معرفی وبلاگ
فعالییت سازمان زنان انقلاب اسلامی در پی انسجام و هماهنگی و شناسایی زنان فعال منطقه بسته به مهارت و توانمندیی انها در جهت رفع نیازمندرهای زنان ان منطقه . خواهرم بسته به نیاز فکری و روحی و مادی خود با ما هم سخن شو بهترین خوبی ها نزد زنان است امام صادق(ع) باهم شویم ،یکی شویم درمانی برای دردی شویم ............ آن لحظه اي كه زن در خانه خود مي ماند و (به امورزندگي و تربيت فرزند مي پردازد)به خدا نزديكتر است.حضرت زهرا (س)
صفحه ها
دسته
لينك سازمان زنان انقلاب
لينك عاشقان امام نقي
مرگ بر شاهين نجفي(مرتد)
جانم فداي غربتت يا امام نقي (ع)
امام من مهدي
فرهنگ الهي
گل نرگس
اس ام اس جديد
شعرهاي داريوش دوسراني
صهيون ستيزي
شيعه
مجله فيروز جاه
منتظران ظهور
ديار عشق
خدا
بهترين دوست فقط خدا
تنها عشق من خداست
شوق شهادت
سايه
سايه طلبه جوان
سايت شخصي سيد محمد انجوي نژاد
مدرسه علميه الزهرا(س) نصر تهران
☫عشق=خامنه اي☫
خانم دكتر نگار
در طلب معرفت...
گوهركمال ، حجاب برتر
ولايت عشق
غريب تر از غريب الغربا ... امام نقي (ع
غريب سامرا
بسم رب الهادي(ع)
شيدايي رهبر
وبلاگ شهيد همت
ماه نقره اي (بسم رب الشهدا)
مقتدر مظلوم
ولايت سيد علي
حامي رهبر
بسيجي بي ادعا
پايگاه اطلاع رساني استقامت
انفجار نور
ائمه اطها رو شهدا
فيض بوك
هادي نت
شهيدان زنده اند
دانلود جديد ترين مداحي
بهشت (محفل بسيجيان و رهروان شهدا
دينيست(اولين سايت اطلاع رساني ويژه مداحان)
سايت جامع مداحي
نور اسمان
سايت رسمي مداحان اهل بيت
ماه حرم ( روضه العباس)
جام تهي
ما مي توانيم
حمايت از اقتصاد و كار توليد ملي
منتظران مهدي
اخبار پيام نور
ره به ري
لینک دوستان
سايت مراجع تقليد
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 1488254
تعداد نوشته ها : 3305
تعداد نظرات : 487
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

 

 

*مجموعه سال 91 حاج حسين سيب سرخي*

دريافت فايل در ادامه مطلب...

 

دسته ها :
دوشنبه سیزدهم 6 1391 19:32

بند هشتم

اين بند براي نعمت است

اگر كسي هم در وعدهاش تعلل مي كند .

ويا اينكه باشما وعده اي كرده ولي  حالا زير قولش زده

اين بند را زياد بخوانيد .

 

دسته ها : دعا
دوشنبه سیزدهم 6 1391 13:13

 مرو كه كوچه  بر سرت خبردارد

مرو كه  رد شدن زكوچه درد سر دارد

 

بزرگ بانوي اين شهر باورت مي شد

زخاك كوچه حسن گوشواره بر دارد

 

 

 

(تقديم به تمام مادران شهدا )

دوشنبه سیزدهم 6 1391 11:22

دوشنبه سیزدهم 6 1391 11:1

امام علي (عليه السلام) : به فرزندش امام حسن (عليه السلام) فرمود : حسن جان چهار نصيحت درباره (( دوست يابي ))از من بپذير كه اگر به آنها عمل كني زيان نميبيني 1.از دوستي با شخص بخيل بپرهيز زيرا اوآنچه كه سخت به آن نياز داري را از تو دريغ ميكند. 2.از دوستي با كسي كه نسبت به مسائل ديني و احكام احمق و نادان است بپرهيز زيرا او ميخواهد به تو نفعي برساند اما چون دانش ندارد دچار زيانت ميكند. 3.از دوستي با شخص فاسق و گناهكار بپرهيز زيرا او معرفت ندارد و تو را به كمترين بها ميفروشد. 4.از دوستي با دروغگو بپرهيز كه او مانند سراب است كه دور را برايت نزديك و نزديك را برايت دور ميكند.

دسته ها : حديث و روايات
دوشنبه سیزدهم 6 1391 9:40

ارزش ها و ضد ارزش ها
و درود خدا بر او، فرمود: كسي كه از دنيا اندوهناك مي باشد، از قضاي الهي خشمناك است؛ و آن كس كه از مصيبت وارد شده شكوه كند از خدا شكايت كرده؛ و كسي كه نزد توانگري رفته و به خاطر سرمايه اش برابر او فروتني كند، دو سوم دين خود را از دست داده است؛ و آن كس كه قرآن بخواند و وارد آتش جهنم شود حتماً از كساني است كه آيات الهي را بازيچه قرار داده است، و آن كس كه قلب او با دنيا پرستي پيوند خورد، همواره جانش گرفتار سه مشكل است: اندوهي رها نشدني، حرصي جدا نشدني، و آرزويي نا يافتني.

دسته ها : حديث و روايات
دوشنبه سیزدهم 6 1391 1:37

سركار خانم سليماني مقدم

تخصص  مشاورو مدرس عرفان

 

سركار خانم  مجيد كشميري

كارشناس ارشد الهيات    عضو شوراي حل اختلافات

 

سركار خانم ژيان باقري

كارشناس حقوق    وكيل دادگستري

 

 

 

 

 

يکشنبه دوازدهم 6 1391 22:31

دوستان عزيزي كه درباره دين  و اعتقادات  ديني هرگونه سوالي دارند

در نظرات همين وبلاگ بگذارند

 تا مشاور وبلاگ زنان انقلاب منطقه6 ان شالله پاسخ دهد.

دقت كنيد سوال فقط درباره اعتقادات ديني   باشد

 

نه چيز ديگر

 

ان شالله موفق باشيد

يکشنبه دوازدهم 6 1391 22:26

سركار خانم 

 

دكتر سليماني   مقدم

 

مشاور

 مدرس تفسير عرفان

مدرس دروس عربي 

12 سال سابقه

 

ايشان از سال 1364تا كنون در بسيج فعال بوده

 

 

محل كار  حوزه و دانشگاه

 

مشاور مخصوص  وبلاگ سازمان زنان انقلاب منطقه 6

 

 

يکشنبه دوازدهم 6 1391 22:18

به شكر خدا

 

وبلاگ ما از امروز به بعد يك مشاور مخصوص دارد

 

مشاوره ما زحمت كشيده و لطف كرده وقت خودش رو براي وبلاگ ما گذاشته .

