مي بيند، به همين جهت مي گويد: «خود را از بافته هاي فلاسفه و افكار عرفان خالي كردم و با كمال اخلاص و توبه به آن حضرت توسل پيدا كردم. روزي در وادي السلام نزد قبر حضرت هود و صالح عليهماالسلام در حال تضرع و توسل بودن كه حضرت صاحب الزمان (عج) را مشاهده كردم.» ايشان فرمودند: «طَلَبُ المَعارِفِ مِن غَيرِ طَريقِنا اَهل البيت مُساوِقَّ لِلأنكارنا و قَد اَقامني الله و انا الحُجّه بنُ الحسن؛ يعني، جست و جوي معارف و شناخت طريق از غير مسير ما اهل بيت طهارت مساوي است با انكار ما و همانا خداوند مرا براي هدايت بشر برپا داشته است و من حجه بن الحسن هستم.» مرحوم اصفهاني (ره) مي گويد: «پس از آن از فلسفه و عرفان بيزاري جستم و تمامي نوشته هاي خود را در اين موارد به رودخانه ريختم و به سوي قرآن و احاديث پيامبر (ص) روي آوردم.»

 

دسته ها : حديث و روايات
جمعه سی یکم 6 1391 1:27

سازمان زنان انقلاب اسلامي  منطقه 6متشكل از همين بانوان يادگار 8 سال دفاع مقدس است

اين هفته را به همه عزيزان هم ميهنم به خصوص زنان ايران زمين تبريك مي گويم

دسته ها : دفاع مقدس
جمعه سی یکم 6 1391 1:23
پيامبرصلي الله عليه وآله :
إنَّ اللَّهَ يُبغِضُ رجُلاً يُدخَلُ عَلَيهِ في بَيتِهِ و لايُقاتِلُ
خداوند دشمن مي‏دارد مردي را كه در خانه‏اش بر او حمله كنند و او نجنگد
عيون أخبارالرّضاعليه السلام ، ج ۲ ، ص ۲۸ .
جمعه سی یکم 6 1391 1:10
قرآن كريم: :
و لَولا دَفعُ اللَّهِ النّاسَ بَعضَهُم بِبَعضٍ لََهُدِّمَت صَوامِعُ و بِيَعٌ و صَلَواتٌ و مَساجِدُ يُذكَرُ فيهَا اسمُ اللَّهِ كَثيراً
اگر خدا بعضي از مردم را با بعض ديگر دفع نمي كرد ، صومعه‏ها و كليساها و كنيسه‏ها و مساجدي كه نام خدا در آنها بسيار برده مي‏شود ، سخت ويران مي‏شد
حجّ ، آيه ۴۰ .
جمعه سی یکم 6 1391 1:1
X