تا به سوالات عزيزان پاسخ بده

 

 

از زحمات ايشان پيشا پيش تشكر مي كنم .

 

واما معرفي ...........

 

يکشنبه دوازدهم 6 1391 22:13

پيامبر مكرم اسلام (صل الله عليه و آله و سلم) مي فرمايند: هركس صلواتي بفرستد، حق تعالي ثواب هفتاد شهيد به او عطا مي فرمايد و اورا از گناهان بيرون مي آورد، مانند روزي كه از مادر متولد شده است.

دسته ها : حديث و روايات
يکشنبه دوازدهم 6 1391 18:25

يكي از كرامات و مناقب امير المومنين علي بن ابي طالب(ع) واقعه رد شمس است . امام صادق(ع) ميفرمايد:روزي  پيامبر خدا نماز عصر خود  را خواند كه علي آمد(و در نزد ايشان نشست ) پيامبر براي استراحت سر مباركشان را بر دامن علي گذاشتند وبه خواب رفتند .هنگامي  سر از دامن علي برداشتند كه خورشيد غروب كرده بود از علي پرسيدند :اي علي نماز عصر را نخوانده اي ؟ گفت : نه يا رسول الله . پيامبر خدا فرمود : خداوندا علي در كار اطاعت تو بود خورشيد را برايش برگردان . در اين هنگام خورشيد  بازگشت . (1) بي شك  چنين واقعه اي نمي تواند در حق افراد عادي صورت بپذيرد امام علي (ع) در بيان اين منقبت خود مي فرمايد :خداوند كه خجسته و والاست خورشيد را دو بار براي من برگرداند و بجز براي من براي هيچ كس از امت محمد(ص)  چنين نكرد .(2) اسما بنت عميس كه خود شاهد يكي از موارد رد شمس بوده است مي گويد : من خورشيد را ديدم كه چگونه پس از غروب نمودن طلوع كرد تا آنكه علي نماز عصرش را خواند.(3) چنين واقعه اي در دوران خلافت آن حضرت نيز پيش آمد كرده است جويريه بن مسهر مي گويد : همراه امير مومنان علي بن ابي طالب از جنگ نهروان بر مي گشتيم تا آنكه به هنگام نماز عصر به سرزمين بابل رسيديم. امير مومنان پياده شدند ويارانشان نيز پياده  شدند . علي (ع) فرمود : اي مردم اين زميني است كه نفرين شده و دو بار مورد عذاب واقع شده وسومي را انتظار مي كشد و اين يكي از سرزمين هاي واژگون شده است . ونيز اولين سرزميني است كه در آن بت پرستيده شده است و بر هيچ پيامبرو وصي پيامبري حلال نيست كه در آن نماز بخواند . هريك از شما كه مي خواهد در اينجا نماز بخواند. مردم پراكنده شده ونماز گزاردند ولي آن حضرت براستر پيامبر خدا سوار شده و به راه افتاد با خود گفتم :سوگند به خدا از اميرمومنان پيروي خواهم كرد و امروز در نمازم از او تقليد خواهم نمود . بنا بر اين در پي آن حضرت به راه افتادم هنوز از پل "سوراء" نگذشته بوديم كه خورشيد غروب كرد .  من به ترديد افتادم (كه چرا علي ع نماز خود را نخواند). ايشان رو به من كرد و فرمود : اي جويريه آيا ترديد كردي؟ گفتم : آري اي امير مومنان . حضرت در جايي پياده شد و وضو گرفت  و آنگاه ايستاد و سخني گفت كه نفهميدم گويي به زبان عبري بود . آنگاه فرمود : نماز . سوگند به خدا خورشيد را ديدم كه با خروش وهياهويي از بين دو كوه بيرون آمد . آن حضرت نماز عصر را خواند و من هم  با ايشان نماز گزاردم وچون از نماز فارغ شديم شب همانگونه كه بود بازگشت. آنگاه علي(ع) رو به من كرد و فرمود :...من از خداوند به اسم اعظمش درخواست كردم كه خورشيد را برايم برگرداند. وقتي جويريه اين واقعه را ديد گفت :سوگند به پروردگار كعبه كه تو وصي پيامبر(ص)هستي .(4)

دسته ها : مناسبت ها
يکشنبه دوازدهم 6 1391 18:19

.با مردم مطالبي را در ميان نهيد كه قبول دارند از اظهار آنچه منكرند خود داري كنيد مردم را بر گردن ما و خودتان سوار نكنيد امر ما ( قضيه ولايت ائمه (ع) و معارف آنها ) سخت و دشوار است تاب و تحملش را ندارد مگر فرشته مقرب يا پيغمبر مرسل يا بنده اي كه خدا قلبش را براي ايمان آزموده باشد.

دسته ها : حديث و روايات
يکشنبه دوازدهم 6 1391 18:13
 
 
 
هفتگي- بيست و يكم شهريور ماه ۱۳۹۰
 
 
شهادت حضرت حمزه سيد الشهدا(ع) و وفات حضرت عبد العظيم(ع)
 
محمد علي بخشي - محمود استادباقر - وحيد قديمي
 

 

جهت دريافت فايل به ادامه مطب مراجعه فرماييد

يکشنبه دوازدهم 6 1391 17:11

در سال 3 هـ در روز جنگ احد حضرت حمزه وسيد الشهداء و 69 نفر از مسلمانان به شهادت رسيدند(1). بعضى جنگ احد را در 17 شوال نقل كرده اند(2). در اين جنگ مسلمانان هزار نفر بودند كه به نوشته عده اى سيصد نفر در بين راه برگشتند و براى جنگ 700 نفر باقى ماند. كفار 3000 نفر بودند و 2000 نفر و 4000 نفر و 5000 نفر هم گفته اند تعداد كشته هاى كفار 22 يا 23 يا 28 نفر و تعداد شهداء 70 نفر بود(3).  در اين روز دندان و پيشانى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را شكستند(4).

 

بقيه مطالب در ادامه مطلب......

يکشنبه دوازدهم 6 1391 16:52

مومن اينه مومن است

 

اين رو به كسي مي گم كه خودشو مومن مي دونه

 

و فقط و فقط كارش چاپلوسي و رضايت مدير و ريسشه

 

خدا بهت رحم كنه كه هم توي اين دنيا منفوري هم توي اون دنيا

 

دسته ها : حديث و روايات
يکشنبه دوازدهم 6 1391 14:8
يا ارحم الراحمين
يا ارحم الراحمينيا اله العاصييندر حديث است حضرت موسي(ع) در مناجات كوه طور، عرض كرد: «يا اله العالمين»؛ اي خداي جهانيان. جواب شنيد: لبيك. يعني: نداي تو را پذيرفتم، رد نميشود. سپس عرض كرد: «يا اله العالمين» اي خداي نيكوكاران. جواب شنيد: لبيك سپس عرض كرد: «يا اله المطيعين» اي خداي اطاعت كنندگان. جواب شنيد: لبيك سپس عرض كرد: «يا اله العاصيين» اي خداي گنهكاران. سه بار شنيد: لبيك، لبيك، لبيك. حضرت موسي(ع) تعجب كرد و عرض كرد: «خداوندا تو را خداي جهانيان، خداي نيكوكاران و خداي اطاعت كنندگان» خواندم، يك بار فرمودي: لبيك، ولي تو را خداي گناهكاران خواندم سه بار لبيك فرمودي. حكمتش چيست؟ جواب داد: مطيعان به اطاعت خود، نيكوكاران به نيكوكاري خود، عارفان به معرفت خود، اعتماد دارند، گناهكارانند كه به جز به فضل و كرم من پناهي ندارند، اگر از درگاه من نااميد گردند به درگاه چه كسي پناهنده شوند.1 1- پندهاي جاويدان، ص260.                                       

 

 

 

يکشنبه دوازدهم 6 1391 14:5

 

وايييي وااييي بر اين دختران و زنان كه چه نوع ارايشي ميكنند گويا كه نه دين دارند و نه ايمان نمي دانم غيرت ها كم شده يا گويي بي رگي رواج يافته.......

سئوالي كه مرا بهم ريخت اين بود كه شهيدان ما جوانان غيور كشور ما شهيد شدند تا ما شاهد اينگونه رفتار ها باشيم؟
شهدا
چرا خواهر من چرا اينگونه خود را براي ديگران اراسته ميكني؟نگو نه براي خودم هست نه چرا بايد اينگونه باشيد؟
بد حجابي ايراني
نظر بيندگان سايت چيست؟كدام را نشانه يك زن ميدانيد؟ حجاب
يکشنبه دوازدهم 6 1391 13:55
هيچ باغباني را سرزنش نمي كنند كه چرا دور باغ خود حصار و پرچين كشيده است چون باغ بي ديوار از آسيب مصون نيست و ميوه و محصولي براي باغبان نمي ماند .

هيچ كس هم با به نام آزادي ديوار خانه ي خود را برنمي دارد و شب ها در حياطش را باز نمي گذارد . چون خطر رخنه ي دزد جدي است .

هيچ صاحب گنج و گوهري هم جواهرات خود را بدون حفاظ در معرض ديد رهگذران نمي گذارد تا بدرخشد و جلوه كند و چشم و دل بربايد . چون خود جواهر ربوده مي شود . هر چيز كه قيمتي تر باشد درصد مراقبت از آن بالاتر مي رود . هر چه كه نفيس تر باشد بيم ربودن و غارت بيشتر است و مواظبت لازم تر .

پس چه شد كه قيمت خود را گم كرديم و خود را به حراج گذاشتيم آن هم با تخفيف هاي ويژه !!

گوهر عفاف و پاكي كم ارزش تر از طلا و پول و محصولات باغ و وسايل خانه نيست .

چه شد كه الگوي به آن پاكي و زيبايي را كه كارهايش سبب شد سرور تمام زنان عالم شود رها كرده ايم

و به عده اي چسبيده ايم كه ….

بانويي كه حتي براي زيارت كردن قبر پيامبر شب را بر مي گزيند و دو برادرش حسن(ع) و حسين(ع) را با خود همراه مي كرد و نور چراغ ها را كم مي كرد كه مبادا چشم هيچ نامحرمي به هيئت مقدسش بيفتد

چرا چنين بانويي را رها كرده ايم ؟؟؟؟؟؟؟

پي نوشت : در اين رگبار سهمگين نگاه چتر حجاب را فراموش نكن.

 

دسته ها : حجاب و زنان
يکشنبه دوازدهم 6 1391 13:51
پاره اي از دلائل امامت حضرت هادي (ع)

طبرسي از ابن عياش و او به سند خود از ابوهاشم جعفري روايت ميكند كه هنگاميكه بغا { سرلشگر سپاه ترك } در جستجوي اعراب در زمان خلافت واثق به شهر مدينه مي گذشت ، من در مدينه بودم ، امام علي النقي (ع) فرمود بيائيد برويم و لشگركشي اين مرد ترك را ببينيم ما از شهر مدينه بيرون آمديم و ايستاديم ، سپاه ترك از كنار ما گذشتند و مردي از تركان از نزد ما عبور ميكرد ، امام (ع) به زبان تركي با او سخن گفت ، آن مرد از اسب خود پياده شد و سُم مركب آنحضرت را بوسه داد من آنمرد ترك را سوگند دادم و گفتم او با تو چه گفت ؟ مرد ترك گفت آيا او پيغمبر است ؟! گفتم نه ، گفت او مرا به اسمي خواند كه در كودكي در بلاد ترك بر من گذاشته بودند و تا اين ساعت هيچكس اين اسم را ندانسته بود.  انوارالبهيه صفحه 300

ابوهاشم جعفري نقل ميكند كه خدمت امام علي النقي (ع) رسيدم ، او به زبان هندي با من سخن گفت من نتوانستم درست جواب بگويم ، ظرفي پر از سنگريزه نزدش بود ، يكي از آن سنگريزه ها را در دهان نهاد و لحظه اي مكيد و سپس سنگريزه را به من داد ، من آنرا در دهان خود گذاشتم و به خدا سوگند كه از نزد آنحضرت بيرون نرفتم مگر اينكه به هفتادو سه زبان كه اول آن زبان هندي باشد سخن مي گفتم. انوارالبهيه صفحه 300

شيخ صدوق از ابوهاشم جعفري روايت ميكند كه تنگدستي و مضيقه سختي بر من وارد شد ، من به خدمت حضرت امام علي النقي (ع) رفتم ، اذن نشستنم داد ، چون نشستم فرمود اي ابوهاشم كدام نعمتي را كه خدا به تو داده ميتواني شكر آنرا به جا آوري ؟!

ابوهاشم مي گويد : از فشار اندوه خاموش ماندم و ندانستم چه بگويم ؛ آنحضرت ابتدا به سخن نمود و فرمود ؛ خدا ايمان را روزي تو گردانيد و به وسيله آن بدنت را بر آتش حرام نمود و عافيت به تو ارزاني داشت و تو را براي عبادت ياري كرد و قناعت را به تو داد و در اثر آن تو را از ريختن آبرويت محفوظ گردانيد ، اي ابوهاشم من سخن گفتن با تو را به اين كلمات ابتدا نمودم زيرا گمان كردم ميخواهي از آن كسيكه اين همه نعمت به تو داده نزد من شكايت كني و دستور دادم صد دينار به تو بپردازند آنرا تحويل بگير. انوارالبهيه صفحه 301

طبرسي از محمد بن حسن اشتر علوي روايت ميكند كه من با پدرم درب خانه متوكل بوديم و در آن هنگام من كودك بودم و ميان جمعي از مردم كه بعضي از اولاد ابيطالب و برخي از بني عباس و بعضي جعفري بودند ايستاده بوديم كه ناگاه امام علي النقي (ع) آمد و تمام مردم با احترام او از مركبها پياده شدند تا آنحضرت داخل خانه متوكل شد ، بعضي از مردم به يكديگر گفتند چرا ما براي اين جوان پياده شويم ، با اينكه او شريف تر و بزرگتر و سالخورده تر از ما نيست ، به خدا قسم ديگر براي او پياده نخواهيم شد ، ابوهاشم جعفري گفت به خدا قسم وقتي او را ببينيد با كمال ذلت و خواري پياده ميشويد ، لحظه نگذشت كه آن حضرت بازگشت و از ديدن او تمام مردم پياده شدند ، ابوهاشم گفت مگر شما خيال نداشتيد براي او پياده شويد ، گفتند به خدا قسم ما نتوانستيم خودداري كنيم و بي اختيار پياده شديم. انوارالبهيه صفحه 302

روايت شده كه ابوهاشم جعفري خدمت امام علي النقي (ع) شكوه نمود و گفت چون من از نزد شما به بغداد مي روم اشتياق ديدار شما را پيدا ميكنم و مركبي جز اين يابوي خود ندارم و او هم ضعيف و ناتوان است شما به درگاه خداوند در حق من دعا كنيد ، امام (ع) فرمود : {{ قواك الله يا اباهاشم و قوي برذونك }} خدا نيرومند كند تو را اي ابوهاشم و نيرومند كند يابوي تو را ، از آن پس ابوهاشم نماز صبح را در بغداد ميخواند و بر يابوي خود مي نشست و ظهر آنروز به سامراء مي رسيد و اگر ميخواست با همان يابو در همان روز به بغداد بازميگشت و اين از دلائل شگفت انگيزي بود كه مشاهده گرديد.  انوارالبهيه صفحه 302

مولف { حاج شيخ عباس قمي ره } گويد :  ابوهاشم جعفري داود بن قاسم بن اسحق بن عبدالله بن جعفر بن ابيطالب (ع) است او اهل بغداد و ثقه جليل القدري است كه درك حضور حضرت رضا و جواد و هادي و عسكري و صاحب الامر حضرت مهدي عليهم السلام را نمود و ما در شرح ولادت حضرت صادق (ع) { در صفحه 149 الي 150 كتاب انوارالبهيه } به او اشاره نموديم و او در نزد ائمه عليهم السلام منزلتي عظيم داشته و از تمام ائمه روايت كرده و او را اخبار و مسائلي است و اشعاري شيوا درباره ائمه سروده است و يكي از اشعارش اين قصيده است كه درباره امام علي النقي (ع) در وقتيكه آنحضرت مريض بود گفته است { به علت ترجمه نشدن شعر توسط مترجم ، شعر در اينجا ذكر نميگردد هركه طالب خواندن آن است به صفحه 303 كتاب انوارالبهيه مراجعه كند.  انوار البهيه صفحه 303

قطب راوندي نقل ميكند كه جمعي از اهل اصفهان مي گفتند در اصفهان مردي بود كه او را عبدالرحمن ميگفتند و شيعه بود ، به او گفتند براي چه قائل به امامت امام علي النقي (ع) شد و امامت ديگران را نپذيرفتي ،! گفت معجزه ديدم كه بر من واجب نمود او را امام بدانم و آن اين بود كه من مردي فقير بودم ولي زباني گويا و جرات و گستاخي داشتم ، يكي از سالها اهل اصفهان مرا با جمعي ديگر براي تظلم و دادخواهي نزد متوكل فرستادند ، روزي ما درب خانه متوكل ايستاده بوديم كه فرمان احضار علي بن محمد بن الرضا (ع) از كاخ فرمانروايي متوكل صادر گرديد ، من از بعضي از حاضرين پرسيدم اين مرد كيست كه دستور احضارش صادر شده است ؟! گفتند او مردي علوي است و رافضيان قائل به امامت او هستند و ممكن است متوكل او را براي كشتن احضار كرده باشد ، من گفتم از اينجا نمي روم تا ببينم او چگونه مردي است ، پس از آن علي بن محمد (ع) سوار بر اسبي بود و به جانب خانه متوكل آمد و مردم در طرف راست و چپ راه ايستاده و با احترام او صف كشيدند و بر او نگاه ميكردند ، چون نظر من بر او افتاد محبتش در دلم جاي گرفت و در دل شروع به دعا كردم كه خداوند شر متوكل را از او دفع كند ، او از ميان مردم مي گذشت و نظر به يال اسب خود دوخته به چپ و راست نمي نگريست و من در دلم مكرر بر او دعا ميكردم ، چون برابر من رسيد صورت خود را به جانب من گردانيد و گفت خداوند دعايت را مستجاب كند و عمرت را دراز و مال و فرزندت را زياد گرداند من از هيبت او به لرزه درآمدم و ميان همراهان و اصحاب خود افتادم ، آنان پرسيدند تو را چه شد و چه بر سرت آمد ؟! گفتم خير است و آن داستان را براي هيچكس نگفتم و از آن پس به اصفهان بازگشتيم و خداوند به دعاي او درهاي پديد آمدن ثروت را به روي من باز كرد تا اينكه امروز قيمت اموالي كه در خانه دارم هزار هزار درهم است غير از اموالي كه بيرون خانه دارم و ده فرزند دارا شدم و اكنون عمرم نيز هفتادو چند سال است و من قائل به امامت اين مرد بزرگوارم به دليل آنكه از افكار قلبي من آگاه شد و خداوند دعايش را درباره من مستجاب فرمود.   انوارالبهيه صفحه 304

از زراره حاجب متوكل روايت شده كه مردي شعبده باز از هند نزد متوكل آمد كه حقه بازي ميكرد و مانند او ديده نشده بود و متوكل مرد بسيار بازي دوستي بود و خواست علي بن محمد بن الرضا (ع) را خجل و شرمنده سازد ، به آن مرد شعبده باز گفت اگر تو او را شرمنده كني هزار دينار در ازاء پيروزيت به تو خواهم داد ، شعبده باز گفت دستور بده چند گرده نان نازك و سبك بپزند و روي سفره بچيند و مرا پهلوي او بنشان ، متوكل آنرا را انجام داد و علي بن محمد (ع) را احضار نمود و در طرف راست او متكائي بود كه صورت شيري بر آن نقاشي شده بود ، و روايت شده كه جلوي يكي از درها پرده آويخته و بر آن پرده صورت شير نقش بود ، شخص بازيگر كنار متكاي نامبرده نشست ، طعام آوردند و علي بن محمد (ع) دست به طرف يكي از نانها برد و شعبده باز آن نان را در هوا به پرواز آورد ، امام (ع) دست به سوي نان ديگري دراز كرد و او آنرا به پرواز آورد و در اثر اين كار مردم خنديدند ، علي بن محمد (ع) دست بر صورت شيري كه بر متكا بود زد و گفت بگير دشمن خدا را آنصورت شير از متكا بيرون جست و مرد بازيگر را خورد و مانند اول به متكا بازگشت ، تمام حاضرين متحير ماندند و امام (ع) برخاست كه بيرون رود متوكل گفت درخواست مي كنم بنشيني و آن مرد را باز به دنيا برگرداني فرمود به خدا قسم او پس از اين ديده نخواهد شد ، آيا تو دشمنان خدا را بر دوستانش مسلط مي كني ؟ آنگاه از نزد متوكل بيرون رفت و ديگر آن مرد شعبده باز ديده نشد.  انوارالبهيه صفحه 308

يکشنبه دوازدهم 6 1391 13:32

 

 

دسته ها : امام زمان(عج)
يکشنبه دوازدهم 6 1391 13:30

.هيچكس از يكي از سه خصلت خالي نيست: كبر فال بد و آرزوهاي بيجا اگر فال بد زديد اعتنا نكنيد نام خدا را ببريد و كار را انجام دهيد براي علاج كبر با غلامتان غذا بخوريد و بدست خود گوسفندتان را بدوشيد براي جلوگيري از آرزو بيجا دعا كنيد بدرگاه خدا تضرع و زاري نماييد مبا دا نفس اماره شما را بگناه كشد.

دسته ها : حديث و روايات
يکشنبه دوازدهم 6 1391 13:25
فيلم؛ زيارت رهبر انقلاب/جفاي تهراني‌ها در حق سيدالكريم از زبان آيت الله بهجت/ تصاوير حضور سيدحسن نصرالله در حرم/ عكسهاي قديمي+صوت زيارتنامه و شعرخواني
 
 
 
 
 

همان حكايت ماهي و درياست؛ نه قدر آب مي‌دانيم و نه شكر آن را بجاي مي‌آوريم. اين نه فقط حال و روز تهراني‌ها كه شايد توصيف بي وفايي خيلي از ما ايراني‌ها باشد. حرم حضرت عبدالعظيم حسني عليه السلام آنقدر در دسترس است و باريابي به بارگاه ايشان آنقدر سهل كه همچون ماهي در درون دريا، از وجود انوار كرامت ايشان غافليم. بارها شنيده‌ايم كه هر كه او را زيارت كند گويا سيد الشهدا عليه اسلام را زيارت كرده است اما كو گوش شنوا!

اين مطلب عرض ادبي است به پيشگاه «مَنْ  بِِزِيارَتِهِ ثَوابُ زِيارَة سَيِّدِ الشُّهَداءِ يُرْتَجي»؛ در اين روزها كه سالگرد وفاتشان است.

زيارتنامه حضرت عبدالعظيم حسني عليه اسلام

 

 

 

 

اَلسَّلامُ عَلي آدَمَ صِفْوَة اللهِ اَلسَّلامُ عَلي  نُوحٍ نَبِيِّ اللهِ اَلسَّلامُ عَلي اِبْراهيمَ خَليلِ اللهِ اَلسَّلامُ  عَلي مُوسي كَليمِ اللهِ اَلسَّلامُ عَلي عيسي رُوحِ اللهِ اَلسَّلام  عَليكَ يا رَسولَ اللهِ اَلسَّلامُ عَليكَ يا خيرَ خَلْقِِ اللهِ  اَلسَّلامُ عَليكَ يا صَفِيَّ اللهِ اَلسَّلامُ عَليكَ يا مُحَمَّدَ بْنَ  عَبْدِاللهِ خاتَمَ النَّبيّينَ اَلسَّلامُ عَليكَ يا اَميرَالْمُؤمِنينَ  عَلِيَّ  بْنَ اَبيطالِبٍ وَصِيَّ رَسُول اللهِ اَلسَّلامُ عَليكِ يا  فاطِمَة سيِّدَة نِسآءِ الْعالَمينَ اَلسَّلامُ عَليْكُما يا سِبْطَيِ  الرَّحْمَة وَ سيِّديْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّة اَلسَّلامُ عَليْكَ يا  عَليَّ بْنَ الْحُسيْنِ سيِّدَ الْعابِدينَ وَ قُرَّة عيْنِ النّاظِرينَ  اَلسَّلامُ عَليْكَ يا مُحَمَّدَ بْنَ عَليٍّ باقِرَالْعِلْمِ  بَعْدَالنَّبي اَلسَّلامُ عَليْكَ يا جَعْفَرَبْنَ مُحَمَّدٍ الصّادِقَ  الْبـآرَّ الْـاَمينَ اّلسَّلامُ عَليْكَ يا مُوسي بْنَ جَعْفَرِ  الطّاهِرَالطُّهْرَ اَلسَّلامُ عَليْكَ يا عَليَّ بْنَ مُوسَي الرِّضَا  الْمُرْتَضي اَلسًّلامُ عَليْكَ يا مُحَمَّدَ بْنَ عَليٍّ التَّقيّ  اَلسَّلامُ عَليْكَ يا عَلي بْنَ مُحَمَّدٍ النَّقِيَّ النّاصِحَ  الْـاَمينَ اَلسَّلامُ عَليْكَ يا حَسَنَ بْنَ عَليّ اَلسَّلامُ عَلي  الْوَصيِّ مِنْ بَعْدِهِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي نُورِكَ وَ سِراجِكَ وَ  وَلِيِّ وَليِّكَ وَ وَصِيِّ وَصيِّكَ وَحُجَّتِكَ عَلي خَلْقِكَ  اَلسَّلامُ عَليْكَ ايُّهَا السّيِّدُ الزَّكِيُّ وَ الطّاهِرُ الصَّفِيُّ  اَلسَّلامُ عَليْكَ يَا بْنَ السّادَة الْاَطْهارِ اَلسَّلامُ عَليْكَ يَا  بْنَ الْمُصْطَفيْنِ الْـاَخيارِ اَلسَّلامُ عَلي رَسُولِ اللهِ وَ عَلي  ذُريَّةِ رَسُولِ اللهِ وَ رَحْمَة اللهِ وَ بَرَكاتُهُ اَلسَّلامُ عَلي  الْعَبْدِ الصّالِحِ الْمُطيعِ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَ لِرَسُولِهِ وَ  لِاَميرِ الْمُؤمِنينَ اَلسَّلامُ عَليْكَ يا اَبَاالْقاسِمِ ابْنَ  السِّبْطِ الْمُنْتَجَبِ الْمُجْتَبي اَلسَّلامُ عَليْكَ يا مَنْ  بِِزِيارَتِهِ ثَوابُ زِيارَة سَيِّدِ الشُّهَداءِ يُرْتَجي اَلسَّلامُ  عَليْكَ عَرَّفَ اللهُ بيْنَنا وَ بيْنَكُمْ في الْجَنَّة وَ حَشَرَنا في  زُمْرَتِكُمْ وَ اَوْرَدَنا حَوْضَ نَبيِّكُمْ وَ سَقانا بِكَاْسِ  جَدِّكُمْ مِنْ يَدِ عَلِيِّ بْنِ اَبيطالِبٍ صَلَوات اللهِ عَليْكُمْ  اَسْئَلُ اللهَ اَنْ يُرِيَنا فيكُمُ السُّرُورَ وَ الْفَرَجَ وَ اَنْ  يَجْمَعَنا وَ ايّاكُمْ في زُمْرَةِ جَدِّكُمْ مُحَمَّدٍ صَلي اللهُ  عَليْهِ وَ آلِهِ وَ اَنْ لايَسْلُبَنا مَعْرِفَتكُمْ اِنَّهُ وَليٌّ  قَديرٌ اَتَقَرَّبُ اِلي الله بِحُبِّكُمْ وَ الْبَرائَةِ مِنْ  اَعْدائِكُمْ وَ التَّسْليمِ اِلي اللهِ راضياً بِهِ غيْرَ مُنْكِرٍ وَ  لامُسْتَكْبِرٍ وَ عَلي يَقينِ ما اَتي بِهِ مُحَمَّدٌ نَطْلُبُ بِذلِكَ  وجهك يا سيِّدي اَللّهُمَّ و رِضَاكَ وَالدّارَ الاخِرَةَ يا سَيِّدي وَ  ابنَ سَيِّدي اِشفَع لِي فِي الجَنَّةِ فَاِنَّ لَكَ عِندَاللهِ شَأناً  مِنَ الشَّأنِ اَللّهُمَّ اِنّي اَسئَلُكَ اَن تَختِمَ لي بِالسَّعادَةِ  فَلا تَسلُب مِنّي ما اَنَا فيهِ وَ لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ اِلّا بِاللهِ  الْعَليِّ الْعَظيمِ اَللّهُمَّ اسْتَجِبْ لَنا وَتَقَبَّلْهُ بِكَرَمِكَ  وَ عِزَّتِكَ وَ بِرَحْمَتِكَ وَ عافيَتِكَ وَ صَلّي اللهُ عَلي مُحَمَّدٍ  وَ آلِهِ اَجْمَعينَ وَ سَلَّمَ تَسْليماً يا اَرْحَمَ الّراحِمينَ.

دسته ها : مناسبت ها
يکشنبه دوازدهم 6 1391 11:58

دوازدهم شهريور برگزار مي شود؛ مراسم سالروز وفات حضرت عبدالعظيم حسني در مصلي بزرگ ري خبرگزاري رسا ـ مراسم سالروز وفات حضرت عبدالعظيم حسني(ع) دوازدهم شهريور با سخنراني آيت الله خاتمي امام جمعه موقت تهران در مصلي بزرگ ري برگزار مي شود.

 
 
 

به گزارش خبرگزاري رسا مراسم سالروز وفات وديعه گرانقدراهل بيت عليهم السلام در سرزمين ايران حضرت عبدالعظيم الحسني عليه السلام 15 شوال مطابق با 12 شهريور ماه در مصلاي بزرگ ري واقع در آستان مقدس حضرت عبدالعظيم عليه السلام در شهرري برگزار خواهد شد.

 

در اين مراسم كه از ساعت 11 صبح آغاز خواهد شد، زيارتنامه حضرت عبدالعظيم عليه السلام توسط آقاي احمد زين العابدين فرد قرائت خواهدشد و مداح اهل بيت(ع)، آقاي مجتبي باقري به مرثيه سرايي و ذكر مصائب اهل بيت عصمت و طهارت خواهد پرداخت و سخنران اين مراسم نيز آيت الله سيّداحمد خاتمي خواهد بود.

 

حضرت عبدالعظيم الحسني عليه السلام، نواده پاك امام حسن مجتبي عليه السلام و از راويان حديث و از دانشمندان بزرگي است كه محضر سه تن از امامان معصوم عليه السلام را درك كرده و از محضر ايشان بهره برده است.

 

سخنان ائمه عليهم السلام در مورد اين شخصيت بارز و محبوب و مورد اعتماد نزد اهل بيت عليهم السلام نشان از شخصيت علمي و مدارج بالاي معنوي دارد، چنانچه در روايتي مشهور، امام هادي عليه السلام زيارت بارگاه حضرت عبدالعظيم الحسني عليه السلام را برابر با زيارت مزار منور حضرت سيدالشهداء عليه السلام در كربلا دانسته است./959/د102/ص

 

 

 
/ پايان خبر /
دسته ها : مناسبت ها
يکشنبه دوازدهم 6 1391 11:52

بند هفتم

اين بند براي روزي حلال  بسيار مجرب است

دسته ها : دعا
يکشنبه دوازدهم 6 1391 10:3

.چون كار بر مسلماني سخت شد به پروردگارش شكايت كند كه كليد كارها و تدبير امور بدست اوست.

دسته ها : حديث و روايات
يکشنبه دوازدهم 6 1391 9:57
نگاهي به «وقايع 15 شوال‌المكرم»

گروه فضاي مجازي: 15 شوال المكرم سالروز شهادت حضرت‌حمزه (ع)، معجزه ردالشمس از اميرالمؤمنين على(ع) و وفات حضرت‌عبدالعظيم‌حسنى(ع) است.

به گزارش خبرگزاري قرآني ايران(ايكنا) شعبه مركزي، در اين مقاله مناسبت‌هاي روز 15 شوال مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

جنگ احد و شهادت حضرت حمزه(ع)؛

در سال 3 هـ در روز جنگ احد حضرت حمزه و سيد الشهدا(ع) و 69 نفر از مسلمانان به شهادت رسيدند(1). بعضى جنگ احد را در 17 شوال نقل كرده‌اند(2).

در اين جنگ مسلمانان هزار نفر بودند كه به نوشته عده‌اى سيصد نفر در بين راه برگشتند و براى جنگ 700 نفر باقى ماند. كفار 3000 نفر بودند و 2000 نفر و 4000 نفر و 5000 نفر هم گفته اند تعداد كشته‌هاى كفار 22 يا 23 يا 28 نفر و تعداد شهدا 70 نفر بود(3). در اين روز دندان و پيشانى پيامبر(ص) را شكستند(4).

فداكارى هاى اميرالمومنين(ع)؛

در اين روز بر اثر فداكاري‌ها و شجاعت‌هايى كه اميرالمؤمنين على(ع) در دفاع از وجود شريف خاتم الانبيا(ص) و حفاظت از آن حضرت نشان داد جراحت‌هاى بسياري بر بدن مباركش رسيد اين در حالى بود كه ديگران فرار كرده بودند و پيامبر(ص) فرمود:« يا على آيا مى‌شنوى كه از آسمان تو را مدح مى‌كنند. يكى از ملائكه به نام رضوان مى‌گويد «لا سيف الا ذوالفقار و لا فتى الا علي» اميرالمؤمنين(ع) مى‌فرمايد: از خوشحالى گريستم و خداوند سبحان را بر اين نعمت حمد كردم .»در اين جنگ پيروزى در ابتدا از آن مسلمانان بود ولى مقدارى كه به تعقيب دشمن رفتند و ميدان خالى شد بازگشتند و مشغول جمع غنايم شدند و اكثر نگهبانان از دستور پيامبر(ص) پيروى نكردند و محل نگهبانى خود را رها كردند و مانند بقيه مشغول جمع غنايم شدند.

«خالد بن وليد» كه از سردسته‌هاى كفار در اين جنگ بود از همان قسمت با كفار حمله كردند تعداد اندكى از نگهبانان دره كه از دستور پيامبر سرپيچى نكرده بودند، شهيد شدند و كفار از پشت سر به مسلمانان حمله كردند. فراريان كفار هم تا اين وضع را ديدند بازگشتند و حمله به مسلمين شدت گرفت. جراحت‌هاى فراوانى بر بدن پيامبر(ص) رسيد و شيطان فرياد برآورد كه محمد كشته شده است مسلمانان با شنيدن اين ندا فرار كردند، و فقط چند نفرى از وجود مبارك پيامبر(ص) محافظت كردند كه عبارت بودند از اميرالمومنين(ع) و ابودجانه كه شهيد شد و زنى به نام نسيبه و انس بن نضر كه تازه از مدينه رسيده بود(5).

بانويى به نام نسيبه؛

در اين روز يكى از كسانى كه جانفشانى كرد و فرار نكرد بلكه مانع از فرار ديگران نيز شد بانويى به نام نسيبه دختر كعب بن مازنيه بود و به او ام عماره مى گفتند او با شوهر و دو پسر خود در جنگ احد شركت داشتند. نسيبه مشك آبى به دوش داشت و سقايت لشكر اسلام را مى‌نمود هنگامى كه موقعيت را چنان ديد كه مسلمين در حال فرار هستند مشك را به كنار انداخت و خود را پيش روى پيامبر صلى الله عليه و آله سپر كرد به گونه اى كه جراحات زيادى بر او وارد شد كه مداواى يكى از آنها تا يك سال بعد ادامه داشت.

اين زن فداكار دست به شمشير برد و چنان ضربه اى بر ابن حميه كه قصد كشتن پيامبر(ص) را داشت زد كه او فرار كرد عبدالله فرزند سبيه خواست فرار كند كه مانع او شد و او را تشويق به جنگ و دفاع از پيامبر (ص) نمود و او قبول كرد. پيامبر(ص) به نسيبه فرمود «بارك الله عليك ِ يا نسيبه» در اين حال پيامبر(ص) ديد يكى از مهاجرين فرار مى كند در حاليكه سپرش را به پشتش بسته است آن حضرت فرمودند اى صاحب سپر سپرت را بينداز و خودت به جهنم برو سپس آن حضرت به نسيبه فرمود سپر او رابردار او آن را برداشت و مشغول جنگ با مشركين شد در اين هنگام حضرت فرمود مقام نسيبه از مقام فلان و فلان و فلان افضل است چه اينكه آنان فرار كردند(6).

شهادت حضرت حمزه(ع)؛

در اين روز جناب حمزه بن عبدالمطلب عموى پيامبر(ص) شهادت رسيد. آن حضرت برادر رضاعى پيامبر(ص) بود چون هر دو بزرگوار از زنى به نام ثويبه شير خورده بودند(7).

آن حضرت مردى شجاع و با هيبت بود و در اين جنگ به دست وحشى و به دستور هند همسر ابوسفيان كشته شد. هند به خاطر كشته شدن پدر و برادر و عمويش در جنگ بدر ابتدا قصد نبش قبر مادر پيامبر را داشت ولى كفار قريش از ترس نبش قبور امواتشان مانع شدند. اين بود كه او وحشى را با وعده هايى به كشتن پيامبر(ص) يا على مرتضى و يا حمزه(ع) تحريك كرد. وحشى گفت از كشتن پيامبر(ص) و پسر عمويش على(ع) عاجزم ولى براى كشتن حمزه كمين مى كنم.

او در ميدان جنگ با نيزه اى بر سينه و يا شكم مبارك آن حضرت زد و آن حضرت را شهيد كرد وقتى خبر به هند دادند آن خبيث دستور داد سينه آن حضرت را بشكافد و جگر مبارك آن حضرت را بيرون آورد وقتى خواست به جگر حمزه دندان بزند دندانهاى نحسش كارگر نشد همچنين هند با خنجرى گوشها بينى و غيره آن حضرت را جدا كرد و به گردن انداخت.

پيامبر(ص) هنگامى كه حمزه را با آن وضع ديدند گريستند و عباى مبارك را روى او كشيدند كه خواهرش صفيه او را به آن حال نبيند و فرمودند «يا عم رسول الله و اسد الله و اسد رسوله .. يا فاعل الخيرات كاشف الكربات» اميرالمومنين(ع) و فاطمه زهرا(س) و صفيه و ديگران بر آن حضرت گريستند(8) پيامبر صلى الله عليه و آله بر بدن مبارك او نماز خوانده و او را در اُحد دفن نمودند. بعد از چهل سال معاويه خواست نهرى از احد عبور دهد با قبر حضرت حمزه برخورد نمود و سر بيلها به پاى حمزه رسيد و فورا خون جارى شد.

حضرت رضا(ع) به نقل از رسول خدا(ص) فرمودند؛ «بهترين برادران من على(ع) و بهترين عموهاى من حمزه(ع) است.»(9)

رد الشمس؛

در اين روز بازگشت خورشيد براى اميرالمؤمنين(ع) به وقوع پيوسته است(10) به قولى اين واقعه در 17شوال بوده است.(11)

لازم به يادآورى است كه رد شمس براى اميرالمؤمنين(ع) دو بار اتفاق افتاده است: يكى در زمان پيامبر(ص) در نزديكى مسجد قبا، و ديگرى پس از رحلت آن حضرت در سرزمين بابل در نزديكى حله(12).

علامه امينى رحمه الله به تفصيل احاديث رد الشمس را به طرق مختلف و همچنين كسانى را كه درباره رد الشمس كتاب تأليف كرده اند در الغدير بيان فرموده است.(13)

جنگ بنى قينقاع؛

در اين روز بعد از بيست ماه از هجرت نبوى غزوه بنى قينقاع واقع شد(14)، و بنابر قولى اين جنگ در صفر به وقوع پيوسته است.

وفات حضرت عبدالعظيم (ع)؛

در سال 252 يا 255(15) حضرت ابوالقاسم عبدالعظيم حسنى فرزند عبدالله بن على بن حسن بن زيد بن حسن بن على بن ابى طالب عليهم السلام وفات يافته است(16) ايشان از مشاهير علما و از ثقات و فضلاى محدثين است كه در زهد و ورع زبانزد خاص و عام بوده و از امام جواد و امام هادى عليه السلام روايت نقل كرده است(17) كتاب خطب اميرالمومنين(ع) و كتاب اليوم و الليله از آثار آن بزرگوار است.(18) جلالت و عظمت شأن آن بزرگوار از عرضه عقايدش خدمت امام زمانش حضرت هادى عليه السلام و تاييد آن حضرت درباره آنها به وضوح پيداست.

ايشان بطور ناشناس وارد رى شد و از ترس بنى عباس در ساربانان در خانه يكى از شيعيان زندگى مى كرد(19) تا هنگام وفات كسى متوجه نشد آن بزرگوار كيست تا اينكه بعد از وفات خواستند آن بزرگوار را غسل دهند نوشته اى در لباس او يافتند كه نسب شريف خود را در آن نوشته بود مرقد مطهرش در شهر رى است (البته بعضى شهادت ايشان را نقل كرده اند كه خانه را بر سر ايشان خراب كردند و ايشان را به شهادت رساندند).

پدر آن حضرت عبدالله مشهور به عبدالله قافه است قافه نام مكانى بود كه جناب عبدالله از طرف پدربزرگش جناب حسن بن زيد حاكم آنجابود.

همسر حضرت عبدالعظيم خديجه دختر قاسم بن حسن بن زيد بن حسن بن على بن ابى طالب عليه السلام است.(20) بعضى امامزاده قاسم شمال تهران را پدر خديجه همسر حضرت عبدالعظيم مى دانند.(21)

دختر آن حضرت سلمى است كه حضرت عبدالعظيم عليه السلام او را به عقد محمد بن ابراهيم بن ابراهيم بن حسن بن زيد بن حسن بن على بن ابيطالب عليهم السلام در آورد و ثمره اين ازدواج سه پسر به نامهاى عبدالله و حسن و احمد بود.(22)

منابع:

برگرفته شده از كتاب تقويم شيعه نوشته حجت الاسلام و المسلمين عبدالحسين نيشابورى.

1.مسار الشيعه ص 15-17 بحار الانوار ج 20 ص 18 توضيح المقاصد ص 27 سيره ابن هشام ج 3 ص 67 الموسوعه الكبرى فى غزوات النبى الاعظم صلى الله عليه و آله و سلم ج 2 ص 110 تقويم المحسنين ص 12.

2. بحار الانوار ج 97 ص 168.

3. مسار الشيعه ص 15.

4. بحار الانوار ج 20 ص 18.

5. ارشاد ج 1 ص 87 اسدالغابه ج 4 ص 21 مسار الشيعه ص 16 مصباح كفعمى ج 2 ص 600.

6. بحار الانوار ج 20 ص 54.

7. بحارالانوار، ج15، ص281.

8. بحارالانوار: ج20، ص55. حمزه سيدالشهدا عليه السلام، ص28_29.

9. عيون اخبار الرضا عليه السلام، ج2، ص61. رياحين الشريعه، ج4، ص350.

10. قلائد النحور، ج شوال، ص92. مصباح كفعمى، ج2، ص600. فيض العلام، ص76. تقويم المحسنين، ص12. وقايع الشهور، ص201.

11. بحارالانوار، ج97، ص384، ج95، ص189.

12. فيض العلام، ص201.

13. الغدير، ج3، ص183_204.

14. بحارالانوار، ج20، ص5.

15. مراقد المعارف، ج2، ص52. مستدركات علم رجال الحديث، ج2، ص424_426.

16. مستدرك سفينه البحار ج 6ص66 وقايع الشهور ص 201.

17. سبل الرشاد الى اصحاب الامام الجواد عليه السلام ص 157 مراقد المعارف ج 2ص 54.

18. سبل الرشاد الى اصحاب الامام الجواد عليه السلام ص 157 مراقد المعارف ج 2ص 54.

19. سبل الرشاد الى اصحاب الامام الجواد عليه السلام ص 157 مراقد المعارف ج 2ص 54.

20. رياحين الشريعه ج4ص 197.

21. رياحين الشريعه ج 4 ص 197 ج 5 ص 106.

22. رياحين الشريعه ج4 ص 332.

دسته ها : مناسبت ها
يکشنبه دوازدهم 6 1391 8:23

به پيمانها وفا كنيد هيچگاه نعمت و خرمي زندگي از دست نرود مگر در اثر گناه خدا در حق بندگان ستمكار نيست اگر پيش از بلا دعا و توبه كنند نازل نمي شود و اگر پس از گرفتاري و زوال نعمت هم با نيت صادق به خدا پناهنده شوند و سستي و اسراف نكنند خدا همه مفاسدشان را اصلاح ميكنند و هر نعمتي كه گرفته باز گرداند.

شنبه یازدهم 6 1391 23:40

تصاوير ي از امامزاده سي تن فرزند امام نهم







 
شنبه یازدهم 6 1391 23:38
"ديروز از هرچه بود گذشتيم امروز ازهرچه بوديم گذشتيم! انجا پشت خاكريز بوديم و اينجا درپناه ميز! ديروز دنبال گمنامي بوديم و امروز مواظبيم ناممان گم نشود! جبهه بوي ايمان مي داد و امروز ايمانمان بومي دهد انجا درب اتاقمان مي نوشتيم يا حسين فرماندهي از ان توست الان مي نويسيم بدون هماهنگي وارد نشويد ! "
سردار شهيد شوشتري
شنبه یازدهم 6 1391 23:35
X